مبدأشناسی

نویسنده : سیّد محمّد شفیعی مازندرانی

شب قدر و تقدیر امور

سؤال: تقدیر امور سال که در «شب قدر» صورت می گیرد، چگونه است ؟ آیا موجب سلب «اختیار» و اراده آدمی در زندگی نمی شود ؟
جواب :
در این جا دو بحث مورد توجه می باشد: اول آنکه چرا خدا مقدّرات خود را به «شب قدر» موکول می کند ؟ دوم آنکه مقدرات در شب قدر موجب سلب اراده انسان می شود یا خیر ؟ توضیح مطلب اینکه اولاً فرهنگ شب قدر، فرهنگ سازنده و همگام با موازین تربیتی اسلام است و سبب می شود تا انسان همواره در زندگی احساس طراوت و تازگی کند و دچار یأس و ناامیدی نشود، و پایان یافتن بدبختی و ظهور و طلوع روشنایی در زندگی را انتظار کشد . ثانیاً داشتن دفترچه راهنمایی مایه اجبار نیست، انسان اراده و اختیار دارد و بر اساس یک سلسله حساب گری ها و سنجش ها تصمیم به انجام کار و یا ترک آن می گیرد؛ به طور مثال : طرح نقشه ای که مهندسین طرّاح برای اجرا در اختیار مسؤولین اجرایی قرار می دهندآیا مایه سلب اراده و آزادی عملی این گروه است ؟ آیا این گروه طبق اراده و تصمیم خود به کار نمی پردازند ؟ آیا آنان بدون اراده و به طور جبری دست به کار می شوند ؟
همچنین بخشنامه ای از سوی گروه سیاستگذار در اختیار افراد یک شرکت، اداره و ... قرار می گیرد و افراد بر اساس آن عمل می کنند، آیا کارهای این افراد به گونه ای جبری و غیر ارادی انجام می گیرد یا خیر ؟
نموداری برای اجرای پروژه هایی در اختیار مجریان طرح قرار می گیرد، و آنان طبق آن عمل می کنند، این نقشه و نمودار نقش یک مشاور و راهنما را دارد، لذا در پایان کار به ارزیابی می نشینند تا طبق طرح و تعهدات عمل شده است یا خیر ؟ باید آنان را تشویق نمود یا تنبیه ؟
آنچه در «شب قدر» مقدر می گردد به مثابه طرح، نقشه، بخشنامه و نمودار یک پروژه است و هیچ گونه جبر و سلب اراده عاملان مرحله اجرا را در بر ندارد. بنابراین اراده و مشیّت الهی و تقدیرات امور سال در شب قدر، هرگز مایه سلب اراده آدمی در مقام عمل نخواهد بود.

بعضی گمان می کنند در باب افعال ارادی و اختیاری ما که طرح و نقشه ای مشخص و معین در کار است، مسأله سر از جبر درآورده و منجر به سلب اختیار آدمی می شوددر حالی که همچنانکه در ضمن تمثیل های فوق خاطرنشان کردیم، هرگز این چنین نیست، و مسأله تقدیر امور و تعیین سرنوشت را می توان در حد یک طرح و نقشه راهنما دانست.
در قرآن می خوانیم :
- (... وَ لَا رَطْبٍ وَ لَا یَابِسٍ إِلَّا فِی کِتَبٍ مُّبِینٍ )؛** انعام / 59.*** «تر و خشکی وجود ندارد جز آنکه قبلاً در کتاب مبین ذکر شده است»، کنایه از پیش بینی همه چیز است.
- (مَآ أَصَابَ مِن مُّصِیبَةٍ فِی ا لْأَرْضِ وَلَا فِی أَنفُسِکُمْ إِلَّا فِی کِتَبٍ مِّن قَبْلِ أَن نَّبْرَأَهَآ إِنَّ ذَا لِکَ عَلَی اللَّهِ یَسِیرٌ )؛ **حدید / 22. ***«مصیبتی در زمین یا در جانتان رخ نمی دهد جز آنکه پیش از وقوع آن را مقرر داشته ایم، و این مسأله سهل و ساده ای برای خداست».
- (... نَسْتَنسِخُ مَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ )؛** جاثیه / 29.*** «آنچه انجام می گیرد، از روی دیوان کل استنساخ می کنیم».
آیات فوق بیانگر این حقیقتند که انسان یله و رها نیست، بلکه همه کردار، رفتار و نیّات او، همه کارهای اختیاری و غیر اختیاری او، پیش بینی شده است، حتی از سوّمین آیه فوق به دست می آید که رفتار و کردار انسان از قبل در کتاب ثبت گشته و از روی آن استنساخ صورت می پذیرد، امّا این مسأله هرگز جبرآور نیست، چون مربوط به (مرحله ) عالم «امر» است و مرحله قضا را شامل می گردد، و به عالم «فعل» و مرحله اجرا مربوط نمی شود، و کارهای ارادی انسان همه و همه با اراده و آزادی، اختیار و تصمیم او انجام می پذیرد.

فصل هفتم: توسل، تبرّک، استشفا، زیارت اهل قبور و شفاعت

توسّل

«توسّل» در اسلام، یکی از طرق برخوردار شدن از الطاف خداست و آن عبارت است از: واسطه قرار دادن محبوبان خدا میان خود و پروردگار، برای برخورداری از الطاف الهی به واسطه آبرویی که این واسطه ها در پیشگاه او دارند. «توسّل» در نگاه اهل لغت عمومیت دارد، همچنانکه ابن اثیر در «النهایة» می نویسد: الوسیلة «هی فی الأصل ما یتوصل به الی الشی ء ویتقرب به؛ وسیله در واقع عبارت از چیزی است که آدمی را به چیزی پیوند می دهد»، ولی در اصطلاح دینی معنی خاصی دارد و همچون واژه «ذریعه»** الفرق بین الوسیلة والذریعة: أنّ الوسیلة» عند أهل اللغة هی القربة وأصلها من قولک سألت أسأل أی طلبت وهما یتساولان. أی یطلبان القربة التی ینبغی أن یطلب مثلها وتقول توسلت إلیه بکذا فتجعل کذا طریقاً إلی بغیتک عنده، والذریعة إلی الشی ء: هی الطریقة إلیه ولهذا یقال جعلت کذا ذریعة إلی کذا فتجعل الذریعة هی الطریقة نفسها ولیست الوسیلة هی الطریقة فالفرق بینهما بیّن (معجم فروق اللغة، حرف واو). ***بیشتر در امور دنیوی به کار می رود، برخلاف «شفاعت» که به امور اخروی اختصاص دارد. **شفاعت یکی از مصادیق وسیله قلمداد گشته است (النهایة، ابن اثیر، ماده وسل ).***
باید تلاش کرد تا توسّل در عمل به گونه ای معقول و خداپسند صورت پذیرد، نه بر اساس و شیوه دوره جاهلیت که مورد نکوهش قرآن است، زیرا آنان در پیشگاه بت ها زانو زده، کُرنش می کردند و می گفتند: (... لِیُقَرِّبُونَآ إِلَی اللَّهِ زُلْفَی ... )؛** زمر / 3. ***«بت ها باعث تقرّب ما در پیشگاه خدا می گردند». از این آیه به دست می آید:
1 - مسأله توسّل در میان مردم جاهلیّت وجود داشته است؛
2 - اسلام هر گونه توسّل را امضا نکرده است؛
3 - اسلام، توسّل با شیوه صحیح را امضا کرده است.