مبدأشناسی

نویسنده : سیّد محمّد شفیعی مازندرانی

ب- آزادی از دیدگاه ماتریالیسم تاریخی

در بینش برخی از مکتب های فکری مادّی، به جای حاکمیّت اراده خدا، سلطه «مادّه» و به قول خودشان حاکمیّت تاریخ، امری پذیرفته شده است؛ اینان انسان را «مقهور تاریخ» می دانند، و به «جبر تاریخ» اعتقاد دارند. در این میان بیشتر کمونیست ها به «جبر تاریخ»، معتقدند و عجیب تر اینکه، آنان بیشتر از دیگران دم از آزادی می زنند .** جهت اطلاع بیشتربه کتاب : «اصول فلسفه وروش رئالیسم» ، ج 3، ص 65 مراجعه شود .*** «ماتریالیسم تاریخی» در مسائل اجتماعی به وجود روح جمعی، در جامعه اعتقاد دارد، جبر اجتماعی را حاکم بر فرد و جامعه می دانند. در حالی که مکتب اسلام بر چنین طرز تفکّری خط بطلان می کشد زیرا انسان بیش از آنچه که ساخته تاریخ باشد سازنده تاریخ است. دیدگاه ما در فلسفه تاریخ در مقابل کسانی قرار دارد که به ماتریالیسم تاریخی و جبر مادی معتقدند. طبق نظر طرفداران ماتریالیسم تاریخی و حاکمیت تاریخ انسان بازیچه تاریخ است، که عقیده یک مسلمان خلاف آن است.
یکی از مسائل مهم در معارف اسلامی، بحث «جبر» و «اختیار» است که با مسأله «قضا» و «قدر» و سرنوشت ارتباط دارد، و حل این دو مسأله به نوبه خود، در نگرش انسان، نسبت به زندگی روزمرّه نیز مؤثر است. البته واژه هایی که در مباحث فوق به کار می روند، باید در چارچوب همین مباحث مورد توجه باشند، زیرا یک واژه ممکن است در حوزه دو یا چند علم دارای معانی مختلف و احیاناً متضاد باشد.

ج - آزادی از دیدگاه فلسفه و علم کلام

تردیدی نیست که انسان هر چه انجام می دهد، خارج از اراده و خواست خدا نیست و معنای «توحید افعالی» نیز گویایی همین حقیقت است. حال با توجّه به توحید افعالی این سؤال مطرح می شود که آیا بشر «آزاد» است و می تواند کاری بیرون از حیطه قدرت خدا انجام دهد یا خیر؟ اگر پاسخ آن مثبت باشد، آیا برخلاف توحید افعالی عمل نشده است ؟ آیا کارها و افعال انسان منسوب به خدایند یا به خود او ؟ در پاسخ این گونه سؤال هاست که: گروهی به «جبر» و سلب اختیار و آزادی و گروهی به آزادی و وجود «اختیار» و گروهی هم به «امر بین الامرین» نظر داده اند و ما آن را تحت عنوان «آزادی از دیدگاه فلسفه و علم کلام» آوردیم.

واژه های اساسی بحث

الف - جبر: یکی از معانی واژه «جبر» در معارف اسلامی و غیره این است که فرد در تصمیم گیری «آزاد» نباشد، و عوامل و موانع دیگر عمل و کار او را تحت تأثیر قرار دهند. جبر در لغت به معنای اجبار، اکراه و سلب اختیار است.
ب - اختیار (تفویض ): واژه «جبر» مفهومی دارد که کلمه «اختیار» ضد آن را تداعی می کند و انسان «مختار» کسی است که در زندگی، طبق سلایق و خواسته های خود آزادانه اراده و انتخاب کند، تصمیم بگیرد و عمل نماید. برخی از کاربردهای مهم «اختیار» عبارتند از :
1 - اختیار در برابر «اضطرار»، در «فقه» آمده است که هنگام اضطرار، «اکل میته» اشکال ندارد.
2 - اختیار در برابر «اکراه»، از دیدگاه «فقه» «بیع مُکره» باطل است، یعنی به کسی بگویند اگر فلان متاع خود را نفروشی، به تو آسیب و زیان می رسانیم و او از ترس، متاع مورد نظر را بفروشد، این معامله باطل است. در افعال طبیعی، یعنی غیر ارادی «فاعل بالقسر» نیز می گویند.
در قرآن این مسأله به وضوح بیان شده که دو راه در پیش روی انسان است و او «اختیار» دارد یکی از آن دو را بر گزیند: (وَقُلِ ا لْحَقُّ مِن رَّبِّکُمْ فَمَن شَآءَ فَلْیُؤْمِن وَمَن شَآءَ فَلْیَکْفُرْ... ) ، **کهف / 29.*** (... لِّیَهْلِکَ مَنْ هَلَکَ عَن بَیِّنَةٍ وَیَحْیَی مَنْ حَیَّ عَن بَیِّنَةٍ... ) ،** انفال / 42 .*** «إِنَّا هَدَیْنَهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکِرًا وَإِمَّا کَفُورًا ). **انسان / 3.***
از آیات فوق به دست می آید که انسان دارای «اختیار» است.
ج - امر بین الامرین: دو واژه جبر و اختیار به اختصار شرح داده شد، هر یک از این دو اصطلاح بیانگر دیدگاه مکتب کلامی خاصی می باشد. در میان این دو طرز تفکّر، نگرش سومی وجود دارد که از «لا جبر ولا تفویض ولکن امر بین امرین...»** صدوق، توحید، فصل جبر و اختیار، ص 362، ح 8 .*** گرفته شده است. دیدگاه سوم، یعنی «امر بین الامرین» همچنانکه انسان را مسلوب الاختیار و «مجبور» نمی داند، اختیاری در عرض اختیار خداوند نیز برای او قایل نیست.