فهرست کتاب


مکیال المکارم (در فوائد دعا برای حضرت قائم (علیه السلام) / جلد اول

سید محمد تقی موسوی اصفهانی‏ سید مهدی حائری قزوینی‏

توجه به سوی خدا

در زندگی این سید بزرگوار مؤلف - اعلی الله مقام الشریف - خصوصیت قابل تقدیری وجود دارد که لازم است به آن توجه شود و آن عبارت است از این که: او به شؤون و زرق و برق دنیا وقعی نمی نهاد و به اندکی از امور معیشت و کمی از مادیات قناعت کرده بود. گویی که این فرمایش امیرمؤمنان علی (علیه السلام) همیشه در پیش چشمش مجسم بود: القناعه کنز لا یفنی؛ قناعت گنجی بی پایان است.
در امور مادی جامه قناعت پوشیده، از خلق اعراض نموده و به طلب علم و کمال پرداخته بود. نه در پی جاه و جلال می رفت و نه در جمع مال و منال می کوشید. دنیا و آخرت خویش را با ولای خاندان رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم) آباد ساخته بود که:

هرکه را خیمه به صحرای قناعت زده اند - گر بلرزد همه وی را غم ویرانی نیست

با وجود عمر کوتاهش آثار علمی و فرزندان صالحی به یادگار گذارده که بهترین ذخیره ها و ارزنده ترین یادگارها است. و هنوز نوادگانش از برکات انفاس قدسیه اش برخوردار و با تقوی و فضیلت مأنوسند:
و این از فضل خداوند است که به هرکس از بندگان صالح خود بخواهد، عنایت فرماید.
دوران او پر از حوادث و مشکلات بود؛ قتل و غارت، قحطی و گرانی همه جا رواج داشت و فرقه های باطل و روش های گمراه کننده در جامعه راه می یافت. به خصوص شهر اصفهان که در آن هنگام به بدترین محنت ها و بلاها گرفتار بود، با این حال در گوشه ها مردانی بزرگ - از جمله سید بزرگوار ما - به تکمیل ایمان پرداخته و با دل های پر اطمینان به فراگیری علم و کوشش در عمل توجه نموده اند و حوادث روزگار در آنها تأثیری نگذاشته و مصائب و محنت ها آنان را متزلزل نساخته است و از تلاش پیگیر دست بر نداشته اند. که اگر ایشان را با دیگران مقایسه کنیم، خواهیم دید تفاوت راه از کجاست تا به کجا و آن هنگام است که با دیده اعجاب و عظمت به آنان خواهیم نگریست.

نسخه نویسی ها و تألیفات او

از جمله فعالیت های مؤلف که در کنار کارهای ارزنده علمی خود انجام داده، نسخه برداشتن از روی کتاب های گران بهایی است که به مطالعه و درس آنها نیاز داشته است، از جمله کتاب نصیب الصبیان را به سال 1310 و کتاب المفصل زمخشری را به سال 1319 و کتاب توضیح الالغاز فاضل ایجی را در سال 1317 و شرح الکافیه خبیصی، و کتابی در نحو را در سال 1317 استنساخ کرده است.
و اما مؤلفات او عبارت است از:
- تفسیر قرآن کریم/ عربی.
- تذکره الطالبین فی ترجمه آداب المتعلمین؛ بیش از دویست بیت مثنوی است که بنا به درخواست میرزا احمد ادیب جواهری در سال 1319 آن را به نظم در آورده است.**به طوری که در امالی حبیب آبادی آمده، ولی در فهرست مشار آمده: به سال 1317 در تهران چاپ شده و در نقباء البشر گفته است: مؤلف، آن را در شانزده سالگی به نظم درآورده و در سال 1317 چاپ شده است.***
- مکیال المکارم فی الفوائد الدعاء للقائم (علیه السلام)، که همین کتاب است.
- ابواب الجنات فی آداب الجمعات؛ فارسی، آن را به سال 1326 در 25 سالگی تمام کرده است.
- بساتین الجنان فی المعانی و البیان؛ شرح عربی بر ارجوزه آقا محمد است، و در ماه صفر سال 1319 تألیف آن را به پایان رسانیده است.
- آداب صلاه اللیل؛ عربی است و آن را به درخواست یکی از فضلا تألیف کرده است.
- وظیفه الانان فی زمن غیبه الامام؛ فارسی است و در دو جزء و دو بار چاپ شده است.
- نور الابصار فی فضیله الانتظار؛ فارسی است.
- کنز الغنائم فی فوائد الدعاء للقائم؛ فارسی است (اخیراً این دو کتاب به نام راز نیایش منتظران چاپ شده است.)
- سراج القبور؛ در آداب نماز شب.
- توضیح الشواهد؛ در توضیح شواهد کتاب جامع الشواهد
- ترغیب الطلاب، در نحو.
- انیس المتادبین؛ در شرح هدایه الطالبین.
- کتاب المنابر؛ در مواعظ.
- دیوان شعر؛ تخلص او تقی است.
- محاسن الادیب فی دقائق الاعاریب؛ در چهارم جمادی الاخره سال 1319 تألیف آن پایان یافته است.

شعر او

سید بزرگوار ما (رحمة الله تعالی) در ساعت های فراغت قصاید و ابیاتی می سروده و اشعار خود را به خاندان عصمت و به ویژه امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) اختصاص داده است. اشعار او در لابلای تالیفات و نوشته هایش پراکنده می باشد. و تخلص او تقی و احیانا شرعی زاده بوده است. نمونه ای از اشعار او چنین است:
درباره حضرت حجة بن الحسن (عجل الله تعالی فرجه الشریف):

ای وصل تو غایة المراد دل ما - وی ذکر تو زیب و زیور محفل ما
اندر دل ما لشکر غم منزل کرد - ز آن روز که دور گشتی از منزل ما

و نیز از سروده های او است:

یارب فرجی که ما اسیریم - یارب کرمی که ما فقیریم
ماییم لئیم و تو کریمی - ما غرق گناه و تو رحیمی

و در قصیده ای طولانی آورده است:

گر همی جویی وصال یار را - کن برون از قلب خود اغیار را
چون که آن یعقوب شیخ المرسلین - حب یوسف گشت در قلبش مکین
چونکه غیر آمد به دل دلدار رفت - شد مقام ظاهر و اسرار رفت
حق تعالی خواست بیدارش کند - فارغ از هر چیز جز یارش کند
مبتلایش کرد بر درد فراق - ماه روی یوسفش شد در محاق

و در معما چنین گفته:

چیست آن هیئتی که جانش نیست - می زند نعره و زبانش نیست
گاه می گرید و ندارد چشم - گاه می خندید و دهانش نیست

و نیز درباره حضرت حجت (علیه السلام) سروده است:

ز دوری رخت ای پادشاه حسن و جمال - رسیده جان به لب عاشقان تعال تعال
بذکر حسن تو کروبیان عالم قدس - یسبحون له بالغد و والاصال
امام مهدی هادی شهنشه دو جهان - سمی ختم رسل ما حی رسوم ضلال