فهرست کتاب


مکیال المکارم (در فوائد دعا برای حضرت قائم (علیه السلام) / جلد اول

سید محمد تقی موسوی اصفهانی‏ سید مهدی حائری قزوینی‏

1- لوای آن حضرت (علیه السلام)

از جمله امور مهم، دعا کردن برای بر افراشته شدن پرچم و لوای آن حضرت است که به خاطر آن، دل ها مسرور و تمام غصه ها دور می گردد، چنان که در کتاب کمال الدین از حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) آمده که بالای منبر چنین فرمود: مردی از فرزندانم در آخر الزمان ظهور می کند، رنگش سفید آمیخته به سرخی، شکمش بر آمده، ران هایش بزرگ و گرده شانه هایش قوی است، بر پشتش دو خال هست یکی به رنگ پوستش و دیگری همانند مهر نبوت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم)، او دو نام دارد یکی محرمانه و مخفی است و دیگری آشکار، نام مخفی اش احمد و نام آشکارش محمد است، هرگاه پرچم خود را به اهتزاز در آورد شرق و غرب را روشن سازد، دست بر سر بندگان خدا کشد، پس هیچ مؤمنی باقی نماند مگر این که دلش از کوه آهنین هم محکم تر گردد و خداوند متعال قوت چهل مرد به او بدهد، هیچ میتی نماند مگر آن که در قبر اثری از خوشحالی ظهور به او برسد که مؤمنین در قبر از هم دیدن کنند و به ظهور قائم - صلوات الله علیه - یکدیگر را مژده دهند.**کمال الدین: 2/653.***
می گویم: منظور از قبر، منزل روح مؤمنین است در عالم برزخ، شاهد بر آن روایاتی است که بعضی از بزرگان در این باره آورده اند.
و نیز در کمال الدین روایت شده که در پرچم مهدی (علیه السلام) است که: بیعت (رفعت و برتری) از آن خداوند - عزوجل - است.**کمال الدین: 2/654.***
در همان کتاب از امیرالمؤمنین (علیه السلام) روایت شده که فرمود: ما را پرچمی هست که هرکه از آن پیشی بگیرد سرکش و هرکه از آن عقب بیفتد هلاک شده و هر آن که از آن پیروی کند به مقصد رسیده است.**کمال الدین: 2/654.***
و از امام صادق (علیه السلام) است که فرمود: گویا قائم (علیه السلام) را می نگرم که بر پشت نجف رسیده، چون بر پشت نجف قرار می گیرد بر اسب تیره رنگ ابلقی می نشیند که میان دو چشمش سفیدی باریکی هست، آن گاه اسب او را به جنبش آورد، پس هیچ شهری نماند که گمان نبرند قائم (علیه السلام) در آن شهر با آن ها است. و چون پرچم رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) را بگشاید، سیزده هزار و سیزده فرشته از آسمان بر او فرود آید که همه در انتظار فرمان قائم (علیه السلام) باشند.**کمال الدین: 2/672.***
و از ابوحمزه ثمالی منقول است که گفت: حضرت ابوجعفر باقر (علیه السلام) به من فرمود: گویی قائم (علیه السلام) را می نگرم که در کوفه پشت نجف آشکار شده، و چون بر نجف بر آید پرچم رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) را برافرازد، و عمود آن از عمودهای عرش خدای تعالی و بقیه اش از نصرت خدای - عزوجل - می باشد، آنرا بر کسی فرود نیاورد مگر این که خداوند متعال او را نابود سازد.
راوی می گوید: عرضه داشتم: آیا این پرچم با او هست یا برایش می آورند؟ فرمود: بلکه برایش می آورند، جبرئیل (علیه السلام) آن را می آورد.**کمال الدین 2/672.***
و باز در همان کتاب از نبی اکرم (علیه السلام) در حدیثی طولانی آمده: برای او علمی هست که هرگاه وقت خروجش برسد، آن علم خود به خود بر افراشته گردد، و خداوند تبارک و تعالی آن را به نطق آورد، و او را ندا کند: ای ولی خدا! خروج کن که برای او روا نیست که از دشمنان خدا آرام بنشینی....**کمال الدین: 1/268 .***
و در بحار از ابوبصیر آمده که گفت: حضرت ابو عبدالله صادق (علیه السلام) فرمود: هنگامی که امیرالمؤمنین (علیه السلام) با اهل بصره برخورد کرد و پرچم برافراشت. پرچم پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) را گشود، لذا متزلزل شدند و هنوز شعاع خورشید زرد نگردیده بود که فریاد زدند: ای پسر ابی طالب! ما را هلاک کردی. در این هنگام آن حضرت دستور داد که: اسیران را نکشید و بر زخمی ها حمله نکنید و فراریان از جبهه را دنبال ننمایید، و هرکه اسلحه خود بر زمین گذارد ایمن است، و هر آن که درب خانه اش را ببندد در امان است.
در جنگ صفین (یاران آن حضرت) خواهش کردند که آن پرچم را دوباره بگشاید، ولی آن جناب نپذیرفت، حسن و حسین (علیه السلام) و عمار یاسر رحمةالله را واسطه قرار دادند، آن حضرت به حسین (علیه السلام) فرمود: فرزندم برای این مردم مدتی تعیین شده که به آن خواهند رسید، و این پرچمی است که پس از من کسی جز قائم (علیه السلام) آن را نخواهد گشود.**بحار الانوار: 52/367.***
و در حدیث دیگری از حضرت ابو جعفر باقر (علیه السلام) در وصف پرچم آن حضرت آمده که فرمود: به خدا سوگند آن پرچم از پنبه و کتان و ابریشم و دیبا نیست. راوی می گوید: عرض کردم: پس از چیست؟ فرمود: از برگ درخت بهشت است. پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) روز بدر آن را بر افراشت. سپس به هم پیچید و آن را به علی (علیه السلام) داد، پیوسته نزد آن جناب بود تا جنگ بصره فرا رسید، پس امیرالمؤمنین (علیه السلام) آنرا برافراشت و خداوند پیروزی را برایش قرار داد، سپس آن را پیچید، و آن مغرب باقی نماند مگر این که آن را ببیند، و به مسافت یک ماه راه، رعب پیشاپیش آن و از سمت راست و از سمت چپ پیش می رود.
سپس فرمود: او به خونخواهی پدرانش قیام می کند، خشمگین و اسفناک برای غضب خداوند بر خلایق، پیراهن پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) را - که روز احد پوشیده بود - در بر دارد و عمامه سحاب و زره آن جناب را پوشیده و شمشیر ذوالفقار رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) را نیز با خود دارد، آن گاه شمشیر می کشد و تا هشت ماه از کشته پشته می سازد.**بحار الانوار: 52/360.***
می گویم: این احادیث دلالت دارد که آن حضرت پرچمهای متعددی دارد، اخبار دیگری نیز بر این معنی دلالت می کند که در این مختصر از ذکر آن ها خودداری شد.

حرف م

1- مرابطه حضرت (علیه السلام) در راه خدا

(مترجم گوید: مرابطه عبارت است از مراقبت از مرزها، زیرا که سربازان و مرکب ها و وسایل جنگی را در آن محل نگهداری می کنند).
معنی و فضل مرابطه را در بخش هشتم ان شاءالله تعالی خواهیم آورد، امام خوبی و فضیلت دعا کردن برای مرابطین به دلالت عقل و نقل ثابت است.
دلیل عقلی این که: مرابطین حامیان اسلام و دیده بانان مسلمین هستند، عقل به خوبی دعا کردن برای چنین افرادی حکم می کند. دلیل نقلی، دعای امام و مولای ما حضرت سید العابدین (علیه السلام) در صحیفه سجادیه - دعای بیست و هفتم - در این باره بس است.
و اما این که حضرت حجت (علیه السلام) مرابط در راه خداوند - عزوجل - است چند روایت بر آن دلالت دارد، از جمله:
1 - در توقیعی که برای شیخ ابوعبدالله محمد بن النعمان معروف به شیخ مفید آمده چنین فرموده است:من عبد الله امرابط فی سبیله الی ملهم الحق و دلیله...**بحار الانوار: 53/176.***؛ از طرف بنده خدای مرابط در راه او، به الهام شده و راهنمای حق.
2 - در کتاب غیبت شیخ نعمانی به سند خود از حضرت ابو جعفر محمد بن علی باقر (علیه السلام) از پدرش حضرت علی بن الحسین (علیه السلام) مروی است که: ابن عباس شخصی را فرستاد تا از آن حضرت درباره آیه:یا ایها الذین آمنو اصبروا و صابروا و رابطوا**سوره آل عمران، آیه 200.***؛ ای کسانی که ایمان آورده اید شکیبایی کنید و یکدیگر را به صبر و استقامت سفارش نمایید و مرابطه کنید. سؤال کند، حضرت علی بن الحسین (علیه السلام) غضبناک شد و فرمود: دوست داشتم آن که تو را امر کرده، شخصاً این پرسش را می نمود، سپس فرمود: این آیه درباره پدرم و ما نازل شد و آن ربطی که به ما دستور داده شده هنوز نرسیده و آن در نسل مرابط ما خواهد بود...**الغیبه النعمانی: 132.***
3 - در البرهان از عیاشی در خبر مرسلی از حضرت ابوجعفر باقر (علیه السلام) درباره این آیه شریفه آمده که فرمود: درباره ما نازل شده و هنوز وقت رباطی که مأمور شده ایم نرسیده است، و آن در نسل مرابط ما خواهد بود.**تفسیر البرهان: 1/345.***
می گویم: پوشیده نیست که منظور از مرابط یاد شده همان مولای ما حضرت ولی عصر امام زمان (علیه السلام) است. با دلالت توقیع مذکور، و در حرف (ل) نیز شاهد بر این معنی گذشت و از این جا معلوم می شود که این امر از عبادت های مخصوص آن بزرگوار است، هم چنان که حج خانه خدا هم از ویژگی های آن حضرت است - که در حرف (ح) گفتیم - و نیز طول عمر آن حضرت و مواظبت بر ندبه بر جد بزرگوارش حضرت سید الشهدا (علیه السلام) از مختصات او است که برای پدانش نبوده است. در زیارت معروف به ناخیه منسوب به آن حضرت آمده، پس اگر دهرها مرا به تأخیر انداخته و از یاری تو ناتوانی ام جلو گرفته، و با کسانی که با تو جنگ کردند نجنگیدم، و با آن که به تو دشمنی نمود ستیز ننمودم پی هر صبح و شام بر تو ندبه می کنم...**بحار الانوار: 101/320.***
این زیارت را فاضل مجلسی در بحار به نقل از المزار الکبیر آورده است.