فهرست کتاب


مکیال المکارم (در فوائد دعا برای حضرت قائم (علیه السلام) / جلد اول

سید محمد تقی موسوی اصفهانی‏ سید مهدی حائری قزوینی‏

3- عذاب دشمنان آن حضرت (علیه السلام)

از حضرت ابی عبدالله صادق (علیه السلام) درباره آیه: ولئن اخرنا عنهم العذاب الی امه معدوده**سوره هود، آیه 8.***؛ و چنانچه عذاب را از آنان به تأخیر اندازیم تا به دست گروه معدود. فرمود: عذاب، خروج قائم؛ و امت معدوده، اهل بدر و اصحاب آن حضرت (علیه السلام) می باشند.**الغیبه، نعمانی: 127.***
و علی بن ابراهیم در ذیل آیه: سال سائل بعذاب واقع**سوره معارج: آیه 1.***؛ سؤال کننده ای از عذاب حتمی الوقوع پرسید. گفته است: از حضرت ابوجعفر باقر (علیه السلام) درباره معنی این آیه سؤال شد، فرمود: آتشی است که از سوی مغرب بر می آید و پادشاهی از پشت سر، آن را را بسیج می کند تا این که به خانه بنی سعد بن همام نزد مسجدشان برسد، پس خانه ای برای بنی امیه باقی نمی گذارد مگر این که آن را و اهل آن را می سوزاند، و خانه ای که در آن خونی از آل محمد (علیه السلام) (ستمگری نسبت به آل محمد) باشد، رها نمی کند مگر این که آن را می سوزاند و او مهدی (علیه السلام) است.**تفسیر القمی: 2/385.***
می گویم: آنچه دلالت بر این معنی کند در حرف قاف خواهد آمد.

4- عدالت آن حضرت (علیه السلام)

بارزترین صفات نیکویش عدالت است، لذا به عدل ملقب گردیده، چنان که در دعایی که از خود آن حضرت برای شب های ماه رمضان روایت شده (معروف به دعای افتتاح) آمده است: اللهم وصل علی ولی امرک القائم المومل و العدل المنتظر؛ پروردگارا و درود بفرست بر ولی امرت که قیام کننده و امید مردم و عدل منتظر است.
و در حدیث ابی که در کمال الدین روایت شده از رسول اکرم (علیه السلام) در وصف امام قائم (علیه السلام) آمده: اول العدل و آخره...؛ اول و آخر عدل است...
و کم تر حدیثی درباره آن حضرت آمده که عدلش در آن یادآوری نشده باشد.
در کمال الدین از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) منقول است که فرمود: به درستی که خلفا و اوصیای من و حجت های الهی بر خلق بعد از من دوازده نفرند، اولشان برادرم و آخرشان پسرم است. عرض شد: یا رسول الله! برادرت کیست؟ فرمود: علی بن ابی طالب. گفته شد: پسرت کیست؟ فرمود: همان مهدی که زمین را از قسط و عدل پرکند، هم چنان که مالامال از ستم و ظلم شده باشد. سوگند به آن که مرا به حق بشارت دهنده فرستاد! اگر از عمر دنیا جز یک روز باقی نماند، هر آینه خداوند آن یک روز را آن قدر طولانی کند، تا در آن روز خروج نماید. آن گاه عیسی بن مریم روح الله فرود می آید و پشت سر او نماز می گزارد، و زمین به نور او روشن می شود و سلطنت و فرمانروایی اش به مشرق و مغرب همه جا می رسد.
و از حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) روایت شده که فرمود: اگر از عمر دنیا باقی نماند مگر یک روز، خداوند - عزوجل - آن روز را آن قدر طولانی می کند تا این که مردی از فرزندانم خروج کند، سپس زمین را پر از عدل و قسط سازد، هم چنان که از ستم و بیداد پرشده باشد، شنیدم که پیغمبر (صلی الله علیه و آله وسلم) این را می فرمود.**کمال الدین: 1/280.***
می گویم: اخبار در این باره جداً متواتر است، بعضی از آن ها را ان شاء الله تعالی ذکر خواهیم کرد. و از تتبع و بررسی موارد استعمال چنین به دست آورده ام که عدل اعم از قسط است، زیرا که قسط در مورد ایفای حق غیر به کار می رود، مانند اداء شهادت، قضاوت، کیل و وزن امثال این ها؛ ولی عدل هم شامل خود انسان می شود و هم دیگری. بنابراین عدل به طور مطلق موافقت با حق است، ولی قسط موافقت با حق است در مورد خلایق، برای این که کاملا صدق این گفتار روشن شود به آیات شریفه قرآن که در آن ها قسط و عدل یاد شده مراجعه فرمایید. و جور، ضد قسط؛ و ظلم، ضد عدل است. ظلم آن است که از حریم حق تجاوز شود ولی جور تجاوز از حق است نسبت به غیر.
و احادیثی که به این مضمون وارد شده دلالت می کند که حکام و رؤسا و قضاوت در آخرالزمان بر مردم ستم می کنند و به اصطلاح جائر هستند، بر خودشان نیز ظلم می کنند. پس هرگاه حضرت قائم (علیه السلام) ظهور کند، جور را برطرف می کند و در حکومت بین مردم عدالت را حکم فرما می سازد و ریشه و شاخه ظالمین را قطع می کند تا جایی که عدلش همه عالم را فراگیرد و احدی بر دیگری ظلم نخواهد کرد.
لذا حضرت صادق (علیه السلام) در حدیثی که در بحار و غیبت نعمانی از آن حضرت نقل شده می فرماید: قسم به خدا، عدل او داخل خانه های شان می شود، هم چنان که گرما و سرما داخل می شود.**بحارالانوار: 52/363.***

بعضی از اخباری که درباره عدالت آن حضرت تصریح دارد خواهد آمد.

5- عطف (و پیرو ساختن) هوای نفس بر هدایت

در سخنان امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در وصف امام قائم (علیه السلام) آمده: او هوای نفس را مطیع و تابع هدایت می کند، هرگاه مردم هدایت را معطوف هوی و هوس نمایند، و رأی و نظر را پیرو قرآن می گرداند در حالی که مردم قرآن را تابع هوای نفس قرار داده باشند.**بحارالانوار: 52/130.***