مبدأشناسی

نویسنده : سیّد محمّد شفیعی مازندرانی

شفاعت

معنای شفاعت

شفاعت، وسیله ای است که شفاعت جوینده با کمک آن خواسته خود را طلب می کند. «فیّومی» در «مصباح المنیر» می نویسد: «... شَفَعتُ فِی الْأمْرِ شَفْعاً وَشَفاعَةً طالَبْتُ بِوَسیلَةٍ أو ذِمامٍ، وَاسْمُ الْفاعِلِ شَفیعٌ، وَالْجَمْعُ شُفَعاءُ مِثْلُ کَریمٍ وَکُرَماء وَشافِعٌ أیضاً ... ».** مصباح المنیر، فیّومی، ماده شفع.*** از کلام «زمخشری» دراساس البلاغه» نیز این نکته به دست می آید: «شَفَعْتُ لَه إلی فُلانَ وَأنا شافِعُه وَشَفیعُه؛** اساس البلاغة، زمخشری، ماده شفع.*** شفاعت کردم به نفع او در پیش فلان شخص و من شفیع او هستم ». همچنین در «مفردات راغب» آمده است: «والشفاعة الانضمام الی آخر ناصراً له وسائلاً عنه ».** مفردات راغب، ماده شفع.***
«شفاعت» به معنای انضمام چیزی با چیز دیگر است به عنوان همکاری، در صورتی که این انضمام بر اساس درخواست آن شخص صورت گیرد. پس اگر توان و نیروی کسی در کنار توان و نیروی دیگری، قرار گیرد و این انضمام بر اساس درخواست خود سائل صورت پذیرد، آن را «شفاعت» گویند.
امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: «ألشَّفیعُ جَناحُ الطّالِبِ؛** نهج البلاغه فیض الاسلام، حکمت 60، ص 1115 .*** شفیع و نیروی کمکی، بال پرواز طالب (شفاعت طلب) است ». چیزی را که به وسیله آن آدمی به مقصود خود دست می یابد، «شفیع» گویند.
« ابن اثیر» ذیل حدیث معروف نبویّ «اللّهم آت محمّداً الوسیلة؛ بار خدایا ! آل محمد را وسیله قرار ده »، می نویسد: «هی الشفاعة یوم القیامة؛** ابن اثیر، النهایه، ماده وسل.*** مراد از وسیله همان شفاعت در قیامت است ». پس شفاعت همان وسیله ای است که انسان از آن در دستیابی به مقصود، بهره مند می شود.
آنچه از معانی لغوی و اصطلاحی «شفاعت» به دست می آید، آن است که شفاعت ، نوعی انضمام، و وسیله ای است که «شفاعت خواه» را در دستیابی به مقصود کمک می کند. توجه به نکات زیر نشان دهنده اهمّیت مسأله شفاعت است :
1 - آیا شفاعت، فقط در امور خیر استعمال می شود یا آنکه علیه کسی نیز به کار می رود ؟
بعضی از صاحبنظران تصریح دارند که کاربرد کلمه شفاعت تعمیم دارد، بر این اساس، شفاعت بر دو گونه است: شفاعت حسنه و شفاعت سیّئه؛ «المراد بالشفاعة الحسنة الدعاء للمؤمنین وبالشفاعة السیّئة الدعاء علیهم ».** مجمع البحرین، چاپ جدید، ج 4، ص 353، ماده شفع.***
2 - آیا شافع (شفاعت کننده) فقط دعا می کند و از خدا برآورده شدن حاجت شفاعت خواه را می طلبد، یا آنکه خود نیز دست به کار می شود و به انجام آن می پردازد ؟
به نظر ما بر هر دو صورت، شفاعت صدق می کند؛ یعنی شفاعت کننده و شافع هم می تواند دعا کند و هم می تواند با استفاده از «ولایت الهی» و اختیاراتی که از سوی خدا برای ولیّ اللَّه منظور شده، دست به کار شود و آن را انجام دهد.
3 - آیا شفاعت اختصاص به آخرت دارد یا در دنیا نیز می توان از آن بهره مند شد ؟ وانگهی، در آخرت، فقط شامل گنهکاران می شود یا اهل جنت نیز مشمول آن واقع می شود ؟
قابل ذکر است که ادّله شفاعت در این باره تعمیم دارند و اختصاص به دنیا و یا اهل عصیان ندارد: (... وَلَا یَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَی... )؛** انبیاء / 28.*** شافعان از هرکسی که خدا از او راضی است، در دنیا، در آخرت، اهل جنت یا اهل جهنّم باشد، شفاعت می کنند، با این تفاوت که شفاعت در حقّ اهل جنّت عبارت است از ارتقای درجه و درباره اهل جهنم به معنای عفو و غفران و آمرزش گناهان می باشد.** مجمع البحرین، چاپ جدید، ج 4، ص 353، ماده شفع.***

ارکان شفاعت

«شفاعت» مانند دیگر مفاهیم معارف اسلامی از قبیل توبه و توسل دارای ارکان و شرایط است که تحقق آن وابسته به این شرایط وارکان می باشد. بنابراین ارکان شفاعت عبارتنداز:
شفیع؛
شفاعت خواه؛
موضوع شفاعت.
برای بهتر روشن شدن مطلب، در قالب پرسش و پاسخ به بررسی هر یک از ارکان شفاعت می پردازیم :
پرسش :
شافع کیست (آیا هر کسی می تواند شفاعت کند؟)
پاسخ :
هر کسی نمی تواند به مقام شفیع بودن نائل شود و از دیگران شفاعت کند ، بلکه تنها شفیعان راستین هستند که از این صلاحیّت و قدرت برخوردارند و به نوبه خود بر دو نوعند :
الف - شفیع اصلی یا خدا، شفاعت از آنِ خدا و فقط حقّ اوست: (قُلْ لِلَّهِ الشَّفَعَةُ جَمِیعًا... ). ** زمر / 44.***
ب - شافع تبعی و مأذون، کسی که خدا به او اذن داده، می تواند شفاعت کند و شفاعت او نیز پذیرفته می شود، در قرآن کریم می خوانیم: (... مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِندَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ... ) ، **بقره / 255.*** (وَلَا تَنفَعُ الشَّفَعَةُ عِندَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ... ) ،** سبأ / 23.*** از آیات فوق به خوبی این حقیقت استفاده می شود که «شفاعت» فقط از آنِ خداست و هیچ کس نمی تواند شفاعت کند، مگر آنکه مأذون از سوی خدا باشد.
شفعای مأذون عبارتند از :
1 - قرآن. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «... فَعَلَیْکُمْ بِالْقُرآنِ فَاَنَّهُ شافِعٌ مُشَفَّعٌ وَماحِلٌ مُصَدَّقٌ...؛** اصول کافی، ج 2، ص 599.*** یعنی قرآن شفاعت کننده است که شفاعت وی پذیرفته می شود، و شکایت کننده ای است که شکایت او مورد پذیرش است ». از فرمایش پیامبر صلی الله علیه و آله بر می آید که قرآن از حامیان خود «شفاعت» و از دشمنان خودشکایت» می کند.
2 - پیامبران و امامان. امام باقر علیه السلام می فرماید: «اِنَّ لرسولِ اللَّه الشفاعة فی امّته ولنا الشفاعة فی شیعتنا؛** لئالی الاخبار، ج 4، ص 316.*** بدون تردید پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در باره امّت خود و ما هم در باره شیعیان خود شفاعت می کنیم ». همچنین پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «اِنّما شفاعتی لأهلِ الکبائر من اُمَّتی؛** امالی، ص 16. ***بدون شک شفاعت من برای کسانی است که دارای گناهان کبیره اند ». البته در صورتی شفاعت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شامل حال این گونه افراد می شود که با «توبه» و انقلاب درونی خویش، زمینه توجه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را به سوی خود فراهم کرده باشند.
3 و 4 - علما و شهدا و صالحان. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «ثلاثة یشفعون الی اللَّه عزّوجلّ فیشفعون: الانبیاء، ثمّ العلماء، ثمّ الشهداء؛** خصال، ص 156.*** یعنی سه گروه شفاعت می کنندانبیا، علمای ربانی، شهدا، و البته شفاعت اینان در پیشگاه خدا پذیرفته است».** شفاعت ابوطالب: هنگامی که ابوطالب، پدر بزرگوار حضرت امیر علیه السلام (اواخر سال دهم بعثت) از دنیارفت، آن حضرت به حضور پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم آمد و به او خبر داد. پیامبر صلی الله علیه و آله از این خبر، فوق العاده ناراحت شد و اندوهی جانکاه سراسر وجود او را فرا گرفت، به امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: «برو امور غسل و حنوط و کفن او را انجام بده، سپس وقتی که او را در تابوت گذاشتی، مرا باخبر کن ». امیرالمؤمنین علیه السلام این دستورات را انجام داد، وقتی که جنازه ابوطالب را در تابوت گذاشت، به حضور پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم آمد و جریان را به عرض ایشان رساند. وقتی که آن بزرگوار کنار جسد ابوطالب آمد و چشمش به تابوت وی افتادسخت متأثّر شد و قطرات اشک از چشمهایش سرازیر شد، و خطاب به ابوطالب گفت: «تو به خوبی صله رحم کردی، و به جزای خیر نائل شدی، از کودک یتیم سرپرستی کردی و او را بزرگ نمودی، و در بزرگی نیز حمایت و یاری کردی »، سپس به جمعیت حاضر رو کرد و فرمود: «أم واللَّه لاُشفعَنَّ لِعَمّی شفاعة یعجب بها أهل الثقلین؛ قطعاً از عمویم شفاعتی خواهم نمود که همه جنّ و انس از آن تعجب کنند ».
امام حسین علیه السلام نقل می کند: پدرم، امیرالمؤمنین علیه السلام در رَحْبَهْ (میدان معروف کوفه) نشسته بود ، و مردم به گِردش حلقه زده بودند، مردی برخاست و به او گفت: «ای امیر مؤمنان ! تو در چنین مقام ارجمندی از ناحیه خدا هستی، ولی پدرت در آتش دوزخ است ؟ ». امیر مؤمنان علیه السلام فرمود: «مه فَضَّ اللَّهُ فاکَ، والذی بَعَثَ محمّداً بالحَقِّ نبیّاً لَوْ شَفَّعَ اَبی فی کُلِّ مُذْنِبٍ علی وَجْهِ الاَرضِ لَشَفَّعَهُ اللَّهُ...؛ خدا دهانت را بشکند، سوگند به خداوندی که محمَّد صلی الله علیه و آله و سلم را به حق مبعوث کرد، اگر پدرم از همه گنهکاران زمین شفاعت کند، خداوند شفاعت او را می پذیرد ... ».
سپس فرمود: «آیا پدرم در آتش است و پسر او تقسیم کننده مردم به بهشتیان و دوزخیان؟» و افزود: «سوگند به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نور ابوطالب در روز قیامت، نورهای همه خلائق را تحت الشُعاع قرار می دهد، جز نور محمّد و فاطمه و حسن و حسین و امامان معصوم از فرزندانش ، آگاه باشید که نور ابوطالب از نور ماست که خداوند دو هزار سال قبل از آفرینش آدم علیه السلام آن را آفریده است» (علّامه امینی، الغدیر، ج 7، ص 386 و 387).***
و در رهنمودی دیگری از امام صادق علیه السلام آمده است: «الشافعون الأئمّة، والصدیق من المؤمنین ».** محاسن برقی، ج 1، ص 293، ح 584؛ بحارالانوار، ج 8، ص 42، ح 32.***
5 - عبادات واعمال صالحه. عبادات واعمال حسنه، یکی از شافعانند و در این باره نصوص و احادیث فراوانی در دست است که مجال پرداختن بدانها نیست.
« غزالی »، اندیشمند معروف اهل سنت می نویسد: «اعلم انه اذا حقّ دخول النار علی طوائف من المؤمنین فإنّ اللَّه تعالی بفضله یقبل فیهم شفاعة الأنبیاء والصدّیقین، بل شفاعة العلماء والصالحین وکُلّ من له عنداللَّه تعالی جاه وحسن معاملة فإنّ له شفاعة فی أهله وقرابته وأصدقائه ومعارفه »؛** احیاء علوم الدین، غزالی، ج 4، ص 526.*** بدان گروهی از مؤمنان که مستحق آتش شده اند خداوند تفضّل نموده و شفاعت پیامبران، راست گویان، عالمان، شایستگان و هر کسی را که نزد خداوند مقامی دارد در باره آن، می پذیرد و از گناهانشان در می گذرد».
پرسش :
آیا از هر کسی شفاعت به عمل می آید (ویژگیهای شفاعت خواه چیست؟)
پاسخ :
«شفاعت» تنها در حق کسانی صورت می گیرد که به مقام «ارتضا» نائل شده باشند، اعم از آنکه در زندگی همواره، از جمله مطیعان بوده و یا آنکه از راه «توبه» و بازگشت از گناه، بدین مقام نائل شده و یا آنکه دارای مایه های درونی قابل قبول در پیشگاه خدا بوده و به خاطر آن (ایمان راستین) مورد شفاعت قرار گرفته اند، گر چه توبه نکرده باشند.
از آیه کریمه (... وَلَا یَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَی... )** انبیاء / 28.*** به دست می آید شفاعت شامل کسی نمی شود، مگر آنانکه در «جلب رضای الهی» کوشا باشند. بر این اساس امام صادق علیه السلام در ضمن دستورالعملی برای مؤمنین نوشتند: «مَنْ سَرَّ أن ینفعه شفاعة الشافعین عند اللَّه فلیطلب الی اللَّه أن یرضی عنه؛** بحارالأنوار، ج 75، ص 220 .*** یعنی کسی که دوست دارد شفاعت شافعان برای او سودمند باشد، باید بکوشد تا رضای الهی را در زندگی جلب کند . امیرالمؤمنین علیه السلام نیز فرمودند: «استجیبوا الانبیاء وسلّموا لأمرهم... تدخلوا فی شفاعتهم ؛** غرر الحکم، ص 133.*** یعنی پیامبران الهی را مطیع بوده و تسلیم تعالیم آنها باشید، تا داخل در شفاعت آنان گردید » .
بعضی از مفسران می گویند مقام «ارتضا» که شفاعت را در پی دارد، غیر از توبه و ترک گناه است. لذا هرگاه شفاعت کنندگان از صاحبان «کبیره» و «صغیره» راضی باشند ، شفاعت انجام می گیرد، گر چه توبه نکرده باشند، لکن بسیاری از اهل نظر برآنند که اگر توبه نکرده باشند، مشمول شفاعت واقع نخواهند بود.** مجمع البحرین، ج 4، ص 353، مادّه شفع.***
گناهکارانی مورد شفاعت قرار می گیرند که خطا و گناهان آنان اصل «ایمان» وولایت» آنان را به خطر نیفکنده باشد؛ گناهانی همچون کفر و شرک باعث انحراف از ولایت و محروم شدن از «شفاعت» می گردد. به فرموده قرآن: (لَّایَمْلِکُونَ الشَّفَعَةَ إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِندَ الرَّحْمَنِ عَهْدًا )؛** مریم / 88.*** «یعنی مشمول شفاعت نمی شوند، مگر کسانی که دارای «عهد الهی» باشند ». با توجه به آیه فوق، کسی از شفاعت برخوردار می شود که «عهد الهی» را از دست نداده باشد.
همچنانکه خاطرنشان کردیم، بعضی از اهل نظر بر این عقیده اند که: درخواست کننده شفاعت در صورتی مشمول شفاعت واقع می شود که خود از خطاهایی که در پیش داشته، منصرف شود و به «توبه» روی آورد. در قرآن آمده است: (... وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَآءُوکَ فَاسْتَغْفَرُواْ اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُواْ اللَّهَ تَوَّابًا رَّحِیمًا )،** نساء / 64 .*** جمله «جاءُوک» در این آیه، کنایه از «ندامت» و بازگشت درونی آنهاست که شفاعت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را در پی دارد . در سوره «یوسف» نیز آمده است که: فرزندان خطاکار «یعقوب» پس از «توبه»، پیش پدر آمدند و گفتند: (... یَأَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُ نُوبَنَآ إِنَّا کُنَّا خَطِِینَ قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَکُمْ رَبِّی إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ ) ؛** یوسف / 98 و 99.*** «یعنی ای پدر ! ما را مورد عفو خویش قرار بده و از خطاهای ما بگذر و در پیشگاه خدا برای ما طلب عفو کن ». یعقوب علیه السلام پاسخ داد: «به زودی در پیشگاه خدا برای شما طلب عفو و بخشش می کنم که او بخشنده و مهربان است» (مسأله را به شب جمعه طبق برخی از احادیث یا به سحرگاه موکول کرد ).
خواهید گفت که: آیا «توبه» برای تقرب الهی کافی نیست، و اگر کافی است، چه نیازی به «شفاعت» شافعان است ؟
باید گفت که گر چه «توبه »، به نوبه خود، شفاعت است، ولی ثمره و نتیجه آن محدود به خروج و بیرون شدن شخص توبه کننده از گروه گنهکاران می شود، امّا از راه شفاعت آدمی به درجاتی نائل می شود که از راه توبه نمی تواند به آن دست یاب. همچنین می توان گفت که توبه، نسبت به «حق الناس» کارگشا نیست، فرزندان یعقوب دل پدر» را به درد آورده بودند، لذا پس از توبه، لازم بود «رضایت پدر» را جلب کنند تا توبه آنان کامل گردد.
پرسش :
موانع شفاعت کدامند ؟
پاسخ:
شفاعت از هر کسی مورد قبول نیست، وانگهی، هر نوع گناه و اشتباهی مورد شفاعت قرار نمی گیرد؛ مثلاً: ظلم از جمله عواملی است که ظلم کننده را از شفاعت محروم می سازد، در قرآن آمده است: (... مَا لِلظَّلِمِینَ مِنْ حَمِیمٍ وَلَا شَفِیعٍ یُطَاعُ ).** مؤمن / 18.*** ظلم اثر وضعی خاص خود را دارد و استغفار و توبه نیز به حصول شرایطی بستگی دارد. در قرآن می خوانیم: (إِنَّ اللَّهَ لَایَغْفِرُ أَن یُشْرَکَ بِهِ وَیَغْفِرُ مَادُونَ ذَا لِکَ ... ) ؛** نساء / 116.*** «یعنی خدا شرک پیشگان را نمی بخشد، ولی گناهانی پایین تر را اگر بخواهد، می بخشاید ». پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نیز فرمود: «اذا قُمْتُ المقام المحمود تشفّعتُ فی اصحاب الکبائر من امّتی فیشفعنی اللَّه فیهم واللَّه لا تشفّعت فیمن آذی ذرّیّتی؛ **بحارالأنوار، ج 8، ص 37 . ***هنگامی که در مقام شفاعت قرار گرفتم، از گناهان کبیره برخی از امّت خود شفاعت می کنم و خدا آن را می پذیرد، ولی از آنان که نسبت به «ذرّیّه» من ستم روا می دارند، شفاعت نمی کنم ».