فهرست کتاب


متن و ترجمه خطبه قاصعه

مرکز تحقیقات اسلامی

هنگامی که وحی نازل می شد صدای ناله شیطان را می شنیدم

متن خطبه :
وَ لَقَدْ سَمِعْتُ رَنَّةَ الشَّیْطانِ حِینَ نَزَلَ الْوَحْیُ عَلَیْهِ صَلّی اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ، فَقُلْتُ یا رَسُولَ اللَّهِ مَا هَذِهِ الرَّنَّةُ؟ فَقالَ: «هذَا الشَّیْطانُ قَدْ أَیسَ مِنْ عِبادَتِهِ، إِنَّکَ تَسْمَعُ ما أَسْمَعُ، وَ تَری ما أَری، إِلاَّ أَنَّکَ لَسْتَ بِنَبِیِّ، وَ لکِنَّکَ لَوَزِیرٌ، وَ إِنَّکَ لَعَلی خَیْرٍ».
ترجمه :
هنگامی که وحی نازل می شد صدای ناله شیطان را می شنیدم. می پرسیدم یا رسول الله، این صدای چیست؟ می گفت که صدای شیطان است، از اینکه او را بپرستند، نومید شده است. تو هم می شنوی، هر چه من می شنوم و می بینی آنچه من می بینم، جز آنکه تو پیامبر نیستی ولی تو وزیر منی، تو به راه خیر می روی.

گروهی از بزرگان قریش بیامدند و گفتند...

متن خطبه :
وَ لَقَدْ کُنْتُ مَعَهُ - صَلّی اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ - لَمّا أَتَاهُ الْمَلأُ مِنْ قُرَیْشٍ، فَقالُوا لَهُ: یَا مُحَمَّدُ إِنَّکَ قَدِ ادَّعَیْتَ عَظِیماً لَمْ یَدَّعِهِ آباؤُکَ وَ لا أَحَدٌ مِنْ بَیْتِکَ، وَ نَحْنُ نَسْأَلُکَ أَمْراً إِنْ أَنْتَ أَجَبْتَنا إلَیْهِ وَ أَرَیْتَناهُ عَلِمْنا أَنَّکَ نَبِیُّ وَ رَسُولٌ، وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ عَلِمْنا أَنَّکَ ساحِرٌ کَذَّابٌ.
ترجمه :
من با آن حضرت (صلی الله علیه و آله) بودم که گروهی از بزرگان قریش بیامدند و گفتند:
یا محمد تو ادعای بزرگی کرده ای که نه پدرانت چنان کرده بودند و نه یکی از خاندانت. ما از تو چیزی می خواهیم که اگر بپذیری و به ما نشان بدهی، می دانیم که تو پیامبر و فرستاده او هستی و اگر نکنی دانیم که جادوگر و دروغگویی.
متن خطبه :
فَقالَ صَلّی اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: «وَ ما تَسْأَلُونَ؟». قالُوا: تَدْعُو لَنا هَذِهِ الشَّجَرَةَ حَتَّی تَنْقَلِعَ بِعُرُوقِها وَ تَقِفَ بَیْنَ یَدَیْکَ. فَقالَ صَلّی اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: «إِنَّ اللَّهَ عَلی کُلِّ شَیْ ءٍ قَدِیرٌ، فإِنْ فَعَلَ اللَّهُ لَکُمْ ذَلِکَ أَتُؤْمِنُونَ وَ تَشْهَدُونَ بِالْحَقِّ؟»
ترجمه :
پیامبر (صلی الله علیه و آله) پرسید: چه می خواهید، گفتند: این درخت را فراخوان تا از ریشه به درآید و بیاید و پیش روی تو بایستد. پیامبر صلی الله علیه و آله گفت: خدا بر هر کاری تواناست. آیا اگر خدا برای شما چنین کند، ایمان می آورید و به حق شهادت می دهد؟
متن خطبه :
قالُوا: نَعَمْ قالَ: «فَإِنِّی سَأُرِیکُمْ ما تَطْلُبُونَ، وَ إِنِّی لَأَعْلَمُ أَنَّکُمْ لا تَفِیئُونَ إِلَی خَیْرٍ، وَ إِنَّ فِیکُمْ مَنْ یُطْرَحُ فِی الْقَلِیبِ، وَ مَنْ یُحَزِّبُ الْأَحْزابَ.
ترجمه :
گفتند: آری، گفت: اکنون هر چه خواسته اید به شما نشان خواهم داد. ولی می دانم که به راه خیر باز نمی گردید. در میان شما کسی است که به چاه قلیب افکنده شود**قلیب، نام چاهی است در ناحیه بدر. اشاره است به شکست مشرکان در بدر و افکندن اجساد شماری از آنان چون ابوجهل و شیبه و عتبه در آن.*** و کسی است که گروهها را گرد آورد**اشاره است به جنگ احزاب یا خندق و ابوسفیان و گرد آوردن احزاب.***.
متن خطبه :
ثُمَّ قالَ صَلّی اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: «یَا أَیَّتُهَا الشَّجَرَةُ إِنْ کُنْتِ تُؤْمِنِینَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ تَعْلَمِینَ أَنِّی رَسُولُ اللَّهِ فَانْقَلِعِی بِعُرُوقِکِ حَتَّی تَقِفِی بَیْنَ یَدَیَّ بِإِذْنِ اللَّهِ».
ترجمه :
سپس گفت: ای درخت، اگر به خدا و روز جزا ایمان داری و می دانی که پیامبر خدا هستم، به اذن خدای از ریشه به درآی و بیا و در برابر من بایست.
متن خطبه :
فَوَالَّذِی بَعَثَهُ بِالْحَقِّ لا نْقَلَعَتْ بِعُرُوقِها وَ جاءَتْ وَ لَها دَوِیُّ شَدِیدٌ وَ قَصْفٌ کَقَصْفِ أَجْنِحَةِ الطَّیْرِ، حَتَّی وَقَفَتْ بَیْنَ یَدَیْ رَسُولِ اللَّهِ - صَلّی اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ - مُرَفْرِفَةً، وَ أَلْقَتْ بِغُصْنِهَا الْأَعْلَی عَلی رَسُولِ اللَّهِ - صَلّی اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ - وَ بِبَعْضِ أَغْصانِهَا عَلَی مَنْکِبِی وَ کُنْتُ عَنْ یَمِینِهِ صَلّی اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ.
ترجمه :
سوگند به کسی که او را به رسالت مبعوث داشته، درخت از جای برآمد و بیامد. آوازی سخت داشت و چون پرندگان بال زنان بیامد و در برابر رسول الله (صلی الله علیه و آله) بایستاد و شاخه های بالای خود را بر رسول الله صلی الله علیه و آله سایبان ساخت و یکی از شاخه هایش را بر شانه من نهاد که در طرف راست آن حضرت صلی الله علیه و آله بودم.
متن خطبه :
فَلَمَّا نَظَرَ الْقَوْمُ إِلَی ذَلِکَ قالُوا عُلُوّاً وَ اسْتِکْباراً: فَمُرْها فَلْیَأْتِکَ نِصْفُها وَ یَبْقَی نِصْفُها. فَأَمَرَها بِذَلِکَ، فَأَقْبَلَ إِلَیْهِ نِصْفُها کَأَعْجَبِ إِقْبالٍ وَ أَشَدِّهِ دَوِیّاً، فَکادَتْ تَلْتَفُّ بِرَسُولِ اللَّهِ صَلّی اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ، فَقالُوا کُفْراً وَ عُتُوّاً: فَمُرْ هَذَا النِّصْفَ فَلْیَرْجِعْ إِلی نِصْفِهِ کَما کَانَ. فَأَمَرَهُ صَلّی اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فَرَجَعَ.
ترجمه :
مردم به آن نگریستند و از روی بلندی گرایی و گردنکشی گفتند:
اکنون فرمانش ده که نیمی از آن نزد تو آید و آن نیم دیگر بر جای ماند. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمان داد. نیمی از درخت با رفتاری عجیب و آوازی بلندتر، نزد او آمد. آنقدر که نزدیک بود به گرد او پیچیده شود. آنها از روی کبر و سرکشی گفتند: حال بفرمای تا به نیم دیگر خود ملحق شود. پس پیامبر صلی الله علیه و آله امر فرمود و درخت بازگشت.
متن خطبه :
فَقُلْتُ أَنَا: لا إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ، إِنِّی أَوَّلُ مُؤْمِنٍ بِکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ، وَ أَوَّلُ مَنْ آمَنَ بِأَنَّ الشَّجَرَةَ فَعَلَتْ ما فَعَلَتْ بِأَمْرِ اللَّهِ تَعالی تَصْدِیقاً بِنُبُوَّتِکَ وَ إِجْلالاً لِکَلِمَتِکَ.
ترجمه :
من گفتم: لا اله الا الله. من نخستین کسی هستم که به تو ایمان آورده ام. ای رسول خدا و نخستین کسی هستم که گواهی می دهم که به امر خدای تعالی برای تصدیق نبوت تو و ارج نهادن بر سخن تو، درخت چه کرد.
متن خطبه :
فَقالَ الْقَوْمُ کُلُّهُمْ: بَلْ ساحِرٌ کَذّابٌ! عَجِیبُ السِّحْرِ خَفِیفٌ فِیهِ، وَ هَلْ یُصَدِّقُکَ فِی أَمْرِکَ إِلاَّ مِثْلُ هَذا؟ (یَعْنُونَنِی).
ترجمه :
همه آن قوم گفتند که این مرد جادوگری دروغگوست. شگفت جادوگری و در جادوگری چه سبک دست.
آنها گفتند: آیا جز همانند این (مقصودشان من بودم) کسی تو را در کارت تصدیق کند؟

من از قومی هستم که ملامت هیچ ملامتگری آنان را از راه خدای باز نمی دارد

متن خطبه :
وَ إِنِّی لَمِنْ قَوْمٍ لا تَأْخُذُهُمْ فِی اللَّهِ لَوْمَةُ لائِمٍ، سِیماهُمْ سِیمَا الصِّدِّیقِینَ، وَ کَلامُهُمْ کَلامُ الْأَبْرارِ. عُمَّارُ اللَّیْلِ وَ مَنارُ النَّهارِ، مُتَمَسِّکُونَ بِحَبْلِ الْقُرْآنِ، یُحْیُونَ سُنَنَ اللَّهِ وَ سُنَنَ رَسُولِهِ، لا یَسْتَکْبِرُونَ وَ لا یَعْلُونَ، وَ لا یَغُلُّونَ، وَ لا یُفْسِدُونَ. قُلُوبُهُمْ فِی الْجِنانِ، وَ أَجْسادُهُمْ فِی الْعَمَلِ.
ترجمه :
من از قومی هستم که ملامت هیچ ملامتگری آنان را از راه خدای باز نمی دارد. چهره آنان چهره راستگویان است و سخنشان سخن نیکان. شب را به عبادت بیدارند و روزها، مردم را چراغ هدایت اند. چنگ در ریسمان قرآن زده اند و سنتهای خدا و سنتهای پیامبرش را زنده نگه می دارند. نه گردنکشی می کنند و نه برتری می فروشند. از نادرستی و تبهکاری به دورند. دلهایشان در بهشت است و تن هایشان در کار عبادت.