مبدأشناسی

نویسنده : سیّد محمّد شفیعی مازندرانی

زیارت اهل قبور

برخی از مدّعیان یکتاپرستی و «توحید»، زیارت، بویژه زیارت اهل قبور را با یکتاپرستی، ناسازگار دانسته، آن را قبرپرستی می دانند** ر . ک: التوحید، محمد بن عبدالوهاب، ص 73.*** و عامل آن را مشرک و کافر به حساب می آورند. پیامدهای این گونه بینش ها که از عدم توجه کافی و تعمق لازم، به حقیقت «توحید عبادی» و «توحید افعالی» ناشی می شود، بسیار زیاد است. به طور کلی سطحی نگری نسبت به برخی از معارف و مفاهیم اسلامی، باعث پیدایش دیدگاه فوق شده است. ما در این قسمت از بحث با بر شمردن فواید و آثار زیارت «اولیاء اللَّه» و توضیح پیرامون آن به نقد ارزیابی دیدگاه یاد شده می پردازیم :

آثار زیارت اولیاء اللَّه

الف - همسایگی
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «مَن زارنی بعد مماتی کان کمن زارنی فی حیاتی، ومن زارنی فی حیاتی کان فی جواری یوم القیامة؛** جامع الأخبار، سبزواری، فصل 8، ص 69؛ سید محمد شفیعی، پرورش روح، ج 2، بخش حج، ح 26 و 27.*** کسی که پس از مرگ من، به زیارت من بشتابد، بسان کسی است که در زمان حیاتم مرا «زیارت» کرده است. و آن کسی که در دوران حیاتم به «زیارت» من توفیق یافته است، در قیامت در «همسایگی» من جای خواهد داشت ».
«هیثمی»، یکی از اندیشمندان اهل سنت در کتاب معروف خود، «مجمع الزوائ» این حدیث را نقل می کند که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در کنار قبر شهید بزرگ، «مصعب بن عمیر» و دیگر شهدا ایستاد و این چنین گفت: «اَشْهَدُ أنّکُم أحْیاءٌ عِنْدَاللَّهِ؛ گواهی می دهم که شما در پیشگاه خدا زنده اید» و سپس به یاران همراه فرمود: «فَزُورُوهُمْ وَسَلِّمُوا عَلَیْهِمْ فَوَالَّذی نَفْسی بِیَدِهِ لا یُسَلِّمُ عَلَیْهِمْ أحَدٌ إلّا رَدُّوا عَلَیْهِ إلی یَوْمِ الْقِیامَةِ؛ آنان را زیارت کنید و به آنان سلام دهید، به خدایی که جانم در اختیار اوست، تا روز قیامت کسی به آنان سلام نمی دهد، جز آنکه آنان پاسخ وی را می دهند ».** هیثمی، مجمع الزوائد، چاپ بیروت، دارالکتب العربی، ج 3، ص 60.
« عن ابن عمر عن النبی صلی الله علیه و آله و سلم قال من زار قبری وجبت له شفاعتی.
وعن ابن عمر قال قال رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم من جاءنی زائراً لا یعلم له حاجة إلّا زیارتی کان حقّاً علیَّ أن أکون له شفیعاً یوم القیامة.
وعن ابن عمر قال قال رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم من زار قبری بعد موتی کان کمن زارنی فی حیاتی» .***
ب - ادای حقّ امامت
امام هشتم علیه السلام فرمود: «انّ لِکُلِّ إمامٍ عَهْدًا فی عُنُقِ أَوْلِیائِه وَشِیعَتِه ، وَإنَّ مِنْ تَمامِ الْوَفاء بِالْعَهْدِ زِیارَةَ قُبُورِهِمْ؛ **وسایل الشیعه، ج 10، ص 253.*** هر امام و پیشوایی، حقی بر گردن پیروانش دارد که ادای آن عبارت است از: رفتن به «زیارت» قبور آنان ».
ج - تمامیّت حجّ
« جابر» از امام صادق علیه السلام نقل می کند که آن حضرت فرمودند: «تَمامُ الْحَجّ لَقاءُ الإمام؛** مجلسی، بحار الانوار، ج 99، ص 62 و 316.*** اکمال و تمامیّت عمل «حج»، «زیارت» و دیدار با امام است (چه در زمان حیات و چه در زمان ممات ) ». همچنین فرمود: «اذا حجّ احدُکم فَلْیَخْتِمْ بِزِیارَتِنا ذلِکَ مِنْ تَمامِ الْحَجِّ؛** وسایل الشیعه، ج 8، ص 103. ***هنگامی که به انجام عمل حج توفیق یافتید، در پایان آن به «زیارت» ما بشتابید که این مسأله موجب تمامیّت و اکمال عمل «حج» شماست ». همچنان امام علیه السلام در بیانی دیگر فرمودند: «من زارنا بعد مماتنا فکأنّما زارنا فی حیاتنا؛ **وسایل الشیعه، ج 10، ص 260. ***کسی که پس از مرگ ما به زیارت ما بشتابد، چنان است که در حیات ما، ما را زیارت کرده است ».
د - نیکوکاری در حقّ والدین
زیارت قبور «پدر» و «مادر» یکی از عوامل نیکوکاری در حق آنان است، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «مَن زار قَبْرَ أبَوَیهِ أو أحَدَهُما کُلَّ جُمُعَةٍ غُفِرَ لَه وکُتِبَ برّاً؛ **هیثمی، مجمع الزوائد، ج 3، ص 59. ر . ک: سید محمّد شفیعی، تزکیة النفس، ج 2، حقوق الوالدین، موضوع 36 .*** کسی که قبر پدر و مادر یا یکی از آنها را در هر «جمعه» زیارت کند، مورد عفو الهی واقع شده ، نیکوکار در حق والدین خود محسوب می شود ».

فلسفه زیارت و تعمیر قبور

«زیارت قبور» مایه احترام صاحبان آنهاست. بر این اساس زیارت قبور کفّار، فسّاق و منافقین نه تنها مطلوب و پسندیده نیست، بلکه عقوبت و کیفر در پی دارد، زیرا همچنانکه ارتباط و دوستی با کفّار و فسّاق و منافقین در حیات شان جایز نیست، از زیارت قبورشان نیز نهی شده است، زیرا:
الف - زیارت قبور، یکی از جلوه های احترام به شخص متوفی است.
ب - زیارت اهل قبور جهت رهایی از بند غفلت ها و دنیازدگی، برای بازماندگان می باشد.
ج - دعا در کنار قبور (نیکان، صلحا، معصومین و...) زودتر مورد اجابت درگاه خداوند متعال واقع می شود.
در نتیجه، قبور کفار، فسّاق و منافقین همچنانکه شایسته تکریم و احترام نیست. موجب رهایی از بند غفلت نیز نمی شود و دعا در جوار قبور آنان به اجابت نمی رسد.

زیارت قبور هرگز به معنی پرستش آن نیست، اگر چنین بود، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آن را تشویق نمی کرد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «زوروا القبور ولا تقولوا هجراً؛** همان، ص 58.*** به زیارت قبور بشتابید و در کنار آنها جز کلام خداپسند بر زبان نیاورید ». وهابیان که هر گونه زیارت قبور را ممنوع می دانند، در ورطه جهل و نادانی گرفتارند و از فرهنگ اصیل و معارف اسلامی فاصله گرفته اند.
«سمهودی»، یکی از علمای مشهور اهل سنت می نویسد**مهودی، کتاب وفاء الوفاء، ج 3، ص 931 - 933 .***: «رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در برابر قبور «شهدای احد»، ایستاد، به آنان سلام داد و فرمود: «فلن یسلّم علیهم احدٌ ما قامت السماوات والارض الّا ردّوا علیه؛ تا آسمانها و زمین بر قرارند، کسی به شهداء سلام نمی دهد، جز آنکه آنان پاسخ او را می دهند ». سپس فرمود: « هؤلاء اصحابی الذین اشهد لهم یوم القیامة؛ اینان اصحاب من هستند، و به این مسأله در قیامت گواهی می دهم ». ابوبکر که در کنار رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ایستاده بود، گفت: مگر ما اصحاب تو نیستیم؛ رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: نمی دانم سرنوشت شما، پس از من چه خواهد شد، ولی اینان عاقبت به خیر شدند». **همان***
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم همواره به زیارت «شهدای احد» می رفت.** همان ***همچنین ابوبکرعمر ، عثمان و معاویه نیز به زیارت شهدای احد می رفتند.** همان***
در سیره عملی حضرت زهرا علیهاالسّلام دختر حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم آمده است: «فاطمه زهرا علیهاالسّلام همیشه درکنارقبر «حمزه»، نمازمی خواند، دعامی کرد واشک می ریخت » . صاحب المغازی می نویسد: «فاطمه، در هفته دو سه بار به زیارت مزار شهدای احد می رفت و برای آنان می گریست ».** المغازی، ج 1، ص 249، 290 و 313.***
امام نووی دمشقی ،** امام نووی دمشقی، یکی از علمای اهل سنت (وفات 676) این مطلب را در کتاب معروف خود،ریاض الصالحین، ص 275 »آورده است.*** از بُرَیْده نقل می کند: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به یاران تعلیم داد که چگونه به زیارت قبور اموات بشتابند و همچنین به آنان آموخت که در آنجا بخوانند: «السلام علیکم اهل الدیار من المؤمنین والمسلمین وانّا ان شاء اللَّه بکم لاحقون أسأل اللَّه لنا ولکم العافیة ». دمشقی می افزاید: «این حدیث را مسلم، در صحیح نیز نقل نموده است ». همچنین دلیل تجویز زیارت قبور و تحریص به آن را می توان در بیانی دیگر از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به دست آورد، آنجا که فرمود: «اکثروا ذکر هادم اللّذات (یعنی الموت )؛ **صحیح ترمذی، ص 2038؛ صحیح ابن ماجه، ص 4258؛ مجمع الزوائد الهیثمی ج 10 ، ص 308؛ مسند احمد، ج 5، ص 136؛ ریاض الصالحین، دمشقی، ص 398همراه با ترجمه فارسی.*** همواره به یاد نابود کننده لذّات غفلت آور باشید، و آن چیزی جز «مرگ» نیست » .
آمدن فاطمه زهرا علیهاالسّلام کنار قبر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم** أخرج الحافظ ابن عساکر فی التحفة» من طریق طاهر بن یحیی الحسینی قال:حدَّثنی أبی عن جدِّی عن جعفر بن محمد عن أبیه عن علیّ رضی اللَّه تعالی عنه قال: لمّا رمس رسول اللَّه صلی الله علیه و آله جاءت فاطمة رضی اللَّه تعالی عنها فوقفت علی قبره صلی الله علیه و آله وأخذت قبضةً من تراب القبر ووضعت علی عینیها وبکت وأنشأت تقول:
ماذاعلی مَن شَمَ تربة أحمد - أن لایشمَّ مدی الزمان غوالیا
صُبَّتْ علیَّ مصائب لو أنّها - صُبَّت علی الأیّام عُدن [صرن ]لیالیا
ورواه ابن الجوزی فی «الوفاء» وابن سیّد الناس فی السیرة النبویّة، 2، ص 340. والقسطلانی فی «المواهب» مختصراً. والقاری فی شرح «الشمائل»، 2، ص 210. والشبراوی فی « الإتحاف»، ص 9. والسَّمهودی فی وفاء الوفاء، 2، ص 444. والخالدی فی صلح الإخوان، ص 57. والحمزاوی فی «مشارق الأنوار»، 63. والسیّد أحمد زینی دحلان فی السیرة النبویَّة، 3، ص 391. وعمر رضا کحالة فی «أعلام النساء»، 3، ص 1205. وذکر البیتین لها سلام اللَّه علیها إبن حجر فی الفتاوی الفقهیّة، 2، ص 18؛ والخطیب الشربینی فی تفسیره، 6، ص 349؛ والقسطلانی فی «إرشاد السّاری»، 2، ص 390 (به نقل از الغدیر ، ج 5، ص 147).*** و نیز سفر زیارتی «بلال» به مدینه، برای زیارت قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم** عن أبی الدَّرداء قال: إنَّ بلالاً [مؤذِّن النبیِّ صلی الله علیه و آله و سلم ] رأی فی منامه رسول اللَّه صلی الله علیه و آله وهو یقول: ما هذه الجفوة یا بلال؟! أما آن لک أن تزورنی یا بلال؟! فانتبه حزیناً وجلاً خائفاً فرکب راحلته وقصد المدینة فأتی قبر النبی صلی الله علیه و آله فجعل یبکی عنده ویمرِّغ وجهه علیه فأقبل الحسن والحسین رضی اللَّه عنهما فجعل یضمّهما ویقبِّلهما. ألحدیث. ابن عساکر این جریان را در تاریخ شام نقل کرده است (به نقل از الغدیر، ج 5، ص 147).*** در کتب معتبر اهل سنت دیده می شود.