شناخت زندگی بخش (گفتارهایی در شناخت آخرین حجت حق)

نویسنده : ابراهیم شفیعی سروستانی

سخن ناشر

السلام علیک یا ابا صالح المهدی عجل الله تعالی فرجه
(شناخت زندگی بخش) عنوان اثری است که به نام امام عصر، علیه السلام، و درباره ایشان تقدیم همه مشتاقان و طالبان معرفت می شود.
در همه منابع شیعی این شناخت متضمن رهایی از مرگ جاهلی است. بابی برای خروج از گمراهی و مهیا شدن امتی که به استقبال پیک پی خجسته ایمان و رستگاری می رود.
پیش از این بخشهایی از این اثر به صورت مقاله در ماهنامه موعود منتشر شده بود اما، با فرا رسیدن ایام برگزاری جشن میلاد (شعبان 1420) و اعلام آمادگی مولف محترم بر آن شدیم تا کتاب حاضر را تقدیم محضر مبارک امام عصر، علیه السلام، نمائیم. باشد تا موجب جلب خشنودی ایشان گردد و مشتاقان حضرتش را بهره وافی حاصل آید. ان شاء الله
ناشر

پیشگفتار

اساس دعوت همه پیامبران الهی و به ویژه پیامبر گرامی اسلام، حضرت محمد بن عبدالله، صلی الله علیه و آله، زنده کردن جسم و روح انسانهاست، انسانهایی که به دلیل دور ماندن از سرچشمه حیات، معنی زندگی را از یاد برده و با مرگ خو کرده اند؛ انسانهایی که به سراب دنیا دل خوش کرده و از آب حیاتی که جز در ساغر انبیا و اولیای الهی یافت نمی شود، غافل شده اند.
از این روست که قرآن کریم همه مؤمنان را به اجابت دعوت زندگی بخش خدا و رسول او فراخوانده و می فرماید:
یا ایها الذین امنوا استجیبوا لله و للرسول اذا دعاکم لما یحییکم...**سوره انفال (8)، آیه 24.***
ای کسانی که ایمان آورده اید، چون خدا و پیامبرش شما را به چیزی فرا خوانندکه زندگیتان می بخشد دعوتشان را اجابت کنید...
با ختم نبوت و رحلت نبی اکرم، صلی الله علیه و آله، رسالت زنده ساختن نفوس به دست دوازده پیشوای نور و هدایت سپرده شد و از آن پس آنها هستند که به اذن خداوند سرچشمه حیات را در دست دارند و کسانی راکه اجابتشان کنند، زنده می سازند.
اکنون سرچشمه حیات مادی و معنوی انسانها در دست آخرین حجت حق حضرت بقیة الله الاعظم، ارواحنا له الفداء، است و اوست که هر زمان که خداوند اراده کند با دم مسیحایی خود زمین و اهلش را زندگی دوباره می بخشد.
چنانکه امام باقر، علیه السلام، در تفسیر آیه شریفه:
اعلموا ان الله یحیی الارض بعد موتها...**سوره حدید (57)، آیه 17.***
بدانید که خداوند زمین را پس از مردنش زنده می سازد...
فرمود:
یحییها الله عز و جل بالقائم، علیه السلام، بعد موتها.**الصدوق (ابن بابویه)، ابوجعفر محمد بن علی بن الحسین، کمال الدین و تمام النعمة، ج 2، ص 668، ح 13.***
خداوند، صاحب عزت و جلال، به دست قائم، علیه السلام، زمین را پس از مردنش زنده می سازد.
بنابراین، شناخت آخرین حجت حق، هم شناخت کسی است که زندگی بخش است و اجابتش موجب زنده شدن دلهای مرده می گردد و هم شناختی است که انسان را از مرگ جاهلی می رهاند و به سرچشمه حیات رهنمون می سازد. چرا که پیامبر اکرم، صلی الله علیه و آله، فرمود:
من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیه.**المجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج 8 ص 368.***
هرکس بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلی مرده است.
آن چه که پیش روی شماست تلاشی است اندک در راه شناخت آخرین ذخیره الهی، حضرت حجة بن الحسن، عجل الله تعالی فرجه، امیدواریم که خداوند متعال همه ما را بیش از پیش با حجت خود آشنا کند و دلهای مرده ما را با انوار حیات بخش حضرتش زنده سازد. ان شاء الله.
ابراهیم شفیعی سروستانی

با مرزداران حریم تفکر شیعی

علمای شیعه در طول دوران پرفراز و نشیب غیبت کبری همواره چون مرزدارانی جان بر کف پاسدار حریم مقدس تفکر شیعی، با همه ابعاد آن، اعم از فقه، حدیث، کلام و... بوده اند و در هر زمان که احساس کرده اند شیاطین جن و انس از روزنه ای قصد نفوذ و تجاوز به این حریم مقدس را دارند و در صدد ایجاد شبهه در اذهان ضعفای شیعه می باشند با تمام توش و توان خویش به مقابله با متجاوزان فرهنگی و غارتگران فکری پرداخته اند.
نکته مهمی که در بررسی آثار علمای گرانقدر شیعه به چشم می خورد این است که هرگز اشتغال آن ها در عرصه هایی همچون فقه و حدیث، مانع از پرداختن به وظیفه اصلی شان؛ یعنی دفاع از حریم اعتقادات شیعی و تبیین و ترویج جانمایه تفکر شیعی، و یا به عبارتی اندیشه ولایت نشده وآنها به طور مستمر خود را رویارو با جریانهایی که در صدد لطمه زدن به ارکان این اندیشه بوده اند، می دیده اند و از همین رو، بسته به مقتضیات زمان و با توجه به شبهاتی که در هر عصر متوجه تفکر ناب شیعی بوده است به تدوین کتابها و رساله هایی برای پاسخگویی و رد آن شبهات می پرداخته اند.
مروری بر آثار علمای بزرگواری همچون شیخ صدوق (م 381 ق)، شیخ مفید (413 - 328 ق)، شیخ طوسی (460 - 385 ق)، علامه حلی (726 - 648 ق)، علامه مجلسی (1111 - 1037 ق) و... درستی مدعای بالا را اثبات کرده و نشان می دهد که این بزرگان، آنی از احوال شیعیان آل محمد، صلی الله علیه و آله، غافل نشده و در هر زمینه که احساس کرده اند جامعه شیعه دچار ضعف و ناتوانی است به تالیف کتاب و رساله پرداخته اند. سایر علمای شیعه نیز هر یک در عصر خود چونان خورشیدی درخشیده و به طالبان، نور و روشنایی و حیات و زندگی بخشیده اند.
اما در میان موضوعات مختلفی که علمای پیشین بدانها پرداخته اند موضوع غیبت امام عصر، علیه السلام، از جایگاه خاصی برخوردار بوده است و علمای شیعه عنایتی خاص به این موضوع داشته و در این زمینه دست به تالیفات فراوانی زده اند، تا جایی که به نقل کتابشناس بزرگ شیعه مرحوم شیخ آقا بزرگ تهرانی در الذریعة افزون بر چهل کتاب و رساله با عنوان الغیبة از سوی فقها، متکلمان و محدثان بزرگ شیعه در طی قرون متمادی به رشته تحریر درآمده است.**الطهرانی، الشیخ آقا بزرگ، الذریعة الی تصانیف الشیعة، ج 16، ص 83 - 75.*** که از جمله این بزرگان می توان به ابومحمد فضل بن شاذان (م 260 ق.) ابوجعفر محمد بن علی بن العزافر (م 323 ق)، ابوبکر محمد بن القاسم البغدادی (م 332 ق.) ابوعبدالله محمد بن ابراهیم بن جعفر النعمانی (م 360 ق.) ابوجعفر بن علی بن الحسین معروف به شیخ صدوق (م 381 ق.)، ابوعبدالله بن محمد بن النعمان معروف به شیخ مفید (م 413 ق)، ابوالقاسم علی بن حسن الموسوی معروف به سید مرتضی علم الهدی (م 436 ق)، ابوجعفر محمد بن حسن بن علی معروف به شیخ طوسی (م 460 ق) و... اشاره کرد.
حتی پاره ای از بزرگان شیعه به تالیف این کتاب و رساله اکتفا نکرده و کتابها و رساله های متعددی در زمینه موضوع غیبت موعود آخر الزمان تالیف کرده اند، چنانکه شیخ مفید با حدود سیزده رساله**الرفاعی، عبدالجبار، معجم ما کتب عن الرسول و اهل البیت، علیهم السلام، ج 9، ص 247 - 86.*** و شیخ صدوق**همان، ص 240 - 162.*** با حدود ده رساله در صدر این سلسله جلیله قرار دارند.
اما بدون تردید آن چه که همه این بزرگان را به تلاش و مجاهده برای زدودن زنگارهای جهل و خرافه از موضوع غیبت آخرین ذخیره الهی حضرت بقیة الله الاعظم، علیه السلام، واداشته، شناخت و معرفتی بوده است که آنها نسبت به وظیفه خود در قبال موضوع یاد شده داشته اند، وظیفه ای که از سوی امامان شیعه، علیهم السلام، برای علمای این مذهب ترسیم شده و آنها را وا می دارد که با تمام توان خود در راه ترویج و تبلیغ این موضوع تلاش کنند. چنان که در روایتی که از امام هادی، علیه السلام، نقل شده وظیفه علمای شیعه در زمان غیبت بدین گونه تصویر شده است:
لو لا من یبقی بعد غیبة قائمکم، علیه السلام، من العلماء الداعین الیه و الدالین علیه و الذابین عن دینه بحجج الله و المنقذین لضعفاء عباد الله من شباک ابلیس و مردته من فخاخ النواصب لمابقی احد الا ارتد عن دین الله و لکنهم الذین یمسکون ازمة قلوب ضعفاء الشیعة کما یمسک صاحب السفینة سکانها، اولئک هم الافضلون عند الله عز و جل.**الطبرسی، احمد بن علی بن ابی طالب، الاحتجاج، ج 1، ص 9.***
اگر بعد از غیبت قائم شما نبودند علمایی که مردم را به سوی او می خوانند، و به سویی او را راهنمایی می کنند، و با برهانهای الهی از دین او پاسداری می کنند، و بندگان بیچاره خدا را از دامن ابلیس و پیروان او و همچنین از دامهای دشمنان اهل بیت رهایی می بخشند، هیچ کس بر دین خدا باقی نمی ماند. اما علمای دین دلهای متزلزل شیعیان ناتوان را حفظ می کنند، هم چنانکه کشتیبان سکان کشتی را حفظ می کند. این دسته از علما در نزد خداوند دارای مقام و فضیلت بسیاری هستند.
و در روایت دیگری نیز که از امام جعفر صادق، علیه السلام، نقل شده است می خوانیم:
علما شیعتنا مرابطون فی الثغر الذی یلی ابلیس و عفاریته، یمنعونهم عن الخروج علی ضعفاء شیعتنا و عن ان یتسلط علیهم ابلیس و شیعته و النواصب.**همان، ص 8. ***
علمای شیعه در مرزهایی که شیطان و ایادی او در پشت آنها کمین کرده اند پاسداری داده و آنها را از اینکه بر شیعیان ناتوان هجوم برند باز می دارند و اجازه نمی دهند که شیطان و پیروان او و دشمنان اهل بیت بر ضعفای شیعه تسلط یابند.
همچنین در روایتی از امام جواد، علیه السلام، وظایف علمای دین به هنگام غیبت امام از جامعه چنین بیان شده است:
من تکفل بایتام آل محمد، صلی الله علیه و آله، المنقطعین، عن امامهم، المتحیرین فی جهلهم، الاساری فی ایدی شیاطینهم و فی ایدی النواصب من اعدائنا، فاستنقذهم منهم و اخرجهم من حیرتهم و قهر الشیاطین برد وساوسهم و قهر الناصبین بحجج ربهم و دلائل ائمتهم، لیحفظوا عهدالله علی العباد بافضل الموانع، باکثر من فضل السماء علی الارض و العرش و الکرسی و الحجب علی السماء.
کسی که سرپرستی یتیمان آل محمد، صلی الله علیه و آله، را که از امام خود دورافتاده، در نادانی خویش سرگردان مانده و در دستان شیاطین و دشمنان اهل بیت گرفتار آمده اند، به عهده گیرد و آنها را از چنگال دشمنان رهایی بخشد و ازحیرت و جهالت خارج سازد و وسوسه های شیاطین را از آنها دور کند، و با دلایل پروردگارشان و برهانهای امامانشان دشمنان اهل بیت را مقهور سازد، تا عهد خدا بر بندگانش را به بهترین شکل حفظ نماید، بر سایر مردم برتری دارد؛ بیشتر از آن چه آسمان بر زمین، و عرش و کرسی و حجابها بر آسمان برتری دارند، و او بر دیگر بندگان خدا فضیلت دارد همچنان که ماه شب چهارده بر کوچکترین ستاره آسمان فضیلت دارد.**همان، ص 9.***
حال باید دید آیا ضرورتهایی که استوانه های فقاهت شیعه را به تدوین کتاب و نگارش رساله درزمینه شناخت آخرین حجت حق و دیگر موضوعات مرتبط یا غیبت امام عصر، علیه السلام، واداشته از بین رفته است یا خیر؟
آیا آن نگرانی که خاطر شیخ صدوق را پریشان ساخته و او را وادار به تالیف کتاب کمال الدین و تمام النعمة نمود، دیگر برطرف شده و جایی برای نگرانی خاطر باقی نمانده است!؟**الصدوق، ابوجعفر محمد بن علی بن الحسین، کمال الدین و تمام النعمة، ج 1، مقدمه کتاب در بیان انگیزه شیخ از تالیف کتاب مزبور. ***
آیا آن شبهات و سؤالات گوناگون پیرامون غیبت که شیخ مفید را وا می داشت برای پاسخ به آنها رساله های گوناگونی همچون الفصول العشرة فی الغیبة،**الرفاعی، عبدالجبار، همان، ج 9، ص 86 - 247.*** خمس رسائل فی اثبات الحجة،**ر.ک: همان، ص 154.*** فی سبب استتار الحجة**ر.ک: همان، ص 227.*** و... را به رشته تحریر درآورد دیگر از بین رفته است!؟
آیا آن احساس ضرورتی که شیخ طوسی را وادار می ساخت که باهمه اشتغالات علمی و درگیری در عرصه هایی همچون فقه، تفسیر، حدیث و رجال دست به تالیف کتاب الغیبة بزند، دیگر زمینه ای ندارد!؟ آیا دیگر هیچ خطری سرمایه اعتقادی شیعیان آل محمد، صلی الله علیه و آله، را تهدید نمی کند!؟
آیا دیگر ضعفای شیعه به چنان امنیتی دست یافته اند که مرزداران حریم تفکرشیعی بتوانند سلاح بر زمین گذاشته و پایان ماموریت خود را اعلام کنند!؟
آیا جوانان و نوجوانان کشور که به تعبیر امام راحل، قدس سره، (کشور ائمه هدی و کشور صاحب الزمان، علیه السلام) است، به آن حدی از شناخت نسبت به حجت عصر رسیده اند که علمای شیعه و دعوت کنندگانا به سوی قائم بتوانند با خاطری آسوده سر به بالین بگذارند!؟
آیا فکر می کنید همین که در هر نیمه شعبان با چند سخنرانی از آن امام غایب یاد می کنیم و مردم را متوجه وظیفه خود نسبت به آن حضرت می سازیم برای زمینه سازی ظهور کافی است!؟
اینها پرسشهایی است که در مقطع کنونی متوجه علمای گرانقدر شیعه و بزرگ پاسداران حریم اعتقادات شیعی می باشد.
براستی آیا حوزه های علمای شیعه، علمای گرانقدر تشیع، نهادها و مراکز فرهنگی، تحقیقاتی و تبلیغاتی کشور، دین خود را نسبت به صاحب اصلی شان ادا کرده اند. همان وجود شریفی که امام راحل امت، قدس سره، در شانش فرمود:
رهبر همه شما و همه ما وجود مبارک بقیة الله است و باید ماها و شماها طوری رفتار کنیم که رضایت آن بزرگوار را که رضایت خداست به دست بیاوریم.**صحیفه نور (مجموعه رهنمودهای امام خمینی، قدس سره...) ج 14، ص 94.***