مبدأشناسی

نویسنده : سیّد محمّد شفیعی مازندرانی

زیارت امام هشتم علیه السلام و اهمیّت آن

«اباصلت» هروی می گوید: گروهی از شیعیان به دیدار علی بن موسی الرضا علیه السلام شتافتند. امام رضا علیه السلام به آنان فرمود: «مرحباً بکم واهلاً فأنتم شیعتنا حقاً فسیأتی علیکم یوم تزورون فیه تربتی بطوس؛**مجلسی، بحار الانوار، چاپ اسلامیه، ج 60، ص 231.*** آفرین بر شما! خوش آمدید، شما شیعیان و پیروان راستین مایید، و به زودی روزی فرا می رسد که «قبر» مرا در طوس «زیارت» خواهید کرد ». امام رضا علیه السلام در این خوش آمد گویی، هم دیدار از خود را توسط آنان ستود، و هم از «زیارت قبر» خود و نیز از موضع و مدفن خود، خبر داد و افزود: «الا فمن زارنی وهو علی غسل خرج من ذنوبه کیوم ولدته امّه؛** همان*** بدانید کسی که (با بدن طاهر و پاکیزه) مرا «زیارت» کند ( مورد لطف و رحمت ویژه خداوند متعال قرار می گیرد و ) همه گناهانش (که حق الناس نبوده و قابل بخشش باشند) بخشوده می شود و مورد عفو و غفران الهی قرار می گیرد آن چنان که گویا تازه از مادر متولد شده است ».

ارتباط با ارواح

سؤال :
آیا می توان افرادی را که در «عالم برزخ» به سر می برند، زنده خواند و با ارواح آنان ارتباط برقرار کرد ؟
پاسخ :
باید به این حقیقت اذعان کنیم که «ارواح» از زندگان، تواناتر و آگاهترند ، ولی درک ما نسبت به آنان ضعیف است، در حالی که آگاهی آنان نسبت به ما و اسرارهستی وسیعتر و خطاناپذیر است. در این راستا پس از «جنگ جمل»، امیرالمؤمنین با جمعی از یاران، در میان اجساد مخالفان کنار جسد «کعب بن سُور» رسید؛ کعب قاضی بصره بود، امام دستور داد او را بلند کردند و نشاندند و سپس به او فرمود: «یا کَعْب لقد وَجَدْتُ ما وعدَنی ربّی حقّاً فهل وَجَدْتَ ما وَعَدَکَ ربّکَ حقّاً ؛** شیخ عبّاس قمی، سفینة البحار، ج 3، ص 483، ماده کعب.*** ای کعب بن سور! من وعده های الهی را صادق یافتم، آیا تو صدق آن را یافته ای ؟ » امام علیه السلام سپس به کنار جسد «طلحه»، رسید و در آنجا نیز این مسأله را تکرار کرد. همراهان گفتند : یا امیرالمؤمنین! آنانکه مرده اند چیزی نمی فهمند. امام پاسخ داد:آنان کلام مرا شنیدند چنانکه «اصحاب قلیب» در چاه «بدر» کلام رسول خدا را شنیده بودند ».
از آنچه گفته شد، بر می آید که اموات نه تنها می شنوند، بلکه صالحان و تبهکاران هر کدام مطابق اعمال و رفتار خود در دنیا، از سوی خدا «پاداش» و «کیفر» می بینندلذا همچنانکه در باره شهدا آمده است: (وَلَاتَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَا تًا بَلْ أَحْیَآءٌ عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ فَرِحِینَ بِمَآ ءَاتَل-هُمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَیَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یَلْحَقُواْ بِهِم مِّنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَاهُمْ یَحْزَنُونَ )؛** آل عمران / 169 و 170.***شهیدان را مرده نپندارید، آنان زنده اند و در پیشگاه خدا رزق خویش را دریافت می دارند، آنان از آنچه که از سوی خدا دریافت می دارند خشنودند و نسبت به خود خوشحال و فرحناکند و به کسانی که از قافله عقب مانده اند بشارت می دهند ». برای افراد گنهکار، در عالم برزخ کیفر و عذاب منظور می گردد: (النَّارُ یُعرَضُونَ عَلَیْهَا غُدُوًّا وَعَشِیًّا وَیَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُواْ ءَالَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ ا لْعَذَابِ )؛** غافر / 46.*** «صبحگاهان و شامگاهان، آتش کیفر متوجه آنان است و آنگاه که قیامت فرا رسد، آل فرعون را در سخت ترین عذابها وارد کنید!».
با توجه به مطالب فوق، آنان که در عالم برزخ به سر می برند، همچون افراد در دنیا هستند امید و آرزو دارند و به یاد بازماندگان خود می باشند. هنگامی که یکی از فرستادگان «عیسی مسیح» به درجه رفیعه «شهادت» نائل آمد، در بدو ورود به بهشت برزخی گفت: (... یَلَیْتَ قَوْمِی یَعْلَمُونَ بِمَا غَفَرَ لِی رَبِّی وَجَعَلَنِی مِنَ ا لْمُکْرَمِینَ ) ؛** یس / 26 و 27.*** «ای کاش! قوم من می دانستند که پروردگار حکیم، مرا مورد عفو و غفران خویش قرار داد و در حق من اکرام روا داشت ».
در روایات آمده است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «مَن صلّی عَلَیّ عند قبری سَمِعْتُه وَمَن صَلّی عَلَیّ نائِیاً اَبْلَغْتُه، صَلُّوا عَلَیّ فإنَّ صَلاتَکُم تَبْلُغُنی حَیْثُ کُنْتُم؛** سنن ابی داوود، ج 2، ص 218؛ کنز العمال، ج 10، ص 38؛ طبقات الشافعیه السبکی، ج 3، ص 408.*** کسی که در کنار قبر من بر من سلام دهد، می شنوم و کسی که از راه دور بر من سلام کند، به من ابلاغ می گردد. به من سلام دهید هر کجا باشید، به من ابلاغ می گردد ». همچین آن حضرت فرمود: «مَن زارنی بعد وفاتی وسلّم علیَّ رَدَدْتُ علیه السلام عشراً وزاره عشرة من الملائکة کلّهم یسلّمون علیه ومَن سلّم عَلَیّ فی بیته ردّ اللَّه تعالی عَلَیّ روحی حَتّی اُسَلِّمَ عَلَیه؛** همان*** کسی که پس از فوت من، مرا زیارت کند و به من سلام دهد من «ده » برابر به او سلام می دهم و «ده» ملائکه به زیارتش می شتابند و بر او سلام می دهند (حتی) کسی که در خانه اش بر من سلام کند، به من ابلاغ می شود و پاسخ سلام او را می دهم ».
از آیات و احادیث مذکور بدست می آید :
الف - اموات همچون زمان حیات خودشان سلام را می شنوند و به آن پاسخ می گویند.
ب - روح پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در عالم برزخ پاسخ سلام را می دهد.
ج - ارتباط با ارواح، محال نیست و کسانی که در پیشگاه خداوند آبرومندند، می توانند خواسته ها، حاجت ها و توسّلات متوسّلین را برآورده سازند.
«ابن حجر» در کتاب «الخیرات الحسان» در مناقب «ابی حنیفه» نقل می کندروزگاری که «امام شافعی» در بغداد به سر می برد، به قبر ابو حنیفه توسل می جس. همچنین امام «احمدبن حنبل» به قبر امام شافعی متوسل می شد. وقتی به امام شافعی گزارش داده بودند که مردم مغرب زمین به امام مالک توسّل می جویند، او آنان را موردانکار قرار نداد.** خلاصه ای از کلام زینی دحلان، ص 252 از کتاب الدراسیه، به نقل از الغدیر، ج 5ص 107.***
محمد بن عبدالوهاب، رهبر فکری فرقه وهابیّت در کتاب خود، «التوحید » می نویسد: «زیارت قبور، نوعی مرده پرستی است و با توحید ناسازگار است». **محمد بن الوهاب، التوحید، ص 72.***
علمای وهابی مسلک سعودی در جزوه ای که اخیراً به نام «راهنمای حج و عمر» به زبان فارسی انتشار داده اند، از موضع فوق کمی عقب نشینی کرده، نوشته اند: «زیارت قبر پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم و دیگر قبرها مشروع است » ،** «راهنمای حج و عمره »، ص 44 و 53. این کتاب در سطح وسیعی در سال 1416 ه . ق از طرف شئون الاسلامی (وزارت شئون الاسلامی) عربستان سعودی چاپ شد و در اختیار حجاج قرار گرفته است.*** ولی می نویسد: «صدا زدن مردگان وقت زیارت مقبره بقیع و مقبره شهدای اُحُد و انداختن پول و اسکناس نزد آنها برای تقرب و تبرک به صاحب قبرها شرک اکبر به حساب می آید ».** همان .***
محمد بن عبدالوهاب در کتاب «تطهیر الاعتقادات» می نویسد: «جهت زیارت قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نباید سفر کرد، نباید در کنارش نماز و دعا خواند این اعمال بدعت است ».** محمد بن عبدالوهاب، تطهیرالاعتقاد، ص 36 و 40.***
در کتاب «راهنمای حج و عمره» آمده است: «مسنون است قبور بقیع و... زیارت کنید و بر آنها سلام دهید و دعای خیر کنید » ،** «راهنمای حج و عمره»، ص 31. ***ولی می افزاید: « بعضی از حجاج نزد قبر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دستهای خود را بلند کرده، روبروی قبر خیلی با تحری و سوزدعا می کنند این بدعت مستحدثه ای است ».** همان، ص 54.***

زیارت اهل قبور از دیدگاه وهابیّت

« زیارت قبور» نیز از جمله مسائلی است که وهابیان نمی پذیرند و آن را چون شفاعت، تبرّک و توسّل ناروا می دانند. فلسفه عدم پذیرش مفاهیم فوق از سوی وهابی ها احتمالاً از امور زیر ناشی می شود :
اولاً: مسأله «توحید افعالی» برای آنان حل نشده است.
ثانیاً: آنان بر این باورند که از مردگان، کاری ساخته نیست.
ثالثاً: آنان این فرمایش رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را که: «قبر مرا، مسجد انتخاب نکنید و یا آنکه قبور را جایگاه نماز قرار ندهید »، مستمسک قرار داده، از زیارت اهل قبور جلوگیری می نمایند.
محمد بن عبدالوهاب در کتاب «التوحید» می نویسد: اَنَّ رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم قال: «اللهمّ لا تجعل قبری وثناً یعبد، اشتدَّ غضب اللَّه علی قوم اتَّخذوا قبور انبیائهم مساجد» ،** محمد بن عبدالوهاب، التوحید، فصل 21، ص 92.*** «امام مالک» در «موطأ» روایت کرده است که آن حضرت صلی الله علیه و آله و سلم ارشاد می فرماید«ای پروردگار! قبرم را «بت » مساز که مورد پرستش قرار گیرد. ملتی که قبور پیامبرانشان را سجده گاه ساختند، مورد خشم شدید خداوند قرار گرفتند ».
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم دعا کرد و از خداوند خواست تا قبرش به عنوان بت مورد پرستش قرار نگیرد. آیا دیدار رسول خدا و زیارت قبر او بت پرستی است ؟
محمد بن عبدالوهاب با همه تلاش هایی که به عمل آورد تا ثابت کند که مردگان حیات ندارند، ولی در جای، جای کتاب «التوحید» مستقیم و غیر مستقیم به مسأله «حیات مردگان»، اعتراف کرده است، از جمله با اشاره به بازجویی از مردگان در قبرمی نویسد :
این اصولی طی شده نزد صحابه کرام - رضی اللَّه عنهم - بود که اساس عبادات تنها حکم است. از این اصول به پرسشهایی که در قبر از انسان به عمل می آید نیز اشاره خواهد رفت، مثلاً :
1 - «من ربُّک؛ پروردگارت کیست ؟ »، نوعیّت این پرسش واضح و آشکار است که پروردگار تنها اللَّه تعالی است.
2 - «من نبیُّک؛ نبی ات کیست ؟ »، در این پرسش به عوض رسول از این جهت از «نب» تذکر رفته که او از غیب و پنهان خبر می دهد.
3 - «ما دینُک؛ دینت کدام است ؟ »، بر این پرسش «اجعل الها» دلالت می کن؛ یعنی کسی که «اله» را می پذیرد، او را عبادت می کند، عبادت او همین دین است. **محمد بن عبدالوهاب، التوحید، ص 92.***
نامبرده به نقل از «ابوهریره» می نویسد :
عن ابی هریرة قال: قال رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم: «لا تجعلوا بیوتکم قبوراً، ولا تجعلوا قبری عیداً، وصلّوا علیَّ فاِنَّ صلاتکم تبلغنی حیث کنتم؛** همان، ص 147 .*** از ابو هریره روایت است که آن حضرت صلی الله علیه و آله و سلم ارشاد فرمودند، خانه های تان را به مقبره مبدل مسازید و بر مقبره من جشن و مراسم برگزار مکنید. شما بر من درود و سلام بفرستید و از هر جایی که شما برایم صلوات و سلام بفرستید، به من ابلاغ می گردد ».
وهابیان می گویند: زیارت قبور نوعی مرده پرستی بوده و با توحید و یکتاپرستی ناسازگار است ،** همان، ص 72.*** امّا در مقابل دیدگاه فوق، بزرگان دین زیارت قبور را مورد تأکید قرار داده اند. و فلسفه این اهتمام و توجّه عبارت است از :
1 - زنده نگهداشتن یاد و خاطره اسوه های عبودیت، بندگی، عشق و ایثار که این بزرگداشت نوعی سپاسگزاری، تقدیر و ارج نهادن به مقام معنوی آنان است.
2 - تداوم بخشیدن راه، سیره، آرمانها و اهداف والای اسوه های هدایت و ایثار و شهادت.
3 - هشدار به جنایتکاران هر عصر که: «هنوز مکتب سرخ حماسه سازان بر جامعه حاکم است ».
4 - آموزش به مردم هر دوره که تلاشگران در راه هدایت انسانها، زندگان جاویدند و حتی اگر در راه حیات دین و سرکوبی ظالمان و ستمگران کشته شوند، در دلهای مردم و نسلهای آینده جای دارند و هرگز فراموش نخواهند شد.
5 - عبرت گرفتن از مرگ دیگران و بیداری از خواب غفلت.
6 - یاد خیر از اموات و گذشتگان که موجب شادی ارواح آنان خواهد بود.
آری، بی جهت نیست که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه معصومین علیهم السّلام و پیروان راستین آنان همواره مردم را به زیارت قبور به ویژه قبور انبیا، شهدا، صلحا و علما فرا خوانده اند .** علّامه امینی، الغدیر، ج 5، ص 160 و 161.*** اکنون که گوشه ای از آثار حیاتبخش زیارت قبور را خاطرنشان کردیم یادآور می شویم که وهابیان در این مورد دیدگاهی متفاوت با دیگران دارند.
رئیس فرقه وهابیّت، محمد بن عبدالوهاب در کتاب «التوحید» می نویسد: «قبر پرستی، نذر و نیاز من دون اللَّه، توسل و ندا و دعا از اولیاء اللَّه هم از اموری است که شرعاً حرام و ناجایز است و بعضی از اینها شرک صریح و آشکار می باشد ». **محمّد بن عبدالوهّاب، التوحید، ترجمه سورتی، ص 81 .***
تردیدی نیست که بنای گنبد، بارگاه، ساختمان و احداث علامت و یادبود، اگر جهت پرستشِ صاحبِ قبر باشد، «حرام» است، ولی اگر برای تعظیمِ آنان و احترام به آرمانهای بلند و آسمانی صاحبِ قبر باشد، ایرادی ندارد. بنابر این رفتن به حرم رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم و ائمّه معصومین علیهم السّلام و قبور مؤمنان راستین و زیارت آنان، نوعی تجدید میثاق با سیره و سنّت آن بزرگواران و در راستای «توحید» است و هیچ گونه تضادی با «یکتاپرستی» ندارد، بلکه یکی از راههای تجلّی فطرتِ توحیدی و تأکید بر میثاق الهی می باشد.