فهرست کتاب


مکیال المکارم (در فوائد دعا برای حضرت قائم (علیه السلام) / جلد اول

سید محمد تقی موسوی اصفهانی‏ سید مهدی حائری قزوینی‏

تقدیم

به ختم الأئمه امام امم - غیاث همه حجت منتقم
مبید الاعادی مزیل الظلام - به مهدی قائم علیه السلام
کنم هدیه این خدمت کمترین - مترجم کتابی عظیم و وزین
قبولش اگر افتد این ترجمه - ندارم ز دشمن دگر واهمه

مقدمه

بسمه تعالی
دعا برای تعجیل فرج حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) وظیفه ای بزرگ بر عهده تمامی شیعیان و دوستان ائمه اطهار (علیهم السلام) است که می بایست این سنت پسندیده بین ایشان به صورت گسترده ای رواج یابد، و همگان به این برنامه مهم دینی توجه کامل داشته باشند، و یکدیگر را به آن وادار سازند و نجات دنیا و آخرت خود را در آن ببینند.
بسیار اتفاق افتاده که مردم با کمبود باران مواجه شده اند و بر اثر آن به خشکسالی و قحطی و گرانی دچار گردیده اند و خسارت های سنگینی به آنان رسیده است. اما پس از دعا و نیایش به درگاه خداوند، باران سودمندی بر ایشان باریده و رحمت الهی بر مردم فرو ریخته و طراوت و شادابی همه جا را فرا گرفته است.
در احادیث تاکید شده که علت کمبود باران، امور طبیعی و مادی نیست؛ بلکه علت اصلی، بعضی از گناهان مردم است، به خصوص گناهانی که در مقابله با احکام و سنت الهی و روی گرداندن از اولیای حق و به بازی گرفتن امور معنوی و امدادهای غیبی صورت می گیرد.
خداوند این کمبودها و فشارها را پیش می آورد تا مردم از خواب غفلت بیدار شوند و قدرت کامل دست غیب و قادر متعال را لمس کنند و با نهایت اشتیاق و اخلاص و تواضع به سوی حجت های الهی روی آورند و از گناهان خود توبه کنند و به عجز و درماندگی خویش اقرار نمایند.
جز خداوند کیست که آب گوارا و شیرین از آسمان فرو ریزد؟! و تشنگان را سیراب و مزارع را سرسبز و خرم و زمین های خشک را با طراوت و شاداب گرداند و روح تازه ای در اجزای گیتی بدمد؟!
از نماز و تضرع پیامبران و امامان مردمان با ایمان در طلب باران و استجابت دعای ایشان در طول تاریخ، حکایت های خواندنی و شنیدنی فراوانی بر جای مانده و نکته های بسیار ضبط گردیده است که این مقدمه مجال اشاره به آنها را هم ندارد.
البته عده ای هم در چنین مواقعی به یأس و ناامیدی دچار می گردند و به شکل های مختلف، از قبیل خود باختگی، کفر ورزی، انکار ضروریات دینی، تمسخر مردان دینی و... واکنش های منفی از خود نشان می دهند. نظیر همین وضع در مورد فقدان هر یک از نعمت های بزرگ، در هر جامعه ای پیش می آید و از جمله در جریان غیبت های انبیا و اولیا (علیهم السلام) همواره پدید آمده است، که بر اثر بعضی از گناهان بزرگ و ناسپاسی های مردمان نسبت به نعمت ها و آیت های خاص الهی، خداوند حجت خویش را از دیدگانشان پنهان داشته و از سعادت و توفیق دیدار پیامبر و امام (علیهم السلام)، عموم افراد جامعه را محروم ساخته است.
و چون مردم به سختی ها و تلخی ها دچار گشتند و راه را بر خود بسته دیدند، افراد هوشمند به فکر چاره افتادند و راه علاج و درمان درد را تنها به دست خداوند توانا دیدند، پس به درگاه خداوند چاره ساز بنده نواز، دست نیاز بلند کردند و به آستانه او پناه بردند و با دعا و نیایش و اظهار عجز، راهنمایی ربانی را خواستار شدند. خداوند دعای آنان را به اجابت رسانید و حجت اصلاح گر خویش را آشکار گردانید.
امت مسلمان از این سنت حکیمانه الهی برکنار نیست، بنابراین تنها وسیله رهایی از تنگناهای روزگار کنونی، و یگانه راه بیرون شدن و آزاد گشتن از این حصار جهنمی ظلم و بیداد و معصیت و فساد، دعای خالصانه عمومی برای آشکار شدن آن حجت بزرگ الهی و تنها مصلح و نجات بخش آسمانی و یکتا بازمانده کاروان مردان ربانی، حضرت بقیةالله الاعظم مولانا صاحب الزمان الحجة بن الحسن العسکری (ارواحنا فداه) می باشد.
و کتاب حاضر - که با عنایت و دلالت و یاری خاص شخص آن بزرگوار (علیه السلام)، تألیف گردیده - بیشتر به تشریح و توضیح این موضوع مهم پرداخته است و با دلایل عقلی و نقلی فراوان، لزوم بسیار برای تعجیل فرج منجی عالم بیان شده است.
پس از چند سال که از چاپ اول ترجمه این اثر می گذرد، این حقیر چشم به راه عنایت های تازه ای از امام عزیز و سرور مهربانم به سر می برم و همچنان این پیمانه ارزش ها را در آرزوی درک فیوضات معنوی به دست گرفته ام و از برکات آن برخوردار هستم، و پیوسته انتظار می کشم که مطالعه کنندگان این ارمغان پرارج روز به روز بیشتر شوند، و با این گنجینه بی مانند آشنا گردند، تا منتظران و شیفتگان آن امام غایب از نظر، از شمار بیرون رود.
خداوند را بسی شکر گزاریم که توفیق دیگری نصیبم ساخت تا به تصحیح و بازنگری بپردازم، مزایای این چاپ، ویرایش و تصحیح عبارت ها، و تغییر بسیاری از سر فصل ها و مراجعه مجدد به منابع کتاب، و کارهای دیگری است که مجال ذکر همه آنها نیست. در اینجا بر خود لازم می دانم از رادمردی وارسته و دلباخته حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)؛ مرحوم حاج مهدی جعفریان یاد کنم، که مرا در انجام ترجمه این کتاب تشویق کرد، و در چاپ نخستین آن، ناشر محترم را یاری نمود. همچنین قبولی این کمترین خدمت را برای خودم و تمامی دست اندرکاران چاپ و نشر آن، از درگاه خداوند خواهانم.
بار دیگر به توفیق الهی، این اثر ارزشمند را به کمک برخی از عزیزان مطالعه، مراجعه، تصحیح و مقابله نمودم و سعی کردم تا آنجا که ممکن بود کاستی های گذشته جبران شود.
امیدوارم سبک و طرح نوین چاپ و نشر اخیر - که به اهتمام مرکز انتشارات مسجد جمکران، با دقت بیشتری صورت می گیرد - لطف و عنایت تازه ای از مولایمان حضرت بقیةالله (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را در پی داشته باشد و در پرورش افکار و تنظیم رفتار عموم بویژه نسل جوان و توجیه آنان به مسیر سعادت و کمال نقش موثری ایفا کند.
سید مهدی حائری قزوینی

سخن مترجم

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین وصلی الله علی سیدنا و نبینا محمد و آله الائمه المعصومین الغرالمیامین، سیما ناموس الدهر و امام العصر و منقذ البشر و صاحب الامر الحجه بن الحسن روحی و ارواح العالمین له الفداء وعجل الله فرجه
جهان در تب ستمگری ها و گرفتاری ها و جنگ ها و خونریزی ها می سوزد. از هر سوی امواج سهمگین فتنه و بلا، غوغاها بپا کرده و تاریکی های جاهلیت بر همه جا سایه شوم گسترده است. گرگ ظلم بر حلقوم مستضعفان چنگال افکنده است. از هر کوی فریاد از بی عدالتی ها و محرومیت هاو... به گوش می رسد و از هر سوی ناله مدد خواهی و التماس کمک جویی شنیده می شود.
آیا این شام تیره، روز روشنی در پی ندارد؟! آیا محرومان را دادرسی نیست؟! آیا مظلومان را منتقمی نیست؟! و بالاخره آیا برای جهان مصلحتی نیست که آن را از چنگ و دندان ظلم برهاند و سایه پرعطوفت همای عدالت را بر پهنه آن بگستراند و درخت تیره ورزی ها را ریشه کن سازد و همه مستضعفین را با مهر و مودت بنوازد؟!
اصولا برای برقراری حکومت در یک جامعه - اگر بر مبنای زور و استعمار نباشد - به سه شرط اساسی نیاز هست:
01 قانونی که ضامن سعادت آن جامعه باشد.
02 اجرا کننده ای که هم کفایت و شایستگی فهم و اجرای آن قانون را داشته باشد و هم معصوم باشد تا مردم تبلور عینی قانون را ببینند.
03 قانون و مجری آن هر دو در جامعه پایگاه مردمی وسیعی داشته باشند.
جامعه ای که قانون کامل ندارد، به خانه ای می ماند که پایه اش ویران و دیوارش در آستانه ریزش و نابودی باشد. قانون، به منزله روح است که هر گونه جنبش و پیشرفت، یا رکود و عقب گرد به آن بستگی دارد. اما باید دانست که قانون کامل مورد نیاز جامعه در هر زمان و مکان هرگز از مغز افراد بشر تراوش نمی کند.
انسان هر روز فکری تازه و اندیشه ای جدید و ابتکاری نوین به دست می آورد. هیچ بشری نمی تواند تمام جوانب و شئون و ویژگی های همه انسانها را در تمام زمان ها و مکان ها دریابد. و نیز هیچ کس نمی تواند خودش را از کلیه تمایلات و اغراض و شهوات خالی کند و فقط حقیقت و مصلحت عمومی را در نظر بگیرد و قانون وضع نماید. لذا مراکز و مجامع قانون گذاری در سراسر عالم هر روز قانونی را نسخ و یا کم و زیاد می کنند. چنان عملاً می بینیم هیچ یک از قوانین دست پرورده بشر برای سعادت انسان ارمغانی نیاورده، بلکه بر عکس بر مشکلات و گرفتاری هایش افزوده اند.
بنابراین قانونی می تواند عهده دار سعادت انسان بشود که آفریننده انسان را بنا نهاده و برایش فرستاده باشد و آن قرآن کریم است که باطل به هیچ وجه در آن راه ندارد. کتابی جامع است که هیچ خشک وتری نیست، مگر آن که در آن آمده است. ولی این قانون محکم و کامل الهی اجرا کننده ای می خواهد که سه شرط اساسی در او بوده باشد:
01 آگاهی و احاطه کامل به علوم و ژرفای معانی و اسرار آن.
02 عصمت.
03 قدرت و تمکن از اجرای قرآن.
زیرا اگر از قرآن اطلاع و آگاهی کامل و همه جانبه ای نداشته باشد، در تبلیغ و تفسیر و اجرای آن انحراف ها و خطای بزرگی پدید می آورد، و اصلاً احکام قرآن را مسخ می کند، به طوری که مردم را به جای نزدیک کردن به قرآن، با آن بیگانه می سازد. چنان که این امر در طول تاریخ اسلام از سوی نااهلان اتفاق افتاده است، نا آشنایان به معارف و حقایق قرآن بر مسند اجرای آن تکیه و آتشی افروختند که نسل های بعد نیز در آن می سوزند.
اگر مجری قرآن معصوم نباشد، باز از جهات دیگری خرابی های بزرگی به بار می آید. مجری قرآن که حافظ و نگهبان آن باید باشد، چگونه می شود خطایی از او سرزند و باز هم نام حافظ قانون بر او گذاشت؟
و نیز احتیاج مردم به اجرا کننده قرآن به خاطر آن است که در علم و عمل قاصرند و در معرض خطا و اشتباه. حال اگر مجری قرآن خود جایز الخطا باشد، چه باید کرد؟ و چه کسی مانع از خطای او خواهد شد؟ آیا باید مردم با او مخالفت کنند و بگویند تو در اینجا اشتباه کردی یا نه؟
بنابراین، مجری قانون الهی باید معصوم باشد، یعنی به هیچ وجه خطا و اشتباهی از او سر نزند، چنان که عملاً هم دیده شده که افراد غیر معصوم در طول تاریخ اسلام نتوانسته اند احکام قرآن را در جامعه اجرا کنند.
سومین شرطی که گفتیم؛ یعنی قدرت و تمکن از اجرای قرآن، بیشتر به خود مردم مربوط می شود. در شرایط برقراری یک حکومت اشاره شد که باید قانون و مجری - هر دو - در جامعه پایگاه مردمی وسیعی داشته باشند.
چنین مصلحی که تمام این شرایط در او جمع باشد، را خداوند قرار داده است. او یازدهمین فرزند امیرالمؤمنین (علیه السلام) و دوازدهمین جانشین بر حق رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم)، حضرت حجة بن الحسن العسکری (علیه السلام) می باشد. این مطلب در جای خودش ثابت شده و در این مقدمه جای بحث آن نیست.
می پرسید: پس چرا این مصلح نهضتش را آغاز نمی کند و برای برچیدن بساط ظلم و برهم زدن دستگاه باطل و نابود کردن ستمگران و سرکشان و مستکبران قیام و اقدام نمی نمایند؟! و چرا این خورشید جهان افروز از پشت ابر غیبت بیرون نمی آید؟!
جواب این است که: زمینه آن قیام جهانی و حکومت آسمانی در تمام عالم انسانی فراهم نیست. هنوز آمادگی لازم و شایستگی تمام عیار برای برقراری آن حکومت در میان مردم به وجود نیامده است. این یکی از شرایط و ارکان اساسی تربیت است که بدون استعداد و قابلیت و آمادگی، تربیت ممکن نیست.
پس باید قدم اول را در ایجاد استعداد و زمینه لازم برداشت. که چون انسان به این مرحله رسید، خود احساس نیاز می کند و خود به جستجو و طلب می پردازد. و وقتی به مقصود و مرادش رسید، قدر آن را می داند.
پس همان طور که در زمین شوره زار گیاه نمی روید و از آهن بد نمی توان شمشیر نیک ساخت، همچنین در جامعه ای که زمینه صلاح و سامان یافتن نداشته باشد، نمی توان برنامه اصلاحی پیاده کرد که گفته اند:
ملتی که در انتظار مصلح به سر می برند، خود باید صالح باشد.

شمشیر نیک ز آهن بد چون کند کس - ناکس به تربیت نشود ای حکیم کس
باران که در لطافت طبعش خلاف نیست - در باغ لاله روید و در شوره زار خس

البته مراتب استعداد و آمادگی نیز فرق می کند، مثلاً: استعداد ذاتی و آمادگی فطری برای پذیرش عدالت در تمام افراد بشر هست، ولی این مرتبه - با این که ریشه و اساس اولیه استعداد است - برای یک حرکت اصلاحی تمام عیار و فراگیر کافی نیست، با توجه به این که امیال و شهوات، روی این مرتبه از استعداد بسیاری از افراد پرده های ضخیمی می افکند و مانع از این می شود که حق و عدالت را بپذیرند.
پس مرتبه مناسبی از استعداد لازم است که توام با معرفت و شناخت آن مصلح و شور و شوق و بلکه سوز و گداز برای او باشد.
هر شخصی که کاملاً در زندگی خود و جهان خلأ را درک کند و ضرورت حیاتی پرکردن آن جای خالی را لمس نماید، همچون کودکی که جز پدری دلسوز برای خود نشناسد و او هم در سفر باشد، لحظه ای آرام و قرار نیابد و لختی با آسودگی خیال نیاساید و روزی از گریه و اشک و به زبان آوردن نام پدر باز نماند.
اسلام همچون یعقوب با بی صبری و فریاد، یوسف گم گشته اش را می طلبد. ولی این فرزندان کم استعداد و ناقابل باید در طوفان های کوبنده روزگار احساس خطر جدی کنند و بی درنگ یوسفی را که بر اثر کمی استعداد و لیاقت آنها و کارهای ناشایست و کردارهای زننده شان از آن ها دور شده، بجویند و دست تصرع و تذلل به سوی او دراز: مایند که: یا ایها العزیز مسنا واهلنا الضر وجئنا ببضاعه مزجاه**سوره یوسف، آیه 88.***؛ ای عزیز! به همه ما و خانواده هایمان بیچارگی رسیده و با کالایی ناچیز به سویت آمده ایم.
آیا هنگام آن نرسیده که فرزندان اسلام به این مرحله از استعداد برسند؟ آیا هنگام آن نشده که از خواب گران برخیزند و جای خالی صاحب و سرپرستشان را حس کنند و به جستجوی او بپردازند؟! آیا آن زمان نیامده که این قوم در وضع نابسامانشان تجدید نظر کنند، تا خداوند هم سامان دهنده آنان را برساند؟! آیا روز آن نیست که خروش انتظار، دریای رحمت کردگار را به تلاطم آرد و خورشید بهار مستضعفین از افق کعبه سر زند؟!
کتاب حاضر در صدد آن است که این آمادگی را در وجدان بیدار سازد و این بی تفاوتی کشنده و کمی استعداد و قابلیت نسبت به درک حضور کاروان سالار عالم بشریت و یگانه منجی انسان ها و جان عالم، حضرت بقیةالله الاعظم حجة بن الحسن المهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را درمان نماید.
در این کتاب با دلایل عقلی و نقلی ثابت شده که دعا برای امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از مهم ترین وسایل برای رسیدن به مراحل عالیه کمال و نیل به درجات برجسته معنوی است، اضافه بر این که آثار دنیوی بسیاری نیز دارد.
البته عمده، استجابت دعا و تحقق یافتن مراد و مقصود اصلی آن است، و این نیز - همان طور که قرآن می گوید - انجام می شود. اگر حقیقت دعا - یعنی خواستن از خدا - بوده باشد، استجابت هم در پی آن هست. زیرا خداوند در قرآن کریم فرموده است: و اذا سالک عبادی عنی فانی قریب اجیب دعوه الداع اذا دعان**سوره بقره، آیه 186.***؛ و چنانچه بندگانم درباره من از تو پرسند، پس همانا من نزدیک هستم دعا کننده را. هرگاه مرا بخواند، اجابت می نمایم.
مؤلف این کتاب عالم جلیل القدر مرحوم آیت الله حاج سید محمد تقی موسوی اصفهانی (مشهور به احمد آبادی) می باشد که شرح حال ایشان، به قلم دانشمند محقق، استاد گرانمایه، آقای سید محمد علی روضاتی با اندکی تصرف خواهد آمد.
فرزندان و نوادگان مؤلف
فرزندان برومند مؤلف - از ذکور و اناث - هشت تن و نوادگانش بسیارند:
1. فرزندش حضرت حجه الاسلام والمسلمین حاج سید محمد فقیه از علمای فاضل اصفهان است، آثار قلمی ارزشمندی نیز دارد که بعضی از آنها منتشر شده است.
2. فرزند دیگرش حضرت حجه الاسلام حاج سید عباس، از ائمه جماعت و سخنوران پرهیزگار اصفهان است.
3. داماد محترمش مرحوم آیت الله حاج سید مرتضی موحد ابطحی (م 1412 ق)، از علما و مدرسین اصفهان و دارای مؤلفات و نوشته های ارزنده ای در مسائل علمی است.
4. نواده اش آیت الله حاج سید محمد باقر موحد ابطحی، از شخصیت های علمی برجسته قم است. و کارهای مهمی در زمینه های فقه و حدیث و تفسیر و غیر اینها دارد که از آن ها دو جلد کتاب المدخل الی التفسیر الموضوعی للقرآن الکریم و نیز تحقیق و پاورقی کتاب های بسیاری منتشر شده است.
5. حضرت مستطاب سیدنا الستاد، فقیه بلند پایه آیت الله حاج سید علی موحد ابطحی، از علمای بزرگ عصر و متبحر در علوم مختلف اسلامی، که تالیفات ارزشمندی در فقه و تفسیر و حدیث و رجال و... دارد و تاکنون پنج جلد تهذیب المقال فی شرح کتاب النجاشی فی الرجال و رساله علمیه فقه شیعه، از آن جمله چاپ شده است.
6. حجه الاسلام والمسلمین حاج سید علی موحد ابطحی، از علمای فاضل قم است.
7. حجه الاسلام والمسلمین سید محمد رضا موحد ابطحی، از فضلای قم است.
8. حجه الاسلام والمسلمین سید حجت موحد ابطحی، از فضلای اصفهان است.
9. حجه الاسلام والمسلمین سید حسن موحد ابطحی.
10. حجه الاسلام والمسلمین سید حسین موحد ابطحی.
خداوند بر این حقیر منت نهاد و افتخار ترجمه این اثر ارزنده را نصیبم فرمود. امید آن که مؤمنین به خصوص اهل فضل با مطالعه این مجموعه معارف - که با عنایت و دستور خاص امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تدوین گردیده است - تحولی عظیم در جهت ایجاد زمینه جهانی مناسب برای حکومت حضرت مهدی (ارواحنا فداه) فراهم سازد، و به زودی روی کار آمدن حق و نابودی باطل را در سراسر گیتی شاهد باشیم. انهم یرونه بعیدا ونراه قریبا.
سید مهدی حائری قزوینی