مبدأشناسی

نویسنده : سیّد محمّد شفیعی مازندرانی

قضا و قدر

یکی از مسائل مهم معارف اسلامی مسأله «قضا» و «قدر» است. اهمیت این مسأله تا بدان پایه است که امیرالمؤمنین علیه السلام در نهج البلاغه چنین فرموده است: «طَریقٌ مُظْلِمٌ فَلا تَسْلُکُوهُ، وَبَحْرٌ عَمِیقٌ فَلا تَلِجُوهُ، وَسِرُّ اللَّهِ فَلا تَتَکَلَّفُوهُ؛** نهج البلاغه فیض الاسلام، قصارالحکم 279، ص 1225. ***راهی است تاریک، در آن نروید و دریایی است ژرف، در آن داخل نشوید و پنهان داشته خداست، خود را در آن به رنج نیندازید».

معنای قضا و قدر

اصطلاح فوق را به چند گونه می توان تبیین کرد :
1 - «قضا»، یعنی سرنوشت انسان از روز نخست بدون اطلاع و حضور او، بدون اراده و اختیار او ترسیم شده و هر کسی در زندگی طبق «بخت» و قسمتی که از سوی خدا منظور گشته است، «بهره» می گیرد و یا «محروم» می ماند.
2 - «قضا» به معنای قضاوت و «حکم» و «فرمان» است، همچنانکه «قدر» به معنای تعیین محدوده ها و اندازه گیری ها می باشد؛ یعنی در تکوینیّات و تشریعیّات «ظهور» و «افول» هر پدیده ای حساب شده است، و تناسب ویژه ای میان اثر و مؤثر، معلول و علت وجود دارد. بدیهی است که هر پدیده و اثری تابع اصل خود است؛ اگر فاعل و پدید آورنده انسان باشد، اثر در بیشتر موارد یک «امر ارادی» است، و اگر غیر انسان باشد، اثر یک «امر طبیعی» خواهد بود.
قابل ذکر است که تفسیر اوّل از مسأله قضا و قدر یک نگرش تخریبی و غیر اسلامی است و با مسأله «اختیار» و آزادی، وعده و وعید و ثواب و عقاب الهی برای مطیعان و عاصیان سازگار نیست، ولی نگرش دوّم مطابق با حقیقت بوده، گویایی این نکته است که در جهان، همه چیز به گونه ای حساب شده صورت می پذیرد و چیزی بدون حساب و کتاب اتفاق نمی افتد. وانگهی، تناسب خاصّی میان هر اثر با مؤثّر آن در کار است و چیزی بدون سبب پدیدار نمی شود، و هرگز عملی بدون عامل انجام نمی یابد، و مسأله «بخت» و «شانس» و مقوله هایی از این قبیل خرافه ای بیش نیستند.
هیچ یک از کردار و رفتار و گفتار اختیاری انسان همچون سایر پدیده های جهان، خارج از حیطه قضا و قدر الهی صورت نمی گیرد و نظام عِلّی و معلولی جهان را خدا مقرّر و مقدّر داشته است. بر این اساس، فاصله گرفتن امیرالمؤمنین علیه السلام از کنار دیواری که در آستانه فرو ریختن بود و مردی به آن حضرت گفت: «از قضای الهی می گریزی ؟» امام پاسخ داد: «از قضای الهی به قدر او پناه می برم» قابل توجیه است؛** صدوق، توحید، باب 60، قضا و قدر، ص 309، ح 8. ***گویا امام علیه السلام می خواهد بفرماید: اگر از کنار دیوار نگریزم، با اراده خویش خود را در معرض هلاکت قرار داده ام، و اگر بگریزم، با اراده خود نجات یافته ام، دو طرف قضیه را خدا مقدرّ داشته است؛ نگریزم، مصدوم خواهم شد، بگریزم سالم خواهم ماند. این دو عامل و معلول و تناسب میان آنها را خدا «مقدّر» و منظور داشته است.

معنای قضا و قدر در قرآن

«قضا» در قرآن دارای معانی و کاربردهای مختلف است که مهمترین آنها عبارتند از :
1 - تشریع امر مهم و مؤکّد: (وَقَضَی رَبُّکَ أَلَّا تَعْبُدُواْ إِلَّا إِیَّاهُ وَبِالْوَا لِدَیْنِ إِحْسَنًا ... ).** اسراء / 23.***
2 - قضاوت عادلانه: (وَاللَّهُ یَقْضِی بِالْحَقِ ّ... ).** غافر / 20.***
3 - اتمام و تمامیّت کار: (فَإِذَا قَضَیْتُم مَّنَسِکَکُمْ... ).** بقره / 200.***
4 - حتمیّت یافتن، حتمیّت بخشیدن: (... قُضِیَ الْأَمْرُ... ).** یوسف / 41.***
5 - کار تدریجی که به مرحله نهایی رسیده باشد: (... وَلَا تَعْجَلْ بِالْقُرْءَانِ مِن قَبْلِ أَن یُقْضَی إِلَیْکَ وَحْیُهُ... ).** طه / 114.***
همچنین کلمات «قدر» و «تقدیر» نیز در قرآن به معانی مختلف از جمله اندازه گیری به کار رفته است: (إِنَّا کُلَّ شَیْ ءٍ خَلَقْنَهُ بِقَدَرٍ ) ،** قمر / 49.*** (... وَخَلَقَ کُلَّ شَیْ ءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِیرًا ) ، **فرقان / 2.***وَالشَّمْسُ تَجْرِی لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا ذَا لِکَ تَقْدِیرُ ا لْعَزِیزِ ا لْعَلِیمِ ).** یس / 38.***