فهرست کتاب


مکیال المکارم (در فوائد دعا برای حضرت قائم (علیه السلام) / جلد اول

سید محمد تقی موسوی اصفهانی‏ سید مهدی حائری قزوینی‏

4- ترک کردن حق خودش برای ما

حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) حق دنیا و آخرت خودش را به سود ما ترک و رها فرموده و خواهد فرمود: اما در دنیا؛ سابقا دلایلی آوردیم که آن حضرت آنچه در دست ما است را بر ایمان مباح کرده است.
و اما در آخرت؛ در بحار از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است فرمود: هرگاه روز قیامت شود خداوند حساب شیعیان ما را بر ما قرار می دهد، پس آنچه از گناهان بین آن ها و بین خدا باشد، محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) از درگاه الهی برایشان طلب بخشش می کند و آنچه بین آن ها و بین مردم بوده باشد از مظالم محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) آن را از طرف ایشان ادا خواهد ساخت و آنچه بین آن ها با ما باشد ما به آن ها می بخشیم تا بدون حساب وارد بهشت شوند.**بحارالانوار: 7/274.***
می گویم: در تفسیر البرهان چند روایت در این معنی آورده است، به تفسیر آیه: ان علینا حسابهم**سوره غاشیه، آیه 26.*** مراجعه شود.**البرهان: 4/455.***

5-تشییع جنازه مردگان ما

دلیل بر این معنی روایتی است که در بحار به نقل از مناقب ابن شهر آشوب آمده است: شیعیان نیشابور (در زمان امامت حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) جمع شدند و شخصی به نام محمد بن علی نیشابوری را انتخاب کردند تا به مدینه برود و حقوق شرعی و هدایای شیعیان را به خدمت امام زمانشان ببرد، سی هزار دینار و پنجاه هزار درهم پول و مقداری جامه به محمد بن علی دادند. در این میان (یکی از بانوان با ایمان به نام) شطیطه یک درهم تمام عیار و یک تکه پارچه خام که با دست خودش رشته بود و چهار درهم ارزش داشت پیش آورد و گفت: خداوند از حق خجالت نمی کشد (یعنی حقوق امام (علیه السلام) را گرچه کم باشد باید پرداخت).
آن گاه آن جمعیت جزوه ای آوردند که هفتاد ورق بود، در هر صفحه سوالی نوشته بودند و بقیه اش سفید بود تا جواب زیر آن نوشته شود، هر دو صفحه را روی هم گذاشته و با سه سند که هر بندی یک مهر خورده بود بسته بودند. گفتند: این جزوه را شب هنگام به خدمت امام (علیه السلام) ببر و فردای آن بازگیر، مهرها را نگاه کن اگر نشکسته بود پنج تا از آن ها را بشکن و ببین آیا جواب سؤال ها را داده است یا نه، که اگر بدون شکسته شدن مهرها جواب داده بود، او همان امام است و مستحق این اموال وگرنه اموال را به ما بازگردان.
محمد بن علی نیشابوری به مدینه مشرف شد و نزد عبدالله افطح رفت، او را امتحان کرد و دانست که او شایستگی مقام امامت را ندارد، از خانه او بیرون رفت در حالی که می گفت: رب اهدنی الی سواء الصراط؛ خدایا مرا به راه راست هدایت فرمای.
همان طور که در حیرت ایستاده بود کودکی آمد و گفت: کسی را که می خواهی اجابت کن و او را به خانه حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) برد، تا چشم حضرت بر او افتاد، فرمود: ای ابوجعفر چرا ناامید می شوی و چرا به سوی یهود و نصاری پناه می بری؟ به من روی کن که حجت و ولی خدا هستم. آیا ابوحمزه در کنار مسجد جدم مرا به تو نشناساند؟ من سؤال هایی که در جزوه بود دیروز جواب دادم آن ها را نزدم بیاور و درهم شطیطه را هم که در کیسه است و وزن درهمش یک درهم و دو دانق می باشد، برایم بیاور. و آن کیسه چهارصد درهم می باشد که از آن وی است و پارچه او با جامه دو برادر یک جا بسته شده.
می گوید: از سخنان آن حضرت عقلم حیران شد، رفتم و آن چه امر فرموده بود آوردم و در پیشگاهش قرار دادم، درهم و پارچه شطیطه را بر گرفت و روی به من کرد و فرمود: ان الله لا یستحی من الحق ای ابوجعفر سلام مرا به شطیطه برسان و این کیسه پول را به او بده - در آن کیسه چهل درهم بود - آن گاه فرمود: قطعه ای از کفن هایم را نیز به او هدیه کردم، پنبه این کفن از روستای ما صیدا است، قریه فاطمه (سلام الله علیها) که خواهرم حمیله دخت حضرت ابوعبدالله جعفر بن محمد صادق (علیه السلام) آن را رشته است. به شطیطه بگو: تو از هنگام رسیدن ابوجعفر و پول و قطعه کفن تا نوزده روز بیشتر زنده نمی مانی؛ پس شانزده درهم از این پول را برای خودت خرج کن و بیست و چهار درهم آن را صدقه و لوازم تجهیز برای خودت قرار بده و من بر جنازه تو نماز خواهم خواند. ای ابوجعفر هرگاه (در آن وقت) مرا دیدی مطلب را مخفی بدار که برای حفظ جانت بهتر است. سپس فرمود: این اموال را به صاحبانشان برگردان و مهر از این جزوه بگشای و ببین آیا جواب سؤال ها را پیش از آن که جزوه را بیاوری داده ایم یا نه؟
می گوید: به مهرها نگاه کردم، دیدم دست نخورده است، یکی از مهرها را از وسطشان شکستم دیدم نوشته: عالم (علیه السلام) چه می فرماید درباره مردی که بگوید برای خدا نذر کردم هر برده ای که از قدیم در ملک من بوده آزاد سازم، و چندین برده داشته باشد کدامشان آزادند؟ جواب به خط مبارکشان چنین بود: هر آن که پیش از شش ماه در ملکش بوده باید آزاد کند، دلیل بر صحت این معنی آیه شریفه است: والقمر قدرناه منازل حتی عاد کالعرجون القدیم**سوره یس، آیه 39. ***و گردش ماه را در منازل معین تقدیر کردیم تا مانند شاخه خرما (زرد و لاغر) به منزل اول بازگردد. و جدید آن است که شش ماه نداشته باشد.
مهر دومی را گشودم دیدم نوشته اند: چه می فرماید عالم (علیه السلام) درباره مردی که بگوید: والله مال کثیر (بسیار) صدقه خواهم داد. چقدر باید صدقه بدهید؟ پاسخ به خط آن حضرت زیر آن نوشته بود: شخصی که سوگند خورده اگر گوسفنددار است باید هشتاد و چهار گوسفند صدقه بدهد؛ اگر شتردار است هشتاد و چهار شتر بدهد و اگر پول دار است هشتاد و چهار درهم بدهد. دلیل بر آن است آیه: لقد نصرکم الله فی مواطن کثیره**سوره توبه، آیه 25.***؛ و همانا خداوند شما را در جاهای بسیار یاری کرد. که جنگ های پیامبر تا هنگام نزول این آیه هشتاد و چهار جای بوده است.
سومین مهر را که گشودم دیدم نوشته: عالم (علیه السلام) چه می فرماید درباره مردی که قبری را شکافته و سر میتی را از تن جداً نموده و کفنش را دزدیده باشد؟ جواب به خط حضرتش مسطور بود: دست دزد به خاطر این که از حرز و جای بسته دزدی کرده بریده شود و صد دینار برای بریدن سر میت بر او لازم است، زیرا که ما میت را به منزله جنین در شکم مادر فرض می کنیم که هنوز روح در او نیامده باشد که دیه نطفه بیست دینار و.. تا آخر مسأله.
هنگامی که ابوجعفر محمد بن علی نیشابوری به خراسان بازگشت، دید کسانی که آن حضرت اموالشان را رد کرده به مذهب فطیحه وارد شده اند، ولی شطیطه بر همان مذهب حق باقی مانده، سلام حضرت کاظم (علیه السلام) را به او رساند و کیسه پول و قطعه کفن را به او داد. پس همان طور که حضرت فرموده بود به مدت نوزده روز شطیطه زنده ماند و چون از دنیا رفت، امام (علیه السلام) سوار بر شتری آمد، پس از پایان مراسم او بر شتر خود سوار شد و راه بیابان پیش گرفت و فرمود: با اصحاب خود مطلب را میان بگذار و سلام مرا به آن ها برسان و به ایشان بگو که: من و امامان نظیر من باید که پای جنازه های شما شویم در هر جا که از دنیا بروید، پس تقوای خدا را در خود حفظ کنید.**بحارالانوار: 48/73؛ گفتی است که قبر این بانوی سعادتمند همچنان در شهر نیشابور زیارتگاه ارادتمندان به خاندان پیامبر و شیعیان آن ها است و به نام بی بی شطیطه معروف است. (مترجم)***

6- تجدید بنای اسلام پس از کهنه و فرسوده شدن آن

در دعایی که به وسیله عمری (رحمة الله) از آن حضرت روایت شده، آمده است: وجدد به ما امتحی من دینک...؛ (پروردگارا) آنچه از دین تو محو شده، به وسیله او تجدید فرمای. و در دعای دیگری که از حضرت ابوالحسن الرضا (علیه السلام) روایت شده، چنین می خوانیم: و آنچه از کاخ دین تو ویران گشته و یا از احکام شرع تغییر و تبدیل یافته، به وسیله او تجدید فرمای و از نو بنیاد کن تا این که به دست او شرع تازه و آیین جدید و شادابی به سوی مردم بازگردانی.**جمال الاسبوع: 509.***
و در بحار به نقل از ارشاد القلوب دیلمی از حضرت صادق (علیه السلام) روایت است که فرمود: هنگامی که قائم بپاخیزد مردم را بار دیگر به اسلام دعوت کند و آن ها را به امری که از بین رفته و عموم مردم از آن جداً گشته و به گمراهی افتاده اند، هدایت فرماید. برای این جهت حضرت قائم (علیه السلام) را مهدی نامیده اند که به امری که از آن وامانده اند، هدایت می کند، و بدین سبب او را قائم نامیده اند که به حق قیام می کند.**بحارالانوار: 51/30.***
و در غیبت نعمانی از امام باقر (علیه السلام) روایت است که درباره شیوه حکومت حضرت قائم (علیه السلام) فرمود: حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) با امری جدید و کتابی نوین و قضاوتی تازه که بر عرب شدید است بپا خواهد خاست.**غیبت نعمانی: 122.***
و از حضرت امام صادق (علیه السلام) در پاسخ به سؤال کسی که از شیوه و شگرد حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) پرسید، آمده است: همان برنامه ای که پیغمبر اکرم (علیه السلام) پیش گرفت حضرت قائم (علیه السلام) انجام خواهد داد، بنیادهای پیشین را منهدم و ویران می سازد چنان که رسول گرامی (صلی الله علیه و آله وسلم) نظام جاهلیت را ریشه کن کرد و اسلام را از نو آغاز نمود.**غیبت نعمانی: 121.***
در خبر دیگری نظیر همین روایت از حضرت ابوجعفر باقر (علیه السلام) آمده است.
و از همان حضرت امام باقر (علیه السلام) روایت است که فرمود: به تحقیق که وقتی قائم ما بپاخیزد، مردم را به امر جدیدی دعوت خواهد کرد، همان طور که پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) دعوت فرمود و اسلام غریبانه آغاز شد و به حال غربت باز خواهد گشت، همان طور که آغاز شد. پس خوشا به حال غریبان.**غیبت نعمانی: 173.***
و از حضرت امام صادق (علیه السلام) روایت شده که فرمود: اسلام غریبانه شروع شد و باز هم مانند اول کارش خواهد گشت، پس خوشا به حال غریبان ابوبصیر عرشه داشت: این را برای من توضیح دهید که خداوند کارتان را سامان دهد؛ فرمود: دعوت کننده از ما دعوت نوینی آغاز می کند همان طور که رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) آغاز کرد.**غیبت نعمانی: 173.***
و از همان حضرت است که فرمود: گویا قائم را بالای منبر می بینم که از آستین قبایش نوشته ای که به مهر زرین ممهور باشد، بیرون آورد و مهر از آن برگیرد و آن بر مردم بخواند، پس مانند گوسفند از دور او پراکنده شوند و کسی جز نقیبان باقی نماند، پس آن حضرت سخنانی خواهد گفت. آن گاه آن ها پناهندگی نیابند تا این که به سوی او بازگردند و من سختی را که او خواهد گفت می دانم.**بحارالانوار، 52/352.***