مبدأشناسی

نویسنده : سیّد محمّد شفیعی مازندرانی

شفاعت از دیدگاه مخالفان

مخالفان «شفاعت» می گویند :
اولاً: شفاعت نوعی شرک است، و عامل کاهش سعی و تلاش و عبادت و باعث تشویق آدمی به عصیان می شود.
در برابر عقیده فوق باید گفت که: با دقّت در حقیقت شفاعت و شرایط شفاعت خواه و گناهانی که مورد شفاعت قرار گیرند و همچنین فلسفه شفاعت، هیچ گونه ابهامی باقی نمی ماند و قهراً پاسخ شبهه بی اساس فوق داده می شود.
ثانیاً: شفاعت با «توحید افعالی» در تضاد است، در برابر این نظر باید گفت که شفاعت با «توحید افعالی »، هرگز منافاتی ندارد، زیرا شفاعت شافعان مأذون، جز شفاعت از سوی خدا نیست؛ شفاعت ایشان در طول شفاعت خداست و هرگز بیرون از حیطه توحید افعالی نخواهد بود.
ثالثاً: برخی از آیات قرآنی، دلالت بر انحصار شفاعت به خدا دارند؛ (قُل لِلَّهِ الشَّفَعَةُ... )،** زمر / 44.*** همچنین در بسیاری از آیات قرآنی شفاعت از غیر خدا نفی شده است از جمله: (... لَیْسَ لَهَا مِن دُونِ اللَّهِ وَلِیٌّ وَلَاشَفِیعٌ... )** انعام / 70.*** و (فَمَا تَنفَعُهُمْ شَفَعَةُ الشَّفِعِینَ ).** مدّثر / 48. ***در این آیات شفاعت غیر خدا مردود، اعلام شده است.
در مقابل دیدگاه فوق، باید توجه داشت که دو گونه شفاعت داریم: شفاعت اصلی و شفاعت تبعی؛ شفاعت اصلی اختصاص به خدا دارد، ولی شفاعت تبعی که از سوی شفاعت کنندگان مأذون از طرف خدا صورت می گیرد (... مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِندَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ... ) ،** بقره / 255. ***در واقع شفاعت خداست که بنا به مصالحی در سیمای شفاعت مأذونین تجلّی می یابد، بنابراین هیچ تضادی میان دو دسته از آیات راجع به شفاعت در قرآن به چشم نمی خورد. آنچه در قرآن نفی شده است، شفاعت شفعای غیر مأذون است، نه شفاعت شفعای مأذون.

فلسفه شفاعت

پرسش:
چرا خداوند متعال از طریق شفاعت، بندگان را مشمول الطاف خویش قرار می دهد ؟
پاسخ :
اولاً: «شفاعت» نوعی پاداش است که خداوند بزرگ برای صالحان منظور داشته است. مفسران، مراد از «مقام محمود» در آیه: (... رَبُّکَ مَقَامًا مَّحْمُودًا )** اسراء / 79. ر. ک: استاد مطهری، عدل الهی، فصل شفاعت.*** را «شفاعت » دانسته اند.
ثانیاً: «شفاعت» و اذن شفاعت از سوی خدا برای بعضی از اولیاء اللَّه به نوبه خود ارجاع و فراخوانی مردم به سوی اسوه های فضیلت و هدایت است. اعتقاد به شفاعت بهترین راهی است تا انسان خود را همرنگ کسانی که صلاحیت شفاعت دارند، سازد تا مشمول نظر لطف و شفاعت آنان واقع شود.
ثالثاً: «شفاعت» روح تسلیم و انقیاد در برابر رهبران الهی و تعالیم آسمانی را در شفاعت خواهان زنده می کند.
رابعاً: مسأله «شفاعت» اثر تربیتی ویژه ای نه تنها در شفاعت خواهان بلکه در شفاعت کنندگان نیز دارد؛ به این معنی که شفاعت کنندگان، چون خواهان رتبه شفیع شدن بودند، راه وصول بدان را پیموده و به این مقام نائل آمده اند. پس مسأله شفاعت انگیزه ای است تا آدمی در پرتو انجام اعمال حسنه، بدان دست یابد. مقام شفاعت براساس تفضل الهی برای اولیاء اللَّه منظور گشته است.** ر . ک: احیاء علوم الدین، غزالی، ص 428.***

خاتمه: فلسفه پیدایش جمعیتهای کلامی