فهرست کتاب


متن و ترجمه خطبه قاصعه

مرکز تحقیقات اسلامی

من در خردی پشت عرب را به خاک رسانیدم

متن خطبه :
أَنَا وَضَعْتُ بِکَلاکِلِ الْعَرَبِ، وَ کَسَرْتُ نَواجِمَ قُرُونِ رَبِیعَةَ وَ مُضَرَ، وَ قَدْ عَلِمْتُمْ مَوْضِعِی مِنْ رَسُولِ اللَّهِ - صَلّی اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ - بِالْقَرابَةِ الْقَرِیبَةِ، وَ الْمَنْزِلَةِ الْخَصِیصَةِ.
ترجمه :
من در خردی پشت عرب را به خاک رسانیدم و شاخهای ربیعه و مضر را شکستم و شما از منزلت من در نزد رسول الله آگاه هستید، هم از جهت خویشاوندی و هم از جهت حرمت خاصی که برای من می شناخت.

من خردسال بودم که پیامبر مرا در کنار خود می نشاند

متن خطبه :
وَضَعَنِی فِی حِجْرِهِ وَ أَنَا وَلَدٌ، یَضُمُّنِی إِلی صَدْرِهِ، وَ یَکْنُفُنِی فِی فِراشِهِ، وَ یُمِسُّنِی جَسَدَهُ، وَ یُشِمُّنِی عَرْفَهُ. وَ کانَ یَمْضَغُ الشَّیْ ءَ ثُمَّ یُلْقِمُنِیهِ.
ترجمه :
من خردسال بودم که مرا در کنار خود می نشاند و بر سینه خود می چسباند و در بستر خود می خوابانید و تن من به تن او می سایید و بوی خوش خود را به مشام من می رسانید.
گاه چیزی را می جوید و در دهان من می نهاد.

پیامبر هرگز نه دروغی از من شنید و نه در رفتارم خطایی دید

متن خطبه :
وَ ما وَجَدَ لِی کَذْبَةً فِی قَوْلٍ، وَ لا خَطْلَةً فِی فِعْلٍ، وَ لَقَدْ قَرَنَ اللَّهُ بِهِ - صَلّی اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ - مِنْ لَدُنْ أَنْ کانَ فَطِیماً أَعْظَمَ مَلَکٍ مِنْ مَلاَئِکَتِهِ، یَسْلُکُ بِهِ طَرِیقَ الْمَکارِمِ، وَ مَحاسِنَ أَخْلاقِ الْعالَمِ، لَیْلَهُ وَ نَهارَهُ.
ترجمه :
او هرگز نه دروغی از من شنید و نه در رفتارم خطایی دید.
از آن زمان که رسول الله (صلی الله علیه و آله) از شیر باز گرفته شد، خداوند، بزرگترین مَلَک خود را شب و روز همنشین او ساخت تا او را به راه بزرگواریها و خصال و اخلاق نیکو برد.
متن خطبه :
وَ لَقَدْ کُنْتُ أَتَّبِعُهُ اتِّباعَ الْفَصِیلِ أَثَرَ أُمِّهِ، یَرْفَعُ لِی فِی کُلِّ یَوْمٍ مِنْ أَخْلاقِهِ عَلَماً، وَ یَأْمُرُنِی بِالاقْتِداءِ بِهِ.
ترجمه :
من همواره، چون بچه شتری که در پی مادر رود در پی او می رفتم و او هر روز یکی از صفات پسندیده اش را بر من آشکار می نمود و مرا می فرمود که بدان اقتدا کنم.
متن خطبه :
وَ لَقَدْ کانَ یُجاوِرُ فِی کُلِّ سَنَةٍ بِحِراءَ، فَأَراهُ وَ لا یَراهُ غَیْرِی، وَ لَمْ یَجْمَعْ بَیْتٌ واحِدٌ یَوْمَئِذٍ فِی الْإسْلامِ غَیْرَ رَسُولِ اللَّهِ - صَلّی اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ - وَ خَدِیجَةَ وَ أَنَا ثالِثُهُما، أَرَی نُورَ الْوَحْیِ وَ الرِّسالَةِ، وَ أَشُمُّ رِیحَ النُّبُوَّةِ.
ترجمه :
هر سال در غار حراء، زمانی چند خلوت می گزید. من او را می دیدم و جز من کسی نمی دید.
روزگاری جز خانه ای که رسول الله صلی الله علیه و آله و خدیجه و من در آن می زیستیم، اسلام را دیگر خانه ای نبود. نور وحی و رسالت را به چشم می دیدم و بوی نبوت را می شنیدم.