فهرست کتاب


مکیال المکارم (در فوائد دعا برای حضرت قائم (علیه السلام) / جلد اول

سید محمد تقی موسوی اصفهانی‏ سید مهدی حائری قزوینی‏

2- ثائر خون حسین (علیه السلام) و شهیدانی که با آن حضرت (علیه السلام) بوده اند

در مجمع البحرین آمده: ثائر کسی است که بر هیچ وضعی قرار و آرام نمی گیرد تا این که خون بهای خویش را بگیرد.**مجمع البحرین: 3/234.***
و در زیارت عاشورا می خوانیم: از خداوندی که مقام تو را گرامی داشته و مرا به واسطه دوستی تو عزت و کرامت بخشیده درخواست می کنم که: خونخواهی تو را به یاری امامی یاری شده از خاندان محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) به من روزی کند.
و در بحار به نقل از غیبت نعمانی از حضرت امام باقر (علیه السلام) در وصف امام قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) آمده: کار او جز کشتن نیست، کسی (از مخالفین حق) را باقی نمی گذارد.**بحارالانوار: 52/231.***
و عیاشی در تفسیر آیه: ومن قتل مظلوما فقد جعلنا لولیه سلطانا فلا یسرف فی القتل انه کان منصورا**سوره اسراء، آیه 33.***؛ و هر آن که مظلوم کشته شود، البته ما برای ولی او تسلط و حکومت قرار داده ایم، پس در کشتن اسراف نکند که او یاری شده است. به روایت سلام بن المستنیر از امام باقر (علیه السلام) آورده است که فرمود: او حسین بن علی (علیه السلام) است که مظلوم کشته شده و ما اولیای او هستیم، هنگامی که قائم ما بپاخیزد به خونخواهی حسین (علیه السلام) می پردازد، پس آن قدر می کشد تا جایی که گفته می شود: در کشتن اسراف کرد.**تفسیر العیاشی: 2/290.***
و نیز آن حضرت فرمود: مقتول، حسین (علیه السلام) است و ولی او قائم (علیه السلام) می باشد و اسراف در قتل، آن است که: غیر قاتل او را بکشد (او منصور است)؛ زیرا که از دنیا نمی رود تا این که به وسیله مردی از آل رسول (علیه السلام) نصرت و پیروزی می یابد که زمین را از قسط و عدل پر کند، هم چنان که از ظلم و جور پر شده باشد.
و در روایت دیگری در کافی از حضرت صادق (علیه السلام) راجع به همین آیه آمده است: درباره حسین (علیه السلام) نازل شده، اگر اهل زمین به خاطر او کشته شوند اسراف نیست.**روضه کافی: 8/255.***
و در کتاب علل الشرایع از حضرت باقر (علیه السلام) منقول است که فرمود: هنگامی که جدم حسین (علیه السلام) کشته شد، فرشتگان به درگاه خداوند - عزوجل - صدا به گریه و ناله بلند کردند و عرضه داشتند: الها! صاحب اختیار! آیا غفلت می ورزی از کسی که برگزیده تو و فرزند برگزیده ات و بهترین خلق را به قتل رسانیده است؟
پس خداوند - عزوجل - به آن ها وحی فرمود: ای ملائکه من! آرام باشید، به عزت و جلالم سوگند که حتماً از آن ها انتقام خواهم گرفت، هرچند پس از مدت ها باشد. سپس خداوند - عزوجل - برای فرشتگان از روی امامان از فرزندان حسین پرده برداشت، ملائکه خوشحال شدند و متوجه شدند که یکی از آن ها ایستاده نماز می خواند، خداوند فرمود: به این قائم، از آن ها انتقام می گیرم.**علل الشرایع: 160.***
و در کافی از حضرت صادق (علیه السلام) روایت است که فرمود: وقتی حسین (علیه السلام) کشته شد، آسمان ها و زمین و آنچه در آن ها است ناله کردند و گفتند: پروردگارا! به ما اجازه بده که خلایق را نابود سازیم و بار دیگر زمین تجدید گردد که حرمت تو را حلال دانسته و برگزیده است را به قتل رسانیده اند. پس خداوند به آن ها وحی فرمود که: ای فرشتگان؛ و ای آسمان های من؛ و ای زمین من! آرام گیرید. سپس یکی از حجاب ها را برداشت، به ناگاه پشت آن محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) و دوازده وصی او مشاهده شدند و دست فلانی، قائم از آن ها را گرفت و فرمود: ای فرشتگانم؛ و ای آسمان هایم؛ و ای زمین من! با این یاری خواهم جست. سه مرتبه این خطاب را فرمود.**کافی: 1/534.***
و در غایةالمرام محدث جلیل سید هاشم بحرانی از طریق عامه در حدیث معراج چنین آمده: خداوند تعالی فرمود: ای محمد! آیا دوست داری آنان را ببینی؟ گفتم: آری، پروردگارا. خداوند فرمود: به سمت راست عرش روی گردان. چون روی به آن سوی کردم به ناگاه دیدم علی و فاطمه و حسن و حسین و علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و حسین بن علی و مهدی (علیه السلام) غرق در نور ایستاده، نماز می خوانند، و او - یعنی مهدی (علیه السلام) - در میان آنها همچون ستاره درخشانی بود. خداوند فرمود: اینان حجت ها هستند و او ثائر از عترت تو است، به عزتم سوگند او حجت ثابت برای دوستانم و انتقام گیرنده از دشمنانم است.**غایه المرام: 194.***
و در بحار در وصف اصحاب حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از حضرت صادق (علیه السلام) روایت است که فرمود: گویا که دل بسان قطعه ای از آهن است که هیچ گونه شکی درباره خداوند در آن راه ندارد، از سنگ سخت تر، که اگر بر کوه ها حمله برند، آن ها را از جای برکنند، با پرچم های خویش به هیچ شهری روی نیاورند مگر این که آن را خراب کنند، گویی که بر اسب هایشان عقاب ها نشسته اند، به زین اسب امام (علیه السلام) دست می کشند و تبرک می جویند، پیرامون حضرتش حلقه می زنند. در جنگ ها با جانبازی، آن بزرگوار را یاری می کنند و آن چه می خواهد انجام می دهند. در میان آنان مردانی هستند که شب ها خواب ندارند. در نمازشان زمزمه ای دارند همچون زمزمه زنبور عسل. شب را با عبادت به صبح می رسانند و صبحگاهان بر اسب هایشان آماده اند، شب ها پارسا و روزها شیرند. آنان از آن حضرت فرمانبردارند، مانند کنیز نسبت به ارباب خود. همچون چراغ ها روشنند و دل هایشان نورانی است و از خشیت الهی لرزان. از خداوند شهادت درخواست می کنند و آرزو دارند که در راه خدا کشته شوند، شعارهایشان یا لثارات الحسین؛ خونخواهی حسین (علیه السلام) می باشد.
هرگاه به سویی حرکت کنند به مقدار یک ماه رعب و بیم بیشتر از آن ها می رود، به سوی مولای خود می شتابند، خداوند توسط ایشان امام حق را یاری می کند.**بحارالانوار: 52/308.***
و نیز از آن حضرت منقول است که فرمود: هرگاه قائم (علیه السلام) خروج کند، نوادگان کشندگان حسین (علیه السلام) را به قتل خواهد رساند.**بحارالانوار: 52/313.***
البته در حدیثی از حضرت رضا (علیه السلام) علت این امر را رضایت آن ها نسبت به کارهای پدرانشان دانسته و این که آن ها افتخار هم می کنند و هرکس به چیزی راضی باشد مانند آن است که آن را انجام داده باشد.
و در کتاب المحجه فیما نزل فی القائم الحجه**این کتاب به قلم همین مترجم به نام سیمای حضرت مهدی (علیه السلام) در قرآن بارها منتشر شده است.*** از امام صادق (علیه السلام) درباره آیه: ومن قتل مظلوما...**سوره اسراء، آیه 33.*** آمده که این آیه درباره حسین (علیه السلام) نازل شده، اگر ولی او اهل زمین را بکشد اسراف نکرده است، و ولی او قائم (علیه السلام) است.**المحجه: 127.***

حرف ج

1- جمال و زیبایی آن حضرت (علیه السلام)

بدان که مولای ما حضرت صاحب الزمان - صلوات الله علیه - زیباترین و خوش صورت ترین مردم است، زیرا که شبیه ترین مردم به پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) می باشد؛ چنان که در کتاب المحجة، سید بحرانی و غیر آن از عمار روایت شده که گفت: پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمود: ای عمار! خداوند - تبارک و تعالی - با من پیمان بسته که از صلب حسین نه امام بیرون آورد، و نهمین آن ها از نظر مردم غایب می شود، و همین است که خداوند - عزوجل - فرماید: قل ارایتم ان اصبح ماوکم غورا فمن یاتیکم بماء معین**سوره ملک، آیه 30.***؛ (به کافران) بگو: اگر آب (که مایه حیات است) همه به زمین فرو برود، کیست که باز آب گوارا برای شما پدید آرد.
غیبتی طولانی برای او خواهد بود که گروهی از عقیده شان بر می گردند و عده دیگری ثابت قدم می مانند؛ پس هرگاه آخر زمان شود خروج می کند و دنیا را پر از قسط و عدل می نماید، تنزیل جهاد نمودم و او همنام و شبیه ترین مردم به من است.**المحجه: 228-229.***
و در کمال الدین از رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) مروی است که فرمود: مهدی از فرزندان من است، نامش نام من و کنیه اش کنیه من. شبیه ترین مردم به من از لحاظ اخلاق و خلقت است، غیبت و حیرتی خواهد داشت که امت ها در آن گمراه می شوند. مانند ستاره شهاب می آید، پس زمین را از قسط و عدل آکنده می سازد هم چنان که از ظلم و ستم پر شده باشد.**کمال الدین: 1/287.***
و نیز در همان کتاب از امام صادق از پدرانش (علیه السلام) از رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) روایت کرده که فرمود: مهدی از فرزندان من است، نام او نام من و کنیه اش کنیه من است، از نظر خلق و خلق شبیه ترین مردم به من است، غیبت و حیرتی برای او خواهد بود تا جایی که خلایق از ادیان خود گمراه گردند. پس در آن هنگام است که همچون ستاره شهاب می آید و زمین را از قسط و عدل پر می کند، چنان که از ظلم و جور پر شده باشد.**کمال الدین: 1/286.***
و در همان کتاب به سندی از رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) ضمن حدیثی از ابن عباس آمده: و از پشت حسین (علیه السلام) امامانی قرار دارد که به امر من قیام کرده و وصیت مرا حفظ می نمایند، نهمین آن ها قائم اهل بیت (علیه السلام) مهدی امت من است، در صورت و سیرت و گفتار شبیه ترین مردم است نسبت به من.**کمال الدین: 1/257.***
حالا که دانستی آن حضرت شبیه ترین مردم به رسول اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) است، بدان که به راستی ثابت شده از نص احادیث که رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) زیباترین و خوش صورت ترین مردم بوده است. به این روایت توجه کنید: ثقه الاسلام کلینی در کافی از حضرت امام باقر (علیه السلام) آورده است که فرمود: پیامبر خدا رخسارش سپید آمیخته به سرخی و چشمانش سیاه و درشت و ابروانش به هم پیوسته، و کف دست و پایش پرگوشت و درشت بود، بدان سان که گویی طلا بر انگشتانش ریخته باشد. استخوان دو شانه اش بزرگ بود، چون به کسی روی می کرد به خاطر مهربانی شدیدی که داشت با همه بدن به جانب او توجه می نمود. یک رشته موی از گودی گلو تا نافش روییده، انگار که میانه صفحه نقره خالص خطی کشیده شده باشد، و گردن و شانه هایش بسان گلاب پاش سیمین بود. بینی کشیده ای که هنگام آشامیدن آب، نزدیک بود به آب برسد، هنگام راه رفتن محکم قدم بر می داشت که گویا به سرازیری فرود می آیدم باری، نه قبل و نه بعد از پیغمبر خدا کسی مثل او دیده نشده است.**کافی: 1/443.***
و در بحار از کتاب غیبت شیخ طوسی روایت شده که امیرالمؤمنین (علیه السلام) بالای منبر فرمود: رادمردی از فرزندان من در آخر الزمان بپا می خیزد که سفید رنگ پر سرخی است، شکمش فربه و ران هایش عریض و استخوان دو شانه اش بزرگ، دو خال در پشتش هست یکی به رنگ پوستش و دیگری مانند خال پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم).**بحارالانوار: 51/35.***
و از طریق عامه از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) مروی است که فرمود: مهدی طاووس اهل بهشت است.**بحارالانوار: 51/91.***
و از حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) آمده که فرمود: مهدی، مردی از فرزندان من است، رنگ او رنگ مردم عرب و بدن او بدن بنی اسرائیل (قوی و درشت استخوان)، بر گونه راستش خالی است که مثل ستاره درخشنده است.**بحارالانوار: 51/95.***
و نیز از حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) نقل است که فرمود: مهدی از ما، فراخ پیشانی و باریک بینی است.**بحارالانوار: 54/80.***
و در کتاب تبصره الولی فیمن رای القائم المهدی (علیه السلام) از ابونعیم محمد بن احمد الانصاری نقل کرده که گفت: عده ای از مفوضه و مقصره، کامل بن ابراهیم مدنی را به خدمت حضرت ابومحمد امام حسن عسکری (علیه السلام) به سامره فرستادند که با آن حضرت مناظره کند. کامل گوید: با خود اندیشیدم که از آن حضرت سؤال خواهم کرد که داخل بهشت نشود جز آن که معرفتش مثل من و اعتقادش مانند من باشد. و چون بر سرورم حضرت ابومحمد وارد شدم، دیدم جامه های نرم و سفیدی در تن اوست، با خود گفتم: ولی و حجت الهی جامه های نرم می پوشد، در حالی که به ما امر می کند با برادران دینی مواسات و همدردی کنیم؛ و از پوشیدن چنین جامه هایی نهی می نماید! که ناگاه با تبسم، آستین خود را بالا زد، دیدم که پلاس زبر سیاهی بر پوست بدنش بود، فرمود: این برای خداست و این برای شما. خجالت کشیدم و کنار دری نشستم که پرده ای بر آن آویخته بود، پس بادی وزید و گوشه ای از آن پرده بالا رفت و نوجوانی دیدم در حدود چهار سالگی، انگار پاره ای از ماه بود، به من فرمود: ای کامل بن ابراهیم! بدنم لرزید و به دلم افتاد که فوری بگویم: لبیک ای سید من. فرمود: آمدی که از ولی و حجت خدا سؤال کنی که وارد بهشت نمی شود مگر آن که معرفتش مانند تو باشد و سخن تو را بگوید. گفتم: آری به خدا سوگند. فرمود: بنابراین عده کمی وارد بهشت می شوند. به خدا قسم! وارد بهشت می شوند گروهی که آن ها را حقیه می گویند. عرض کردم: ای سرور من! این ها کیستند؟
فرمود: قومی که از روی علاقه و محبت به امیرالمؤمنین (علیه السلام) به حق او قسم می خورند ولی حق و فضل آن حضرت را نمی شناسند.
سپس مقداری سکوت کرد و بعد فرمود: همچنین آمده ای که درباره حرف های مفوضه بپرسی.
آن ها دروغ می گویند. بلکه دل های ما محل مشیت الهی است، پس هرچه خدا بخواهد ما می خواهیم، وما تشاوون الا ان یشاء الله.
آن گاه پرده به حال سابق برگشت، من دیگر نمی توانستم آن را بالا بزنم. پس حضرت ابومحمد (علیه السلام) نگاهی به من افکند و تبسم کنان فرمود: ای کامل بن ابراهیم! چرا نشسته ای؟ در حالی که حجت بعد از من، از آنچه در ذهن تو بود و آمده بودی که از آن سؤال کنی، تو را آگاه ساخت. پس برخاستم و بیرون رفتم و بعد از آن دیگر او را ندیدم.**تبصره الولی: 765.***
و در جریان محمد بن عبیدالله قمی که در بحار از غیبت شیخ طوسی نقل شده، آمده است: مانند او خوش صورت و معتدل اندام ندیدم.**بحارالانوار: 52/3.***
و اخبار در این معنی جداً زیاد است و شاید بعضی از آن ها را در غیر این بخش ذکر کنیم. و چه خوش گفت آن که گفت:

قمر تکامل فی نهایه حسنه - مثل القضیب علی رشاقه قده
فالبدر یطلع من ضیاء جبینه - والشمس تغرب فی شقائق خده
ملک الجمال باسره فکانما - حسن البریه کلها من عنده


مهی که حسن جمالش زماه نیکوتر - قدی ز شاخه شمشاد و سرو رعناتر
ز پرتو رخ نورانی اش قمر طالع - درون گونه سرخش غروب مهر نگر
به ملک خویش در آورده هرچه زیبایی - که حسن مردم زیبا از او بود یکسر

و اما وجه تشبیه آن حضرت به شهاب ثاقب؛ شاید باشد که به طور ناگهانی ظهور می کند، چنان که این معنی در چند روایت آمده، و یا این که مانند ستاره شهاب می درخشد. شاهد بر این احتمال روایاتی است که در باب (نور آن حضرت) خواهد آمد، و یا به خاطر این که شیاطین را طرد و دفع می کند، همان طور که با شهاب ثاقب طرد می شوند. خداوند متعال می فرماید: الامن خلف الخطفه فاتبعه شهاب ثاقب**سوره صافات، آیه 10.
***؛ جز آن کسی (از شیاطین) بخواهد از علم بالا برباید که شهابی فروزان او را دنبال می کند.