فهرست کتاب


مکیال المکارم (در فوائد دعا برای حضرت قائم (علیه السلام) / جلد اول

سید محمد تقی موسوی اصفهانی‏ سید مهدی حائری قزوینی‏

تعریف او در نوشته ها

تا آنجا که من اطلاع دارم، نخستین کسی که بیوگرافی او را نوشته، دوست ما، عالم فاضل کامل، مرحوم میرزا محمد علی معلم حبیب آبادی است (1308 - 1396)، که در سه کتاب از تالیفات خود از او یاد کرده. در کتاب خطی خود الامالی ص 129 گفته است:
از علمای بزرگ و سادات جلیل اصفهان بود. در مسجد مرقد مطهر سید اسماعیل نواده امام زین العابدین (علیه السلام)**بلکه نواده حضرت امام حسین مجتبی (علیه السلام) و از اجداد عالی سادات محترم طباطبایی. (مترجم).*** در جای پدرش مرحوم سید میرزا عبدالرزاق موسوی اقامه جماعت می کرد، مرحوم حاج میرزا حسین نایب الصدر بوده و دایی اش حاج میر محمد صادق مدرس. اشعار متوسطی نیز درباره حضرت حجت (علیه السلام) می سرود و تخلصش (تقی) بود، و خط خوبی داشت.
و نیز در کتاب مقالات مبسوطه نوشته است:
بر اساتید بزرگ اصفهان شاگردی کرد تا جایی که از علمای مبرز و کسانی که اجتهادش مسلم بود، گردید. چند سال پیش از فوتش، بین من و او رابطه دوستی برقرار شد و مکرر در خانه اش در محله یزد آباد - از محله های اصفهان - او را ملاقات کردم. سالها با قناعت و عفاف زندگی کرد و چندین بار به مکه مکرمه و عراق برای حج و زیارت ائمه اطهار (علیه السلام) به نیابت از بعضی مؤمنین سفر کرد و در رجب سال 1348 مختصر چیزهایی که داشت فروخت و به عراق رفت و پس از بازگشت به بیماری دچار شد که به زندگی اش خاتمه داد.
و در کتاب مکارم الاثار ذیل وقایع سال 1301 گفته:
سیدی نجیب و فقیهی ادیب بود، و از علمای برجسته اصفهان بود. خط ملیح و شعر خوبی داشت... مردم در نوشتن عریضه برای امام زمان (علیه السلام) و زیارت عاشورا به او معتقد بودند... بارها به خدمتش مشرف شدم و از او بسیار استفاده نمودم...
شیخ ما آیت الله علامه شیخ آقا بزرگ تهرانی نیز در کتاب نقباء البشر، ص 258 نوشته است:
عالم فاضل و سخنور توانایی است... از علمای بزرگ بود که به وظایف شرعی و امامت جماعت و وعظ و غیر اینها اشتغال داشت.
همچنین مرحوم شیخ الادباء حاج میرزا حسن خان انصاری معروف به شیخ جابری در کتاب خود تاریخ اصفهان ج 3، ص 53 گفته است:
میرزا سید محمد تقی بن میرزا عبدالرزاق احمد آبادی از معاصرین، و دارای تالیفاتی است...
چندین سال با او دوستی داشتیم، و همچون پدرش خوش خط بود. و در جوانی درگذشت. سید فاضل صالح، حاج سید مصلح الدین نیز بیوگرافی مختصری از وی در رجال اصبهان آورده است، مراجعه شود. همچنین زرکلی در الاعلام ج 6، ص 289 و کحاله در معجم المومنین، ج 9، ص 131 و مشاور در مولفین کتب چاپی، ج 2، ص 282 شرح حال ایشان را آوردند و کحاله مدفن وی را به اشتباه همدان ذکر کرده است.

این کتاب

مکیال المکارم فی فوائد الدعاء للقائم (علیه السلام)، کتابی ارزنده، ابتکاری و مهم است. مؤلف بسیاری از مطالب مربوط به عقیده مهدویت و موضوع حضرت حجت (علیه السلام) را تحت عنوان: دعا برای آن حضرت و تضرع به درگاه الهی برای حفظ وجود شریفش از ناملایمت و آفات مورد بررسی قرار داده است.
مؤلف در سال 1330 به حج بیت الله الحرام سفر کرد، در مکه مکرمه وبای شدید پیش آمد و بسیاری از حجاج و زائرین را از پای در آورد. پس با خداوند پیمان بست که اگر سالم به وطن بازگردد، به تألیف این کتاب بپردازد. چون به وطن مراجعت کرد، عهد خود را وفا نمود و این صفحه های پر از تحقیقات علمی و تدقیقات لطیف و پر محتوا که مورد نیاز طالبان علم است، را تنظیم کرد.
مؤلف (رحمة الله تعالی) در مقدمه کتاب اشاره کرده که شوق او به دیدار امام زمانش (عجل الله تعالی فرجه الشریف) او را بدانجا رساند که در خواب به زیارت و دیدار آن حضرت شرفیاب شد و به امر و دستور آن جناب اقدام به تألیف این کتاب کرد و حتی اسم آن را هم خود آن حضرت نهاد.
و به حق باید گفت: این اثر آیینه صاف خوش ذوقی و طبق روان مؤلف و اساتید گرامی او است. و نیز نمونه ای از تحقیقات علمی صحیحی است که در آن زمان در حوزه علمیه اصفهان رواج داشته، یعنی اوایل همین قرنی که اواخر آن را می گذرانیم.
این کتاب مشتمل بر بحث های مختلف و بسیار با اهمیت در زمینه های حدیث، فقه، کلام، رجال و حتی فلسفه و ادبیات است که با اسلوب بدیع و سبک جالب و نتیجه گیری های درستی توام می باشد.
دلیل بر این معنی اشاره به تذکر مؤلف در ج 2، ص 359 به دو اشتباه از دو شخصیت برجسته علمی است. یکی در کتاب غیبت شیخ الطائفه طوسی است که آن را به غلط نسخه برادران نسبت داده، و دیگری در مشیخه شیخ صدوق که در کتاب مستدرک الوسائل آمده است و پس از این تذکر گفته:
و امثال این امور که عالم را بر کاوش و جستجو وا می دارد، و موجب رسیدن به اموری می شود که از آن غفلت داشته است، پس ای برادران بر شما باد کوشش و جدیت که خداوند هیچ جوینده ای را نومید نمی سازد.
کتاب حاضر هشت بخش دارد به مقدار ابواب بهشت برین (جنة المأوی) و بار اول به همت فرزندان برومندش به سال (1369 ق) در اصفهان به زیور طبع آراسته شد (یک جلد در 587 صفحه) و دیگر بار در دو جلد به طور جالب و ممتازی به چاپ می رسد (سال 1398 ق).

درگذشت او

در ماه رجب سال 1348 ق برای زیارت به عراق رفت و چون بازگشت، شب سه شنبه اواخر ماه شعبان همان سال بیمار شد و در بستر افتاد، تا این که در 25 ماه رمضان، دو ساعت و نیم بعد از مغرب رخت از جهان برکشید و در قبرستان تخت فولاد کنار پدر شریفش به خاک سپرده شد.