فهرست کتاب


مکیال المکارم (در فوائد دعا برای حضرت قائم (علیه السلام) / جلد اول

سید محمد تقی موسوی اصفهانی‏ سید مهدی حائری قزوینی‏

9- احیاء و زنده کردن دین خدا و اعلای کلمة الله

در دعای ندبه می خوانیم: این محیی معالم الدین واهله؛ کجاست آن که نشانه ها و آثار دین و اهل دین را زنده کند؟ و در حدیث قدسی که در بخش سابق گذشت آمده است: و دینم را به وسیله او اجرا و بر همه برنامه ها چیره خواهم کرد. و نیز در تفسیر آیه لیظهره علی الدین کله**سوره فتح، آیه 38.***؛ تا او را بر همه (مجموعه های) دین پیروز گرداند.
آمده است: با ظهور حضرت قائم (علیه السلام) این کار انجام خواهد شد.**الکافی: 1/432.***
و در بحار ضمن یک حدیث طولانی از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) روایت شده که فرمود: نهمین آن ها قائم خاندان من و مهدی امت من است، او در اندام و گفتار شبیه ترین مردم به من می باشد. البته بعد از غیبتی طولانی ظاهر خواهد شد، دین خدا را آشکار خواهد کرد، با کمک الهی تایید و حمایت و به وسیله فرشتگان خداوند یاری خواهد شد. پس زمین را از عدل و داد پر کند چنان که از ستم و بیداد پر شده باشد.**بحارالانوار: 52/379.***
نیز در بحار در حدیث مفصلی از حضرت ابوجعفر باقر (علیه السلام) آمده: سپس به سوی کوفه باز خواهد گشت. آن گاه سیصد نفر را به تمامی جاها می فرستد؛ بین شانه و سینه هایشان دست می کشد؛ پس در هیچ قضاوتی در نمی مانند، و هیچ سرزمینی نماند مگر این که در آن بانگ شهادت به لا اله الا الله وحده لا شریک له و ان محمدا رسول الله بلند شود.**بحارالانوار: 52/345.***
و احادیث در این باره بسیار است، خواستیم فقط اشاره ای کرده باشیم.

10- انتقام آن حضرت (علیه السلام) از دشمنان خدا

از جمله القاب امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) المنتقم است. و در کتاب کمال الدین به سند خود از امام صادق (علیه السلام)، از پدران بزرگوارش، از امیرالمؤمنین (علیه السلام) روایت کرده است که پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمود: هنگامی که به سوی آسمان (به معراج) برده شدم، پروردگار من به من وحی فرمود که: ای محمد! من نظری به سوی زمین افکندم و تو را از آن اختیار نمودم و پیغمبر ساختم و اسم تو را از نام خود برگرفتم که من محمودم و تو محمدی، دوباره بر زمین نظری افکندم؛ علی را از آن برگزیدم؛ او را وصی و خلیفه و شوهر دختر تو قرار دادم و برای او هم، نامی از نام های خود برگرفتم، پس من علی اعلی هستم و او علی است و فاطمه و حسن و حسین را از نور شما خلق کردم.
آن گاه ولایت آنان را بر فرشتگان عرضه کردم تا هرکه پذیرفت در پیشگاه من از مقربین گردد.
ای محمد! اگر بنده ای از بندگانم آن قدر عبادتم کند تا درمانده شود و بدنش مانند مشک پوسیده گردد، ولی در حالی که منکر ولایت آنان باشد به نزد من آید، او را در بهشتم جای نخواهم داد، و در زیر عرشم سایه نخواهم بخشید. ای محمد! می خواهی آنان را ببینی؟ عرض کردم: آری پروردگارا! خداوند - عزوجل - فرمود: سرت را بلند کن. پس سرم را بلند کردم ناگاه انوار علی و فاطمه و حسن و حسین و علی بن الحسین، و محمد بن علی، و جعفر بن محمد، و موسی بن جعفر، و علی بن موسی، و محمد بن علی، و علی بن محمد، و الحسن بن علی، و محمد بن الحسن را - که در میان ایشان مانند ستاره درخشانی بپاخاسته بود - مشاهده نمودم.
عرض کردم: پروردگارا! این ها کیانند؟ فرمود: این ها امامان هستند، و این قائم است؛ آن که حلال مرا حلال و حرام مرا حرام کند، به وسیله او از دشمنانم انتقام می گیرم، او برای اولیای من مایه راحت است و او است که دل شیعیان و پیروان تو را از ظالمین و کافرین شفا می بخشد و لات و عزی را تر و تازه بیرون می آورد، پس آن ها را خواهد سوزانید. البته فتنه و امتحان مردم به آنان سخت تر از فتنه گوساله و سامری خواهد بود.**کمال الدین: 1/252.***
همچنین در بحار به نقل از علل الشرایع به سند خود از عبدالرحیم قصیر از حضرت ابوجعفر امام باقر (علیه السلام) روایت کرده که فرمود: هرگاه قائم ما بپاخیزد، حمیرا به سوی او بازگردانده شود تا حد تازیانه به او بزند تا انتقام فاطمه دخت محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) را از او بگیرد. گفتم: فدایت شوم؛ چرا حد تازیانه به او می زند؟ فرمود: به خاطر تهمتی که بر مادر ابراهیم زد. گفتم: پس چطور شد که این کار (حد زدن) را خداوند برای زمان حضرت قائم تأخیر انداخت؟ فرمود: به تحقیق خداوند - تبارک و تعالی - محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) را رحمت فرستاد، ولی قائم (علیه السلام) را به منظور نقمت و کیفر دهی بر می انگیزد.**بحارالانوار: 52/314؛ و علل الشرایع: 2/267.***
و در همان کتاب بحار از مزار کبیر به سند خود از حضرت ابوعبدالله صادق (علیه السلام) آورده که فرمود: هرگاه قائم ما بپاخیزد برای خدا و رسول او و همه ما خاندان پیغمبر انتقام خواهد گرفت.**بحارالانوار: 52/367.***
و در همان کتاب به نقل از ارشاد دیلمی از امام صادق (علیه السلام) آمده: و دست بنی شیبه را می برد و بر در کعبه می آویزد و بر آن می نویسد: این ها دزدان کعبه هستند.**بحارالانوار: 52/338.***
و در احتیاج از پیغمبر (صلی الله علیه و آله وسلم) در خطبه غدیر چنین نقل شده که فرمود: توجه کنید! خاتم امامان از ما مهدی - صلوات الله عیه - می باشد. آگاه باشید! اوست چیره شونده بر همه دین، اوست انتقام گیرنده از ظالمین، اوست فاتح و منهدم کننده دژها، اوست که تمام قبائل اهل شرک را نابود می سازد، اوست که خون بهای تمام اولیای حق را می گیرد، اوست که دریای ژرف می نوشاند، اوست که هر کسی را بر اساس فضل و شایستگی سمت می دهد، او برگزیده و منتخب خداوند است، او وارث همه علوم و محیط بر همه آن ها است، اوست که از پروردگار خود خبر می دهد و حقایق ایمان به او را مطلع می سازد (برپای می دارد)، او است که صاحب رشاد و سداد در رای و عمل می باشد، امور دین به او واگذار شده و پیغمبران قبل و امامان پیشین به او مژده داده اند، او حجت باقی است و بعد از او حجتی نیست، و حقی نیست مگر با او و نوری نیست جز نزد او، کسی بر او غالب و منصور نمی شود. او ولی خداوند در زمین و حاکم الهی بر خلایق و امین پروردگار در ظواهر و اسرار است.
و در قسمت دیگری از این خطبه آمده است: ای گروه های مردم! نور مخصوص خداوند - عزوجل - در وجود من است، سپس در وجود علی تجلی خواهد کرد و سپس در نسل او تا قائم مهدی که حق خداوند و هر حقی را که برای ما هست، می گیرد.**الاحتجاج، 1/80.***
و در تفسیر قمی درباره آیه: فهمل الکافرین امهلهم رویدا**سوره طارق، آیه 17.***؛ پس کافران را مهلت بده، آن ها را به اندک مهلتی. چنین آمده است: برای هنگام قیام قائم، پس او از جبارها و طاغوت های قریش و بنی امیه و سایر مردم برای من انتقام می گیرد.**تفسیر القمی: 721.***

11- اقامه و برپا کردن حدود الهی

در دعایی که به وسیله عمری از خود آن حضرت روایت شده چنین آمده است: واقم به الحدود المعطله والاحکام المهله؛ و به وسیله او حدود تعطیل شده و احکام کنار مانده را برپا کن.
و در کتاب کمال الدین از امام صادق (علیه السلام) ضمن تشریح زمان ظهور آن حضرت آمده است: و در آن زمان حدود الهی برپا می شود.**کمال الدین: 2/647.***
در حدیث دیگری آمده: به درستی که برپا شدن یک حد از حدود الهی پاکیزه تر از چهل شبانه روز بارش باران است.**فروع کافی: 2/174.***
چنان که از حضرت ابوجعفر باقر (علیه السلام) منقول است و در بحث حیات و زندگی زمین به وجود آن حضرت، مطالبی که مناسب این موضوع هست خواهد آمد، ان شاء الله تعالی.
و در بحار از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که: دو خون در اسلام از سوی خداوند مباح و روا است، اما هیچ کس درباره این دو خون به آنچه خداوند دستور فرموده حکم و داوری نمی کند تا این که خداوند قائم اهل البیت (علیه السلام) را برانگیزد، پس در آن ها به حکم الهی حکم خواهد فرمود و در آن بینه و شاهد نخواهد خواست؛ یکی، زناکار محصن که سنگسارش می کند؛ و دیگری منع کننده زکات که گردنش را می زند.**بحارالانوار: 2/325.***
می گویم: حد زانی محصن (مرد زن دار یا زن شوهر داری که مرتکب زنا شده باشد، با شرایطی که در فقه آمده) همان سنگسار است و این که اجرای این حکم را مخصوص به امام زمان (علیه السلام) قرار داده از نظر حکم به مقتضای علم واقعی آن حضرت است، و این که بر خلاف زمان سایر امامان (علیه السلام) حدود با شبهات دفع نخواهد شد.