فهرست کتاب


متن و ترجمه خطبه قاصعه

مرکز تحقیقات اسلامی

در احوال مؤمنانی که پیش از شما می زیستند، تأمل کنید

متن خطبه :
وَ تَدَبَّرُوا أَحْوَالَ الْمَاضِینَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ قَبْلَکُمْ، کَیْفَ کَانُوا فِی حَالِ التَّمْحِیصِ وَ الْبَلاَءِ. أَ لَمْ یَکُونُوا أَثْقَلَ الْخَلاَئِقِ أَعْبَاءً. وَ أَجْهَدَ الْعِبَادِ بَلاَءً، وَ أَضْیَقَ أَهْلِ الدُّنْیَا حَالاً؟ اتَّخَذَتْهُمُ الْفَرَاعِنَةُ عَبِیداً، فَسَامُوهُمْ سُوءَ الْعَذَابِ، وَ جَرَّعُوهُمُ الْمُرَارَ، فَلَمْ تَبْرَحِ الْحَالُ بِهِمْ فِی ذُلِّ الْهَلَکَةِ، وَ قَهْرِ الْغَلَبَةِ، لاَیَجِدُونَ حِیلَةً فِی امْتِنَاعٍ، وَ لاَ سَبِیلاً إِلَی دِفَاعٍ.
ترجمه :
پس در احوال مؤمنانی که پیش از شما می زیستند، تأمل کنید. که در هنگام آزمون و رنج چگونه بودند. آیا از همه آفریدگان بارشان سنگین تر و از همه بندگان خدا به هنگام آزمایش کوشنده تر نبودند و زندگیشان از همه مردم جهان تنگتر نبود؟فرعونیان آنان را برده خود می ساختند و سخت شکنجه شان می نمودند و شرنگ جانگزار، جرعه جرعه، به کامشان می ریختند و همواره با خواری و هلاکت دست به گریبان بودند. و مقهور قهر و غلبه آنان. برای سر برتافتن از ستم چاره ای نمی دانستند و دفاع از خود راهی نمی شناختند.
متن خطبه :
حَتَّی إِذا رَأَی اللَّهُ - سُبْحانَهُ - جِدَّ الصَّبْرِ مِنْهُمْ عَلَی الْأَذَی فِی مَحَبَّتِهِ، وَ الاِحْتِمالِ لِلْمَکْرُوهِ مِنْ خَوْفِهِ، جَعَلَ لَهُمْ مِنْ مَضایِقِ الْبَلاءِ فَرَجاً فَأَبْدَلَهُمُ الْعِزَّ مَکانَ الذُّلِّ، وَ الْأَمْنَ مَکانَ الْخَوْفِ، فَصارُوا مُلُوکاً حُکَّاماً، وَ أَئِمَّةً أَعْلاَماً، وَ قَدْ بَلَغَتِ الْکَرامَةُ مِنَ اللَّهِ لَهُمْ، ما لَمْ تَذْهَبِ الْآمالُ إِلَیْهِ بِهِمْ.
ترجمه :
تا آنگاه که خدای سبحان دید که چگونه در راه محبت او، بر آن همه آزار، شکیبایی می ورزند و چسان از خوف او هر ناگواری را تحمل می کنند.
پس از آن تنگناهای بلا، راهشان را بگشود و خواریشان را به عزت بدل نمود و وحشتشان را به ایمنی، پادشاهان و حاکمان شدند و پیشوایانی سرفراز. کرامت خداوندی در حق ایشان به جایی رسید که هرگز آرزوی آن را در دل نپرورده بودند.
متن خطبه :
فَانْظُرُوا کَیْفَ کانُوا حَیْثُ کانَتِ الْأَمْلاءُ مُجْتَمِعَةً، وَ الْأَهْواءُ مُؤْتَلِفَةً، وَ الْقُلُوبُ مُعْتَدِلَةً، وَ الْأَیْدِی مُتَرادِفَةً وَ السُّیُوفُ مُتَناصِرَةً، وَ الْبَصائِرُ نافِذَةً، وَ الْعَزائِمُ واحِدَةً. أَلَمْ یَکُونُوا أَرْباباً فِی أَقْطَارِ الْأَرَضِینَ، وَ مُلُوکاً عَلَی رِقابِ الْعالَمِینَ؟
ترجمه :
بنگرید که حال آنان چگونه بود، آنگاه که جماعتشان متفق بودند و آرایشان یکی بود و شمشیرهاشان آخته به یاری هم. و دیده بصیرشان ژرف نگر و عزم و آهنگشان یگانه بود. آیا در آن روزگاران مهتران روی زمین و ملوک فرمانروا بر مردم جهان نبودند؟
متن خطبه :
فَانْظُرُوا إلی ما صارُوا إلَیْهِ فِی آخِرِ أُمُورِهِمْ حِینَ وَقَعَتِ الْفُرْقَةُ، وَ تَشَتَّتِ الْأُلْفَةُ، وَ اخْتَلَفَتِ الْکَلِمَةُ وَ الْأَفْئِدَةُ، وَ تَشَعَّبُوا مُخْتَلِفِینَ، وَ تَفَرَّقُوا مُتَحارِبِینَ، قَدْ خَلَعَ اللَّهُ عَنْهُمْ لِباسَ کَرامَتِهِ، وَ سَلَبَهُمْ غَضارَةَ نِعْمَتِهِ، وَ بَقِیَ قَصَصُ أَخْبارِهِم فِیکُمْ عِبَراً لِلْمُعْتَبِرِینَ مِنْکُمْ.
آنگاه به پایان کارشان بنگرید، زمانی که میانشان تفرقه افتاد و الفتشان به پراکندگی کشید و میان آنها به دل و زبان خلاف و پراکندگی افتاد. با یکدیگر به نزاع برخاستند و خداوند جامه کرامت خود از تنشان به در کرد و نعمت سرشارش را از آنان بستد. داستانشان در میان شما بماند تا مگر عبرت گیرندگان عبرت گیرند.

از حال فرزندان اسماعیل و اسحاق و فرزندان اسرائیل پند گیرید

متن خطبه :
فَاعْتَبِرُوا بِحالِ وَلَدِ إِسْماعِیلَ وَ بَنِی إِسْحاقَ وَ بَنِی إِسْرائِیلَ - عَلَیْهِمُ السَّلامُ - فَما أَشَدَّ اعْتِدالَ الْأَحْوالِ وَ أَقْرَبَ اشْتِباهَ الْأَمْثالِ.
ترجمه :
از حال فرزندان اسماعیل و اسحاق و فرزندان اسرائیل (درود بر آنان) پند گیریدحالاتشان چه به هم شبیه است و شباهتشان نزدیک.
متن خطبه :
تَأَمَّلُوا أَمْرَهُمْ فِی حالِ تَشَتُّتِهِمْ وَ تَفَرُّقِهِمْ، لَیالِیَ کانَتِ الْأَکاسِرَةُ وَ الْقَیاصِرَةُ أَرْباباً لَهُمْ یَحْتازُونَهُمْ عَنْ رِیفِ الْآفاقِ وَ بَحْرِ الْعِراقِ وَ خُضْرَةِ الدُّنْیا إلی مَنابِتِ الشِّیحِ، وَ مَها فِی الرِّیحِ، وَ نَکَدِ الْمَعاشِ.
فَتَرَکُوهُمْ عالَةً مَساکِینَ إخْوانَ دَبَرٍ وَ وَبَرٍ، أَذَلَّ الْأُمَمِ داراً، وَ أَجْدَبَهُمْ قَراراً، لا یَأْوُونَ إلی جَناحِ دَعْوَةٍ یَعْتَصِمُونَ بِها، وَ لا إلی ظِلِّ أُلْفَةٍ یَعْتَمِدُونَ عَلَی عِزِّها، فَالْأَحْوالُ مُضْطَرِبَةٌ، وَ الْأَیْدِی مُخْتَلِفَةٌ، وَ الْکَثْرَةُ مُتَفَرِّقَةٌ، فِی بَلاءِ أَزْلٍ، وَ أَطْباقِ جَهْلٍ، مِنْ بَناتٍ مَوْؤُدَةٍ، وَ أَصْنامٍ مَعْبُودَةٍ، وَ أَرْحامٍ مَقْطُوعَةٍ، وَ غاراتٍ مَشْنُونَةٍ.
تُغْمَزُ لَهُمْ قَناةٌ، وَ لا تُقْرَعُ لَهُمْ صَفاةٌ.
ترجمه :
در کار آنها بیندیشید و به پراکندگی و تفرقه آنها در روزگاری که کسراها و قیصرها سرورانشان بودند.
آنها را از آبادیهای آفاق و دریای عراق و اراضی سبز و خرم می راندند و به جایهایی که «درمنه» می روید و بادهای سخت می وزد، می فرستادند و آنان گرفتار زندگی سخت و ناگواری شدند.
آنان را، چون گروهی درویش و مسکین با چند اشتر پشت ریش و مشتی کرک رها کردند.
از حیث مساکنشان، خوارترین ملتها بودند و سرزمینشان بی آب و گیاه ترین زمینها.
نه به دعوتی پیوسته بودند، که بر آن تعصب ورزند و نه سایه سار محبتی داشتند، که در آنجا بیارامند و به عزت و ارجمندی متکی شوند.
احوالشان پریشان بود و آرایشان گونه گون.
با آنکه به شمار بیش بودند، در پراکندگی می زیستند، گرفتار بلاهای سخت و نادانیهای تو بر تو، چون زنده به گور کردن دختران و پرستش بتان و بریدن از خویش و پیوند و رفتن در پی غارت و تاراج.
متن خطبه :
فَانْظُرُوا إلی مَواقِعِ نِعَمِ اللَّهِ عَلَیْهِمْ حِینَ بَعَثَ إِلَیْهِمْ رَسُولاً، فَعَقَدَ بِمِلَّتِهِ طاعَتَهُمْ، وَ جَمَعَ عَلَی دَعْوَتِهِ أُلْفَتَهُمْ، کَیْفَ نَشَرَتِ النِّعْمَةُ عَلَیْهِمْ جَناحَ کَرامَتِها، وَ أَسالَتْ لَهُمْ جَداوِلَ نَعِیمِها، وَ الْتَفَّتِ الْمِلَّةُ بِهِمْ فِی عَوائِدِ بَرَکَتِها، فَأَصْبَحُوا فِی نِعْمَتِها غَرِقِینَ، وَ فِی خُضْرَةِ عَیْشِها فَکِهِینَ. قَدْ تَرَبَّعَتِ الْأُمُورُ بِهِمْ فِی ظِلِّ سُلْطانٍ قاهِرٍ، وَ آوَتْهُمُ الْحالُ إلی کَنَفِ عِزٍّ غالِبٍ، وَ تَعَطَّفَتِ الْأُمُورُ عَلَیْهِمْ فِی ذُری مُلْکٍ ثابِتٍ، فَهُمْ حُکَّامٌ عَلَی الْعالَمِینَ، وَ مُلُوکٌ فِی أَطْرافِ الْأَرَضِینَ، یَمْلِکُونَ الْأُمُورَ عَلی مَنْ کانَ یَمْلِکُها عَلَیْهِمْ، وَ یُمْضُونَ الْأَحْکامَ فِیمَنْ کانَ یُمْضِیها فِیهِمْ، لا تُغْمَزُ لَهُمْ قَناةٌ، وَ لا تُقْرَعُ لَهُمْ صَفاةٌ.
ترجمه :
سپس این قوم را بنگرید، آنگاه که خداوند نعمتهای خویش به آنان ارزانی داشت و برایشان پیامبری (پیامبر اسلام) فرستاد و آنان را فرمانبردار آیین او نمود و به دعوت او پراکندگیهاشان را به یگانگی بدل کرد. و نعمت، بال کرامت بر سرشان بگسترد و جویبارهای خود را به سویشان روان داشت. دین خدا آنان را در سودها و برکات خود درپیچید.
در نعمت اسلام غرقه شدند و در مرغزارهای زندگی خوش به شادمانی بیارمیدند.
در سایه سلطانی قاهر و غالب کارهاشان به سامان آمد و حالشان به گونه ای نیکو شد که در کنف عزّت و پیروزمندی جای گرفتند.
کارها به آسانی می راندند و بر اوج اقتدار جای گرفتند و بر همه جهانیان فرمانروا شدند.
پادشاهانی شدند فرمانروا بر سراسر زمین. از هر کس که بر آنها فرمان رانده بود، فرمانروایی بستدند و کسانی را که روزگاری بر آنان حکومت می کردند به زیر فرمان درآوردند.
دیگر نه کسی را اندیشه آن بود که نیزه ای بر آنان راند و نه سنگی به سوی ایشان افکند.

بدانید که شما بند طاعت اسلام از دستها گشودید

متن خطبه :
أَلا وَ إِنَّکُمْ قَدْ نَفَضْتُمْ أَیْدِیَکُمْ مِنْ حَبْلِ الطّاعَةِ، وَ ثَلَمْتُمْ حِصْنَ اللَّهِ الْمَضْرُوبَ عَلَیْکُمْ بِأَحْکامِ الْجاهِلِیَّةِ.
ترجمه :
بدانید که شما بند طاعت اسلام از دستها گشودید و آن دژ خدایی را که گرداگردتان را فرا گرفته بود با به کار بستن احکام جاهلیت، سوراخ کردید.
متن خطبه :
وَ إنَّ اللَّهَ - سُبْحَانَهُ - قَدِ امْتَنَّ عَلَی جَماعَةِ هَذِهِ الْأُمَّةِ فِیما عَقَدَ بَیْنَهُمْ مِنْ حَبْلِ هَذِهِ الْأُلْفَةِ - الَّتِی یَنْتَقِلُونَ فِی ظِلِّها وَ یَأْوُونَ إلی کَنَفِها - بِنِعْمَةٍ لا یَعْرِفُ أَحَدٌ مِنَ الْمَخْلُوقِینَ لَها قِیمَةً، لِأَنَّها أَرْجَحُ مِنْ کُلِّ ثَمَنٍ، وَ أَجَلُّ مِنْ کُلِّ خَطَرٍ.
ترجمه :
خدای سبحان بر جماعت این امت منت نهاد، آنگاه که میانشان عقد الفت بست. الفتی که در سایه آن قدم می زدند و در پناه آن می آرمیدند. همراه با نعمتی که هیچیک از آفریدگان بهای آن ندانند، زیرا بهایش از هر بهایی بیش است و ارجش از هر ارجمندی برتر.
متن خطبه :
وَ اعْلَمُوا أَنَّکُمْ صِرْتُمْ بَعْدَ الْهِجْرَةِ أَعْرَاباً، وَ بَعْدَ الْمُوالاةِ أَحْزَاباً، مَا تَتَعَلَّقُونَ مِنَ الْإسْلامِ إلاَّ بِاسْمِهِ، وَ لا تَعْرِفُونَ مِنَ الْإیمانِ إِلاَّ رَسْمَهُ.
ترجمه :
بدانید که شما بعد از هجرت بار دیگر شیوه اعراب بادیه نشین را پیش گرفتید و پس از عقد مودت گروه گروه شدید. از اسلام تنها نام آن بر خود بستید و از ایمان تنها به ظاهر آن بسنده کردید.
متن خطبه :
تَقُولُونَ: النّارَ وَ لا الْعارَ، کَأَنَّکُمْ تُرِیدُونَ أَنْ تُکْفِئُوا الْإسْلامَ عَلی وَجْهِهِ انْتِهاکاً لِحَرِیمِهِ، وَ نَقْضاً لِمِیثاقِه، الَّذِی وَضَعَهُ اللَّهُ لَکُمْ حَرَماً فِی أَرْضِهِ، وَ أَمْناً بَیْنَ خَلْقِهِ، وَ إِنَّکُمْ إِنْ لَجأْتُمْ إِلَی غَیْرِهِ حارَبَکُمْ أَهْلُ الْکُفْرِ، ثُمَّ لا جَبْرائِیلُ وَ لا مِیکائِیلُ وَ لا مُهاجِرُونَ وَ لا أَنْصارٌ یَنْصُرُونَکُمْ، إِلاَّ الْمُقارَعَةَ بِالسَّیْفِ حَتی یَحْکُمَ اللَّهُ بَیْنَکُمْ.
ترجمه :
می گویید: آتش، آری و ننگ و عار، نه.
گویی می خواهید که چهره اسلام را وارونه سازید و پرده حرمتش بردرید و پیمانی را که خدا با شما بسته است بگسلید. همان پیمان که آن را در زمین پناهگاه خود ساخت و جای امن و آسایش در میان آفریدگان خود قرار داد.
اگر از اسلام به غیر اسلام پناه جویید کافران به پیکار شما خواهند خاست. نه جبرئیل به یاریتان خواهد آمد و نه میکائیل، نه مهاجران و نه انصار. و یاوری جز ضربه های شمشیر نخواهید داشت تا آنگاه که خدا در میان شما حکم کند.
متن خطبه :
وَ إنَّ عِنْدَکُمُ الْأَمْثالَ مِنْ بَأْسِ اللَّهِ وَ قَوارِعِهِ، وَ أَیَّامِهِ وَ وَقائِعِهِ، فَلا تَسْتَبْطِئُوا وَعِیدَهُ جَهْلاً بِأَخْذِهِ وَ تَهاوُناً بِبَطْشِهِ، وَ یَأْساً مِنْ بَأْسِهِ.
ترجمه :
هر آینه، شما را نمونه های عبرت آمیزی است، از عذابها و سختیهای کوبنده الهی بر امتهای پیشین و روزهای نزول عذاب و حوادث سخت او.
فرا رسیدن عذاب خدا را دیر می نگارید، بدین بهانه که از مؤآخذه او بیخبرید یا خشم و غضب او را سهل می شمارید و چنان پندارید که عذاب او به شما نخواهد رسید.