فهرست کتاب


مکیال المکارم (در فوائد دعا برای حضرت قائم (علیه السلام) / جلد اول

سید محمد تقی موسوی اصفهانی‏ سید مهدی حائری قزوینی‏

حرف ن

1- نفع آن حضرت (علیه السلام)

بدان که منافع وجود مبارک آن جناب بر چند گونه است:
قسم اول: منافع آن حضرت چه غایب باشد و چه ظاهر، و آن بر دو نوع است:
نوع اول: تمام خلایق در آن شریک هستند مانند: زندگی و بقای در جهان و...که همه اش از برکات و فیوضات وجود شریف آن حضرت است - چنان که در بخش دوم و سوم کتاب آوردیم - لذا در توقیع شریف فرمود: و اما وجه بهره وری از من در زمان غیبتم مانند استفاده از خورشید است هنگامی که ابر از دیده ها پنهانش سازد. و من برای اهل زمین امان هستم، هم چنان که ستارگان مایه ایمنی اهل آسمان هستند...**بحار الانوار: 53/181.***
و به همین مضمون روایات دیگری از ائمه اطهار (علیه السلام) نیز وارد شده که در خاتمه کتاب، فصلی برای بیان مبانی و تحقیق و اشارات آن منعقد خواهیم کرد ان شاء الله تعالی.
نوع دوم: افاضات علمی و عنایات ربانی که به مؤمنین اختصاص دارد، مانند: واضح نمودن وقت نمازهای یومیه و مانند آن است، چنان که در وسائل به سند خود از حضرت ابوعبدالله صادق (علیه السلام) روایت شده که فرمود: هیچ روز ابری نیست که وقت زوال بر مردم مخفی باشد مگر این که امام (علیه السلام) خورشید را نهیب زند تا آشکار گردد، پس بر اهل هر آبادی کسی که به وقت اهتمام داشته باشد و آن که ضایع نماید احتجاج کند.**وسائل الشیعه: 3/79.***
قسم دوم: منافع زمان غیبت آن حضرت (علیه السلام): آن هم بر دو نوع است:
نوع اول: مخصوص به مؤمنین است و آن بسیار است، از جمله: ثواب بسیاری است که بر انتظار زمان ظهور آن جناب مترتب است و ان شاء الله در بخش هشتم خواهد آمد، و نیز آنچه از ثواب ها بر صبر و شکیبایی آنان در عصر غیبت مترتب است که در همان بخش خواهیم آورد، و باز دو برابر شدن ثواب کارهای نیک آن ها در چنین زمانی چنان که در کتاب اصول کافی و غیر آن از عمار ساباطی روایت شده که گفت: به حضرت ابوعبدالله صادق (علیه السلام) گفتم: کدام بهتر است عبادت مخفیانه با امام از شما خاندان که در دولت باطل پنهان باشد یا عبادت در زمان ظهور حق و دولت امام ظاهر از شما؟ فرمود: ای عمار! صدقه در سر والله بهتر است از صدقه علنی، همین طور است به خدا عبادت شما با امامتان که در زمان دولت باطل مخفی باشد، و ترسیدن شما از دشمنان در دولت باطل و هنگام متارکه، بهتر است از کسی که خداوند - عزوجل - را در ظهور امام حق آشکار در دولت حق عبادت نماید، و عبادت در حال ترس در دولت باطل مانند عبادت و امنیت در دولت حق نیست. و بدانید که هر یک را شما امروزه نماز واجب خودش را عبادت و امنیت در دولت حق نیست. و بدانید که هر یک از شما امروزه نماز واجب خودش را جماعت بخواند در حالی که از دشمن مخفی باشد و با تمام شرایط در وقتش آن را ادا نماید، خداوند - عزوجل - ثواب پنجاه نماز فریضه با جماعت برای او می نویسد، و هر آن که از شما نماز واجبی را فرادی و مخفیانه از دشمن در وقتش با تمام شرایط بخواند، خداوند - عزوجل - برای او ثواب بیست و پنج نماز فرادی می نویسد، و هر یک از شما نماز نافله اش را در وقتش با شرایط بجای آورد، خداوند برای او ده نماز نافله می نویسد، و هر کدام از شما حسنه ای انجام دهد خداوند برای او بیست حسنه می نویسد، و خداوند - عزوجل - حسنات مؤمن از شما را می افزاید اگر اعمالش را نیکو گرداند و به تقیه، دین و امام و خودش را مواظبت کند و زبانش را حفظ نماید، چندین برابر می افزاید، خداوند - عزوجل - کریم است...**کافی: 1/333.***.
و از جمله: ثواب های زیاد و اجرهای عظیمی است که بر بعضی از اعمال مخصوص به زمان آن حضرت - صلی الله علیه - مترتب است، و ان شاء الله در بخش هشتم کتاب خواهیم آورد.
نوع دوم: مخصوص کافرین و منافقین است، و آن مهلت دادن و تأخیر عذاب آن ها است، چنان که در تفسیر علی بن ابراهیم قمی رحمةالله درباره آیه شریفه:فمهل الکافرین امهلهم رویدا**سوره طارق، آیه 17.***.
پس کافران را مهلت ده مهلت اندکی. فرمود: در وقت بر انگیخته شدن قائم (علیه السلام) انتقام مرا از اجبار و طاغوت ها، از قریش و بنی امیه و سایر مردم خواهد گرفت.**تفسیر القمی: 3/416.***
قسم سوم: منافع زمان ظهور او: و آن بر دو نوع است:
نوع اول: شامل خلایق و موجودات می شود مثل انتشار نور، و ظهور عدل، و امنیت راه های بلاد، و ظهور برکات زمین، و صلح و آشتی درندگان و چارپایان، و آزار نرساندن هیچ نیشداری به کسی، و برکت فراوان، و منافع بی کران دیگر...چنان که در بحار در وصف حضرت قائم (علیه السلام) از امیرالمؤمنین (علیه السلام) منقول است که فرمود: و آسمان بارانش، و درختان میوه ها، و زمین گیاهان را بر می آورند، و برای اهل آن زینت می کند، و درندگان ایمن شوند تا جایی که مانند چارپایانشان در اطراف زمین چرا می کنند...**بحار الانوار: 53/85.***
نوع دوم: مخصوص مؤمنین است، و آن بر دو گونه است:
گونه اول: برای زندگان آن ها، و آن انتفاع و بهره وری از شرف حضور آن حضرت و استفاده از نور آن جناب و فرا گرفتن از علوم آن بزرگوار و بر طرف شدن بیماری ها و گرفتاری ها و بلاها از بدن های ایشان است. چنان که در بحار و غیر آن از امام صادق (علیه السلام) آمده که فرمود: هرگاه قائم (علیه السلام) بپاخیزد، خداوند از هر مؤمن ناگواری ها را دور می سازد و نیرویش را به او باز گرداند.**بحار الانوار: 52/.***
و از آن منافع، زیاد شدن نیروی آن ها است که در حرف (ق) گذشت، و طولانی شدن عمرشان، و مشاهده کردن نحوه انتقام حضرت قائم (علیه السلام) از دشمنانشان، و منافع فراوان دیگر...
گونه دوم: برای مردگان ایشان، از جمله: خوشحالی و فرح ظهور آن حضرت به قبرهایشان داخل می شود چنان که در کتاب المحجة از امام صادق (علیه السلام) آمده که در آیه شریفه:و یومئذ یفرح المؤمنون بنصرالله**سوره روم، آیه 4.***؛ و در آن روز مؤمنان به یاری خداوند خشنود می شوند. امام فرمود: در قبرهایشان به ظهور قائم (علیه السلام)**المحجه: 172.***. و در حرف (ل) مطالبی که بر این معنی دلالت داشت گذشت.
و از جمله منافع زمان ظهور آن حضرت برای اموات مؤمنین، زنده شدن آن ها است بعد از مرگشان. چنان که از بحار از امام صادق (علیه السلام) روایت شده فرمود: و چون هنگام قیامش فرا رسد در ماه جمادی الثانیه و ده روز از رجب بارانی بر مردم خواهد بارید که خلایق نظیر آن را ندیده باشند، پس خداوند به وسیله آن، گوشت ها و بدن های مؤمنین را در قبورشان می رویاند، و گویی آن ها را می نگرم که از سوی (جهینه) می آیند در حالی که موهای خود را از خاک تمیز می کنند...**بحار الانوار: 52/337.*** در حرف (ک) نیز مطلب مناسب گذشت و در بخش پنجم نیز خواهد آمد که هر کس برای فرج آن حضرت دعا کند در زمان ظهور زنده می شود تا به خدمت آن جناب شرفیاب گردد، ان شاء الله تعالی.

2- نور آن حضرت (علیه السلام)

از مهم ترین اموری که انگیزه دعا کردن برای آن حضرت می شود نور اوست، دلیل بر آن عقل است به بیان این که: اگر در شب تاریکی در راه پر پیچ و خمی بودید، و در آن راه لغزندگی های هولناک و سگ های آزار دهنده ای هم بود که دچار آن ها شدید، و خلاصی از آن ها جز به وسیله چراغی که راه را روشن کندمیسر نبود، آن گاه کسی برای شما چراغی آورد که به وسیله آن خلاص شدید و از گمراهی رهایی یافتید، عقل بلکه - طبع و فطرت - شما را بر می انگیزد که برای او دعا کنید، بدون این که تأمل نمایید در این که او مرد بود یا زن، عالم بود یا جاهل، برده بود یا آزاد، چون محض همین کار سبب خلاصی و رهایی شما شد و باعث دعای شما گردید.
اکنون که این مطلب را فهمیدی بدان که تحقیق سخن در این جا به چند فصل نیاز دارد:
اول: معنی نور.
دوم: این که نورانیت نشانه شرف و کمال آن دلیل کمال دارنده آن است.
سوم: در بیان این که آن حضرت - عجل الله تعالی فرجه الشریف - وجودش نور است.
چهارم: در بیان اشراقات نور آن حضرت در غیبت و حضور.
فصل اول - معنی نور: بدان که (نور) اسم است برای چیزی که خودش ظاهر است و اشیاء غیر خودش را ظاهر کند، چه ظهور و روشنی خودش از خودش باشد یا از غیر خود، آن را کسب کرده باشد. تعریف دیگری هم که شده به این معنی بر می گردد که گفته اند: نور چیزی است که اشیاء به وسیله آن ظاهر می شود، چون ظاهر شدن اشیاء به وسیله آن فرع بر ظهور خودش می باشد، زیرا که فاقد شی ء معطی آن نیست.
و اما این که در تعریف نور گفته شده: الظاهر بنفسه المظهر لغیره؛ به خودی خود ظاهر است و مظهر غیر خودش. اگر منظور همین بیان ما باشد، تعریف درستی است ولی اگر مقصود این باشد که ظهور نور از خودش هست و به غیر خودش تکیه ندارد، و ظهور اشیاء دیگر مستند به آن است - چنان که باء سببیت در الظاهر بنفسه این معنی را می رساند - ناتمام و ممنوع است، زیرا که لازمه اش آن است که کلمه (نور) را بر غیر خداوند نتوان به طور حقیقی اطلاق کرد، پس این تعریف جامع افراد نیست.
نور - بنابر همه این تعاریف - کلی مشککی است که افراد آن متفاوت است، حد اعلای آن ذات اقدس خداوند است که به خودی خود ظاهر است و غیر خودش را ظاهر کرده، و از حد و مرز ممکنات خارج است و آفریننده تمام انوار. چه خوش گفته اند:

یا من هو اختفی لفرط نوره - الظاهر الباطن فی ظهوره

ای آن که بر اثر شدت نورش مخفی شده ای؛ ظاهری که در ظهور و آشکاری اش باطن است.
این نور نه جوهر است و نه عرض، بلکه آشکار کننده تمام جواهرها و عرض ها است، با این بیان اطلاق نور بر خداوند متعال در آیه : الله نور السماوات و الارض **سوره نور: آیه 35.***؛ خداوند نور آسمان ها و زمین است.
هیچ نیازی به تکلف و مجاز شمردن و امثال این ها ندارد، و همین گونه است دعایی که در کتاب مهج الدعوات از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) روایت شده که: (بسم الله النور بسم الله نور علی نور...).**مهج الدعئات: 7. ***و شرح این کلام جای دیگری دارد.
قسم دیگری از نور تحت عنوان جوهر واقع می شود که مصداق اعلای آن وجود مقدس پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) و حبیب ما حضرت محمد بن عبدالله (صلی الله علیه و آله وسلم). باشد که خداوند متعال آن حضرت را مثل نور خود قرار داده است. وجود مقدس امام (علیه السلام) نیز از همین قسم است، - چنان که خواهد آمد - و از اقسام نور جوهر، عالم است و اقسام دیگری که درجات مختلفی دارند.
قسم دیگری از نور در عنوان عرض وارد است، مانند: نور برق و چراغ و امثال این ها. باید توجه داشت که اطلاق نور بر همه این ها حقیقت است، و با این بیان واضح می شود که در میان روایاتی که در تفسیر آیه نور هست اختلافی نیست، زیرا که هر یک از آن ها بیان یکی از مصادیق نور است، و اگر ترس طولانی شدن مطلب نبود حق تحقیق را در این جا ادا می کردم.
فصل دوم - نورانیت نشانه شرافت است: و چون دانستی که نور اقسام فراوانی دارد که درجات فوق یکدیگر دارند، تردیدی نیست که نورانیت نشانه شرافت صاحب خویش است، و کمال آن دلیل کمال شرافت است.
این امر کاملا واضح و هیچ پرده ابهامی بر آن نیست، و دلیل بر آن - به اضافه عقل - آیات و روایات بسیار است، از جمله:
1- آیه نور؛ خداوند متعال در این آیه خود را با این صفت متعالی وصف فرموده که برای اثبات مطلوب ما بس است.
2- آیاتی که در مقام امتنان بر مردم به خاطر آفرینش خورشید و ماه وارد شده است، خداوند - عزوجل - می فرماید: و جعل القمر فیهن نورا و جعل الشمس سراجا**سوره نوح، آیه 16.*** و ماه را در آسمان ها نور و خورشید را چراغ قرار داد.
3- آیاتی که به ماه و خورشید سوگند یاد می کند، مانند این آیه:والشمس و ضحاها * والقمر اذا تلاها**سوره شمس، آیه 1و2.***؛ سوگند به خورشید و هنگام چاشت آن، و سوگند به ماه هنگامی که پی آن درآید.
و اما روایات، جداً زیاد است، از جمله روایاتی است که درباره نور پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) وارد شده، چنان که در بحار - مجلد ششم - از امام صادق (علیه السلام) آمده که فرمود: محمد و علی - (صلی الله علیه و آله وسلم) - از دو هزار سال پیش از آفرینش خلق، در پیشگاه خداوند - عزوجل - نور بودند، هنگامی که فرشتگان آن نور را دیدند، ریشه و شاخه درخشنده ای برایش مشاهده کردند، پس گفتند: پروردگار و خدای ما این نور چیست؟ خداوند - عزوجل - به آن ها وحی فرمود: این نوری از نور من است، اصل آن نبوت و شاخه آن امامت است، نبوت برای محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) بنده و پیغمبر من، و امامت برای علی حجت و ولی من خواهد بود، و اگر این دو نبودند آفریدگانم را خلق نمی کردم.**بحار الانوار: 15/11.***
و در همان کتاب از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) آمده که فرمود: خداوند من و علی و فاطمه و حسن و حسین را پیش از خلقت آدم آفرید، هنگامی که نه آسمان بنا شده ای بود و نه زمین گسترده ای، نه ظلمتی، نه نوری، نه آفتاب و نه ماهی، و نه بهشتی و نه دوزخی وجود داشت. عباس عرض کرد: پس ابتدای آفرینش شما چگونه بود یا رسول الله؟ فرمود: ای عمو! وقتی خداوند اراده کرد ما را خلق کند، با کلمه ای سخن گفت، از آن نوری آفرید، سپس به کلمه دیگری تکلم کرد و با آن روحی خلق کرد، سپس نور را با روح ممزوج گردانید، آن گاه من و علی و فاطمه و حسن و حسین را خلق کرد، ما او را تسبیح می گفتیم، گاهی که تسبیحی نبود و تقدیسش می کردیم، هنگامی که تقدیسی نبود.
و چون خداوند متعال اراده کرد که خلق را بیافریند، نور مرا شکفت، پس عرش را از آن آفرید، عرش از نور من است و نور من از عرش افضل است، سپس نور برادرم علی را شکفت و از آن ملائکه را آفرید، پس فرشتگان از نور علی هستند و نور علی از نور خداست، و علی افضل از ملائکه است، آن گاه نور دخترم را شکفت و از آن آسمان ها و زمین را آفرید، پس آسمان ها و زمین از نور دخترم فاطمه است، و نور دخترم فاطمه از خداست و دخترم فاطمه از آسمان ها و زمین افضل است. پس از آن نور حسن را شکافت و از آن نور خورشید و ماه آفرید، پس خورشید و ماه از نور فرزندم حسن است و نور حسن از نور خداوند است و حسن از خورشید و ماه برتر است. سپس نور فرزندم حسین را شکافت و از آن بهشت و حور العین را آفرید، که بهشت و حورالعین از نور فرزندم حسین است و نور فرزندم حسین از نور خداوند است، فرزندم حسین از بهشت و حورالعین افضل است.**بحار الانوار: 15/10.***
و از جمله روایات، آنهایی است که دلالت دارد بر درخشندگی نور حضرت فاطمه زهرا (علیه السلام) در آسمان برای فرشتگان پس از آنکه خداوند متعال، ظلمت را بر آن ها قرار داد، و در دنیا در مواقع نمازها که از محراب آن حضرت نور او برای فرشتگان آسمان پرتو می افکند.
و هر دو حدیث در مجلد دهم بحار مذکور است که به خاطر اختصار از آوردن آن ها خودداری شد.
و نیز از جمله روایات: آن هایی است که دلالت می کند بر تفاوت مراتب و درجات نور مؤمنین در روز قیامت به حسب تفدن ایمان آن ها، چنان که در مجلد سوم بحار از ابوذر غفاری از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) و سلم) وارد می شود پس بر می خیزم و دست او را می گیرم آن گاه صورت او و صورت های اصحابش سفید می شود. به آن ها می گویم: در مورد ثقلین بعد از من چگونه رفتار کردید؟ خواهند گفت: از ثقل اکبر پیروی کردیم، و او را تصدیق نمودیم و ثقل اصغر را یاری کردیم، و در خدمت او مبارزه نمودیم، پس می گویم: تا آن جا که سیراب شوید بیاشامید، و ایشان می آشامند تا سیراب شوند به طوری که پس از آن تشنه نخواهند شد، چهره امامشان همچون خورشید برآمده و چهره های خودشان همچون ماه شب چهارده و بسان درخشنده ترین ستاره آسمان می درخشد.**بحار الانوار: 8/24.***