مبدأشناسی

نویسنده : سیّد محمّد شفیعی مازندرانی

زیارت اهل قبور از دیدگاه وهابیّت

« زیارت قبور» نیز از جمله مسائلی است که وهابیان نمی پذیرند و آن را چون شفاعت، تبرّک و توسّل ناروا می دانند. فلسفه عدم پذیرش مفاهیم فوق از سوی وهابی ها احتمالاً از امور زیر ناشی می شود :
اولاً: مسأله «توحید افعالی» برای آنان حل نشده است.
ثانیاً: آنان بر این باورند که از مردگان، کاری ساخته نیست.
ثالثاً: آنان این فرمایش رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را که: «قبر مرا، مسجد انتخاب نکنید و یا آنکه قبور را جایگاه نماز قرار ندهید »، مستمسک قرار داده، از زیارت اهل قبور جلوگیری می نمایند.
محمد بن عبدالوهاب در کتاب «التوحید» می نویسد: اَنَّ رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم قال: «اللهمّ لا تجعل قبری وثناً یعبد، اشتدَّ غضب اللَّه علی قوم اتَّخذوا قبور انبیائهم مساجد» ،** محمد بن عبدالوهاب، التوحید، فصل 21، ص 92.*** «امام مالک» در «موطأ» روایت کرده است که آن حضرت صلی الله علیه و آله و سلم ارشاد می فرماید«ای پروردگار! قبرم را «بت » مساز که مورد پرستش قرار گیرد. ملتی که قبور پیامبرانشان را سجده گاه ساختند، مورد خشم شدید خداوند قرار گرفتند ».
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم دعا کرد و از خداوند خواست تا قبرش به عنوان بت مورد پرستش قرار نگیرد. آیا دیدار رسول خدا و زیارت قبر او بت پرستی است ؟
محمد بن عبدالوهاب با همه تلاش هایی که به عمل آورد تا ثابت کند که مردگان حیات ندارند، ولی در جای، جای کتاب «التوحید» مستقیم و غیر مستقیم به مسأله «حیات مردگان»، اعتراف کرده است، از جمله با اشاره به بازجویی از مردگان در قبرمی نویسد :
این اصولی طی شده نزد صحابه کرام - رضی اللَّه عنهم - بود که اساس عبادات تنها حکم است. از این اصول به پرسشهایی که در قبر از انسان به عمل می آید نیز اشاره خواهد رفت، مثلاً :
1 - «من ربُّک؛ پروردگارت کیست ؟ »، نوعیّت این پرسش واضح و آشکار است که پروردگار تنها اللَّه تعالی است.
2 - «من نبیُّک؛ نبی ات کیست ؟ »، در این پرسش به عوض رسول از این جهت از «نب» تذکر رفته که او از غیب و پنهان خبر می دهد.
3 - «ما دینُک؛ دینت کدام است ؟ »، بر این پرسش «اجعل الها» دلالت می کن؛ یعنی کسی که «اله» را می پذیرد، او را عبادت می کند، عبادت او همین دین است. **محمد بن عبدالوهاب، التوحید، ص 92.***
نامبرده به نقل از «ابوهریره» می نویسد :
عن ابی هریرة قال: قال رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم: «لا تجعلوا بیوتکم قبوراً، ولا تجعلوا قبری عیداً، وصلّوا علیَّ فاِنَّ صلاتکم تبلغنی حیث کنتم؛** همان، ص 147 .*** از ابو هریره روایت است که آن حضرت صلی الله علیه و آله و سلم ارشاد فرمودند، خانه های تان را به مقبره مبدل مسازید و بر مقبره من جشن و مراسم برگزار مکنید. شما بر من درود و سلام بفرستید و از هر جایی که شما برایم صلوات و سلام بفرستید، به من ابلاغ می گردد ».
وهابیان می گویند: زیارت قبور نوعی مرده پرستی بوده و با توحید و یکتاپرستی ناسازگار است ،** همان، ص 72.*** امّا در مقابل دیدگاه فوق، بزرگان دین زیارت قبور را مورد تأکید قرار داده اند. و فلسفه این اهتمام و توجّه عبارت است از :
1 - زنده نگهداشتن یاد و خاطره اسوه های عبودیت، بندگی، عشق و ایثار که این بزرگداشت نوعی سپاسگزاری، تقدیر و ارج نهادن به مقام معنوی آنان است.
2 - تداوم بخشیدن راه، سیره، آرمانها و اهداف والای اسوه های هدایت و ایثار و شهادت.
3 - هشدار به جنایتکاران هر عصر که: «هنوز مکتب سرخ حماسه سازان بر جامعه حاکم است ».
4 - آموزش به مردم هر دوره که تلاشگران در راه هدایت انسانها، زندگان جاویدند و حتی اگر در راه حیات دین و سرکوبی ظالمان و ستمگران کشته شوند، در دلهای مردم و نسلهای آینده جای دارند و هرگز فراموش نخواهند شد.
5 - عبرت گرفتن از مرگ دیگران و بیداری از خواب غفلت.
6 - یاد خیر از اموات و گذشتگان که موجب شادی ارواح آنان خواهد بود.
آری، بی جهت نیست که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه معصومین علیهم السّلام و پیروان راستین آنان همواره مردم را به زیارت قبور به ویژه قبور انبیا، شهدا، صلحا و علما فرا خوانده اند .** علّامه امینی، الغدیر، ج 5، ص 160 و 161.*** اکنون که گوشه ای از آثار حیاتبخش زیارت قبور را خاطرنشان کردیم یادآور می شویم که وهابیان در این مورد دیدگاهی متفاوت با دیگران دارند.
رئیس فرقه وهابیّت، محمد بن عبدالوهاب در کتاب «التوحید» می نویسد: «قبر پرستی، نذر و نیاز من دون اللَّه، توسل و ندا و دعا از اولیاء اللَّه هم از اموری است که شرعاً حرام و ناجایز است و بعضی از اینها شرک صریح و آشکار می باشد ». **محمّد بن عبدالوهّاب، التوحید، ترجمه سورتی، ص 81 .***
تردیدی نیست که بنای گنبد، بارگاه، ساختمان و احداث علامت و یادبود، اگر جهت پرستشِ صاحبِ قبر باشد، «حرام» است، ولی اگر برای تعظیمِ آنان و احترام به آرمانهای بلند و آسمانی صاحبِ قبر باشد، ایرادی ندارد. بنابر این رفتن به حرم رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم و ائمّه معصومین علیهم السّلام و قبور مؤمنان راستین و زیارت آنان، نوعی تجدید میثاق با سیره و سنّت آن بزرگواران و در راستای «توحید» است و هیچ گونه تضادی با «یکتاپرستی» ندارد، بلکه یکی از راههای تجلّی فطرتِ توحیدی و تأکید بر میثاق الهی می باشد.

شفاعت

معنای شفاعت

شفاعت، وسیله ای است که شفاعت جوینده با کمک آن خواسته خود را طلب می کند. «فیّومی» در «مصباح المنیر» می نویسد: «... شَفَعتُ فِی الْأمْرِ شَفْعاً وَشَفاعَةً طالَبْتُ بِوَسیلَةٍ أو ذِمامٍ، وَاسْمُ الْفاعِلِ شَفیعٌ، وَالْجَمْعُ شُفَعاءُ مِثْلُ کَریمٍ وَکُرَماء وَشافِعٌ أیضاً ... ».** مصباح المنیر، فیّومی، ماده شفع.*** از کلام «زمخشری» دراساس البلاغه» نیز این نکته به دست می آید: «شَفَعْتُ لَه إلی فُلانَ وَأنا شافِعُه وَشَفیعُه؛** اساس البلاغة، زمخشری، ماده شفع.*** شفاعت کردم به نفع او در پیش فلان شخص و من شفیع او هستم ». همچنین در «مفردات راغب» آمده است: «والشفاعة الانضمام الی آخر ناصراً له وسائلاً عنه ».** مفردات راغب، ماده شفع.***
«شفاعت» به معنای انضمام چیزی با چیز دیگر است به عنوان همکاری، در صورتی که این انضمام بر اساس درخواست آن شخص صورت گیرد. پس اگر توان و نیروی کسی در کنار توان و نیروی دیگری، قرار گیرد و این انضمام بر اساس درخواست خود سائل صورت پذیرد، آن را «شفاعت» گویند.
امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: «ألشَّفیعُ جَناحُ الطّالِبِ؛** نهج البلاغه فیض الاسلام، حکمت 60، ص 1115 .*** شفیع و نیروی کمکی، بال پرواز طالب (شفاعت طلب) است ». چیزی را که به وسیله آن آدمی به مقصود خود دست می یابد، «شفیع» گویند.
« ابن اثیر» ذیل حدیث معروف نبویّ «اللّهم آت محمّداً الوسیلة؛ بار خدایا ! آل محمد را وسیله قرار ده »، می نویسد: «هی الشفاعة یوم القیامة؛** ابن اثیر، النهایه، ماده وسل.*** مراد از وسیله همان شفاعت در قیامت است ». پس شفاعت همان وسیله ای است که انسان از آن در دستیابی به مقصود، بهره مند می شود.
آنچه از معانی لغوی و اصطلاحی «شفاعت» به دست می آید، آن است که شفاعت ، نوعی انضمام، و وسیله ای است که «شفاعت خواه» را در دستیابی به مقصود کمک می کند. توجه به نکات زیر نشان دهنده اهمّیت مسأله شفاعت است :
1 - آیا شفاعت، فقط در امور خیر استعمال می شود یا آنکه علیه کسی نیز به کار می رود ؟
بعضی از صاحبنظران تصریح دارند که کاربرد کلمه شفاعت تعمیم دارد، بر این اساس، شفاعت بر دو گونه است: شفاعت حسنه و شفاعت سیّئه؛ «المراد بالشفاعة الحسنة الدعاء للمؤمنین وبالشفاعة السیّئة الدعاء علیهم ».** مجمع البحرین، چاپ جدید، ج 4، ص 353، ماده شفع.***
2 - آیا شافع (شفاعت کننده) فقط دعا می کند و از خدا برآورده شدن حاجت شفاعت خواه را می طلبد، یا آنکه خود نیز دست به کار می شود و به انجام آن می پردازد ؟
به نظر ما بر هر دو صورت، شفاعت صدق می کند؛ یعنی شفاعت کننده و شافع هم می تواند دعا کند و هم می تواند با استفاده از «ولایت الهی» و اختیاراتی که از سوی خدا برای ولیّ اللَّه منظور شده، دست به کار شود و آن را انجام دهد.
3 - آیا شفاعت اختصاص به آخرت دارد یا در دنیا نیز می توان از آن بهره مند شد ؟ وانگهی، در آخرت، فقط شامل گنهکاران می شود یا اهل جنت نیز مشمول آن واقع می شود ؟
قابل ذکر است که ادّله شفاعت در این باره تعمیم دارند و اختصاص به دنیا و یا اهل عصیان ندارد: (... وَلَا یَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَی... )؛** انبیاء / 28.*** شافعان از هرکسی که خدا از او راضی است، در دنیا، در آخرت، اهل جنت یا اهل جهنّم باشد، شفاعت می کنند، با این تفاوت که شفاعت در حقّ اهل جنّت عبارت است از ارتقای درجه و درباره اهل جهنم به معنای عفو و غفران و آمرزش گناهان می باشد.** مجمع البحرین، چاپ جدید، ج 4، ص 353، ماده شفع.***