فهرست کتاب


مکیال المکارم (در فوائد دعا برای حضرت قائم (علیه السلام) / جلد اول

سید محمد تقی موسوی اصفهانی‏ سید مهدی حائری قزوینی‏

فصل دوم: در بیان مقدار کمی از معجزات و کرامات متواتر مولا صاحب الزمان (علیه السلام)

1- روایتی است که شیخ صدوق از محمد بن عثمان عمری نقل کرده که گفت: هنگامی که حضرت مهدی (علیه السلام) متولد شد، نوری از بالای سرش تا بر فراز آسمان درخشید، سپس روی بر زمین نهاد و برای پروردگارش - تعالی ذکره - به سجده افتاد و بعد سر برداشت در حالی که می گفت: شهد الله انه لا اله الا هو و الملائکه واولوا العلم**کمال الدین: 2/443؛ و آیه ای که امام مهدی (علیه السلام) تلاوت کرد. (سوره آل عمران، آیه 18)***؛ خداوند به یکتایی خود شهادت دهد، و فرشتگان و دانشمندان نیز به یکتایی او گواهند.
2- روایت شده است که: وقتی آن حضرت متولد شد، پرندگان سفیدی از آسمان فرود آمدند و بال های خود را بر سر و صورت و سایر اعضای بدنش کشیدند، سپس به آسمان پرواز کردند، آن گاه حضرت امام حسن عسکری (علیه السلام) فرمود: آن ها فرشتگان بودند که برای تبرک به این نوزاد فرود آمدند و هرگاه این فرزند ظهور کند آن ها یاران اویند.
این حدیث را شیخ صدوق در کتاب کمال الدین آورده است.**کمال الدین: 2/431.***
3- در خبر صحیحی از محمد بن شاذان بن نعیم آمده که در نیشابور نقل کرده است که: مقدار پانصد درهم بیست درهم کم از مال حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نزد من جمع شد که خوش نداشتم آن را ناقص بفرستم، لذا بیست درهم کسری را از مال خودم تکمیل کردم و پانصد درهم را نزد محمد بن جعفر فرستادم، ولی ننوشتم که بیست درهم از من است. پس محمد بن جعفر قبض آن را از ناحیه مقدسه قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) برایم فرستاد که در آن نوشته شده بود: پانصد درهم که بیست درهمش از خودت بود رسید.
می گویم: همین روایت را در کافی از علی بن محمد از محمد بن علی بن شاذان نیشابوری با مختصر تفاوت نقل کرده است.**کمال الدین، 2/485؛ و اصول کافی: 1/523.***
4- همچنین در خبر صحیحی از محمد بن هارون روایت کرده که گفت: پانصد دینار از مال حضرت قائم (علیه السلام) بر عهده من بود، شبی از شب ها که طوفان و تاریکی شدید و بغداد را فرا گرفته بود. در بغداد بودم و به خاطر وامی که بر عهده داشتم سخت هراسان شدم و با خود گفتم: چند دکان دارم که آن ها را پانصد و سی دینار خریده ام ولی آن ها را به پانصد دینار به حضرت قائم (علیه السلام) واگذار می کنم. وی گفت: پس از آن شخصی به سراغم آمد و آن دکان ها را به حساب آن حضرت از من تحویل گرفت، در صورتی که به حضرتش ننوشته و به هیچ کس آن راز را نگفته بودم و حتی بر زبانم هم جاری نشده بود.**کمال الدین: 2/492.***
5- روایتی است از علی بن محمد سمیری (یا سمری) نقل شده این که: به محضر مقدس قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نامه نوشت و درخواست کفن کرد. جواب آمد که: در سال هشتاد یا هشتاد و یکم به آن نیازمند خواهی شد. پس در همان وقتی که آن حضرت برایش تعیین کرده بود وفات یافت و یک ماه پیش از فوتش کفن برایش فرستاده شد.
این روایت در کمال الدین آمده است.**کمال الدین: 2/501.***
می گویم: و از جمله معجزات آشکار آن حضرت (علیه السلام)، حصول خواسته های مردم است که با افکندن عریضه حاجت در چاه آب یا جاری انجام می پذیرد و این امر کاملاً دیده می شود مجرب است و ما آن را در خاتمه کتاب خواهیم آورد ان شاء الله تعالی.
خواننده عزیز! اگر بخواهی بر معجزات آن حضرت مطلع شوی، به کتاب هایی که برای این منظور فراهم شده مراجعه کن تا بیشتر استفاده کنی. از جمله کتاب ها، کمال الدین شیخ صدوف، و کتاب خرایج شیخ سعید بن هبة الله و بحارالانوار فاضل کامل مولانا محمد باقر مجلسی و النجم الثاقب عالم کامل میرزا حسین نوری - که خداوند زحمات همگی آنان را بپذیرد و پاداش های بسیار به ایشان عطا فرماید - را می توان نام برد.
من اگر بیش از این مقدار در این زمینه عنان سخن را رها سازم، از کار اصلی ام باز می مانم. لذا به همین مختصر بسنده می کنم که: در خانه اگر کس است یک حرف بس است.

بخش سوم: قسمتی از حقوق و مراحم آن حضرت نسبت به ما

حقوق آن بزرگوار بر ما بسیار و الطاف و مراحمش بیرون از شمار است، بلکه همچون دریای خروشان و مواجی است که غواصی در آن نتوانم کرد، به مقدار کف دستی از آن بر می گیرم و در پی تقرب به درگاهش ره می پویم، و توفیق از خداست و بس، بر او توکل دارم و به سوی او روی آورم.

اول: حق وجود و هستی

خداوند به برکت وجود آن حضرت (علیه السلام) تو و هر موجودی را آفرید و اگر او نبود کس نبود، بلکه اگر او نبود نه زمین وجود می یافت و نه فلک، بر این معنی روایاتی دلالت دارد از جمله:
1- از توقیعات شریفه آن حضرت در کتاب الاحتجاج آمده است که فرمود: و نحن صنائع ربنا و الخلق بعد صائعنا...**الاحتجاج: 2/278.***
البته معنی این سخن بر دو وجه وارد است: یکی همان است که در توقیع دیگری در همان کتاب آمده: جماعتی از شیعیان اختلاف کردند در این که آیا خداوند، آفرینش و روزی دادن مخلوق را به ائمه (علیه السلام) واگذار کرده؟ پس عده ای گفتند: این محال است، زیرا که اجسام را کسی جز خدای نمی تواند خلق کند. ولی عده ای دیگر گفتند: این محال است، زیرا که اجسام را کسی جز خدای نمی تواند خلق کند. ولی عده ای دیگر گفتند: خداوند قدرت خلق را به ائمه (علیه السلام) واگذار نموده است و آنان آفریده و روزی بخشیده اند و در این مسأله اختلاف شدیدی بین آن ها درگرفت، تا این که شخصی پیشنهاد کرد که چرا به سراغ ابوجعفر محمد بن عثمان نمی روید که از او سؤال کنید تا حق را برای شما آشکار سازد؟ چون که راه به سوی امام زمان (علیه السلام) اوست، همه به این معنی راضی شدند و نامه ای به ابوجعفر نوشتند. در آن نامه مسأله را توضیح دادند، پس از طرف امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) توقیع آمد که: خداوند تعالی خود اجسام را آفریده و روزی ها را تقسیم کرد، زیرا که نه جسم است و نه در جسمی حلول کرده، هیچ چیز مثل او نیست و اوست شنوای بینا، و اما امامان؛ از خداوند تعالی درخواست می کنند و او را می آفریند و او روزی می دهد به خاطر اجابت درخواست آن ها و تعظیم حق ایشان.**الاحتجاج: 2/284.***
حاصل این وجه این که: امام زمان و پدران بزرگوارش (علیه السلام) واسطه هستند در رساندن فیض های الهی به سایر مخلوقات و به همین معنی در دعای ندبه اشاره شده که: این السیی المتصل بین الارض والسماء؛ کجاست آن وسیله ای که فیوضات آسمان را به اهل زمین می رساند؟ البته نسبت دادن فعل به سبب و واسطه در لغت و عرف بسیار است.
وجه دوم این که: مقصود از آفرینش تمام آنچه خداوند متعال آفریده، آن حضرت و پدران طاهرینش می باشند، یعنی این ها علت غایی آفرینش هستند و آنچه هست به خاطر این ها آفریده شده است.
موید این وجه روایتی است که از امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) آمده: نحن صنائع ربنا و الخلق بعد صنائع لنا**در نهج البلاغه، نامه 28 چنین آمده: فانا صنائع ربنا والناس بعد صنائع لنا یعنی: پس همانا ما ساخته شده پروردگارمان هستیم و مردم برای ما ساخته شده اند. (مترجم)*** و احادیث فراوانی بر این معنی دلالت دارد، از جمله:
روایت مستندی است که شیخ صدوق در کتاب کمال الدین از حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام)، از پدرش موسی بن جعفر بن محمد، از پدرش محمد بن علی، از پدرش علی بن الحسین، از پدرش حسن بن علی، از پدرش علی بن ابی طالب (علیه السلام) آورده است که پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمود: خداوند مخلوقی از من بهتر نیافریده و آفریده ای نیست که نزد او گرامی تر از من باشد.
علی (علیه السلام) فرماید: عرض کردم: یا رسول الله! تو بهتری یا جبرئیل؟ فرمود: یا علی! خداوند تبارک و تعالی پیغمبران مرسل را بر فرشتگان مقرب خویش برتری داده و مرا بر همه پیغمبران و مرسلین برتری بخشیده. و ای علی! بعد از من برتری از آن تو و امامان بعد از توست، زیرا که فرشتگان خدمتگزار ما و دوستان ما هستند. ای علی! آنان که عرش خدا را حمل نموده و یا اطراف آنند، تسبیح به حمد پروردگارشان گویند و برای آنان که به ولایت ما گرویدند، طلب آمرزش کنند. ای علی اگر ما نبودیم خداوند آدم و حوا و بهشت و دوزخ و آسمان و زمین را نمی آفرید، چگونه ما از فرشتگان برتر نباشیم و حال آن که در توحید و خداشناسی پیشی گرفتیم، و در معرفت و تسبیح و تقدیس و تهلیل پروردگارشان -عزوجل- بر آن ها سبقت جستیم، زیرا که نخستین چیزی که خداوند آفرید ارواح ما بود، خداوند ما را به توحید و تمجید خود گویا ساخت، سپس فرشتکان را آفرید و چون ارواح ما را یک روح مشاهده کردند امور ما را عظیم شمردند، پس ما تسبیح گفتیم تا فرشتگان بدانند که ما هم مخلوق هستیم و آفریدگار از صفات ما منزه است، از تسبیح ما ملائکه نیز تسبیح گفتند و خدا را از صفات ما منزه دانستند، و چون عظمت مقام ما را مشاهده کردند، ما تهلیل گفتیم تا ملائکه بدانند که الهی به جز الله نیست، پس هنگامی که بزرگی محل (و مقام) ما را دیدند، خداوند را تکبیر گفتیم تا بدانند که خدا بزرگ تر از آن است که درک شود و موقعیت او عظیم است، و ما خدایانی نیستیم که واجب باشد در عرض خدا، یا در مرتبه پایین تری عبادت شویم. پس هنگامی که قدرت و قوه ما را دیدند، گفتیم: لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم؛ یعنی هیچ توان و نیرویی جز به خداوند بلند مرتبه بزرگ نیست - تا بدانند که هیچ نیرو و قدرتی نیست جز از ناحیه خداوند، و چون نعمتی را که خداوند به ما داده و طاعت ما را واجب فرموده، مشاهده کردند، الحمدلله گفتیم تا بدانند که حقوق خداوند متعال بر ما از جهت نعمت هایی که به ما ارزانی داشته است چه می باشد - پس فرشتگان نیز الحمدلله گفتند. بنابراین فرشتگان به وسیله ما به معرفت و تسبیح و تهلیل و تمجید خداوند متعال راهنمایی شدند. سپس وقتی خداوند متعال آدم را آفرید، ما را در پشت او سپرد و به فرشتگان دستور فرمود تا به خاطر تعظیم و احترام ما که در پشت آدم بودیم برای او سجده کنند، در واقع سجده آن ها بندگی خداوند و احترام و اطاعت آدم بود که ما در پشتش بودیم، و چگونه از ملائکه افضل نباشیم و حال آن که همه آن ها برای آدم سجده کردند، و هنگامی که مرا به آسمان ها بردند، جبرئیل فصول اذان را به دو به دو ادا کرد و دو به دو اقامه گفت. سپس گفت: ای محمد! جلو بایست (برای نماز). گفتم: ای جبرئیل بر تو پیشی بگیرم؟ گفت: آری زیرا که خدای تبارک و تعالی پیغمبرانش را بر همه فرشتگان برتری داده و تو را به خصوص برتری بخشیده است. من جلو ایستادم و برای آنان اقامه نماز کردم و به این کار فخر فروشی ندارم، و چون به حجاب های نور رسیدم، جبرئیل به من گفت: پیش برو. اما خودش همان جا ماند. گفتم: ای جبرئیل! در چنین جایی از من جداً می شوی؟ گفت: خداوند به من دستور داده که از این جا فراتر نروم که اگر از آن بگذرم پرهایم بسوزد؛ زیرا که از حدود پروردگارم تجاوز کرده ام.
پس خداوند مرا به طور ناگفتنی در نور فرو برد و تا آنجا که خدا خواسته بود و در ملکوتش منتهی شدم. آن گاه ندا رسید: یا محمد! گفتم: لبیک ربی و سعد یک تبارکت و تعالیت . باز ندا شدم: یا محمد! تو بنده من هستی و من پروردگار توام، مرا عبادت کن و بر من توکل نمای؛ زیرا که تو نور من در بندگانم و رسول من در مخلوقاتم و حجت من در آفریدگانم می باشی، بهشتم را برای کسی که از تو پیروی کند آفریدم و دوزخم را برای آن کس که نافرمانیت نماید قرار دادم؛ و کرامت خود را برای اوصیای تو واجب نمودم و ثوابم را برای پیروان تو لازم ساختم.
گفتم: پروردگارا آنان اوصیای پس از منند؟ ندا رسید: ای محمد! آنان بعد از تو اولیا و احبا و اصفیا و حجج من هستند و اوصیا و خلفای تو و بهترین خلق بعد از تو می باشند. قسم به عزت جلالم که دینم را به وسیله ایشان ظاهر می کنم و کلمه ام را به وجود آنان بلند می نمایم و زمین را به آخرین ایشان از دشمنانم پاک می کنم و مشارق و مغارب زمین را ملک او و بادها را در تصرف و تسخیر او قرار می دهم، و گردن های سخت را برای او رام می گردانم و او را بر وسائل پیروزی مسلط می گردانم و با لشکریانم کمکش می کنم و با فرشتگانم مددش می رسانم تا دعوت مرا بلند و خلق مرا بر توحید من جمع سازد. سپس ملک او را استمرار دهم و حکومتش را به دست توانای خود دست به دست تا روز قیامت ادامه دهم.
والحمدلله رب العالمین و الصلاه علی نبینا و آله الطیبین الطاهرین وسلم تسلیما**کمال الدین: 1/254.***