فهرست کتاب


مکیال المکارم (در فوائد دعا برای حضرت قائم (علیه السلام) / جلد اول

سید محمد تقی موسوی اصفهانی‏ سید مهدی حائری قزوینی‏

1- جمال و زیبایی آن حضرت (علیه السلام)

بدان که مولای ما حضرت صاحب الزمان - صلوات الله علیه - زیباترین و خوش صورت ترین مردم است، زیرا که شبیه ترین مردم به پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) می باشد؛ چنان که در کتاب المحجة، سید بحرانی و غیر آن از عمار روایت شده که گفت: پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمود: ای عمار! خداوند - تبارک و تعالی - با من پیمان بسته که از صلب حسین نه امام بیرون آورد، و نهمین آن ها از نظر مردم غایب می شود، و همین است که خداوند - عزوجل - فرماید: قل ارایتم ان اصبح ماوکم غورا فمن یاتیکم بماء معین**سوره ملک، آیه 30.***؛ (به کافران) بگو: اگر آب (که مایه حیات است) همه به زمین فرو برود، کیست که باز آب گوارا برای شما پدید آرد.
غیبتی طولانی برای او خواهد بود که گروهی از عقیده شان بر می گردند و عده دیگری ثابت قدم می مانند؛ پس هرگاه آخر زمان شود خروج می کند و دنیا را پر از قسط و عدل می نماید، تنزیل جهاد نمودم و او همنام و شبیه ترین مردم به من است.**المحجه: 228-229.***
و در کمال الدین از رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) مروی است که فرمود: مهدی از فرزندان من است، نامش نام من و کنیه اش کنیه من. شبیه ترین مردم به من از لحاظ اخلاق و خلقت است، غیبت و حیرتی خواهد داشت که امت ها در آن گمراه می شوند. مانند ستاره شهاب می آید، پس زمین را از قسط و عدل آکنده می سازد هم چنان که از ظلم و ستم پر شده باشد.**کمال الدین: 1/287.***
و نیز در همان کتاب از امام صادق از پدرانش (علیه السلام) از رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) روایت کرده که فرمود: مهدی از فرزندان من است، نام او نام من و کنیه اش کنیه من است، از نظر خلق و خلق شبیه ترین مردم به من است، غیبت و حیرتی برای او خواهد بود تا جایی که خلایق از ادیان خود گمراه گردند. پس در آن هنگام است که همچون ستاره شهاب می آید و زمین را از قسط و عدل پر می کند، چنان که از ظلم و جور پر شده باشد.**کمال الدین: 1/286.***
و در همان کتاب به سندی از رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) ضمن حدیثی از ابن عباس آمده: و از پشت حسین (علیه السلام) امامانی قرار دارد که به امر من قیام کرده و وصیت مرا حفظ می نمایند، نهمین آن ها قائم اهل بیت (علیه السلام) مهدی امت من است، در صورت و سیرت و گفتار شبیه ترین مردم است نسبت به من.**کمال الدین: 1/257.***
حالا که دانستی آن حضرت شبیه ترین مردم به رسول اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) است، بدان که به راستی ثابت شده از نص احادیث که رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) زیباترین و خوش صورت ترین مردم بوده است. به این روایت توجه کنید: ثقه الاسلام کلینی در کافی از حضرت امام باقر (علیه السلام) آورده است که فرمود: پیامبر خدا رخسارش سپید آمیخته به سرخی و چشمانش سیاه و درشت و ابروانش به هم پیوسته، و کف دست و پایش پرگوشت و درشت بود، بدان سان که گویی طلا بر انگشتانش ریخته باشد. استخوان دو شانه اش بزرگ بود، چون به کسی روی می کرد به خاطر مهربانی شدیدی که داشت با همه بدن به جانب او توجه می نمود. یک رشته موی از گودی گلو تا نافش روییده، انگار که میانه صفحه نقره خالص خطی کشیده شده باشد، و گردن و شانه هایش بسان گلاب پاش سیمین بود. بینی کشیده ای که هنگام آشامیدن آب، نزدیک بود به آب برسد، هنگام راه رفتن محکم قدم بر می داشت که گویا به سرازیری فرود می آیدم باری، نه قبل و نه بعد از پیغمبر خدا کسی مثل او دیده نشده است.**کافی: 1/443.***
و در بحار از کتاب غیبت شیخ طوسی روایت شده که امیرالمؤمنین (علیه السلام) بالای منبر فرمود: رادمردی از فرزندان من در آخر الزمان بپا می خیزد که سفید رنگ پر سرخی است، شکمش فربه و ران هایش عریض و استخوان دو شانه اش بزرگ، دو خال در پشتش هست یکی به رنگ پوستش و دیگری مانند خال پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم).**بحارالانوار: 51/35.***
و از طریق عامه از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) مروی است که فرمود: مهدی طاووس اهل بهشت است.**بحارالانوار: 51/91.***
و از حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) آمده که فرمود: مهدی، مردی از فرزندان من است، رنگ او رنگ مردم عرب و بدن او بدن بنی اسرائیل (قوی و درشت استخوان)، بر گونه راستش خالی است که مثل ستاره درخشنده است.**بحارالانوار: 51/95.***
و نیز از حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) نقل است که فرمود: مهدی از ما، فراخ پیشانی و باریک بینی است.**بحارالانوار: 54/80.***
و در کتاب تبصره الولی فیمن رای القائم المهدی (علیه السلام) از ابونعیم محمد بن احمد الانصاری نقل کرده که گفت: عده ای از مفوضه و مقصره، کامل بن ابراهیم مدنی را به خدمت حضرت ابومحمد امام حسن عسکری (علیه السلام) به سامره فرستادند که با آن حضرت مناظره کند. کامل گوید: با خود اندیشیدم که از آن حضرت سؤال خواهم کرد که داخل بهشت نشود جز آن که معرفتش مثل من و اعتقادش مانند من باشد. و چون بر سرورم حضرت ابومحمد وارد شدم، دیدم جامه های نرم و سفیدی در تن اوست، با خود گفتم: ولی و حجت الهی جامه های نرم می پوشد، در حالی که به ما امر می کند با برادران دینی مواسات و همدردی کنیم؛ و از پوشیدن چنین جامه هایی نهی می نماید! که ناگاه با تبسم، آستین خود را بالا زد، دیدم که پلاس زبر سیاهی بر پوست بدنش بود، فرمود: این برای خداست و این برای شما. خجالت کشیدم و کنار دری نشستم که پرده ای بر آن آویخته بود، پس بادی وزید و گوشه ای از آن پرده بالا رفت و نوجوانی دیدم در حدود چهار سالگی، انگار پاره ای از ماه بود، به من فرمود: ای کامل بن ابراهیم! بدنم لرزید و به دلم افتاد که فوری بگویم: لبیک ای سید من. فرمود: آمدی که از ولی و حجت خدا سؤال کنی که وارد بهشت نمی شود مگر آن که معرفتش مانند تو باشد و سخن تو را بگوید. گفتم: آری به خدا سوگند. فرمود: بنابراین عده کمی وارد بهشت می شوند. به خدا قسم! وارد بهشت می شوند گروهی که آن ها را حقیه می گویند. عرض کردم: ای سرور من! این ها کیستند؟
فرمود: قومی که از روی علاقه و محبت به امیرالمؤمنین (علیه السلام) به حق او قسم می خورند ولی حق و فضل آن حضرت را نمی شناسند.
سپس مقداری سکوت کرد و بعد فرمود: همچنین آمده ای که درباره حرف های مفوضه بپرسی.
آن ها دروغ می گویند. بلکه دل های ما محل مشیت الهی است، پس هرچه خدا بخواهد ما می خواهیم، وما تشاوون الا ان یشاء الله.
آن گاه پرده به حال سابق برگشت، من دیگر نمی توانستم آن را بالا بزنم. پس حضرت ابومحمد (علیه السلام) نگاهی به من افکند و تبسم کنان فرمود: ای کامل بن ابراهیم! چرا نشسته ای؟ در حالی که حجت بعد از من، از آنچه در ذهن تو بود و آمده بودی که از آن سؤال کنی، تو را آگاه ساخت. پس برخاستم و بیرون رفتم و بعد از آن دیگر او را ندیدم.**تبصره الولی: 765.***
و در جریان محمد بن عبیدالله قمی که در بحار از غیبت شیخ طوسی نقل شده، آمده است: مانند او خوش صورت و معتدل اندام ندیدم.**بحارالانوار: 52/3.***
و اخبار در این معنی جداً زیاد است و شاید بعضی از آن ها را در غیر این بخش ذکر کنیم. و چه خوش گفت آن که گفت:

قمر تکامل فی نهایه حسنه - مثل القضیب علی رشاقه قده
فالبدر یطلع من ضیاء جبینه - والشمس تغرب فی شقائق خده
ملک الجمال باسره فکانما - حسن البریه کلها من عنده


مهی که حسن جمالش زماه نیکوتر - قدی ز شاخه شمشاد و سرو رعناتر
ز پرتو رخ نورانی اش قمر طالع - درون گونه سرخش غروب مهر نگر
به ملک خویش در آورده هرچه زیبایی - که حسن مردم زیبا از او بود یکسر

و اما وجه تشبیه آن حضرت به شهاب ثاقب؛ شاید باشد که به طور ناگهانی ظهور می کند، چنان که این معنی در چند روایت آمده، و یا این که مانند ستاره شهاب می درخشد. شاهد بر این احتمال روایاتی است که در باب (نور آن حضرت) خواهد آمد، و یا به خاطر این که شیاطین را طرد و دفع می کند، همان طور که با شهاب ثاقب طرد می شوند. خداوند متعال می فرماید: الامن خلف الخطفه فاتبعه شهاب ثاقب**سوره صافات، آیه 10.
***؛ جز آن کسی (از شیاطین) بخواهد از علم بالا برباید که شهابی فروزان او را دنبال می کند.

2- جریان روزی ما بر دست آن حضرت (علیه السلام)

در بخش سوم کتاب مطالبی در بیان این معنی گذشت.

3- جهاد آن حضرت (علیه السلام)

در دعایی که حضرت امام رضا (علیه السلام) درباره حضرت حجت (علیه السلام) روایت شده، چنین آمده است: بزرگوار، مجاهد تلاشگر.**بحارالانوار: 95/333.***
و در بحار از حضرت امام باقر (علیه السلام) روایت است که فرمود: او خونخواه، با تأسف و غضبناک خروج می کند به خاطر غضب خداوند بر این خلق، پیراهنی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) روز احد پوشیده بود بر اندام اوست، و عمامه سحاب و زره سابغه و شمشیر ذوالفقار پیغمبر با اوست، شمشیر بر شانه می گذارد و تا شش ماه از کشته پشته می سازد**بحارالانوار: 52/361.***.
و از همان حضرت درباره فرموده خداوند متعال: وقاتلوهم حتی لا تکون فتنه ویکون الدین کله لله**سوره انفال، آیه 39.***؛ و با آنان بجنگید تا این که فتنه ای نباشد و تمامی دین برای خدا گردد. منقول است که فرمود: تأویل این آیه هنوز نیامده، پس از آن که رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) برای احتیاج خود و اصحابش آنان را رخصت داده بود، که اگر، تأویل آن آمده بود از آن ها پذیرفته نمی شد، ولی با آن ها جنگ می شود تا این که توحید خداوند - عزوجل - برقرار و هیچ شرکی باقی نماند.**کافی: 8/201.***
و از بشیر نبال است که گفت: به حضرت باقر (علیه السلام) عرض کردم: آن ها می گویند: هرگاه مهدی (علیه السلام) قیام کند، خود به خود امور برایش درست می شود و به قدرت یک حجامت هم خون نمی ریزد؟
فرمود: نه، سوگند به آن که جانم به دست اوست! اگر برای کسی امور خود به خود درست می شد برای پیغمبر (صلی الله علیه و آله وسلم) این امر واقع می گشت که دندان هایش خون آلود و پیشانی اش شکسته شد، نه؛ سوگند به آن که جانم در دست اوست (کار به جایی رسد که) ما و شما عرق و علق ( خون بسته شده) را از چهره پاک کنیم، و دستی به پیشانی کشید.**بحارالانوار: 52/57.***
می گویم: علق - که در متن روایت آمده - یعنی: خون، و پاک کردن عرق و خون کنایه از محنت ها و رنج ها است که باعث می شود انسان عرق کند، و یا جراحت هایی که خون ها را جاری می سازد - چنان که مجلسی (رحمة الله تعالی) ذکر کرده -
و در کمال الدین از عیسی الخشاب روایت است که گفت: به حسین بن علی - صلوات الله علیه - عرض کردم: شما صاحب این امر هستید؟ فرمود: نه، ولی صاحب امر همان طرید و شرید**طرید و شرید دو لقب از القاب مولای ما حضرت حجت (علیه السلام) است، و همین طور موتور، و منظور از پدر - در این حدیث - حسین بن علی (علیه السلام) است یا تمام پدران امام زمان - عزوجل - (محمد الموسوی)*** است که به خاطر پدرش موتور و خونخواه است که کنیه عمویش را دارد، شمشیر خود را تا هشت ماه بر شانه می گذارد.
می گویم: این که می فرماید: (کنیه عمویش را دارد)، یکی از کنیه های آن حضرت (ابوجعفر) است، چنان که در روایت دیگری از حسن بن المنذر منقول است که گفت: روزی حمزه بن الی الفتح نزدم آمد و به من گفت: مژده که دیشب در خانه مولودی برای حضرت ابومحمد متولد شد و دستور داد که آن را مخفی بداریم و امر کرد که برای او سیصد گوسفند عقیقه شود، گفتم: نامش چیست؟ گفت: محمد نامیده می شود کنیه اش ابوجعفر است.**کمال الدین: 2/432؛ شایان ذکر است که عموی آن حضرت - عزوجل - امامزاده بزرگوار جناب ابوجعفر سید محمد فرزند امام هادی (علیه السلام) است که قبر شریفش در نزدیکی سامره زیارتگاه خاص و عام است. (مترجم)***
و نیز از محمد بن مسلم مروی است که گفت: بر حضرت ابوجعفر محمد بن علی باقر (علیه السلام) داخل شدم در حالی که می خواستم درباره قائم آل محمد (علیه السلام) از او سؤال کنم. آن حضرت خود آغاز سخن کرد و فرمود: ای محمد بن مسلم! در قائم اهل بیت محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) به پنج پیغمبر شباهت هست: یونس بن متی، و یوسف بن یعقوب، و موسی و عیسی، و محمد - صلوات الله علیهم -.
شباهت به یونس بن متی: بازگشت از غیبت در وضع و قیافه جوانی در سن پیری.
و شباهت به یوسف بن یعقوب: غیبت از خاص و عام و مخفی ماندن از برادران و مشکل شدن امر بر پدرش یعقوب، با وجود نزدیکی مسافت بین او و پدرش و خاندان و پیروانش.
و اما شباهت به موسی: ترسیدن مدام و طولانی شدن غیبت و مخفی ماندن ولادت و خستگی شیعیانش پس از او - از اذیت ها و خواری های فراوانی که دیدند تا این که خداوند - عزوجل - اجازه ظهورش داد و بر دشمن تایید و یاری اش فرمود.
و شباهت به عیسی: اختلافات درباره او، که گروهی گفتند: متولد نشده و گروهی گفتند: مرده و عده ای پنداشتند: کشته و اعدام شده است.
و اما شباهت به جدش محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله وسلم): شمشیر کشیدن و قیام با سلاح و کشتن دشمنان خداو رسول و جبارها و طاغوت ها و او با شمشیر رعب یاری می شود و هیچ پرچمی از او بر نمی گردد و از جمله نشانه های قیام او: خروج سفیانی از شام و خروج یمانی و صیحه آسمانی در ماه رمضان و آواز دهنده که از سوی آسمان به نام او و پدرش ندا کند.**کمال الدین: 1/327.***