فهرست کتاب


مکیال المکارم (در فوائد دعا برای حضرت قائم (علیه السلام) / جلد اول

سید محمد تقی موسوی اصفهانی‏ سید مهدی حائری قزوینی‏

2- جریان روزی ما بر دست آن حضرت (علیه السلام)

در بخش سوم کتاب مطالبی در بیان این معنی گذشت.

3- جهاد آن حضرت (علیه السلام)

در دعایی که حضرت امام رضا (علیه السلام) درباره حضرت حجت (علیه السلام) روایت شده، چنین آمده است: بزرگوار، مجاهد تلاشگر.**بحارالانوار: 95/333.***
و در بحار از حضرت امام باقر (علیه السلام) روایت است که فرمود: او خونخواه، با تأسف و غضبناک خروج می کند به خاطر غضب خداوند بر این خلق، پیراهنی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) روز احد پوشیده بود بر اندام اوست، و عمامه سحاب و زره سابغه و شمشیر ذوالفقار پیغمبر با اوست، شمشیر بر شانه می گذارد و تا شش ماه از کشته پشته می سازد**بحارالانوار: 52/361.***.
و از همان حضرت درباره فرموده خداوند متعال: وقاتلوهم حتی لا تکون فتنه ویکون الدین کله لله**سوره انفال، آیه 39.***؛ و با آنان بجنگید تا این که فتنه ای نباشد و تمامی دین برای خدا گردد. منقول است که فرمود: تأویل این آیه هنوز نیامده، پس از آن که رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) برای احتیاج خود و اصحابش آنان را رخصت داده بود، که اگر، تأویل آن آمده بود از آن ها پذیرفته نمی شد، ولی با آن ها جنگ می شود تا این که توحید خداوند - عزوجل - برقرار و هیچ شرکی باقی نماند.**کافی: 8/201.***
و از بشیر نبال است که گفت: به حضرت باقر (علیه السلام) عرض کردم: آن ها می گویند: هرگاه مهدی (علیه السلام) قیام کند، خود به خود امور برایش درست می شود و به قدرت یک حجامت هم خون نمی ریزد؟
فرمود: نه، سوگند به آن که جانم به دست اوست! اگر برای کسی امور خود به خود درست می شد برای پیغمبر (صلی الله علیه و آله وسلم) این امر واقع می گشت که دندان هایش خون آلود و پیشانی اش شکسته شد، نه؛ سوگند به آن که جانم در دست اوست (کار به جایی رسد که) ما و شما عرق و علق ( خون بسته شده) را از چهره پاک کنیم، و دستی به پیشانی کشید.**بحارالانوار: 52/57.***
می گویم: علق - که در متن روایت آمده - یعنی: خون، و پاک کردن عرق و خون کنایه از محنت ها و رنج ها است که باعث می شود انسان عرق کند، و یا جراحت هایی که خون ها را جاری می سازد - چنان که مجلسی (رحمة الله تعالی) ذکر کرده -
و در کمال الدین از عیسی الخشاب روایت است که گفت: به حسین بن علی - صلوات الله علیه - عرض کردم: شما صاحب این امر هستید؟ فرمود: نه، ولی صاحب امر همان طرید و شرید**طرید و شرید دو لقب از القاب مولای ما حضرت حجت (علیه السلام) است، و همین طور موتور، و منظور از پدر - در این حدیث - حسین بن علی (علیه السلام) است یا تمام پدران امام زمان - عزوجل - (محمد الموسوی)*** است که به خاطر پدرش موتور و خونخواه است که کنیه عمویش را دارد، شمشیر خود را تا هشت ماه بر شانه می گذارد.
می گویم: این که می فرماید: (کنیه عمویش را دارد)، یکی از کنیه های آن حضرت (ابوجعفر) است، چنان که در روایت دیگری از حسن بن المنذر منقول است که گفت: روزی حمزه بن الی الفتح نزدم آمد و به من گفت: مژده که دیشب در خانه مولودی برای حضرت ابومحمد متولد شد و دستور داد که آن را مخفی بداریم و امر کرد که برای او سیصد گوسفند عقیقه شود، گفتم: نامش چیست؟ گفت: محمد نامیده می شود کنیه اش ابوجعفر است.**کمال الدین: 2/432؛ شایان ذکر است که عموی آن حضرت - عزوجل - امامزاده بزرگوار جناب ابوجعفر سید محمد فرزند امام هادی (علیه السلام) است که قبر شریفش در نزدیکی سامره زیارتگاه خاص و عام است. (مترجم)***
و نیز از محمد بن مسلم مروی است که گفت: بر حضرت ابوجعفر محمد بن علی باقر (علیه السلام) داخل شدم در حالی که می خواستم درباره قائم آل محمد (علیه السلام) از او سؤال کنم. آن حضرت خود آغاز سخن کرد و فرمود: ای محمد بن مسلم! در قائم اهل بیت محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) به پنج پیغمبر شباهت هست: یونس بن متی، و یوسف بن یعقوب، و موسی و عیسی، و محمد - صلوات الله علیهم -.
شباهت به یونس بن متی: بازگشت از غیبت در وضع و قیافه جوانی در سن پیری.
و شباهت به یوسف بن یعقوب: غیبت از خاص و عام و مخفی ماندن از برادران و مشکل شدن امر بر پدرش یعقوب، با وجود نزدیکی مسافت بین او و پدرش و خاندان و پیروانش.
و اما شباهت به موسی: ترسیدن مدام و طولانی شدن غیبت و مخفی ماندن ولادت و خستگی شیعیانش پس از او - از اذیت ها و خواری های فراوانی که دیدند تا این که خداوند - عزوجل - اجازه ظهورش داد و بر دشمن تایید و یاری اش فرمود.
و شباهت به عیسی: اختلافات درباره او، که گروهی گفتند: متولد نشده و گروهی گفتند: مرده و عده ای پنداشتند: کشته و اعدام شده است.
و اما شباهت به جدش محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله وسلم): شمشیر کشیدن و قیام با سلاح و کشتن دشمنان خداو رسول و جبارها و طاغوت ها و او با شمشیر رعب یاری می شود و هیچ پرچمی از او بر نمی گردد و از جمله نشانه های قیام او: خروج سفیانی از شام و خروج یمانی و صیحه آسمانی در ماه رمضان و آواز دهنده که از سوی آسمان به نام او و پدرش ندا کند.**کمال الدین: 1/327.***

4- جمع کلمه بر توحید و اسلام

در دعای ندبه آمده است: این جامع الکلمه علی التقوی؛ کجاست آن که سخنان را به تقوا جمع می نماید.
در کتاب المحجه و غیر آن از امیرمؤمنان علی (علیه السلام) درباره آیه: لیظهره علی الدیت کله**سوره فتح، آیه 28.***؛ برای آن که او را بر همه دین برتری بخشد، آمده که فرمود: تا جایی که هیچ آبادی نماند مگر این که هر صبح و شام بانگ لا اله الا الله و محمد رسول الله در آن بلند شود.**المحجه: 86.***
و از ابن عباس (همان کسی که گفته: بیشترین مطالبی که در تفسیر گفته ام از امیرمؤمنان (علیه السلام) گرفته ام) آمده است: این آیه تحقق نمی پذیرد مگر وقتی که یهودی و نصرانی و صاحب کیشی نماند؛ مگر آن که به حق (یعنی اسلام) گرویده شود، تا این که گوسفند و گرگ، گاو و شیر، انسان و مار، از یکدیگر در امان باشند، و تا این که موش انبان را نجود و تا این که جزیه برداشته و صلیب شکسته و خوک کشته شود و همان است فرموده خداوند متعال که می فرماید: لیظهره علی الدین کله ولو کره المشرکین**سوره توبه، آیه 33.***؛ برای آن که او را بر همه دین برتری بخشد هر چند که مشرکان خویشایندشان نباشد. و این هنگام قیام قائم (علیه السلام) خواهد بود.**المحجه: 87.***
و علی بن ابراهیم در تفسیر این آیه گفته است: این آیه درباره قائم آل محمد (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نازل شده است.
و در کتاب المحجه از عیاشی روایت است که در تفسیر خود از حضرت صادق (علیه السلام) درباره آیه: وله اسلم من فی السموات و الارض طوعا و کرها**سوره آل عمران، آیه 83.***؛ و هر آن؟ در آسمان ها و زمین است خواه و ناخواه برای او تسلیم است. آورده که فرمود: هنگامی که قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قیام کند هیچ زمینی باقی نمی ماند مگر این که در آن شهادت لا اله الا الله و محمد رسول الله اعلام می شود.**المحجه: 50.***
و احادیث در این زمینه جداً زیاد است که بعضی از آن ها گذشت و بعضی دیگر نیز ان شاء الله خواهد آمد.