فهرست کتاب


مکیال المکارم (در فوائد دعا برای حضرت قائم (علیه السلام) / جلد اول

سید محمد تقی موسوی اصفهانی‏ سید مهدی حائری قزوینی‏

فصل اول: قسمتی از احادیث متواتره که به طور خاص بر امامت آن حضرت (علیه السلام) دلالت دارد.

1- روایت صحیحی است که ثقةالاسلام کلینی در کتاب کافی از حضرت امام جواد (علیه السلام) آورده است که فرمود: امیرالمؤمنین (علیه السلام) همراه حسن بن علی (علیه السلام) در حالی که به دست سلمان تکیه کرده بود، وارد مسجد الحرام شدند و نشستند که ناگاه مردی خوش قیافه و خوش لباس آمد و بر امیرمؤمنان علی (علیه السلام) سلام کرد و خدمت آن حضرت نشست. آن بزرگوار جواب سلام او را دادند. سپس گفت: یا امیرالمؤمنین (علیه السلام)! من سه مسأله از تو می پرسم، اگر پاسخ آن ها را دادی خواهم دانست که این مردم در کار تو خلافی بزرگ مرتکب شده اند که در دنیا و آخرت مسؤول آنند وگرنه می فهمم که تو با آنان مساوی و هیچ امتیازی بر ایشان نداری.
امیرمؤمنان (علیه السلام) فرمود: هرچه می خواهی سؤال کن. عرضه داشت: بگو ببینم! الف) وقتی انسان می خوابد روحش به کجا می رود؟ ب) فراموشی و یادآوری چگونه به انسان دست می دهد؟ ج) چطور می شود که فرزندان انسان به عموها یا دایی های خود شباهت می یابند؟
پس امیرمؤمنان (علیه السلام) روی به امام حسن (علیه السلام) کرده فرمود: جوابش را بده. امام مجتبی (علیه السلام) جوابش را داد. آن مرد گفت: من شهادت می دهم که جز الله خدایی نیست و همیشه بر آن گواه بوده ام و گواهی می دهم که محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) رسول خداست و همیشه بر آن شاهد بوده ام. و شهادت می دهم که تو وصی رسول خدا و قائم به حجت او هستی. - و به امیرمؤمنان اشاره کرد - و گواهم که تو جانشین و قائم به حجت او هستی - و به امام حسن (علیه السلام) اشاره کرد - و گواهم که حسین بن علی (علیه السلام) وصی برادر خود و قائم به حجت اوست بعد از او، و علی بن الحسین (علیه السلام) قائم به امامت حسین است بعد از او، و محمد بن علی (علیه السلام) قائم به امامت علی بن الحسین است و جعفر بن محمد (علیه السلام) قائم به امامت محمد است، و موسی بن جعفر (علیه السلام) که قائم به امامت جعفر بن محمد است و علی بن موسی (علیه السلام) که قائم به امامت موسی بن جعفر است و محمد بن علی (علیه السلام) که قائم به امامت علی بن موسی است و علی بن محمد (علیه السلام) که قائم به امامت محمد بن علی (علیه السلام) است و حسن بن علی (علیه السلام) که قائم به امامت علی بن محمد است و گواهی می دهم به مردی که فرزند حسن است و به کنیه و نام تعبیر نشود تا این که امر او ظاهر گردد و زمین را از عدالت پر کند چنان که از ظلم و ستم پر شده باشد. درود و رحمت و برکت خدا بر تو باد ای امیرالمؤمنان!
سپس برخاست و رفت، امیرمؤمنان (علیه السلام) فرمود: ای ابومحمد! در پی این مرد برو ببین کجا می رود. حسن بن علی (علیه السلام) رفت و برگشت و گفت: جز این نبود که پای خود را از مسجد بیرون گذاشت و من ندانستم به کجای زمین خدا رفت. امیرمؤمنان (علیه السلام) فرمود: ابومحمد او را می شناسی؟ امام حسن (علیه السلام) گفت: خدا و رسولش و امیرمؤمنان داناترند. فرمود: او خضر (علیه السلام) بود.**در کتاب کمال الدین جواب سوالات را چنین آورده است:
اما این که پرسیدی وقتی شخصی می خوابد روحش کجا می رود؟ جوابش این است که روحش وابسته به باد و باد وابسته به هواست تا وقتی که صاحبش برای بیدار شدن نجنبد. پس اگر خداوند اجازه دهد که روح به صاحبش برگردد، روح آن باد را می کشد و باد هوا را، پس روح باز می گردد و در پیکر صاحبش استقرار می یابد، ولی اگر خداوند متعال اجازه بازگشت روح را ندهد، هوا باد را و باد روح را خواهد کشید و خواهد برد تا روز محشر به صاحبش بازنگردد.
و اما راجع به یاد و فراموشی آن: دل هرکس در محفظه ای است که بر آن سرپوشی نهاده شده، هرگاه در آن حال بر محمد و آل محمد صلوات فرستد آن سرپوش از آن محفظه برداشته خواهد شد و دل پرتو می یابد و آن چه فراموش کرده بود به یاد می آورد.
ولی اگر بر محمد و آل او صلوات نفرستد یا از آن کم نهد، سرپوش بر آن محفظه محکم شود دلش تار، و آنچه در نظر داشت فراموش گردد.
و اما آنچه راجع به نوزاد پرسیدی که مانند عموها یا دایی های خود می شود، بدان که: هرگاه مرد در حال آرامش با همسر خود در آمیزد نطفه در رحم واقع شده و فرزند مانند پدر و مادر بر آید، ولی اگر در حالی که آرامش ندارد و رگ ها آسوده نیست آمیزش کند، نطفه پریشان گردیده و می لغزد، پس اگر بر رگی افتد که از عمو برآید، و اگر بر رگی که از دایی است واقع شود شباهت به دایی خواهد یافت. (مترجم)***
2- روایتی است که شیخ صدوق فقیه سدید ابوجعفر محمد بن علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی در کتاب اکمال الدین و اتمام النعمه به سندی همچون صحیح بنابر بعضی وجود به نقل از یونس بن عبدالرحمن آورده است که گفت: به محضر امام هفتم موسی بن جعفر (علیه السلام) مشرف شدم و عرضه داشتم: یابن رسول الله! آیا تو قائم به حق هستی؟ فرمود: من نیز قائم به حق هستم، ولی آن قائم که زمین را از دشمنان خدای -عزوجل- پاک کند و آن را پر از عدالت نماید همچنان که از جور و ستم پرشده باشد، پنجمین فرزند من است که غیبتی طولانی دارد، زیرا که بر جان خود می ترسد، در این مدت (که او از نظر غایب است) عده ای از حق برگشته و عده ای دیگر ثابت قدم می مانند، سپس فرمود: خوشا به حال شیعیان ما که در غیبت قائم ما به رشته ولایت ما چسبیده و به دوستی ما ثابت و استوار ماند و از دشمنان ما بیزار بوده باشند، آنان از مایند و ما از آنان هستیم که البته ما را به امامت پسندیده اند و ما هم ایشان را به شیعه بودن پسندیده ایم. خوشا به حالشان باز هم خوشا به حالشان، به خدا که ایشان روز قیامت در درجات ما خواهند بود.**کمال الدین، 2/361.***
3- و در کتاب الخرایج آمده: محمد بن مسلم گوید: خدمت امام ابوعبدالله صادق (علیه السلام) شرفیاب بودم، معلی بن خنیس گریه کنان وارد شد، حضرت فرمود: چرا گریه می کنی؟ گفت: بیرون خانه شما کسانی هستند که می پندارند شما را بر ما فضیلتی نیست و شما و آن ها یکسان هستید.
حضرت صادق (علیه السلام) کمی ساکت ماند، سپس دستور داد که طبقی خرما بیاورند، آن گاه یک دانه خرما برگرفت و آن را دو نیم کرد، سپس آن خرما را تناول فرمود و هسته اش را در زمین کاشت، پس آهسته رشد کرد و خرمای نارس داد، حضرت از آن برگرفت و تناول کرد، آن گاه پوست نوشته ای از آن برآورد و به معلی داد و فرمود: بخوان! در آن نوشته شده بود: بسم الله الرحمن الرحیم لا اله الا الله محمد رسول الله علی المرتضی و الحسن والحسین و علی بن الحسین و... نام یک به یک امامان تا امام حسن عسکری و فرزندش (مهدی) (علیه السلام) در آن بود.**الخرایج راوندی: 98.***
4- شیخ صدوق به روایت صحیح از ریان بن الصلت آورده است که گفت: به حضرت امام رضا (علیه السلام) عرضه داشتم: شما صاحب امر هستید؟ فرمود: من نیز صاحب امر (امامت) هستم، ولی نه آن صاحب امری که زمین را از عدل پر کند همان طور که پر شده باشد از جور و ستم، و چگونه او باشم و حال آنکه می بینی که بدنم ضعیف است! امام قائم (علیه السلام) آن است که وقتی ظهور نماید سن پیران و سیمای جوانان دارد، به قدری بدنش نیرومند است که اگر به بزرگ ترین درخت دست اندازد آن را از جای برکند، و اگر در میان کوه ها فریاد برآورد سنگ های آن ها فرو ریزد، عصای موسی و انگشتری سلیمان (علیه السلام) با اوست، او چهارمین فرزند من است که خداوند او را هر قدر که مشیتش تعلق گیرد در پشت پرده غیب مستور می سازد، سپس او را آشکار می گرداند تا زمین را از عدل و داد پر کند چنان که از ستم و بیداد پر شده باشد.**کمال الدین: 2/376.***
5- شیخ صدوق نیز در حدیث صحیحی از ابوهاشم داوود بن القاسم جعفری آورده است که گفت: از حضرت ابوالحسن صاحب العسکر (امام هادی) (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: جانشین من بعد از من فرزندم حسن است، ولی شما چه حالی خواهید داشت در جانشین پس از او؟ عرض کردم: چطور مگر قربانت گردم؟ فرمود: زیرا که نه او را می بیند و نه روا است که اسمش را ببرید. پس چطور او را یاد کنیم؟ فرمود: بگویید: الحجه من آل محمد (علیه السلام)؛ یعنی (حجت آل محمد صلی الله علیهم اجمعین).**کمال الدین، 2/381.***
6- همچنین شیخ صدوق در خبر صحیحی از جناب عثمان بن سعید عمری - که روانش گرامی باد - روایت آورد که گفت: در محضر ابومحمد حسن بن علی (امام عسکری) (علیه السلام) بودم از آن بزرگوار سؤال شد از خبری که از پدرانش روایت شده که: زمین از حجت الهی بر مخلوق خالی نخواهد ماند تا روز قیامت و هرکه بمیرد در حالی که امام زمانش را نشناخته باشد به مرگ جاهلیت مرده است فرمود: البته درست است و حق، همان طور که روز حق است. عرض شد: یابن رسول الله! امام و حجت بعد از شما کیست؟ فرمود: فرزند من محمد که امام و حجت بعد از من است، هرکه بمیرد و او را نشناسد به مردن جاهلیت مرده است. و بدانید که او را غیبتی طولانی است که افراد نادان در آن سرگردان شوند و به هلاکت افتند، و وقت گزران نسبت به آن دروغ می گویند. سپس خروج خواهد کرد. گویا می بینیم پرچم های سپیدی که در نجف کوفه بالای سرش به اهتراز است.
می گوییم: ثقه جلیل شیخ علی بن محمد بن علی الخزاز قمی (رحمة الله) در کتاب کفایه الاثر فی النص علی الائمه الاثنی عشر، یکصد و هفتاد حدیث از طریق شیعه و سنی روایت کرده که همه آن ها به امامت حضرت قائم منتظر (علیه السلام) تصریح دارد. ما نیز بعضی از آن را در سایر ابواب کتاب خواهیم آورد.

فصل دوم: در بیان مقدار کمی از معجزات و کرامات متواتر مولا صاحب الزمان (علیه السلام)

1- روایتی است که شیخ صدوق از محمد بن عثمان عمری نقل کرده که گفت: هنگامی که حضرت مهدی (علیه السلام) متولد شد، نوری از بالای سرش تا بر فراز آسمان درخشید، سپس روی بر زمین نهاد و برای پروردگارش - تعالی ذکره - به سجده افتاد و بعد سر برداشت در حالی که می گفت: شهد الله انه لا اله الا هو و الملائکه واولوا العلم**کمال الدین: 2/443؛ و آیه ای که امام مهدی (علیه السلام) تلاوت کرد. (سوره آل عمران، آیه 18)***؛ خداوند به یکتایی خود شهادت دهد، و فرشتگان و دانشمندان نیز به یکتایی او گواهند.
2- روایت شده است که: وقتی آن حضرت متولد شد، پرندگان سفیدی از آسمان فرود آمدند و بال های خود را بر سر و صورت و سایر اعضای بدنش کشیدند، سپس به آسمان پرواز کردند، آن گاه حضرت امام حسن عسکری (علیه السلام) فرمود: آن ها فرشتگان بودند که برای تبرک به این نوزاد فرود آمدند و هرگاه این فرزند ظهور کند آن ها یاران اویند.
این حدیث را شیخ صدوق در کتاب کمال الدین آورده است.**کمال الدین: 2/431.***
3- در خبر صحیحی از محمد بن شاذان بن نعیم آمده که در نیشابور نقل کرده است که: مقدار پانصد درهم بیست درهم کم از مال حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نزد من جمع شد که خوش نداشتم آن را ناقص بفرستم، لذا بیست درهم کسری را از مال خودم تکمیل کردم و پانصد درهم را نزد محمد بن جعفر فرستادم، ولی ننوشتم که بیست درهم از من است. پس محمد بن جعفر قبض آن را از ناحیه مقدسه قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) برایم فرستاد که در آن نوشته شده بود: پانصد درهم که بیست درهمش از خودت بود رسید.
می گویم: همین روایت را در کافی از علی بن محمد از محمد بن علی بن شاذان نیشابوری با مختصر تفاوت نقل کرده است.**کمال الدین، 2/485؛ و اصول کافی: 1/523.***
4- همچنین در خبر صحیحی از محمد بن هارون روایت کرده که گفت: پانصد دینار از مال حضرت قائم (علیه السلام) بر عهده من بود، شبی از شب ها که طوفان و تاریکی شدید و بغداد را فرا گرفته بود. در بغداد بودم و به خاطر وامی که بر عهده داشتم سخت هراسان شدم و با خود گفتم: چند دکان دارم که آن ها را پانصد و سی دینار خریده ام ولی آن ها را به پانصد دینار به حضرت قائم (علیه السلام) واگذار می کنم. وی گفت: پس از آن شخصی به سراغم آمد و آن دکان ها را به حساب آن حضرت از من تحویل گرفت، در صورتی که به حضرتش ننوشته و به هیچ کس آن راز را نگفته بودم و حتی بر زبانم هم جاری نشده بود.**کمال الدین: 2/492.***
5- روایتی است از علی بن محمد سمیری (یا سمری) نقل شده این که: به محضر مقدس قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نامه نوشت و درخواست کفن کرد. جواب آمد که: در سال هشتاد یا هشتاد و یکم به آن نیازمند خواهی شد. پس در همان وقتی که آن حضرت برایش تعیین کرده بود وفات یافت و یک ماه پیش از فوتش کفن برایش فرستاده شد.
این روایت در کمال الدین آمده است.**کمال الدین: 2/501.***
می گویم: و از جمله معجزات آشکار آن حضرت (علیه السلام)، حصول خواسته های مردم است که با افکندن عریضه حاجت در چاه آب یا جاری انجام می پذیرد و این امر کاملاً دیده می شود مجرب است و ما آن را در خاتمه کتاب خواهیم آورد ان شاء الله تعالی.
خواننده عزیز! اگر بخواهی بر معجزات آن حضرت مطلع شوی، به کتاب هایی که برای این منظور فراهم شده مراجعه کن تا بیشتر استفاده کنی. از جمله کتاب ها، کمال الدین شیخ صدوف، و کتاب خرایج شیخ سعید بن هبة الله و بحارالانوار فاضل کامل مولانا محمد باقر مجلسی و النجم الثاقب عالم کامل میرزا حسین نوری - که خداوند زحمات همگی آنان را بپذیرد و پاداش های بسیار به ایشان عطا فرماید - را می توان نام برد.
من اگر بیش از این مقدار در این زمینه عنان سخن را رها سازم، از کار اصلی ام باز می مانم. لذا به همین مختصر بسنده می کنم که: در خانه اگر کس است یک حرف بس است.

بخش سوم: قسمتی از حقوق و مراحم آن حضرت نسبت به ما

حقوق آن بزرگوار بر ما بسیار و الطاف و مراحمش بیرون از شمار است، بلکه همچون دریای خروشان و مواجی است که غواصی در آن نتوانم کرد، به مقدار کف دستی از آن بر می گیرم و در پی تقرب به درگاهش ره می پویم، و توفیق از خداست و بس، بر او توکل دارم و به سوی او روی آورم.