معیار شرک در قرآن

نویسنده : آیة الله سید عزالدین حسینی زنجانی

مقدمه مترجم

بیش از 32 سال است که افتخار خادمی آستان ملائک پاسبان امام علی بن موسی الرضا علیه السلام را دارم و با این امید زنده ام که خدمت بسیار ناچیزم به مصداق «عادتکم الاحسان و سجیتکم الکرم» مورد قبول سلطان خراسان واقع شود و گلبانگ سربلندی به آسمان زنم.
در سالهای اخیر خدمت که در کنار درب پیش روی مبارک مزار مشغول خدمت بوده و می ایستادم و به ویژه در روزهای مراسم مذهبی، اعم از اعیاد و وفیات، سیل خروشان عاشقان زیارت و پابوس امام علیه السلام را مشاهده می کردم که وقتی به آستانه می رسند تعدادی از آنان به خاک می افتند و به صورت سجده آستانه را می بوسند و داخل می شوند. در مقابل تعداد کمی نیز هستند که با مشاهده آنان که عتبه را می بوسند، عمل آنان را بر نمی تابند و از ما می خواهند تا مانع کار آنان گردیم و در مقابل این عتبه بوسی که به زعم آنها شرک است اگر مانع نمی شویم دست کم، تذکرات لازم را بدهیم.
گرچه تعداد اعتراض کنندگان اندک است، لیکن اولاً، طرفداران چنین تفکر که شیعه را متهم به شرک می کنند و برای تبلیغات خود آزادی دارند و ثانیاً، تعداد اندک آنان نمایان گر وجود چنین گرایشی به تفکر آنان به ویژه در جامعه جوان شیعه می باشد و در حرم مطهر هم فقط می توان پاسخ کلی داد و این به هیچ وجه کافی نیست. از این رو به نظر می رسید در این معضل فکری و عقیدتی که ریشه در گذشته ها دارد و روشنگر تفکر غلو غالیان است لازم است پاسخی در خور دانش اکثر جوانان جامعه، به زبان و قلمی دور از تعصب و یک سونگری داده شود.
آری، ضرر و زیان مخالفان اتحاد مسلمانان و غالیان در هر دو مکتب فکری و خاصه شیعه که از این قاعده مستثنا نیست، یقینا اگر بیش از دشمنان آن مکتب نباشد قطعا به اندازه آنها بوده و هست. از طرفی نیز سکوت در مقابل سیل اتهام به مکتب تشیع علوی جایز نیست و وظایف و تکالیفی را بر عهده انسان مسئول قرار می دهد.
اگر بینی که نابینا و چاه است - اگر خاموش بنشینی گناه است
در چنین تفکراتی به سر می بردم که کتاب موجز معیارالشرک فی القرآن به دستم رسید و با مطالعه آن دریافتم که نویسنده دانشمند در همین موضوع به صورت مکاتبه با استاد دانشگاهی - که متأثر از تفکرات غالیان غیر شیعه امامیه بوده - به نحو احسن قلم زده است. کتاب به زبان عربی بود و دریغم آمد که، موضوعی آن هم در این درجه از اهمیت به زبان فارسی برگردانده نشود و جوانان کشور نتوانند از این گنجینه علمی بهره ببرند.
با مطالعه بیش تر و تعمق در مطالب ارزنده کتاب، آن را اثر نفیسی یافتم که حق مطلب در آن ادا شده و با محوریت قرآن - که مورد قبول طرفین است - نظریات و اشکال های طرفین را مطرح و پاسخ داده است، به طوری که اگر هر مسلمان منصفی آن را بخواند و تدبر و تعمق داشته باشد، به خوبی به حقیقت مطلب پی می برد، لیکن چون از طرفی مطالب کتاب استدلالی و در سطح علمی نوشته شده و از طرف دیگر، ادعاهای نابه جا و غلط طرفداران چنین طرز تفکر در قالب کلمات و جملات و سر فصل های به ظاهر فریبنده و زیبا، چون «توحید خالص و کامل» و «جنگ در مقابل شرک و بت پرستی» و امثال این جملات وسوسه انگیز عرضه می شود، چه بسا کششی در مرحله نخست ایجاد می کند، بنابراین، فهم کامل پاسخ علمی آن برای همه مقدور نبوده و شاید با اشکالاتی مواجه گردد. از این رو فهم و درک موضوع نیاز به مقدماتی دارد و باید با زبانی ساده و قابل درک برای غیر متخصصان عنوان شود تا احتمال القا در اندیشه افرادی که برای بار اول با موضوع برخورد می کنند از بین برود که غلو در هر دو مکتب ویران گر است و باید حقیقت امر دور از هرگونه تعصب و یک سو نگری روشن گردد.
با این نیت و پس از مشاوره با اهل نظر بر آن شدیم پژوهشی اجمالی در تاریخ پیدایش چنین طرز تفکری به عمل آید و مقدمه ای بر کتاب نوشته شود تا معلوم گردد: آیا توسل به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و اهل بیت نبوت و اولیا در صدر اسلام، روا و عملی بوده، یا ساخته و پرداخته افراطیون مخالف در مکتب شیعه و یا تفسیر نادرست آیات قرآن و تأویل غلط پاره ای از روایات نادر و ضعیف در نزد تسنن است که با کمک معاندان اسلام راستین که از هر فرصتی برای ایجاد تفرقه میان امت اسلامی به طور مستمر سود می جویند، به وجود آمده است؟
دشمنان اسلام در سده های اخیر به حقیقتی پی برده اند و آن این است که، پیاده شدن اسلام راستین در جهان بزرگ ترین سد راه سودجویی و بهره کشی آنها از انسان ها و مانع بقای تفکر سرمایه سالاری حاکم در جهان است. از این رو با ایجاد تفرقه بین مسلمانان به خیال خودشان، به هر وسیله ای دست می یازند تا اسلام را تضعیف نموده و از بین ببرند. غافل از این که خداوند می فرماید: (نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون)؛ حافظ و نگهدارنده اسلام و قرآن خود خداوند متعال است.
اینک با پژوهش در این مسئله مورد اختلاف امید داریم دایره تفرقه مسلمانان تنگ تر شود تا ان شاء الله روزی از بین برود و تفرقه امت اسلامی به اتحاد و شوکت، و ناتوانی شان به قدرت تبدیل گردد. در طی این طریق، چراغ راهنما را قرآن و روایاتی که مورد قبول طرفین است قرار دادیم تا فرمان الهی را نیز اجرا کرده باشیم و به سندی غیر قابل انکار (کلام وحی) اتکا کنیم، آن جا می فرماید:
(ان تنازعتم فی شی ء فردوه الی الله و رسوله)؛
اگر در امری اختلاف و نزاع داشتید (حکم) آن را به خدا و رسول خدا بازگردانید.
نخستین سؤال در این مقطع، این است که آیا توسل و تبرک جستن به قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله و عبادت گاه قرار دادن قبر آن بزرگوار و اهل بیت نبوت و اولیا و صلحا، چه در حال حیات و چه پس از رحلت آنان و به عبارت بهتر، متوسل شدن به درگاه حضرت حق - جل جلاله - با وسیله قرار دادن غیر خدا طبق موازین قرآنی شرک است؟ که دشمنان اسلام نه تنها شیعه اثنا عشری، بلکه همه فرق اسلامی را به این سبب به مشرک بودن متهم و محکوم نموده اند. پاسخ این سؤال را نخست در نگرش و عقیده دانشمندان اهل سنت جست وجو می کنیم و آن را در سه قسمت «پیش از آفرینش»، و «در حال حیات» و «پس از رحلت رسول اکرم» بررسی می نماییم.

پیش از آفرینش

توسل حضرت آدم علیه السلام
بیهقی در دلائل النبوة؛ طبرانی در معجم صغیر و حاکم در مستدرک روایت می کنند که خلیفه دوم (عمر بن خطاب) گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هنگامی که آدم علیه السلام در بهشت مرتکب خطا گردید، به درگاه الهی چنین متوسل شد: بار خدایا! مرا به حق محمد صلی الله علیه و آله بیامرز. خداوند فرمود: ای آدم! تو از کجا محمد را شناختی در صورتی که من هنوز او را نیافریده ام؟ آدم علیه السلام عرض کرد: بار خدایا! هنگامی که مرا آفریدی و روح در کالبدم دمیدی، سر خود را بالا بردم و دیدم که بر ساق عرش عظمتت نوشته شده است: «لا اله الا الله محمداً رسول الله» دانستم که تو اسم کسی را در کنار اسم خویش قرار نمی دهی و به آن اضافه نمی کنی جز این که او را از همه موجودات عالم بیش تر دوست می داری. خداوند فرمود: ای آدم! راست گفتی، محمد گرامی ترین انسان نزد من است، اینک که او را واسطه قرار دادی و به حق او از من مسئلت کردی، از تو گذشتم و اگر محمد نبود، تو را نمی آفریدم.

زمان حیات پیامبر صلی الله علیه و آله

1. ترمذی در صحیح خود و حاکم در مستدرک از عثمان بن حنیف روایت کرده اند که: مرد نابینایی به رسول خدا صلی الله علیه و آله متوسل شد و عرض کرد: یا رسول الله! از خداوند بخواهید چشمان مرا بهبودی بخشد، رسول اکرم فرمود: اگر بخواهی دعا می کنم تا خداوند تو را عافیت دهد و شفا بخشد، ولی اگر صبر کنی و با همین وضع بسازی برایت بهتر است. آن مرد عرض کرد: ای رسول خدا! من راهنمایی ندارم تا دستم را بگیرد و زندگی برای من مشکل است، دعایی در حق من بفرما تا بهبودی حاصل کنم. رسول خدا صلی الله علیه و آله به آن مرد امر فرمود تا وضو بسازد و دو رکعت نماز بگزارد و سپس با قرائت این دعا حاجت خود را از خدا طلب کند:
اللهم إنی اسئلک و أتوجه إلیک بنبیک محمد نبی الرحمة یا محمد إنی أتوجه بک إلی ربی فی حاجتی هذه لتقضی لی، اللهم فشفعه فی؛
خدایا! از تو می خواهم به واسطه پیامبرت محمد پیامبر رحمت، به سوی تو رو آوردم؛ یا محمد! من در این حاجت و نیازی که دارم به وسیله تو به پروردگارم رو کرده ام تا حاجتم برآورده شود، خدایا! او را شفیع من قرار ده.
عثمان بن حنیف، راوی حدیث می گوید: به خدا سوگند! ما هنوز مجلس را ترک نکرده بودیم که آن مرد نابینا وارد شد در حالی که هیچ گونه اثری از نابینایی در او نبود.
2. ابو نعیم در کتاب معرفت و دیلمی در مسند فردوس از ابن عباس و حاکم نورالدین هیثمی از انس بن مالک روایت می کنند: هنگامی که فاطمه بنت اسد مادر علی علیه السلام درگذشت رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد منزل شد و در بالای سر فاطمه نشست و فرمود: «ای مادر! خداوند تو را رحمت کند. تو بعد از مادرم برای من مادر بودی و مرا سیر می کردی در حالی که خود گرسنه بودی. بر من لباس می پوشاندی و خوشبویم می کردی در حالی که آنها را بر خود پیش از من روا نمی داشتی و نیت و قصد تو جلب رضای خداوند متعال و کسب ثواب آخرت بود.» پس از آن پیامبر دستور داد فاطمه را سه بار غسل دهند؛ چون آب آغشته به کافور رسید رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را روی بدن فاطمه ریختند و سپس پیراهن خود را درآوردند و بر بدن فاطمه پوشانیدند. هنگامی که قبر آماده گردید خود وارد قبر گردیدند و در قبر دراز کشیدند و فرمودند: «ای خداوندی که جان های مردم در دست توست مادرم فاطمه بنت اسد را به حق پیامبرت و انبیایی که پیش از من رسالت داشتند، بیامرز و حق را بر زبان او جاری گردان و آرامگاه او را فراخ گردان، که تو مهربان ترین مهربانانی.» پیامبر سپس چهار تکبیر گفتند و جسم فاطمه را وارد قبر کردند.
3. احمد بن حنبل، حافظ بن خزیم، طبرانی، ابو نعیم و ابن ماجه از ابوسعید خدری، روایت کرده اند: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «هر کس برای ادای نماز از منزلش بیرون رود و بگوید: بار خدایا به حق سؤال کنندگان(1) و حاجت طلبان از درگاهت من نیز از تو مسئلت می کنم که مرا در این راه موفق بداری و هر چه خیر من است به من عطا کنی. بار خدایا! من برای تظاهر، خودخواهی و دنیاطلبی در این راه گام بر نمی دارم، پس از تو می خواهم مرا از آتش دوزخ مصون داری و گناهانم را بیامرزی که غیر از تو کسی گناهان را نمی بخشد». در اثر چنین دعایی خداوند به او توجه می کند و فرشتگان بر او طلب آمرزش می نمایند.
4. در حدیث صحیح از قتاده روایت شده است: تیری به چشم او اصابت کرد و نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت و گفت: یا رسول الله! دیدگانم آسیب دیده است. پیامبر او را به صبر و شکیبایی یا به دعا برای بهبودی چشم او فرا خواند. او عرض کرد: دعا کنید تا چشم من بهبود یابد و خوب شود. پیامبر دعا کرد و خداوند دیدگان او را شفا داد.