فهرست کتاب


مکیال المکارم (در فوائد دعا برای حضرت قائم (علیه السلام) / جلد اول

سید محمد تقی موسوی اصفهانی‏ سید مهدی حائری قزوینی‏

4- ظهور کمالات ائمه (علیه السلام) و شؤون و اخلاق آنان به وجود و ظهور آن حضرت (علیه السلام)

در حرف خ قسمت ختم علوم به آن حضرت روایتی از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) در وصف حضرت قائم (علیه السلام) گذشت که او ظاهر و باطن آن ها (امامان) است، و معنی آن - والله العالم - این است که: آن حضرت آشکار کننده علوم ظاهر و باطن است که خداوند متعال به پیغمبر و امامان (علیه السلام) عطا فرموده و مظهر تمام کمالات و شؤون آنان است.
و مؤید این معنی خبری است که در بحار به نقل از اختصاص آمده این که: امیرمؤمنان (علیه السلام) در مسجد نشسته بود و عده ای از اصحاب در خدمتش بودند، به آن حضرت عرضه داشتند: یا امیرالمؤمنین! برای ما سخن بگو. به آنان فرمود: سخنم دشوار است و دشوار شمرده می شود، جز دانایان کسی آن را درک نمی کند.
اصحاب اصرار کردند که لازم است برای ما سخن بگویی. پس آن حضرت (علیه السلام) به آنان فرمود: برخیزید. و داخل خانه شد و فرمود: من آنم که برتری یافتم آن گاه مقهور ساختم، منم آنکه زنده می کنم و می میرانم، منم اول و آخر و ظاهر و باطن.
اصحاب خشمگین شدند و گفتند: کفر ورزید. برخاستند. علی (علیه السلام) به درب فرمود: ای در! بر آن ها بسته باش. در بسته ماند. پس آن حضرت (علیه السلام) فرمود: نگفتم که سخنم دشوار است و سخت شمرده می شود و جز دانایان کسی آن را درک نمی کند؟ بیایید تا برایتان تفسیر کنم. این که گفتم: من برتری یافتم و مقهور ساختم، من با این شمشیر بر شما برتری یافتم و مقهورتان نمودم تا این که به خدا و رسولش ایمان آوردید، و این که گفتم: من زنده می کنم و می میرانم؛ سنت را زنده می کنم و بدعت را می میرانم، این که گفتم: من اولم، من اولین کسی هستم که به خداوند ایمان آورد و مسلمان شد، و این که گفتم: من آخرم، من آن آخرین کسی هستم که جامه بر پیغمبر افکند و او را دفن کرد، و این که گفتم: ظاهر و باطن منم، علم ظاهر و باطن نزد من است.**بحارالانوار: 42/189؛ الاختصاص: 163.***
اگر آنچه در فصل های مختلف این بخش آورده ایم، ملاحظه کنید، مطلب برایتان روشن خواهد شد و خواهید دانست که حضرت قائم (عجل الله تعالی) مظهر همه صفات امامان پاک (علیه السلام) است. و این مقدار که یاد آورده ایم برای خردمندان بسنده است.

حرف ع

1- علم آن حضرت (علیه السلام)

در بحث حکم آن حضرت به حق، مطالبی که بر این معنی دلالت داشت، گذشت. و در کمال الدین از حضرت ابوجعفر باقر (علیه السلام) منقول است که فرمود: علم به کتاب خدای - عزوجل - و سنت رسول او، در قلب مهدی ما رشد می کند، هم چنان که گیاه به بهترین وجه می روید. پس هر کدام از شما باقی بماند تا او را دیدار نماید، هنگام دیدنش عرضه بدارد: اسلام بر شما ای اهل خانه رحمت و نبوت و کانون علم و جایگاه رسالت!**کمال الدین: 2/653.***
و در بحار از نعمانی به سند خود از حضرت جعفر بن محمد صادق از پدرش از حضرت حسین بن علی (علیه السلام) روایت کرده که: مردی به حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) عرضه داشت: یا امیرالمؤمنین! ما را از مهدی خودتان آگاه سازید. فرمود: هرگاه قرن ها و نسل های متمادی منقرض و مؤمنین کم شوند و یاران حق از میان بروند، پس همان جا است.
عرض کرد: یا امیرالمؤمنین! این مرد از کدام طایفه است؟ فرمود: از بنی هاشم، از برترین قله های نژاد عرب و دریایی که به هنگام ورود توفنده است، و جفا شده از طرف اهلش، و هنگام بی صفایی اوکان صفاست، هرگاه مرگ هجوم آورد او را ترسی نیست؛ و اگر به مؤمنین صدمه ای رسد او نمی گذرد، و در میدان نبرد و رزم قهرمان، عقب نشینی نمی کند، دامن همت بر کمر می زند، شیری که دشمنان را دور کند، زخم زننده نیرومند به مخالفین، و شمشیری از شمشیرهای خداوند، بزرگی پرخیز که در خاندان با عظمت ریشه دارد. پس مبادا کسی که فتنه جوست - که اگر سخن گوید بدترین گوینده و هرگاه سکوت کند، فسادها در خاطر می پرواند - چنین کسی مبادا تو را از پیروی (بیعت) او را باز دارد.
(سپس به توصیف مهدی (علیه السلام) پرداخت و فرمود:) از شما پناه دهنده تر است (یا بخشنده تر است) علمش از شما بیشتر و در صله رحم و پیوند خویشاوندی از همه تان کوشاتر است.
بار خدایا! با تحقق بخشیدن بیعت او غم و اندوه را از میان بردار و پراکندگی امت را به سبب او جمع گردان، پس اگر خداوند راه دیدارش را برایت گشود، تصمیم خود را قطعی کن و اگر توفیق لقایش نصیب گردید دیگر به سوی هیچ روی مکن، و چون به دامنش دست فکندی دیگر از دست مده. آن گاه اشاره به سینه خود کرد و با آه کشیدن، شدت اشتیاق خود را بازگو نمود.**بحارالانوار: 51/115: مترجم گوید: مؤلف بزرگوار بعضی از واژه های این حدیث را - به نقل از مجلسی - توضیح داده که با منظور کردن آن معانی در ترجمه خود حدیث نیاز به ترجمه جداگانه آن توضیحات دیده نشد.***
می گویم: بعضی دلایل بر این مطالب در فصل های پیشین گذشت، و بعضی دیگر ان شاء الله در کشف علوم خواهد آمد.