مبدأشناسی

نویسنده : سیّد محمّد شفیعی مازندرانی

قضا و قدر محتوم و مؤجّل

قضا و قدری که به اعتقاد ما از سوی خدا بر سراسر هستی حاکمیّت دارد، بر دو گونه است :
الف: قضا و قدر محتوم و تغییرناپذیر.
ب: قضا و قدر مؤجّل و تغییرپذیر.
قضا و قدر محتوم و تغییرناپذیر آن است که اراده تکوینی خدا بدان تعلّق گرفته است، اراده خلل ناپذیر و حتمی پروردگار متعال وقتی بر چیزی تعلق گیرد، هیچ عاملی نمی تواند سدّ راه تحقق آن شود.
امّا قضا و قدر تغییرپذیر که تخلف در آن راه دارد، آن است که اراده تشریعی پروردگار حکیم بدان تعلّق گرفته است، نه اراده حتمی او، در این گونه موارد، عوامل دیگری در تحقّق آن و یا تخلّف از آن نقش اساسی و بنیادین دارند، لذا تخلف پذیر است، مثلاً: پروردگار حکیم تشریعاً برای همه انسانها سعادتمندی در پرتو ایمان راستین را طبق اراده تشریعی خود مقدّر کرده است، لکن گروهی از انسانها «مؤمن» و گروهی «کافر» و گروهی «منافق» و گروهی مستضعف عقیدتی هستند، گر چه در شأن همه این گروهها ایمان مقدّر گشته و مشمول قضا و قدر الهی می باشند، و پروردگار حکیم اراده کرده است که آنان در شمار مؤمنان باشند، ولی برخی با اراده خود در جهت مشیّت و اراده خدا گام برمی دارند و بعضی بر خلاف آن عمل می کنند و برخی در دستیابی بدان ناموفقند.
به طور مثال در قرآن می خوانیم: (وَقَضَی رَبُّکَ أَلَّا تَعْبُدُواْ إِلَّا إِیَّاهُ وَبِالْوَا لِدَیْنِ إِحْسَنًا... )؛ **اسراء / 23.*** «خدا مقرّر داشته است که جز او را نپرستید و در حقّ پدر و مادر احسان کنید »، در حالی که برخی از آدمیان اهل عبادت نیستند، و برخی نیز «عاق» والدین می باشند. راز اصلی این گونه تخلف پذیری از قضا و قدر، آن است که خدا در انجام و یا ترک کاری، اراده فاعل مباشر، یعنی انسان را مؤثر دانسته است، بدین معنی که خدا مقدّر کرده تا آدمیان با تصمیم و اراده خود، راه سعادت را در پیش گیرند، و یا آنکه طریق شقاوت را بپیمایند، این پیمودن یک امر «اختیاری» است؛ یعنی اگر بشر در موردی تصمیم به «ترک» گرفت، قضا و قدر الهی که روی «فعل» آن رفته بود، تخلف می پذیرد و یا برعکس؛ به عبارت دیگر: قضا و قدر الهی بر دو گونه است: قضا و قدر «مطلق» که «محتوم» است و خلل ناپذیر، و قضا و قدر «مشروط» که با فقدان شرط تحقق آن، تغییر پذیر خواهد بود، و مسأله تأثیر «صدقه»، «دعا»، «توبه»، «توسل» و «شفاعت» مربوط به این نوع از قضا و قدر است؛ مثلاً: برای کسی در فلان وقت «مرگ» مقدر شده ، ولی او با دادن «صدقه» وقوع آن را به تأخیر می افکند، و یا آنکه رفتن به جهنم برای کسی مقرر شده، و لکن او با روی آوردن به توبه و جبران مافات از تحقق آن جلوگیری می کند و همچنین موارد دیگر.

شب قدر و تقدیر امور

سؤال: تقدیر امور سال که در «شب قدر» صورت می گیرد، چگونه است ؟ آیا موجب سلب «اختیار» و اراده آدمی در زندگی نمی شود ؟
جواب :
در این جا دو بحث مورد توجه می باشد: اول آنکه چرا خدا مقدّرات خود را به «شب قدر» موکول می کند ؟ دوم آنکه مقدرات در شب قدر موجب سلب اراده انسان می شود یا خیر ؟ توضیح مطلب اینکه اولاً فرهنگ شب قدر، فرهنگ سازنده و همگام با موازین تربیتی اسلام است و سبب می شود تا انسان همواره در زندگی احساس طراوت و تازگی کند و دچار یأس و ناامیدی نشود، و پایان یافتن بدبختی و ظهور و طلوع روشنایی در زندگی را انتظار کشد . ثانیاً داشتن دفترچه راهنمایی مایه اجبار نیست، انسان اراده و اختیار دارد و بر اساس یک سلسله حساب گری ها و سنجش ها تصمیم به انجام کار و یا ترک آن می گیرد؛ به طور مثال : طرح نقشه ای که مهندسین طرّاح برای اجرا در اختیار مسؤولین اجرایی قرار می دهندآیا مایه سلب اراده و آزادی عملی این گروه است ؟ آیا این گروه طبق اراده و تصمیم خود به کار نمی پردازند ؟ آیا آنان بدون اراده و به طور جبری دست به کار می شوند ؟
همچنین بخشنامه ای از سوی گروه سیاستگذار در اختیار افراد یک شرکت، اداره و ... قرار می گیرد و افراد بر اساس آن عمل می کنند، آیا کارهای این افراد به گونه ای جبری و غیر ارادی انجام می گیرد یا خیر ؟
نموداری برای اجرای پروژه هایی در اختیار مجریان طرح قرار می گیرد، و آنان طبق آن عمل می کنند، این نقشه و نمودار نقش یک مشاور و راهنما را دارد، لذا در پایان کار به ارزیابی می نشینند تا طبق طرح و تعهدات عمل شده است یا خیر ؟ باید آنان را تشویق نمود یا تنبیه ؟
آنچه در «شب قدر» مقدر می گردد به مثابه طرح، نقشه، بخشنامه و نمودار یک پروژه است و هیچ گونه جبر و سلب اراده عاملان مرحله اجرا را در بر ندارد. بنابراین اراده و مشیّت الهی و تقدیرات امور سال در شب قدر، هرگز مایه سلب اراده آدمی در مقام عمل نخواهد بود.

بعضی گمان می کنند در باب افعال ارادی و اختیاری ما که طرح و نقشه ای مشخص و معین در کار است، مسأله سر از جبر درآورده و منجر به سلب اختیار آدمی می شوددر حالی که همچنانکه در ضمن تمثیل های فوق خاطرنشان کردیم، هرگز این چنین نیست، و مسأله تقدیر امور و تعیین سرنوشت را می توان در حد یک طرح و نقشه راهنما دانست.
در قرآن می خوانیم :
- (... وَ لَا رَطْبٍ وَ لَا یَابِسٍ إِلَّا فِی کِتَبٍ مُّبِینٍ )؛** انعام / 59.*** «تر و خشکی وجود ندارد جز آنکه قبلاً در کتاب مبین ذکر شده است»، کنایه از پیش بینی همه چیز است.
- (مَآ أَصَابَ مِن مُّصِیبَةٍ فِی ا لْأَرْضِ وَلَا فِی أَنفُسِکُمْ إِلَّا فِی کِتَبٍ مِّن قَبْلِ أَن نَّبْرَأَهَآ إِنَّ ذَا لِکَ عَلَی اللَّهِ یَسِیرٌ )؛ **حدید / 22. ***«مصیبتی در زمین یا در جانتان رخ نمی دهد جز آنکه پیش از وقوع آن را مقرر داشته ایم، و این مسأله سهل و ساده ای برای خداست».
- (... نَسْتَنسِخُ مَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ )؛** جاثیه / 29.*** «آنچه انجام می گیرد، از روی دیوان کل استنساخ می کنیم».
آیات فوق بیانگر این حقیقتند که انسان یله و رها نیست، بلکه همه کردار، رفتار و نیّات او، همه کارهای اختیاری و غیر اختیاری او، پیش بینی شده است، حتی از سوّمین آیه فوق به دست می آید که رفتار و کردار انسان از قبل در کتاب ثبت گشته و از روی آن استنساخ صورت می پذیرد، امّا این مسأله هرگز جبرآور نیست، چون مربوط به (مرحله ) عالم «امر» است و مرحله قضا را شامل می گردد، و به عالم «فعل» و مرحله اجرا مربوط نمی شود، و کارهای ارادی انسان همه و همه با اراده و آزادی، اختیار و تصمیم او انجام می پذیرد.

فصل هفتم: توسل، تبرّک، استشفا، زیارت اهل قبور و شفاعت