سیمای طبیعت در قرآن

نویسنده : دکتر محمّد حسن رستمی

چکیده

قرآن کریم در بیش از 750 آیه به پدیده های طبیعی اشاره کرده و آنها را آیات الهی شمرده است.
قرآن غالب تمثیل ها و توضیح های خود را به مدد آثار طبیعت بیان کرده و از انسان ها خواسته است تا در نشانه های الهی بیندیشند.
طبیعت و مظاهر طبیعی در طول تاریخ در جایگاه خویش قرار نداشته؛ گاه در حد معبود مطرح گشته و گاه طبیعت دستگاه معارض با خداوند متعال فرض شده است. از نظر قرآن طبیعت نه تنها دستگاه مخالفت و معارض با خدا نیست بلکه معرّف عظمت و قدرت و نیز مظهر علم او به شمار می آید. از سوی دیگر در دیدگاه قرآن طبیعت دارای مفهومی است که به هیچ وجه نمی تواند به جای خداوند تلقّی و شریک وی پنداشته شود. بر این اساس قرآن به زیبایی به تمجید طبیعت پرداخته و ارتباط صحیح طبیعت با خداوند و نیز ارتباط معقول طبیعت با انسان را به خوبی تبیین کرده است و به واقع تفکر بشری را از دام زخجیرها و اوهام رهانیده و شناختی صحیح و منطقی از نظام هستی و طبیعت به او ارزانی داشته است.
در این نوشتار پس از گزارش هایی کوتاه از دیدگاه جاهلی درباره طبیعت و نیز دیدگاه عهدین در این باره اهداف قرآن از طرح مسائل طبیعی بیان شده و سپس به تفصیل دیدگاه قرآن درباره آب، باران، باد، ابر، رعد، برق، کوه ها، نهرها، چشمه ها، دریاها، گیاهان و نیز حیوانات تبیین گردیده است.

مقدّمه

خداوند متعال سرنوشت انسان را به گونه ای رقم زد که در دامن طبیعت رشد کند و به طور کلّی بدان نیازمند باشد. مظاهر طبیعی نیز به عنوان مواهب الهی در خدمت انسان قرار گرفته تا نیازهای او برآورد و زمینه ساز بقا و حیات او باشد.
در قرآن کریم افزون بر 750 آیه به پدیده های طبیعی اشاره داشته و بیش از دَه درصد آیات این کتاب اختصاص یافته است.** ر.ک: طنطاوی. الجواهر فی تفسیر القرآن الکریم، ج 1، ص 7؛ مهدی گلشنی، قرآن و علوم طبیعت، ص 93 و 111.***
بدین سان قرآن از زوایای گوناگون به طبیعت نگریسته به برخی از پدیده های طبیعی سوگند یادکرده** همانند سوگند به انجیر و زیتون در سوره تین (95) آیات 1 - 2؛ خورشید و ماه، روز و شب، آسمان و زمین در سوره شمس (91) آیات 1 - 7؛ سوگند به صبح در سوره تکویر (81) آیه 18؛ سوگند به سپیده دم در سوره فجر (89) آیه 1 و ستارگان در سوره تکویر (81) آیات 15 - 16 و... .***، مظاهر طبیعی را آیات الهی شمرده و از این راه، انسان را به شناسایی طبیعت و تدبر در آن فراخوانده است.
برخلاف همه کتاب های فلسفی، اخلاق و اجتماعی، قرآن، بیشتر تمثیل ها، تعبیر و توضیح های خود را با توسّل به آثار طبیعت و واقعیات زندگی آورده است.
در نظر قرآن، طبیعت نه تنها با خدا و آموزه های الهی مخالف و معارض نیست، بلکه معرّف عظمت و قدرت پروردگار، مظهر علم او و صحیفه ای است که با اسماء و کلمات الهی نگاشته شده است. قرآن با عبارت هایی نظیر لعلکم تعقلون و لعلهم یتفکرون انسان ها را به اندیشیدن دعوت می کند و می فرماید: و فی الارض ءایت للموقنین** ذاریات (51) آیه 20.***؛ و در زمین برای اهل یقین عبرت هایی است، یا فانظر الی ءاثر رحمت اللّه کیف یحی الأرض بعد موتهآ** روم (30) آیه 50.***؛ پس به آثار رحمت خدا بنگر که چگونه زمین را پس از مُردنش زنده می کند، یا انظروا ماذا فی السّموات و الأرض **یونس (10) آیه 101.***؛ بنگرید که چه چیزهایی در آسمان ها و زمین است، یا سیروا فی الأرض فانظروا کیف بدأ الخلق** عنکبوت (29) آیه 20.***؛ در زمین سیر کنید و بنگرید چگونه خداوند آفرینش را آغاز کرده و موجودات را آفریده است، یا سنریهم ءایتنا فی الأفاق** فصّلت (41) آیه 53.***؛ به زودی نشانه های خود را در اطراف جهان به آنان نشان خواهیم داد.
قرآن، منشور انّما یخشی اللّه من عباده العلمؤا** فاطر (35) آیه 28.***؛ از میان بندگان خدا تنها دانشمندان از او می ترسند را در شأن کسانی صادر می کند که در فروفرستادن باران و روییدن گیاهان و رنگارنگی کوه ها، آدمیان و چارپایان می اندیشند. قرآن هم چنین آموزه های اساسی دین، از جمله مسئله اساسی قیامت را از روی نظایر طبیعی و رستاخیزهای دنیا برای ما آشکار و مبرهن می کند.
به راستی طبیعت و جلوه های مختلفش درخور تأمل است. متأمّل، در سکوت طبیعت، ندای روح الهی و موسیقی ساحت ملکوتی را می شنود. توالی منظم شب و روز و فصول، و دگرگونی های بی پایان در همه قلمروهای طبیعت، انسان را به واقعیاتی پایدار رهنمون است. در نظر انسانِ اندیشور، هر درخت، بازتابی از درختی بهشتی و هر گُل آیینه صفا و پاکی بهشتی است که انسان در آرزوی دستیابی به آن است. می توان در طبیعت به عنوان تجلی الهی بر انسان اندیشید؛ زیرا واجد پیام مابعدالطبیعی و نمایانگر ذات یگانه و صفات متعدد اوست. طبیعت حتی برای کسانی که چندان کمالاتی در امور معنوی ندارند، ولی به زیبایی و حضور معنوی طبیعت حساس اند، سخاوت مند است؛ به همین دلیل صیانت از طبیعت در برابر یورش انسان های حریص که فقط به غایات دنیوی دل بسته اند به راستی وظیفه ای معنوی است. از این رو بسیاری از کسانی احیای میراث معنوی بشرند از جان و دل به طبیعت عشق ورزیده و با همدردی و بصیرت بسیار درباره آن سخن گفته و مطلب نوشته اند.
قرآن، این کتاب مقدس براین اساس انسان را به تأمل در طبیعت فرامی خواند.
نگاه قرآن به طبیعت از دو جهت درخور بررسی است: الف) مبانی نظری؛ ب) بررسی موارد آن.
دانشمندان قرن های نخستین، دیدگاه قرآن را درباره طبیعت مورد توجّه قرار داده و از آن بهره ها جسته اند، ولی باید اعتراف کرد که طبیعت پژوهان مسلمان، به ویژه در قرن های اخیر، کمتر به این دیدگاه قرآنی پرداخته اند؛ گرچه تحقیقات پراکنده ای در این زمینه در دست است، اثری جامع در این باره وجود ندارد. براین اساس بر آن شدیم که به ساماندهی این بپردازیم و گاهی هر چند کوتاه در ارائه این قبیل معارف قرآن برداریم. در این تحقیق که دارای یک مقدمه و دَه بخش است، از جهت مبانی نظری کوشیده ایم جایگاه واقعی طبیعت را از نظر قرآن، معرفی و وجود غل و زنجیرهای اوهام را بر تفکر بشری در این باره نمایان کنیم. در بخش نخست گزارشی از این قبیل خرافات تهیه و آرای جاهلی در مورد طبیعت نشان داده شده است.
در بخش دوّم نگاه تورات و انجیل به طبیعت بررسی و با ارائه شواهدی از این دو کتاب، ضعف دیدگاه های عهدین تبیین شده است.
در بخش سوّم به اهداف قرآن از طرح مسائل طبیعی اشاره شده و از بخش چهارم تا دهم دیدگاه های قرآنی در مورد برخی عناصر طبیعی بررسی شده است. در طول پژوهش کوشیده ایم به تمامی آثار نگاشته شده در این زمینه رجوع کرده و تفاسیر شیعی و غیرشیعی را مدّ نظر قرار دهیم. برای یافتن این آثار دچار مشکل بودیم، ولی بحمداللّه با مراجعه به کتابخانه های متعدد، به ویژه کتابخانه بزرگ آستان قدس رضوی، کار سامان یافت.
اکنون برای تبیین مبانی نظری این بحث ناچاریم به مقوله جامعیت قرآن نظری افکنده، سپس گزارشی از پیشینه بحث ارائه کنیم.

جامعیّت قرآن

خداوند متعال، هم نگارآفرین کتاب تکوینیِ طبیعت است و هم فرستنده کتاب تدوینیِ وحی؛ و این دو سرچشمه معرفت نمی توانند با یکدیگر معارض باشند. هم قرآن و هم مظاهر طبیعت، آیات و نشانه های اویند و همگی کلمات اللّه به شمار می آیند. چنان که گفتیم حدود دَه درصد آیات قرآن به پدیده های طبیعی می پردازد که برای سهولت بحث، از آنها به عنوان آیات علمی یاد می کنیم. یک سؤال بنیادی این است که پیام این گونه آیات علمی برای ما چیست؟ و چگونه باید از آنها استفاده کنیم؟ در پاسخ این سؤال دو نظر افراطی و البته با پاسخ های متفاوت وجود دارد:
1- عده ای می گویند قرآن شامل همه دانش هاست و بنابراین تمام اجزای بنیادی علوم طبیعت را دربردارد. هدف این گروه این است که اعجاز علمی قرآن را در حوزه علم نشان دهند و از این رو می کوشند آیات قرآن را بر پیشرفت های علمی زمانشان تطبیق دهند. محمّد غزّالی در دو کتاب احیاء علوم الدین و جواهر القرآن و دوره، فخررازی در مفاتیح الغیب، پس از وی جلال الدین سیوطی در الاتقان فی علوم القرآن، عبدالرحمن کواکبی در طبایع الاستبداد و مصارع الاستعباد، دکتر مصطفی صادق الرافعی در اعجاز القرآن و البلاغة النبویه و طنطاوی در تفسیر الجواهر در این راه کوشیده اند؛ با این تفاوت که انگیزه علمای پیشین در گزینش این دیدگاه، اعتقاد عمیق آنها به جامعیت قرآن بوده است، ولی دانشمندان متأخر بیشتر به دنبال اثبات اعجاز علمی قرآن بوده اند و کوشش آنها بر این است که قرآن را با یافته های علوم جدید تطبیق دهند و بگویند قرآن کریم در همه عصرها کتاب زندگانی است.** ر.ک: مهدی گلشنی، قرآن و علوم طبیعت، ص 93 - 97.***
2- در مقابل، برخی دانشمندان، دیدگاه گروه نخست را نپذیرفته و استدلال های آنان را ناتمام یا نادرست دانسته اند. اینان قرآن را کتاب هدایت تلقی کرده و هدف آن را پرداختن به علوم طبیعی نشمرده اند.
ابواسحاق شاطبی، از دانشمندان قرن هشتم، یکی از افراد این گروه است که سرسختانه دیدگاه نخست را نقد می کند. استدلال گروه دوم این است که قرآن شامل همه چیزهایی است که برای هدایت و سعادت ما لازم بوده و این کتاب مقدّس برای آموزش علم نازل نشده و نیز دانش بشری به مرحله نهایی خود نرسیده است؛ پس درست نیست که قرآن را با نظریه های زودگذر علم تطبیق دهیم.** همان، ص 100 - 102.***
با توجّه به این که بحث اعجاز علمی قرآن از سوی زیرمجموعه بحث انطباق قرآن با علوم تجربی، یعنی تفسیر علمی و از سوی دیگر زیر مجموعه بحث اعجاز قرآن است، و نیز از آنجا که موضوع جامعیت قرآن از مباحث مهم و در خور توجّه در مجموعه مباحث توصیف دین در دوران معاصر است، ناچاریم فصلی را در دو بخش به کلیاتی در مورد انطباق قرآن با علوم تجربی و جامعیت قرآن اختصاص دهیم تا واژه ها، مفاهیم و معیارهای بحث شفاف شود.