مدیریت در اسلام

نویسنده : علی آقاپیروز، ابوطالب خدمتی، عباس شفیعی و سید محمود بهشتی نژاد

سخن پژوهشگاه

بسم الله الرحمن الرحیم
پژوهش در علوم انسانی - به منظور شناخت، برنامه ریزی و ضبط و مهار پدیده های انسانی در راستای سعادت واقعی بشر - ضرورتی انکارناپذیر است و استفاده از عقل و آموزه های وحیانی در کنار داده های تجربی و در نظر گرفتن واقعیتهای عینی و فرهنگ و ارزشهای اصیل جوامع، شرط اساسی پویایی، واقع نمایی و کارآیی اینگونه پژوهشها در هر جامعه است.
پژوهش کار آمد در جامعه ایران اسلامی در گرو شناخت واقعیتهای جامعه از یک سو و شناخت اسلام به عنوان متقن ترین آموزه های وحیانی و اساسی ترین مؤلفه فرهنگ ایرانی از سوی دیگر است؛ از این رو، آگاهی دقیق و عمیق از معارف اسلامی و بهره گیری از آن در پژوهش، بازنگری و بومی سازی مبانی و مسایل علوم انسانی از جایگاه ویژه ای برخوردار است.
توجه به این حقیقت راهبردی از سوی امام خمینی (ره) بنیان گذار جمهوری اسلامی، زمینه شکل گیری دفتر همکاری حوزه و دانشگاه را در سال 1361 فراهم ساخت و با راهنمایی و عنایت ایشان و همت اساتید حوزه و دانشگاه این نهاد علمی شکل گرفت. تجربه موفق این نهاد زمینه را برای گسترش فعالیتهای آن فراهم آورد و با تصویب شورای گسترش آموزشی عالی در سال 1377 پژوهشکده حوزه و دانشگاه تاسیس و در سال 1382 به موسسه پژوهشی حوزه و دانشگاه و در سال 1383 به پژوهشگاه حوزه و دانشگاه ارتقا یافت.
پژوهشگاه تاکنون در ایفای رسالت سنگین خود خدمات فراوانی به جوامع علمی ارائه نموده است؛ تالیف، ترجمه، انتشار و آماده سازی ده ها کتاب و نشریه علمی از آن جمله است. کتاب حاضر به عنوان منبع درسی برای دانشجویان مقطع کارشناسی رشته مدیریت و نیز دیگر علاقه مندان مباحث مدیریت اسلامی تهیه شده است امید که دانشجویان، استادان و صاحب نظران حوزوی و دانشگاهی با پیشنهادها و تذکرهای نکته سنجانه خود، این پژوهشگاه را در جهت اصلاح این اثر یاری فرمایند.
در پایان پژوهشگاه بر خود لازم می داند از مولفان محترم آقایان علی آقا پیروز، عباس شفیعی، ابوطالب خدمتی و سید محمود بهشتی نژاد و نیز اعضای محترم گروه مدیریت آقایان: عبدالله توکلی، ابوالفضل گائینی و محمدرضا متقی راد تقدیر و تشکر کند. همچنین از اساتید محترم ناظر، آقایان دکتر سید مهدی الوانی، حجةالسلام والمسلمین محمود رجبی و حجةالاسلام والمسلمین محمد حسن نبوی که با راهنمایی ها و نظارتهای مشفقانه خویش به ساماندهی این مجموعه کمک کردند، تشکر و قدردانی می شود.

مقدمه

در جهان معاصر سازمانها رکن اصلی جوامع اند. شرایط مختلف زمانی و مکانی و نیازهای گوناگون انسانها باعث ظهور و گسترش روزافزون سازمانها و موسسات مختلف شدند. این سازمانها تقریبا در تمام شئون زندگی انسان امروزی، از هنگام تولد تا مرگ، تاثیر گذارند. بدیهی است سازمانها هنگامی می توانند در به انجام رساندن ماموریتها و رسیدن به اهداف خود موفق شوند که از مدیریتی توانمند و کار آمد برخوردار باشند؛ زیرا مدیریت مهم ترین عامل تداوم حیات و استمرار موفقیت سازمان است و نقشی بسیار مهم و حیاتی در رشد و بالندگی و پیشرفت سازمان بر عهده دارد.
برای مدیریت تعاریف بسیاری از سوی صاحب نظران مطرح شده است که در اینجا به ذکر سه مورد بسنده می شود:
1. مدیریت، مجموعه ای از فعالیتها (شامل برنامه ریزی، تصمیم گیری، سازماندهی رهبری و کنترل) بر روی منابع سازمان (انسانی، مالی، فیزیکی و اطلاعات) با هدف دستیابی به مقاصد سازمان به شیوه کارا و اثر بخش است. Managment: P.5.*****Griffin, Ricky. W ,
2. فرایند! برنامه ریزی، سازماندهی، رهبری و کنترل استفاده از منابع به منظور انجام اهداف عملکردی است.***schermerhorn, John R; Management: P. 02.**
3. هنر انجام دادن کارها به وسیله دیگران .***Stoner, james and Enward freeman; Mangagemeent; P.6**
با استفاده از تعاریف فوق، می توان تعریف نسبتا جامعی از مدیریت ارائه داد و آن اینکه:
مدیریت عبارت است از دانش و هنر به کارگیری منابع سازمانی (انسانی، مالی، فیزیکی و اطلاعاتی) برای دستیابی به اهداف سازمان به شیوه مطلوب.
در منابع دینی برای اهمیت مدیریت و مدیران شایسته، مطالب بسیاری را می توان یافت که در اینجا تنها به ارائه سه گزاره دینی بسنده می کنیم:
نخست اینکه مدیریت ضرورتی اجتناب ناپذیر برای هر سازمان و اجتماع است؛ چرا که در نبود آن، رشته کارها از هم می گسلد و شیرازه امور از هم می پاشد و از اساس هدفی تعیین نمی گردد تا میزان دستیابی به آن در موفقیت، مورد ارزیابی قرار گیرد. از این رو امیرمومنان علی (علیه السلام) در روایتی ضرورت مدیریت در سطح کلان جامعه را چنین بیان می فرماید:
لابد للناس من أمیر بر أو فاجر؛**نهج البلاغه، خطبه 40.***
چاره ای نیست برای مردم که امیر (مدیر) داشته باشند؛ خواه نیکوکار باشد خواه تباه کار.
در این کلام، ضرورت مدیریت، صرف نظر از اینکه چه کسی عهده دار آن باشد (فرد نیک کردار و یا ناصالح) به خوبی بیان شده است.
اذا کان ثلاثة فی سفر، فلیو مروا أحدهم**المتقی هندی، کنزالعمال؛ ج 6، ص 717، ح 17550.***
هنگامی که سه نفر در سفر بودند، باید از یک نفرشان، فرمان ببرند.
در جایی که سه نفر نیاز به مدیر داشته باشند، حساب مجموعه های بزرگ تر کاملا روشن می شود و ضرورت مدیریت در آنها پرواضح خواهد بود.
بنابراین برای هر مجموعه ای جهت انجام هر کاری، وجود مدیر ضروری است؛ اما انجام کارهای مهم، نیازمند مدیران توانمندی است که اهمیت و حساسیت کارها آنها را درمانده و مغلوب نسازد و کثرت کارها، موجب پریشانی و خستگی آنها نشود. و این، ضرورتی است که در کلمات حضرت به مالک اشتر، چنین ارائه شده است:
و اجعل لرأس کل أمر من امورک رأسا منهم، لا یقهره کبیرها، و لا یتشتت علیه کثیرها؛**نهج البلاغه، نامه 53.***
باید برای رأس هر کاری یک رئیس انتخاب کنی؛ رئیسی که کارهای مهم، وی را مغلوب و درمانده نسازد و کثرت کارها او را پریشان و خسته نکند.
تنها مدیرانی از اشتغال به کارهای بزرگ و زیاد، درمانده و سرگردان نمی شوند که در مدیریت خویش دارای اسلوب صحیحی باشند و با برنامه ریزی و نظارت صحیح، به درستی از امکانات استفاده کنند.
اساسا یکی از مهم ترین عوامل رشد و پیشرفت کشورها، وجود مدیران توانمندی است که با استفاده مناسب و بهینه از امکانات، مسیر ترقی و تعالی را هموار می کنند و در زمانی کوتاه، دستاوردهای حیرت انگیزی را به ارمغان می آورند. آنان با کمترین منابع و امکانات، بهترین عملکرد را به نمایش می گذارند و بیشترین ثمر و نتیجه را عاید سازمانهای خود می کنند؛ مدیرانی که با بهره گیری از علم و هنر مدیریت و استمداد از پروردگار خویش، تمام توان خود را در طبق اخلاص می گذارند و چشم به مواهب و عطایای مادی آن نمی دوزند؛ آنان مدیریت خویش را امانتی الهی می دانند و کمترین خیانت را به آن روا نمی دارند؛ خود را مسئول منابع و امکانات می دانند و در استفاده از آنها نهایت دقت را مبذول می دارند؛ خود را برتر و والاتر از مجموعه تحت امر خویش نمی شمرند و هرگز به دیده ابزاری به آنان نمی نگرند. بدون اغراق باید گفت چنین مدیرانی، سرمایه عظیم یک کشورند و رمز موفقیت آن محسوب می گردند.

1. سیره منطقی تئوریهای مدیریت

مدیریت از دیرباز به عنوان یک ضرورت، برای آدمی مطرح بوده و در اغلب فعالیتهای وی حضور داشته است. از ایام گذشته نظریه های مدیریت، بدون آنکه مدون و منظم شده باشند، به کار گرفته می شدند. این نظریه ها پدیده نوینی نیستند که بشر در عصر جدید به آن دست یافته باشد، بلکه آنچه در قرون اخیر در زمینه سازمان و مدیریت انجام گرفته، نظام یافتگی در یک رشته فکری منظم و مرتبط یا وحدت تئوریکی است.
نظام یافتگی تئوریکی هنگامی صورت می پذیرد که افکار و اندیشه های پراکنده حاصل از تجارب فرآیند و عملیات مدیریت، در یک نظام و رشته علمی مستقل و در مجامع علمی، جمع آوری، تنظیم و مدون گردد. این کار که از اوایل قرن بیستم آغاز شد، موجب پیدایش مکاتب کلاسیک، نئوکلاسیک و سیستمی گردید که توضیح مختصر هر یک در ذیل می آید.