فهرست کتاب


مکیال المکارم (در فوائد دعا برای حضرت قائم (علیه السلام) / جلد اول

سید محمد تقی موسوی اصفهانی‏ سید مهدی حائری قزوینی‏

7- حب (دوستی) آن حضرت (علیه السلام) نسبت به ما

از بحثی که درباره لطف آن حضرت نسبت به ما در حرف تاءگذشت، دوستی آن جناب نیز واضح می شود، زیرا که لطف میوه محبت است. همچنین در بخش سوم، حق پدر بر فرزند و تشییع مردگان ما؛ ما در این زمینه مطالبی گذشت.
به هر حال همه احسان آن حضرت در حق ما ثمره و نتیجه محبتش نسبت به ما است ان شاء الله تعالی. ولی یک نکته را که نباید غافل باشی این که محبت او در حق ما جز از جهت ایمان و اطاعت ما نسبت به خداوند - عزوجل - نیست، پس اگر محبت آن بزرگوار را می خواهی، بر تو باد اطاعت خدای تعالی. و مبادا که با مخالفت کردن با خداوند او را اذیت و با وی دشمنی کنی که از کسانی خواهی بود که خداوند درباره آن ها فرموده است: ان الذین یوذون الله و رسوله لعنهم الله فی الدنیا و الاخره واعد لهم عذابا مهینا**سوره احزاب: 57.***؛ البته آنان که خدا و رسولش را می آزارند، خداوند در دنیا و آخرت لعنشان کرده است و بر ایشان عذاب خوار کننده ای آماده نموده است.
و در دارالسلام از باقر (علیه السلام) روایت شده که به جابر جعفی فرمود: بنده جز با اطاعت، به خداوند - تبارک و تعالی - نزدیک نمی شود، دوری از آتش با ما نیست، آن که مطیع و فرمانبردار خدا باشد، دوست و ولی ماست. و هرکه خداوند را معصیت کند، دشمن ماست. و ولایت ما جز با عمل و دوری از گناه به دست نمی آید.**دارالسلام: 3/239.***
اخبار در این زمینه زیاد است. البته همان طور که اطاعت خداوند متعال موجب محبت می شود، همچنین معصیت مایه زوال آن است. چنان که در کافی از حضرت ابوعبدالله صادق (علیه السلام) آمده که فرمود: امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: هیچ بنده ای نیست مگر این که چهل سپر بر او هست تا این که چهل گناه کبیره مرتکب شود، پس هرگاه چهل معصیت کبیره مرتکب شد سپرها از او برداشته می شود. آن گاه خداوند متعال به فرشتگان وحی می کند که بنده مرا با بال های خود بپوشانید. پس فرشتگان می گویند: خداوندا! این بنده تو، هیچ نهی و زشتی را رها نکرد تا این که مرتکب شد و ما خجالت می کشیم از آنچه انجام می دهد. پس خداوند - عزوجل - وحی می کند که بال های خود را از او بردارید. و هرگاه چنین وضعی انجام شد، آن شخص شروع می کند به دشمنی با ما اهل بیت (علیه السلام). پس در این هنگام پوشش او در آسمان پاره می شود و فرشتگان عرضه می دارند: پروردگارا! این بنده تو بدون پوشش ماند؟ پس خداوند - عزوجل - به آن ها وحی می کند: اگر خدای را در او نیازی بود شما را امر نمی کرد که بال هایتان را از او برگیرید.**کافی: 2/279.***

8- حکم آن حضرت (علیه السلام) به حق

در کمال الدین به سند خود از ابان بن تغلب روایت کرده که گفت: حضرت ابوعبدالله صادق (علیه السلام) فرمود: در مسجد شما - یعنی مسجد مکه - سیصد و سیزده مرد خواهد آمد که اهل مکه می دانند آن ها از پدران و اجدادشان نیستند، با آن ها شمشیرهایی است که بر هر شمشیر کلمه ای نوشته شده که هزار کلمه می گشاید، پس خداوند - تبارک و تعالی - بادی می فرستد که به هر وادی ندا می کند: این مهدی است که به قضاوت داوود و سلیمان (علیه السلام) قضاوت می کند؛ و بر آن بینه و شاهد نمی طلبد.**کمال الدین: 2/671.***
و نیز در همان کتاب از او نقل شده که گفت: ابوعبدالله امام جعفر صادق (علیه السلام) فرمود: هرگاه قائم (علیه السلام) بپاخیزد، هیچ یک از بندگان خداوند رحمان به پیشگاهش برنخیزد مگر این که او را می شناسد که آیا صالح است یا ناصالح و ناشایسته. و در او آیتی برای نشانداران و هوشمندان است. این آیت برقرار و راهی برای بصیرت و عبرت می باشد.**کمال الدین: 2/671.***
و در بحار الانوار از کتاب غیبت سید علی بن عبدالحمید به سند خود از ابوبصیر از امام ابوجعفر باقر (علیه السلام) منقول است که فرمود: در قضایایی حضرت قائم (علیه السلام) قضاوت می کند، بعضی از کسانی که در خدمتش شمشیر زده اند، آن را رد و انکار می نمایند و آن قضاوت آدم است. پس دستور می دهد آن ها را بیاورند و گردنشان را می زنند. سپس دوباره قضاوتی می کند که قضاوت داوود است و عده ای از کسانی که همراه آن حضرت شمشیر زده اند، اعتراض و انکار می کنند که آن ها را پیش می آورد و گردنشان را می زند. سپس بار سوم قضاوتی می کند و آن قضاوت ابراهیم (علیه السلام) است، گروه دیگری از کسانی که در پیشاپیش آن حضرت شمشیر زده اند، اشکال و رد می کنند. پس آن ها را جلو می آورد و گردنشان را می زند. آن گاه مرتبه چهارم قضاوتی می کند که قضاوت محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) می باشد، پس هیچ کس علیه او انکار نمی نماید.**بحارالانوار: 52/389.***

9- حکم آن جناب (علیه السلام) به باطن

آن حضرت - صلوات الله علیه - به مقتضای علمش حکم به باطن می کند، چنان که در بحار از نعمانی از حضرت ابوعبدالله صادق (علیه السلام) روایت شده که فرمود: در همان حال که مرد به خدمت حضرت قائم ایستاده، و آن حضرت به او امر و نهی می کند، ناگاه فرمان می دهد: او را بازگردانند، پس او را به پیش روی آن جناب برمی گردانند. دستور می دهد گردنش را بزنند. پس در شرق و غرب کسی نماند جز این که از آن حضرت بیمناک گردد.
و از ارشاد دیلمی از حضرت امام صادق (علیه السلام) روایت است که فرمود: چون قائم آل محمد (علیه السلام) قیام کند، در میان مردم به حکم حضرت داوود حکم می فرماید، نیازی به شاهد و بینه ندارد، خدای تعالی او را الهام می کند؛ پس به علم خود داوری فرماید و هر قومی را به آنچه در باطن مخفی داشته اند، خبر می دهد و دوست خود را از دشمن به نشانه تشخیص می دهد. خداوند سبحان می فرماید: ان فی ذلک لایات للمتوسمین * وآنهالبسبیل مقیم**سوره حجر، آیه 75-76.***؛ البته در این امر برای اشارت دانان نشانه های عبرت آمیزی هست، و آن بر سر راهی پایدار است.**بحارالانوار: 52/339.***
و از عبدالله بن المغیره روایت شده که امام صادق (علیه السلام) فرمود: هنگامی که قائم (علیه السلام) بپاخیزد، پانصد نفر از قریش را بپا می دارد و گردنشان را می زند، سپس پانصد نفر دیگر را به همان ترتیب بپا می دارد و گردنشان را می زند، تا شش بار این کار را انجام می دهد. پرسیدم: آیا در آن هنگام شماره این ها این قدر است؟ فرمود: آری، از خودشان و پیروانشان.**بحارالانوار: 52/338.***
و از آن حضرت منقول است که فرمود: هرگاه قائم (علیه السلام) بپاخیزد مسجدالحرام را تا به حد بنای اصلی منهدم می کند و مقام ابراهیم را به جایی که سابقا در آن بوده، باز می گرداند و دست بنی شیبه را قطع می نماید، بالای کعبه می آویزد و بر آن می نویسد: این ها دزدان کعبه اند.**بحارالانوار: 52/338.***
می گویم: مطالبی در این زمینه سابقا گذشت و ان شاء الله تعالی در بخش های قتل کافران و هدم بناهای کفر و نفاق نیز مطالبی خواهد آمد.