فهرست کتاب


مکیال المکارم (در فوائد دعا برای حضرت قائم (علیه السلام) / جلد اول

سید محمد تقی موسوی اصفهانی‏ سید مهدی حائری قزوینی‏

درگذشت او

در ماه رجب سال 1348 ق برای زیارت به عراق رفت و چون بازگشت، شب سه شنبه اواخر ماه شعبان همان سال بیمار شد و در بستر افتاد، تا این که در 25 ماه رمضان، دو ساعت و نیم بعد از مغرب رخت از جهان برکشید و در قبرستان تخت فولاد کنار پدر شریفش به خاک سپرده شد.

مقدمه مؤلف

بسم الله الرحمن الرحیم
یا من حارت فی کبریآء هویته دقآئق لطآئف الاوهام، وانحسرت دون ادراک عظمته خطائف ابصار الأنام. یا من عنت الوجوه لهیبته، و خضعت الرقاب لعظمته، و وجلت القلوب من خیفته. رب انت فی الدارین رجائی، جل قدسک عن ثنائی، سبحانک لا ابلغ حمدک و لا احصی ثنائک، انت کما اثنیت علی نفسک وفوق ما یقول القائلون. احمدک علی تظاهر نعمائک و تکاثر آلآئک، و اصلی واسلم علی خاتم انبیآئک و افضل اصفیائک محمد و آله المعصومین حججک و امنائک، ولا سیما المدخر للانتقام من اعدائک الذی بفرجه فرج اولیائک، واللعنه الدائمه المضاعفه علی اعدآئهم اعدائک.
مهم ترین و واجب ترین امور از نظر عقل و شرع عبارت است از: ادا کردن حق کسی که بر عهده تو حقی داشته، و نیز پاداش دادن به کسی که به تو احسانی نموده باشد. و بدون تردید کسی که از تمام مردم حقش بر گردن ما افزون تر است،**در کافی از حضرت ابی عبدالله صادق (علیه السلام) روایت است که فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) از دنیا نرفت تا اینکه این امت را نسبت به حق ما ملزم ساخت... (مؤلف)*** و از همه بیشتر و بهتر احسانش شامل حال ما می شود و نعمت ها منت ها بر ما دارد، و هم آن کسی که خداوند معرفتش را متمم دین ما و باور به او مکمل یقین ما و انتظار فرجش را بهترین اعمال ما قرار داده است، کسی است که دیدارش نهایت آرزوی ما است. یعنی: صاحب زمان و پرچمدار عدل و احسان و پاک کننده آثار کفر و طغیان، که به متابعت و پیروی از او امر شده ایم. و از بردن نامش**بردن نام آن حضرت (م.ح.م.د) در عصر غیبت و در مجامع عمومی به نظر بسیاری از فقها و علمای بزرگوار - از جمله مؤلف - حرام است و بعضی مکروه و برخی جایز می دانند. اقوال دیگری نیز هست که در جلد دوم کتاب به تفصیل آمده. (مترجم).*** نهی گشته ایم. دوازدهمین امام معصوم و آخرین اوصیا و جانشینان پسندیده پیغمبر (صلی الله علیه و آله وسلم) الامام القائم المنتظر الرضی بن الزکی الحسن العسکری؛ که خداوند فرجش را نزدیک فرماید و برنامه خروج و قیامش را آسان گرداند و در دنیا و آخرت بین ما و او جدایی میندازد.
از مؤلف:

بنفسی من من هجره انا ضایل - ومن للواء الفتح والنصر حامل
بنفسی اماما قائما شخصه - ولیس له فی العالمین مماثل
بنفسی من یحیی شریعه جده - ویقضی بحکم لم یرمه الاوائل
ویجتث اصل الظالمین وفرعهم - ویحیی به رسم العلی والفضائل
فیا رب عجل فی ظهور امامنا - وهذا دعاء للبریه شامل


جان به قربان کسی کز هجر او آواره ام - او بود خورشید و من در عشق او پروانه ام
در کفش باشد ز سوی حق لوای فتح و نصر - غایب از انظار خلق است آن در یکدانه ام
دین جدش را کند احیا و باطل را فنا - حکم داوودی کند آن صاحب دورانه ام
اصل و فرع ظالمان را جمله می سازد تباه - جان فدای آنکه من در عشق او دیوانه ام
بارالها در ظهور حضرتش تعجیل کن - کفر و طغیان و فساد ظالمان تعطیل کن

چون نمی توانیم حقوق آن حضرت را ادا نماییم، و شکر وجود و فیوضاتش را آن طور که شایسته است، به جای آوریم، بر ما واجب است آن مقدار از ادای حقوق آن حضرت را که از دستمان ساخته است، انجام دهیم که: اگر اصل تکلیف دشوار و مشقت بار باشد، در صورتی که مقداری از آن میسر و آسان است، همان مقدار را باید انجام داد.**و در حدیث آمده: لا یترک المیسور بالمعسور عوالی اللئالی، 4/58 (مترجم).***
بهترین امور در زمان غیبت آن حضرت: انتظار فرج آن بزرگوار و دعا کردن برای تعجیل فرج او و اهتمام به آن چه مایه خشنودی آن جناب و مقرب شدن در آستان او است.
در باب هشتم کتاب ابواب الجنات فی آداب الجمعات هشتاد و چند فایده از فواید دنیوی و اخروی دعا کردن برای فرج آن حضرت (صلوات الله علیه) را ذکر کرده ام.

سبب تألیف کتاب

سپس به فکر افتادم کتاب جداگانه ای در این باره بنگارم که آن فواید را در بر گیرد، و به سبک جالبی آن را به رشته تحریر در آورم. ولی حوادث زمان و رویدادهای دوران و ناراحتی های پی درپی، مانع از انجام این کار می شد. تا این که کسی را در خواب دیدم که با قلم و سخن نتوان او را توصیف نمود، یعنی مولا و حبیب دل شکسته ام و امامی که در انتظارش هستیم. او را در خواب دیدم که با بیانی روح انگیز چنین فرمود:
این کتاب را بنویس و عربی هم بنویس و نام او را بگذار: مکیال المکارم فی فوائد الدعا، للقائم (علیه السلام)
همچون تشنه ای از خواب بیدار و در پی اطاعت امرش شدم، ولی توفیق یاری ام نکرد، تا این که در سال گذشته (1330 ه.ق) به مکه معظمه سفر کردم، و چون آن جا را وبا گرفت، با خداوند -عزوجل- عهد بستم که هرگاه مرا از مهلکه نجات دهد و بازگشتم را به سوی وطن آسان گرداند، تألیف این کتاب را شروع نمایم. پس خداوند بر من منت نهاد و مرا به وطن بازگرداند. همچنان که همیشه مواهب و الطافش شامل حال من بوده است، پس به تألیف اقدام نمودم تا به عهدی که با خداوند بسته بودم، عمل کرده باشم. خداوند متعال می فرماید: واوفوا بعهد الله اذا عاهدتم**سوره نحل، آیه 91.***؛ و به پیمان خداوندی هرگاه که پیمان می بندید، وفا کنید.
و نیز می فرماید: اوفوا بالعهد ان العهد کان مسؤولا**سوره اسراء، آیه 34.***؛ به عهد و پیمان وفا کنید که از پیمان (در قیامت) پرسش می شود.
اینک کتابی برگیر که همچون بهشتی بالا بلند و عالی مرتبه است و ثمراتش در دسترس و نزدیک به فهم، هیچ سخن بیهوده ای از آن نشنوی، در آن چشمه ها (ی علم و معرفت) جاری است. هشت باب (بخش) دارد، تا مایه تذکری برای شما قرارش دهیم. و البته گوش شنوای هوشمندان آن را خواهد شنید.
و خاتمه ای برای این کتاب قرار می دهیم که نه دردسری در آن یابند و نه مستی، مهرش مشک است و برای چنین نعمت و شادمانی باید که عاقلان بر یکدیگر پیشی گیرند، و برای چنین اثری باید که عاملان کار کنند.**آنچه بین گیومه است ترجمه و یا مضمون آیه ای است که مؤلف معظم به طرز جالبی در آخر مقدمه اش آورده است. این آیات در سوره های: حاقه، غاشیه، واقعه، مطففین، و صافات می باشد. (مترجم).***