مبدأشناسی

نویسنده : سیّد محمّد شفیعی مازندرانی

توسّل

«توسّل» در اسلام، یکی از طرق برخوردار شدن از الطاف خداست و آن عبارت است از: واسطه قرار دادن محبوبان خدا میان خود و پروردگار، برای برخورداری از الطاف الهی به واسطه آبرویی که این واسطه ها در پیشگاه او دارند. «توسّل» در نگاه اهل لغت عمومیت دارد، همچنانکه ابن اثیر در «النهایة» می نویسد: الوسیلة «هی فی الأصل ما یتوصل به الی الشی ء ویتقرب به؛ وسیله در واقع عبارت از چیزی است که آدمی را به چیزی پیوند می دهد»، ولی در اصطلاح دینی معنی خاصی دارد و همچون واژه «ذریعه»** الفرق بین الوسیلة والذریعة: أنّ الوسیلة» عند أهل اللغة هی القربة وأصلها من قولک سألت أسأل أی طلبت وهما یتساولان. أی یطلبان القربة التی ینبغی أن یطلب مثلها وتقول توسلت إلیه بکذا فتجعل کذا طریقاً إلی بغیتک عنده، والذریعة إلی الشی ء: هی الطریقة إلیه ولهذا یقال جعلت کذا ذریعة إلی کذا فتجعل الذریعة هی الطریقة نفسها ولیست الوسیلة هی الطریقة فالفرق بینهما بیّن (معجم فروق اللغة، حرف واو). ***بیشتر در امور دنیوی به کار می رود، برخلاف «شفاعت» که به امور اخروی اختصاص دارد. **شفاعت یکی از مصادیق وسیله قلمداد گشته است (النهایة، ابن اثیر، ماده وسل ).***
باید تلاش کرد تا توسّل در عمل به گونه ای معقول و خداپسند صورت پذیرد، نه بر اساس و شیوه دوره جاهلیت که مورد نکوهش قرآن است، زیرا آنان در پیشگاه بت ها زانو زده، کُرنش می کردند و می گفتند: (... لِیُقَرِّبُونَآ إِلَی اللَّهِ زُلْفَی ... )؛** زمر / 3. ***«بت ها باعث تقرّب ما در پیشگاه خدا می گردند». از این آیه به دست می آید:
1 - مسأله توسّل در میان مردم جاهلیّت وجود داشته است؛
2 - اسلام هر گونه توسّل را امضا نکرده است؛
3 - اسلام، توسّل با شیوه صحیح را امضا کرده است.

اقسام توسّل

«توسل» به یکی از سه طریق زیر تحقق می یابد :
1 - طلب حاجت از خدا در پرتو آبروی رسول خدا؛
2 - طلب دعا از پیامبر، (از پیامبر بخواهیم تا در حق ما دعای خیر کند)؛
3 - حاجت خواستن از «اولیاء اللَّه» از جمله رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم که واسطه فیضند.
«سیوطی»، مفسر بزرگ اسلامی در ذیل آیه (... وَابْتَغُواْ إِلَیْهِ ا لْوَسِیلَةَ... )** مائده / 35 . ***می نویسد: «الوسیلة القربة... تقربوا الی اللَّه بطاعته والعمل بما یرضیه؛** الدرُّ المنثور، ج 2، ص 280 ذیل آیه 35 سوره مائده. ***وسیله به چیزی می گویند که شما را به خدا نزدیک کند». همچنین «ابن حَجَر»، یکی دیگر از علمای بزرگ وشهیراهل سنت در «الصواعق» ازشافعی نقل می کندکه اواین چنین سرود :
آل النبیِّ ذریعتی - وهم الیه وسیلتی
أرجو بهم اعطی غداً - بیدالیمین صحیفتی** الصواعق المحرقه، ص 180، چاپ مکتبة الظاهرة، تحقیق عبدالوهاب.***
«آل پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم وسیله نجات و پناهگاه من هستند ؛ اینان در پیشگاه خداوسیله تقرب منند. امیدوارم به خاطر این وسیله، خدا نامه اعمال مرا به دست راستم دهد».
«زمخشری» نیز در این مورد و ذیل آیه فوق الذکر می نویسد: «الوسیلة: کلّ ما یتوسل به أی یتقرّب من قرابة او صنیعة او غیر ذلک فاستعیرت لما یتوسل به الی اللَّه تعالی من فعل الطاعات وترک المعاصی؛** زمخشری، الکشّاف، ج 1، ص 628. ***وسیله عبارت از چیزی است که آدمی را به دیگری نزدیک می کند، اعم از نسبت های خانوادگی یا خواندن صیغه ای که موجب محرمیّت شود، و در اینجا عبارت است از هر چیزی که آدمی را به خدا نزدیک می کند و از آن جمله اند: انجام کارهای حسنه و نیز پرهیز از نارواها».

ارکان توسّل

ارکان «توسل» عبارتند از :
الف - توسل به کسی که خود از «اولیاءاللَّه» بوده، در نزد خدا دارای آبرو باشد.
ب - موضوع توسل، یعنی «حاجتی» که برای برآورده شدنش، شخص آبرومندی را در پیشگاه خدا واسطه قرار می دهیم، باید «مشروع» و خداپسند باشد.
«توسل»، نشانه بینش خداباوری در انسان است و هرگز تضادی با «توحید» ندارد.
«سورتی»، نویسنده وهابی مسلک، در مقدّمه کتاب« التوحید »** التوحید، محمد بن عبدالوهاب، چاپ مکه، ص 35 و 36.*** می نویسد: «توسل غیر اللَّه و ندا و دعا از اولیاء اللَّه، شرعاً حرام است... [این کار] شرک صریح و آشکار است».** این کتاب توسط وهابیان به فارسی ترجمه و همه ساله، رایگان، در میان فارسی زبانان پخش می گردد، جملات فارسی در ترجمه ازخود آنان است.*** در کتاب «راهنمای حج و عمره» از انتشارات عربستان سعودی آمده است«هرکس درمیان خود وخدای خود کس دیگری را واسطه وسفارش کند ودرحاجات خود او را بخواند و از او تقاضای سفارش کند و توکل نماید به اجماع امت کافر می شود ».
قبل از رد دیدگاه فوق، ابتدا باید اقسام و شیوه های توسّل را توضیح داد تا مشخص شود که توسّل در چه صورت «شرک» و «حرام» است و در چه صورت با «توحید» منافات ندارد. بنابراین توسّل به مشروع و غیر مشروع یا «ممدوح» و «مذموم» تقسیم می شود، زیرا توسل به خدا و کسانی که در پیشگاه خدا آبرومند هستند، مشروع و مورد پذیرش ماست، لکن توسل به اشیا یا به کسانی که در پیشگاه خدا آبرومند نیستند، نامشروع و مورد نهی و ممنوع می باشد. آنچه را مخالفان توسّل مستمسک قرار می دهند، «توسّلی» است که قرآن آن را رد کرده است، ولی آنان موارد نهی را تعمیم داده، حتی موارد مجاز را نیز مشمول نهی می دانند.
یکی از مسلمانان عرب از بیابان، به محضر رسول خدا شرفیاب شد و از قحطی و غلا و کمبود آب و باران شکایت کرد و برای حل مشکل به آن حضرت متوسّل شدرسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در حالی که عبایش بر زمین کشیده می شد، به سوی منبر حرکت کرد ، و در بالای منبر دستها را به سوی آسمان بلند کرد و چنین دعا نمود: «اللّهمّ اسقنا غیثاً مغیثاً» هنوز دستهای آن بزرگوار از حالت دعا تغییر نکرده بود که ابری در آسمان ظاهر گشت و باران مفصّلی باریدن گرفت .** ابن حجر، الصواعق المحرقه، مقصد 5 از باب 11، ص 178 و 180.***
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «للَّهِ دَرُّ أبی طالبٍ لو کانَ حیّاً لَقَرَّت عیناهُ من یُنشدنا قولَ؛ خدا رحمت کند ابوطالب را اگر زنده بود، دیدگانش روشن می گشت، چه کسی اشعار وی را برای ما قرائت می کند؟».
امیر مؤمنان، علی علیه السلام از جای خود برخاست و گفت: لابد اشعار معروف او را در نظر داری که گفته بود :
وَاَبْیَضَ یَسْتَسْقِی الغَمَامَ بِوَجْهِهِ - ثِمالُ الْیتامی عِصْمَةُ للأراملِ
یَلوذ بِهِ الهلاک مِنْ آلَ هاشمٍ - فَهُمْ عِنْدَهُ فی نعمة وفواضل** فتح الباری، ج 2، ص 494 .***
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: آری، به همین اشعار نظر داشتم. سپس پیامبر صلی الله علیه و آله «ابوطالب» را مورد عنایت خود قرار داد و برای او طلب استغفار کرد. در این هنگام مردی از «بنی کنانه» از جای برخاست و این چنین سرود :
لک الحَمدُوالمحمدمن شکر - سقینا بوجه النبیّ المطر** همان؛ السیرةُ الحلبیة، ج 1، ص 116.***
قابل ذکر است، اشعار فوق که دو مصرع آن را در بالا نقل کردیم، پس از استسقا و توسل «عبدالمطلب» به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم (در دوران طفولیت آن حضرت ) و آمدن باران، توسط «ابوطالب» سروده شد. البته خود ابوطالب نیز در ایام جوانی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با توسل به آن حضرت استسقا (طلب باران) نمود و منطقه مکّه سیراب شد.** همان، ص 398.***
«زینی دحلان»، مفتی بزرگ مکّه در کتاب خود، «الدرر السنیّة» می نویسد: «بلال بن حرث یکی از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم روی قبر آن حضرت گفت: «یا رسول اللَّه ! اِسْتَسْقِ لاُمّتک فانّهم قد هلکوا» او پس از چندی آن حضرت را در خواب دید که به او نوید داد که «بزودی باران مفصلی باریدن خواهد گرفت».** زینی دحلان، الدرر السنیه، ص 18؛ النمری، التهذیب، ج 4، ص 283.***
در جریان فوق، سخن گفتن بلال با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و طلب حاجت از او، قابل توجه است. پس وهابیان چگونه به خود اجازه می دهند و اظهار می کنند که از روح پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم کاری ساخته نیست ؟ بنابراین می توان خدا را به جاه و آبروی رسول او سوگند داد و به آن حضرت متوسّل شد، چه در حال حیات و چه در حال ممات .
امیرالمؤمنین پس از تغسیل پیکر مطهّر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:بأبی انت وامّی یا رسول اللَّه! لقد انقطع بموتک ما لم ینقطع بموت غیرک » ،** نهج البلاغه صبحی صالح، خطبه 235. ***ابوبکر نیز در کنار جسد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در حالی که اشک می ریخت، گفت: «اذکرنا یا محمَّد عند ربک ولنکن علی بالک ».** زینی دحلان، سیرة النبویة، در حاشیه سیره حلبیه، چاپ مصر، ج 3، ص 391. ***بدون تردید سخنان این دو نفر به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در حالی که از دنیا رفته بودند، از روی اعتقادات صحیح آنان بوده است. پس با میّت می توان سخن گفت و چنانچه در پیشگاه خدا آبرو داشته باشد، از او چیزی خواست و به او توسّل جست.