مبدأشناسی

نویسنده : سیّد محمّد شفیعی مازندرانی

ظرف تحقق شفاعت

در باره شفاعت دیدگاههای مختلف وجود دارد از جمله :
الف :
بعضی، از جمله پیشقراولان فرقه وهابیگری ظرف تحقق شفاعت را فقط در قیامت می دانند ؛ اینان حتی معتقدند که نه تنها شفاعت خواستن و شفاعت کردن دردنیا بی مورد خواهد بود، بلکه تقاضای شفاعت زندگان از ارواح، حتی از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نیز بی فایده می باشد.
« سورتی» در مقدمه کتاب معروف «التوحید» نوشته محمد بن عبدالوهاب می نگارد: «توسل غیر اللَّه ... و دعا از اولیاء اللَّه، شرعاً حرام است ... [ این کار ] شرک صریح وآشکار است ».** التوحید، محمد بن عبدالوهاب، چاپ مکه، ص 35 - 36.***
در کتاب «راهنمای حج و عمره» از منشورات سعودی آمده است: «هر کس در میان خود و خدای خود، کس دیگر را واسطه و سفارش کند و در [ هنگام ] حاجات خود، او را بخواند و از او تقاضای سفارش (شفاعت) کند و توکل نماید به اِجماع امت کافر می شود » .
ب:
شفاعت مربوط به امور اخروی و تجلی گاه آن قیامت است، از این رو در دنیا هم می توان از شافعان تقاضا کرد تا در قیامت از کسی شفاعت کنند.
ج:
شفاعت اختصاص به مسائل اخروی ندارد، در مسائل مربوط به دنیا نیز شفاعت صدق می کند.
زنی از قبیله «بنی مخزوم» به خاطر «سرقت» محکوم به قطع دست شده بو. افراد این قبیله، «اسامة بن زید »** «اسامة بن زید» آخرین فرماندهی است که در سن 17 سالگی به این سمت از طرف پیامبر منصوب شد و آن حضرت به همه دستور داد که به سپاه اسامه بپیوندند و از او فرمان برند و متمردین را لعن کرد؛ «لعن اللَّه من تخلّف عن جیش اسامه ». پدر اسامه «زید »، پسر خوانده پیامبر است که در جنگ موته همراه جعفر طیّار به شهادت رسید و نزد پیامبر دارای محبوبیّت خاص بود.*** را خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله شفیع قرار دادند تا آن زن را عفو نماید. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به اسامه فرمود: «أَتَشْفَعُ فی حَدٍّ مِنْ حُدُودِ اللَّه؛ آیا برای تعطیل کردن حدّی از حدود الهی به شفاعت برخاستی ؟»، سپس رو به مردم کرد و گفت: «أیّها الناس انّما هلک الذین من قبلکم انّهم کانوا اذا سرق فیهم الشریف ترکوه واذا سرق فیهم الضعیف أقامُوا علیه الحَدَّ وَأیم اللَّه لو انّ فاطمة بنت محمّد سرقت لقطعتُ یَدَه؛ یعنی ای مردم ! کسانی که قبل از شما به هلاکت رسیدند به خاطر آن بود که هرگاه شخص قوی دزدی می کرد، او را تبرئه می کردند و آنگاه که شخص ضعیفی دست به دزدی می زد، او را حد می زدند. سوگند به خدا اگر «فاطمه »، دختر محمَّد دست به سرقت زنددست وی را قطع خواهم کرد» سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شفاعت اسامه را رد کرد و نپذیرفت.** (سنن بیهقی، ج 8، ص 254، چاپ دارالمعرفه - بیروت )؛ علّامه امینی در جلد پنجم صفحه 148 کتاب الغدیر از کتب معتبر اهل سنت نقل می کند که امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: «قدم علینا أعرابیٌّ بعد ما دفَنَّا رسول اللَّه صلی الله علیه و آله بثلاثة ایّام فرمی بنفسه علی قبر النبیّ وحثّ من ترابه علی رأسه وقال: یا رسول اللَّه، قلتَ فسمعنا قولَک، ووعیتَ عن اللَّه سبحانه رفوعینا عنک وکان فیما اُنزل علیک: (... وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَآءُوکَ...» وقد ظلمتُ وجئتک تستغفر لی. فنودی من القبر: قد غفر لک .؛ پس از گذشت سه روز از دفن رسول خدا، مردی از بیابان به مدینه آمد، با خاطری گرفته کنار تربت رسول خدا حضور یافت و گفت: «قرآن مجید می فرماید: (... وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَآءُوکَ فَاسْتَغْفَرُواْ اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُواْ اللَّهَ تَوَّابًا رَّحِیمًا) (نساء / 64) ولی من هنگامی به دیار شما آمدم که از دنیا رخت بربسته ای، یا رسول اللَّه ! از من شفاعت کن ». امیرالمؤمنین علیه السلام می گوید: صدایی از قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در رابطه با عفو و بخشودگی او شنیده شد (وفاء الوفاء سمهودی، ج 4، ص 1360 - 1362).*** در این جریان به روشنی دیده ایم که کلمه شفاعت در مورد امری در همین دنیا مربوط به زندگی کسی، به کار رفت.

گفتگوی منصور و مالک در باره شفاعت

« منصور دوانیقی» در کنار قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نشسته بود که مالک بن انس (رئیس فرقه مالکیه) بدو گفت: «یا امیرالمؤمنین ! لا ترفع صوتک فی هذا المسجد فإنَّ اللَّه تعالی اَدَّبَ قوماً فقال: (... لَا تَرْفَعُواْ أَصْوَا تَکُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِیِ ّ... ) ومدح قوماً فقال : (إِنَّ الَّذِینَ یَغُضُّونَ أَصْوَا تَهُمْ عِندَ رَسُولِ اللَّهِ...» وذَمَّ قوماً فقال: (إِنَّ الَّذِینَ یُنَادُونَکَ مِن وَرَآءِ ا لْحُجُرَا تِ... )** حجرات / 3 و 4.*** واِنَّ حُرمته مَیتاً کحرمته حَیّاً؛ ای امیرالمؤمنین ! صدای خود را در این مسجد بلند نکن، زیرا خدا به خاطر تأدیب گروهی فرمود: «صدای خود را از صدای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بلندتر نکنید ». و نیز جمعی را ستود و فرمود: « آنان که در محضر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آرام و آهسته سخن می گویند (دلی پر از ایمان دارند ) » . و همچنین دسته ای را مذمت کرد و فرمود: «کسانی که از پشت دیوار (بی ادبانه) تو را صدا می زنند نادانند » و حرمت رسول خدا را در حال موتش بسان حال حیاتش باید حفظ کرد ».
منصور دوانیقی، دقت کرد و گفت: «یا ابا عبداللَّه استقبل القبلة وادعوا أم استقبل رسول اللَّه؛ ای ابا عبداللَّه ! رو به قبله بنشینم و دعا بخوانم یا رو به رسول اللَّه ؟ ».
مالک جواب داد: «لم تصرف وجهک عنه وهو وسیلتک ووسیلة ابیک آدم الی اللَّه یوم القیامة، بل استقبله واستشفع به فیشفعک اللَّه تعالی قال اللَّه تعالی: (... وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ... )؛** آیت اللَّه سبحانی، التوسل، ص 57؛ وفاء الوفاء، ج 4، ص 1360 - 1362. ***چرا روی خود را از پیامبر برمی گردانی در حالی که او وسیله تو و وسیله پدرت آدم در قیامت است، بلکه رو به او بنشین و از او طلب شفاعت کن تا خدا تو را مورد شفاعتش قرار دهد، چنانکه خداوند متعال فرمود: اگر آنان پیش تو آمدند و استغفار کردند از گناه خویش تو درباره آنان دعا و استغفار کنی خدا از آنان می گذرد » .
در اینجا توجه به این نکته ضروری است که شفاعت خواستن از «اولیا» اختصاص به دوران حیات دنیوی آنان ندارد؛ آنان همان گونه که خود فرموده اند، در حال ممات نیز زنده اند و درخواست ها و شفاعت طلبی های افراد را پاسخ می دهند. **علّامه امینی، الغدیر، ج 5، ص 97.***
« بیهقی» در «سنن» بابی تحت نام «بابُ ما فِی الشَّفاعَةِ وَالذبِّ عَنْ عِرْضِ أخِیْهِ الْمُسْلِم» باز و بحث کرده است. عنوان مزبور بیانگر این نکته است که واژه شفاعت از حیث کاربرد اختصاص به دوران قیامت ندارد، بلکه در دنیا و مسایل مربوط به آن نیز به کار می رود. بیهقی در این باب به نقل از «صحیح بخاری» می نویسد :
« کان رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم اذا جائه السائل قال اشفعوا فلتؤجروا ویقض اللَّه علی لسان نبیّه ما شاء؛** السنن الکبری، چاپ دار المعرفة، بیروت، ج 8، ص 167. ***سیره پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم این بود که وقتی شخص حاجتمندی به وی مراجعه می کرد، آن حضرت به یاران می فرمود: از او شفاعت کنید (یعنی واسطه شوید تا این مستمند به خواسته خود برسد)؛ و از این راه به پاداش دست یابید. البته خدا طبق دعای پیامبرش هر چه را که بخواهد عملی می سازد ». از آنچه گفته شد، برمی آید که شفاعت و واسطه شدن در حضور خود پیامبر، در میان مردم رایج بوده است.

جایگاه شفاعت در قیامت

1 - منزلگاه اعراف
« اعراف» مصادیق مختلفی دارد** ر . ک: بحارالانوار، ج 8، ص 331.*** که یکی از آنها عبارت است از: «جایگاهی بین بهشت و دوزخ، چنانکه امام صادق علیه السلام فرمودند: اعراف منطقه برآمده ای بین بهشت و جهنم است، در آنجا هر پیامبر و جانشین او، گنهکاران امّت خود را می بیند، چنانکه فرمانده سربازان خود را ملاقات می کند، در حالی که نیکوکاران امت به سوی بهشت در حرکتند، جانشین پیامبر به گنهکارانی، که در اعراف متوقفند، می گوید: بنگرید که مطیعان و نیکوکاران رفتند. گنهکاران با حالت تسلیم و تضرّع تقاضای چاره جویی و شفاعت دارند و در این هنگام در حق آنان از سوی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم یا امام علیه السلام شفاعت صورت می پذیرد و سپس به گنهکاران گفته می شود که به دشمنان (دینی) خود بنگرید که چسان داخل جهنم گشته اند، در این هنگام اینان بانگ بر می آورند که: خدایا ما را در شمار ظالمان قرار مده ».** عن الصادق علیه السلام قال: «الأعراف کثبان بین الجنّة والنار، فیوقف علیها کلّ نبی وکلّ خلیفة نبیّ مع المذنبین من أهل زمانه، کما یقف صاحب الجیش مع الضعفاء من جنده، وقد سبق المحسنون إلی الجنّة، فیقول ذلک الخلیفة للمذنبین الواقفین معه: انظروا إلی إخوانکم المحسنین قد سبقوا إلی الجنّة فَیُسَلّمُ المذنبون علیهم، وذلک قوله تعالی: (... وَنَادَوْا أَصْحَبَ الْجَنَّةِ أَن سَلَمٌ عَلَیْکُمْ... ) (اعراف/46 )... أن یدخلهم اللَّه ایّاها بشفاعة النبی والامام، (بحارالانوار، ج 8، ص 331 )، وهو قوله تعالی: (وَإِذَا صُرِفَتْ أَبْصَرُهُمْ تِلْقَآءَ أَصْحَبِ النَّارِ قَالُواْ رَبَّنَا لَاتَجْعَلْنَا مَعَ الْقَوْمِ الظَّلِمِینَ» «اعراف / 47 ).
و امیرالمؤمنین علیه السلام درباره آیه مربوط به اعراف فرمود: «ونحن الأعراف الذین لایعرف اللَّه إلا بسبیل معرفتنا، ونحن الأعراف نوقف یوم القیامة بین الجنّة والنّار فلا یدخل الجنّة إلّا من عرفناوعرفناه، ولایدخل النار إلّا من أنکرنا وأنکرناه» (بحارالانوار، ج 8، ص 338، ح 14 ).
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «یا علی: إنّک والأوصیاء من بعدک أعراف بین الجنّة والنار، لا یدخل الجنّة إلّا من عرفکم وعرفتموه، ولا یدخل النار إلّا من انکرکم وأنکرتموه» (تفسیر عیاشی، ج 2، ص 22، ح 44؛ تفسیر صافی، ج 2، ص 199؛ تفسیر برهان، ج 2، ص 20، ح 18؛ بحارالانوار، ج 8، ص 337، ح 9).***
2 - مقام محمود
دومین جایگاه «شفاعت »، «مقام محمود» است که اختصاص به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله دارد، چنانکه امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: «سپس مردم در جایگاهی دیگر اجتماع می کنند که عبارت است از مقام محمود ». پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در آنجا به ستایش بی نظیر الهی می پردازد و سپس افراد با ایمان اعم از زن و مرد را می ستاید؛ از صدیقین و شهدا آغاز می کند و بعد از آن، صالحان را می ستاید و در این هنگام، اهل آسمانها و زمین، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را می ستایند و مفهوم آیه «عسی ربّک» همین است. سپس امیرالمؤمنین علیه السلام افزود: خوشا به حال کسی که در آنجا دارای نصیب و بهره ای باشد ».** امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: «ثمّ یجتمعون فی موطن آخر یکون فیه مقام محمد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم وهوالمقام المحمود فیثنی علی اللَّه تبارک وتعالی بما لم یثن علیه أحد قبله، ... ثمّ یثنی علی کلّ مؤمن ومؤمنة، یبدأ بالصدّیقین والشهداء ثمّ بالصالحین فیحمده أهل السماوات وأهل الأرض وذلک قوله عزّوجلّ: (... عَسَی أَن یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقَامًا مَّحْمُودًا» «اسراء /79 )فطوبی لمن کان له فی ذلک المقام حظّ ونصیب، وویل لمن لم یکن له فی ذلک المقام حظّ ولا نصیب ». (توحید صدوق، ص 261؛ بحارالانوار، ج 7، ص 119 ).
و نیز فرمود: «لو قد قمت المقام المحمود لشفّعت فی أبی واُمّی وعمّی وأخ کان لی [موافیا ]فی الجاهلیّة ». (تفسیر قمی، ج 2، ص 25؛ تفسیر عیاشی، ج 2، ص 335 ... موافیاً فی الجاهلیّة، ح 146؛ تفسیر برهان، ج 2، ص 440، ح 10؛ بحارالانوار: ج 8، ص 36، ح 8 ) .***
3 - صراط
در قیامت، دو گونه «صراط» در سر راه است :
1 - صراطی که میان بهشت و جهنم قرار دارد که اهل جهنم هنگام عبور از آن سقوط می کنند و اهل بهشت از آن عبور می نمایند** امام صادق علیه السّلام فرمود: «الناس یمرّون علی الصراط طبقات، والصراط ادقّ من الشّعرومن حدّالسیف، فمنهم من یمرّ مثل البرق، ومنهم من یمرّ مثل عدو الفرس، ومنهم من یمرّ حبواً، ومنهم من یمرّ مشیاً، ومنهم من یمرّ متعلّقا قد تأخذ النار منه شیئاً وتترک شیئاً » ر( بحارالانوار، ج 8، ص 64، ح 1 ).
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «أتانی جبرئیل علیه السلام فقال: ابشرک یا محمّد بما تجوز علی الصراط، قال قلت: بلی، قال: تجوز بنور اللَّه، ویجوز علی بنورک، ونورک من نور اللَّه، وتجوز اُمّتک بنور علی ونور علی من نورک، ومن لم یجعل اللَّه له نوراً فما له من نور» (بحارالانوار، ج 8ص 69، ح 14 ).
امام صادق علیه السلام فرمود: «إذا کان یوم القیامة نادی منادٍ من بطنان العرش أین خلیفة اللَّه فی أرضه؟ فیقوم داود النبی علیه السلام فیأتی النداء من عنداللَّه لسنا إیّاک أردنا وإن کنت للَّه خلیفة، ثمّ ینادی ثانیة أین خلیفة اللَّه فی أرضه؟ فیقوم أمیرالمؤمنین علیه السلام فیأتی النداء من قبل اللَّه عزّوجلّ: یا معشر الخلائق هذا علی بن أبی طالب خلیفة اللَّه فی أرضه، وحجّته علی عباده فمن تعلّق بحبله فی دار الدنیا فلیتعلّق بحبله فی هذا الیوم لیستضی ء بنوره ولیتبعه إلی الدرجات العُلی من الجنانٍ (امالی، طوسی، ج 1، الجزء الرابع، ص 97).*** و از این «صراط »، در بعضی از نصوص به «اعراف» نیز تعبیر شده است. امام باقر علیه السلام در تفسیر آیه (... وَعَلَی الْأَعْرَافِ رِجَالٌ یَعرِفُونَ کُلًّا بِسِیمَلهُمْ... )** اعراف / 46.*** فرمود: «والرجال هم الأئمّة من آل محمّد قلت: فما الأعراف ؟ قال: صراط بین الجنّة والنار، فمن شفع له الأئمّة منّا من المؤمنین المذنبین نجا ومن لم یشفعوا له هوی ». **بحار، ج 8، ص 335.***
2 - صراطی که اصحاب جنت و بهشتیان از آن عبور می کنند و به سوی بهشت می روند در حالی که فرشتگان در طرف راست و چپ، به عنوان راهنما ایستاده اند و بعضی را به سوی بهشت راهنمایی می کنند و بعضی دیگر را به سوی جایگاهایی در مراکز مختلف صراط، می فرستند تا یک سلسله بازجویی ها را پاسخ دهند و از عهده برخی از مظالم برآیند. راز آنکه ثروتمندان دیرتر به بهشت می روند، توقّف آنان در روی این صراط است.** ر. ک: التذکره، قرطبی، متوفای سال 671، چاپ دارالکتب العلمیة، بیروت ص 392 .
قال رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم یخلص المؤمنون من النار فیحبسون علی قنطرة بین الجنة والنار فیقتص لبعضهم من بعض مظالم کانت بینهم فی الدنیا حتی إذا هذبوا ونقوا اُذن لهم فی دخول الجنة، فوالذی نفس محمّد بیده لأحدهم أهدی بمنزله فی الجنة منه بمنزله کان له فی الدنیا. قرطبی پس از نقل حدیث فوق می نویسد :
معنی «یخلص المؤمنون من النار» أی یخلصون من الصراط المضروب علی النار، ودل هذا الحدیث علی أن المؤمنین فی الآخرة مختلفوا الحال. قال مقاتل: إذا قطعوا جسر جهنم حبسوا علی قنطرة بین الجنة والنار، فیقتص لبعضهم من بعض مظالم کانت بینهم فی الدنیا حتی إذا هذبوا وطیبوا قال لهم رضوان وأصحابه سلام علیکم بمعنی التحیة طبتم فادخلوها خالدین.***