مبدأشناسی

نویسنده : سیّد محمّد شفیعی مازندرانی

ارکان توسّل

ارکان «توسل» عبارتند از :
الف - توسل به کسی که خود از «اولیاءاللَّه» بوده، در نزد خدا دارای آبرو باشد.
ب - موضوع توسل، یعنی «حاجتی» که برای برآورده شدنش، شخص آبرومندی را در پیشگاه خدا واسطه قرار می دهیم، باید «مشروع» و خداپسند باشد.
«توسل»، نشانه بینش خداباوری در انسان است و هرگز تضادی با «توحید» ندارد.
«سورتی»، نویسنده وهابی مسلک، در مقدّمه کتاب« التوحید »** التوحید، محمد بن عبدالوهاب، چاپ مکه، ص 35 و 36.*** می نویسد: «توسل غیر اللَّه و ندا و دعا از اولیاء اللَّه، شرعاً حرام است... [این کار] شرک صریح و آشکار است».** این کتاب توسط وهابیان به فارسی ترجمه و همه ساله، رایگان، در میان فارسی زبانان پخش می گردد، جملات فارسی در ترجمه ازخود آنان است.*** در کتاب «راهنمای حج و عمره» از انتشارات عربستان سعودی آمده است«هرکس درمیان خود وخدای خود کس دیگری را واسطه وسفارش کند ودرحاجات خود او را بخواند و از او تقاضای سفارش کند و توکل نماید به اجماع امت کافر می شود ».
قبل از رد دیدگاه فوق، ابتدا باید اقسام و شیوه های توسّل را توضیح داد تا مشخص شود که توسّل در چه صورت «شرک» و «حرام» است و در چه صورت با «توحید» منافات ندارد. بنابراین توسّل به مشروع و غیر مشروع یا «ممدوح» و «مذموم» تقسیم می شود، زیرا توسل به خدا و کسانی که در پیشگاه خدا آبرومند هستند، مشروع و مورد پذیرش ماست، لکن توسل به اشیا یا به کسانی که در پیشگاه خدا آبرومند نیستند، نامشروع و مورد نهی و ممنوع می باشد. آنچه را مخالفان توسّل مستمسک قرار می دهند، «توسّلی» است که قرآن آن را رد کرده است، ولی آنان موارد نهی را تعمیم داده، حتی موارد مجاز را نیز مشمول نهی می دانند.
یکی از مسلمانان عرب از بیابان، به محضر رسول خدا شرفیاب شد و از قحطی و غلا و کمبود آب و باران شکایت کرد و برای حل مشکل به آن حضرت متوسّل شدرسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در حالی که عبایش بر زمین کشیده می شد، به سوی منبر حرکت کرد ، و در بالای منبر دستها را به سوی آسمان بلند کرد و چنین دعا نمود: «اللّهمّ اسقنا غیثاً مغیثاً» هنوز دستهای آن بزرگوار از حالت دعا تغییر نکرده بود که ابری در آسمان ظاهر گشت و باران مفصّلی باریدن گرفت .** ابن حجر، الصواعق المحرقه، مقصد 5 از باب 11، ص 178 و 180.***
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «للَّهِ دَرُّ أبی طالبٍ لو کانَ حیّاً لَقَرَّت عیناهُ من یُنشدنا قولَ؛ خدا رحمت کند ابوطالب را اگر زنده بود، دیدگانش روشن می گشت، چه کسی اشعار وی را برای ما قرائت می کند؟».
امیر مؤمنان، علی علیه السلام از جای خود برخاست و گفت: لابد اشعار معروف او را در نظر داری که گفته بود :
وَاَبْیَضَ یَسْتَسْقِی الغَمَامَ بِوَجْهِهِ - ثِمالُ الْیتامی عِصْمَةُ للأراملِ
یَلوذ بِهِ الهلاک مِنْ آلَ هاشمٍ - فَهُمْ عِنْدَهُ فی نعمة وفواضل** فتح الباری، ج 2، ص 494 .***
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: آری، به همین اشعار نظر داشتم. سپس پیامبر صلی الله علیه و آله «ابوطالب» را مورد عنایت خود قرار داد و برای او طلب استغفار کرد. در این هنگام مردی از «بنی کنانه» از جای برخاست و این چنین سرود :
لک الحَمدُوالمحمدمن شکر - سقینا بوجه النبیّ المطر** همان؛ السیرةُ الحلبیة، ج 1، ص 116.***
قابل ذکر است، اشعار فوق که دو مصرع آن را در بالا نقل کردیم، پس از استسقا و توسل «عبدالمطلب» به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم (در دوران طفولیت آن حضرت ) و آمدن باران، توسط «ابوطالب» سروده شد. البته خود ابوطالب نیز در ایام جوانی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با توسل به آن حضرت استسقا (طلب باران) نمود و منطقه مکّه سیراب شد.** همان، ص 398.***
«زینی دحلان»، مفتی بزرگ مکّه در کتاب خود، «الدرر السنیّة» می نویسد: «بلال بن حرث یکی از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم روی قبر آن حضرت گفت: «یا رسول اللَّه ! اِسْتَسْقِ لاُمّتک فانّهم قد هلکوا» او پس از چندی آن حضرت را در خواب دید که به او نوید داد که «بزودی باران مفصلی باریدن خواهد گرفت».** زینی دحلان، الدرر السنیه، ص 18؛ النمری، التهذیب، ج 4، ص 283.***
در جریان فوق، سخن گفتن بلال با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و طلب حاجت از او، قابل توجه است. پس وهابیان چگونه به خود اجازه می دهند و اظهار می کنند که از روح پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم کاری ساخته نیست ؟ بنابراین می توان خدا را به جاه و آبروی رسول او سوگند داد و به آن حضرت متوسّل شد، چه در حال حیات و چه در حال ممات .
امیرالمؤمنین پس از تغسیل پیکر مطهّر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:بأبی انت وامّی یا رسول اللَّه! لقد انقطع بموتک ما لم ینقطع بموت غیرک » ،** نهج البلاغه صبحی صالح، خطبه 235. ***ابوبکر نیز در کنار جسد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در حالی که اشک می ریخت، گفت: «اذکرنا یا محمَّد عند ربک ولنکن علی بالک ».** زینی دحلان، سیرة النبویة، در حاشیه سیره حلبیه، چاپ مصر، ج 3، ص 391. ***بدون تردید سخنان این دو نفر به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در حالی که از دنیا رفته بودند، از روی اعتقادات صحیح آنان بوده است. پس با میّت می توان سخن گفت و چنانچه در پیشگاه خدا آبرو داشته باشد، از او چیزی خواست و به او توسّل جست.

فلسفه توسّل

مسأله «توسل» از لطف و کرم سرشار الهی حکایت دارد و جنبه های تربیتی آن در جامعه بشری گرانبار است. خداوند متعال همواره همه مخلوقات بویژه آدمیان را مشمول لطف خود قرار می دهد و براین اساس به آنان دعا و نیایش و «توسل» را آموزش داده است تا در صورت مرتکب شدن خطا و عصیان در زندگی، به بیماری «یأس» و نومیدی دچار نشوند و بدانند که خدا، رحیم و مهربان و «عذرپذیر» است و درهای لطف او همیشه باز می باشد. توجه بدین نکته ضروری است که مسأله توسل در جامعه، دارای آثار تربیتی و نتایج مطلوب عرفانی و معنوی بی شماری است، زیرا :
الف - «توسل»، روحیه دستگیری و تعاون را در افراد تقویت می کند.
ب - تأثیرات تربیتی «توسل» را در ساختار روحی آدمی نمی توان نادیده گرف. کسی که در مقام اضطرار و موقعیت استثنایی (روز حاجتمندی) به شخصی متوسّل می شود و پناه می برد، حالت نقش پذیری خاصی در او ایجاد می شود و در این صورت وقتی که از طرف، لطف و مهربانی و روحیه گره گشایی مشاهده می کند، در واقع زمینه همرنگی و قدم نهادن در صراط او، در این شخص (حاجتمند) فراهم می گردد و اثر عملی آن، دیر یا زود در زندگی اش ظاهر می شود (جنبه تربیتی توسل را نمی توان دست کم گرفت ) . شخصی که به توسل روی می آورد، سعی می کند از حیث کردار و رفتار خود را در برخی جهات، لااقل در آستانه توسل، بسان طرف توسل جلوه دهد و همین همرنگی، زمینه های تربیتی و نقش پذیری ویژه ای را در او ایجاد می کند. پس «فلسفه توسّل» را می توان در ارشاد و راهنمایی انسانها به کانون نور و هدایت، و ایجاد زمینه های روحی روی آوردن به اسوه ها و الگوهای تربیت اسلامی خلاصه کرد، و همین مسأله، مقدّمه شناختن انسانهای برتر و گرویدن به آنان و بهره مند شدن از هدایتهای آنان را در جامعه فراهم می کند.
«توسّل» روحیه اخوت و برادری را در جامعه تقویت می کند، چون هر کسی می داند که خدا از او خواسته است تا در مواردی دست دیگران را بگیرد و از آنان «شفاعت» کند و یا هنگامی که کسی به او توسل جست، بدون عذر نمی تواند آن را رد کند. البته شناخت الگوهای توسل و چگونگی آن و آنچه در توسل درخواست می شود، به خوبی می تواند فلسفه توسل را در نگرش اسلامی مبرهن سازد بدون شک همچنانکه یادآور شدیم مصادیق وسیله و افرادی که می توان به آنان توسل جست، همان رهبران الهی ما هستند.

مشکل مخالفان و منکرین توسّل

همه مخالفان مسأله توسل را نمی توان به لجاجت متهم کرد، زیرا «دو مشکل» اساسی علمی - عقیدتی در این مسأله وجود دارد که ذهن بسیاری از آنان را مشوّش ساخته است :
1 - مخالفان مسأله توسل می گویند در کنار قبور این و آن، دست به توسّل بردن چه دردی را دوا می کند؛ مگر از مردگان کاری ساخته است ؟
2 - همچنین می گویند مصدر همه امور خداست، براین اساس از غیر خدا حاجت خواستن با «توحید افعالی» منافات دارد.
بنابراین برای مجاب و متقاعد کردن مخالفان توسّل، باید دو مشکل فوق را حل کنیم، زیرا توسّل از مقوله «شفاعت» است که «وهابی ها» هیچ کدام را قبول ندارند، به خاطر اینکه دو موضوع برای آنان توجیه و حل نشده است:
1 - حل نشدن حقیقت مسأله «توحید افعالی» و «توحید عبادی»، شاید وهابی ها به غلط فکر می کنند افعال انسان در کنار و «عرض» کارهای خداوند قرار دارد، نه در طول آن؛
2 - عقیده بدین مسأله که از اموات کاری ساخته نیست.** ر . ک: مناسک الحج والعمرة، ابن تیمیه، چاپ دوم 1415، چاپ ریاض، ص 81 .***
بر این اساس، محمد بن عبدالوهاب، رئیس فرقه وهابیّت در کتاب معروف خودالتوحید »** ر . ک: التوحید، ص 108 (این کتاب توسط علمای اهل سنت مکه به فارسی ترجمه شده است ). ***می نویسد: «دعا و استعانت و استغاثه از غیر اللَّه کفر است، افزوده بر آن از این کار نفعی به وی نمی رسد ».
در این کتاب در ذیل تفسیر آیه (... فَابْتَغُواْ عِندَ اللَّهِ الرِّزْقَ... )** عنکبوت / 17. ***آمده است :
«نمی توان بهشت را بدون خداوند متعال از کسی دیگر مطالبه کرد به همین ترتیب نمی توان رزق و معاش را نیز جز خداوند از کسی دیگر درخواست کرد». **التوحید، ص 108.***
وی همچنین در این کتاب که به زبان فارسی نیز ترجمه شده است، می نویسد: گمراهی بیشتر از استغاثه کننده به غیر اللَّه، سراغ نمی شود.
اگر جز خداوند به کس دیگری استغاثه شود، او از این ندا بی خبر است و نمی داند که چه می خواهد، وکی می خواهد ؟
جز خداوند اگر از کسی استعانت بعمل آید، او از این امر خوشنود نمی شود بلکه از این جهت با فریاد کنندگان، حسد و عناد می ورزد.
استمداد جستن و فریاد کردن به غیر اللَّه به عبادت از آنها تعبیر می شود.
از آنکه استمداد جسته می شود او ازین عبادت اظهار استکراه و بیزاری می کند.
به یک چنین شخص (متوسل) اضلُّ الناس (گمراه ترین مردم) گفته شده است.
هنگامی که از پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم استمداد جسته شده فرموده که: «اِنَّه لا یُستغاثُ بی واِنَّما یُستغاث باللَّه» (شکایت کردن به من لزوم ندارد تنها به ذات خداوند متعال استغاثه باید کرد).** همان .***
نویسنده با استناد به این حدیث، می خواهد هرگونه استغاثه و پناه بردن به غیر خدا را نفی کند، در حالی که باید دید مراد از غیر خدا کیست؟ انبیا، اولیا و ائمه معصومین که واسطه فیض الهیند یا اشیا وکسانی که آبرویی در پیشگاه خدا ندارند و مجرای فیض الهی به حساب نمی آیند؟ به اعتقاد ما در نظام آفرینش هر چیزی بر اثر جریان طبیعی پیش می رود؛ قانون علیّت و معلولیّت در تمام ابعاد هستی و در همه مراحل آن حاکمیت دارد ؛ «أبی اللَّه أن یجری الاشیاء الّا بأسباب ».** کلینی، اصول کافی، ج 1، ص 183.*** بر این اساس، یکی از راههای بهره مند شدن از فیض حق و برخوردار شدن از الطاف الهی، توسّل است (البته در باب «دعا» و «شفاعت» نیز این مسأله را مورد ارزیابی قرار خواهیم داد). بنابراین، وسیله باید در مدار رضای خدا باشد، و هر چیزی و هر کسی نمی تواند وسیله و اسباب و مجرای فیض حق واقع شود. پس توسل به برخی از اسباب و وسایل در واقع، توسل به «مسبّب»خدا) است** برخی، توسل به سبب را عین توسل به مسبب نمی دانند، این مسأله ناشی از ناآگاهی آنان است. ***و شرک محسوب نمی شود، زیرا در قرآن کریم به آن امر شده است: (یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ وَابْتَغُواْ إِلَیْهِ ا لْوَسِیلَةَ وَجَهِدُواْ فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ ) .** مائده / 35.*** همچنین در قرآن، در موارد مختلف از توسل سخن به میان آمده است، ولی متأسفانه وهابیان بر اثر کج فهمی و عدم درک صحیح و درست توحید افعالی و عبادی، توسّل به ارواح صالحان و پاکان و انبیای عظام را شرک می دانند.