مبدأشناسی

نویسنده : سیّد محمّد شفیعی مازندرانی

فلسفه مرگ

برخی مرگ را نقطه پایان زندگی می پندارند، در حالی که «زندگی دنیوی» مقدّمه ای برای «زندگی اخروی» می باشد. صدرالمتألهین شیرازی، یکی از فلاسفه و صاحبنظران مشهور اسلامی در کتاب «عرشیه »، به این نکته اشاره دارد که «زندگی دنیوی» مانند مرحله زندگی در «رحم» مادر است که آدمی سرانجام آن را پشت سر گذاشته، به دنیای وسیعتری به نام آخرت قدم می گذارد؛ موقعیت زندگی دنیوی نسبت به آخرت همان موقعیت زندگی عالم رحم نسبت به دنیاست، ولی مردم از آن بیخبرند. **صدرالمتألهین شیرازی، عرشیه، (ترجمه آهنی)، ص 197.*** وی سپس برای تأیید و اثبات این بیخبری به آیه (وَکَأَیِّن مِّنْ ءَایَةٍ فِی السَّمَوَا تِ وَالْأَرْضِ یَمُرُّونَ عَلَیْهَا وَهُمْ عَنْهَا مُعْرِضُونَ )** یوسف / 105. ***تمسّک جسته است. البتّه جهانی که در پیش است، جهانی فراختر، و چشمان آدمی در آن نافذتر و بیناتر است. همچنانکه مسیح علیه السلام فرمود: «لن یلج ملکوت السماوات والارض من لم یولد مرّتین؛ بنده پارسای آنکه به ملکوت آسمان و زمین راه جوید که دوبار زاییده شود، یکبار از تنگنای رحم به فضای دنیا و دگرباره از فضای دنیا به فضای آخرت».** صدرالمتألهین، عرشیه، ص 197. ***کیفیّت و چگونگی زندگی در آخرت را خود آدمی در دنیا رقم می زند. «ملاصدرا» می افزاید: رفتار، کردار و پندار ما در دنیا، بلکه آثار حرکات و افعال در خزانه مدرکات و درون دل ما، انبوه می گردند و در جهان دیگر، ظاهر می شوند. «ناصر خسرو» در این باره می گوید :
ترا جانت نامه است و کردار خطّ - به جان بر مکن جز به نیکی رقم
به نامه درون جمله نیکی نویس - که در دست توست ای برادر قلم **دیوان ناصر خسرو.***
ابو سعید ابی الخیر نیز می گوید :
فردا که زوال شش جهت خواهد بود - قدرِ تو به قدر معرفت خواهد بود
در حسن صفت کوش که در روز جزا - حشر تو بصورت صفت خواهد بود** دیوان ابو سعید ابی الخیر.***
مولوی می گوید :
سیرتی کان بر وجودت غالب است - هم بدان تصویر، حشرت واجب است** مثنوی.***

قیامت تجلّیگاه عدل خداوند

قیامت، جایگاه اصلی تجلّی «عدل الهی» است. در دنیا به خاطر محدودیّت ظرفیّت ها که از ویژگیهای مادّه و زندگی مادّی است، نمی توان تجلّی «عدل الهی» را مشاهده کرد، ولی روز معاد، «ظرفیت» کامل تجلّی عدل الهی را داراست. یکی از جلوه های عدل، تحقق پاداشها و کیفرهاست، مسأله ای که در دنیا و حتی در عالم «برزخ» نمی تواند به گونه ای لازم تجلی پیدا کند. (وَلِکُلٍ ّ دَرَجَتٌ مِمَّا عَمِلُواْ وَلِیُوَفِّیَهُمْ أَعْمَلَهُمْ وَهُمْ لَا یُظْلَمُونَ )؛** احقاف / 19.*** و برای هر کدام از آنها درجاتی است طبق اعمالی که انجام داده اند، تا خداوند کارهایشان را بی کم و کاست به آنان تحویل دهد؛ و به آنها هیچ ستمی نخواهد شد! (... وَوُفِّیَتْ کُلُّ نَفْسٍ مَّا کَسَبَتْ وَهُمْ لَایُظْلَمُونَ ).** آل عمران / 25.***
نتیجه :
الف - در دفتر و پرونده اعمال آدمی، چیزی به دست فراموشی سپرده نخواهد شد همچنانکه پروردگار حکیم می فرماید: (... فَیُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُواْ أَحْصَل-هُ اللَّهُ وَنَسُوهُ ... ) ؛ **مجادله / 6. ***«و از اعمالی که انجام دادند با خبر می سازد، اعمالی که خداوند حساب آن را نگه داشته و آنها فراموشش کردند». انسان مطابق اعمال خود «پاداش» یا «کیفر» می بیند.
ب - کیفر و پاداش و به طور کلّی اعمال و پیامدهای کوچک و بزرگ هرگز نادیده گرفته نشده، مورد بی اعتنایی قرار نمی گیرند: (یَبُنَیَّ إِنَّهَآ إِن تَکُ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّن خَرْدَلٍ فَتَکُن فِی صَخْرَةٍ أَوْ فِی السَّمَوَا تِ أَوْ فِی الْأَرْضِ یَأْتِ بِهَا اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَطِیفٌ خَبِیرٌ ).** لقمان / 16.***
ج - هرگز چیزی از کسی به حساب دیگران نوشته نمی شود: (... وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَی ... ) ،** اسراء / 15.*** (مَّنْ عَمِلَ صَلِحًا فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ أَسَآءَ فَعَلَیْهَا... ).** فصلت / 46.***
د - زمینه ظهور پیامدهای اعمال دنیوی در آخرت فراهم است: (یَوْمَ تَجِدُ کُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُّحْضَرًا... ).** آل عمران / 30.***
ه - اگر بخواهند کسی را در دنیا کیفر لازم بدهند، دیگران از حیث زمان و مکان با او مشترکند، کیفر او موجب «رنجش» دیگران می گردد و یا آنکه کسی هزاران نفر را کشته است، طبق نظام زندگی مادّی، فقط یک بار می توان او را به اعدام محکوم کرد و وقتی او به قتل رسید، سایرین که منتظر انتقامند از حق خود محروم می مانند، ولی زندگی اخروی، مرگ به دنبال ندارد و جانی و خلافکار به ازای هر جنایت و خلافی که مرتکب شده است، طعم تلخ و دردناک «عذاب» را می چشد. پس مظهر تحقق عدالت الهی جهان آخرت است نه دنیا.
و - عدالت در میان صفات الهی از اصول دین است، گر چه برخی از فرق اسلامی آن را نمی پذیرند.
ز - حسن و قبح عقلی یکی از مسائلی است که به گونه ای با مبحث عدل الهی ارتباط دارد لذا بحث پیرامون دین دو موضوع لازم است.
ح - سفیران الهی، بشر را به «عدالت» فرا خواندند و فلسفه بعثت و رسالت خویش را حاکمیّت عدالت در میان انسان ها عنوان کردند. پیامبر درونی، یعنی عقل نیز «عدالت» را درک می نماید و انسان را به تحقق آن در زندگی خود و جامعه دعوت می کند، بنابراین ممکن نیست پروردگار حکیم، خلاف «عدالت» رفتار کند.

جبر و اختیار

بحث «جبر» و «اختیار»، با توجّه به «توحید افعالی»، مطرح می گردد و از حیث رد یا قبول آن، گروه های مختلفی در صحنه اعتقادی، ظاهر شده اند که در اینجا سه گروه معروف «مجبّره»، «مفوّضه» و گروه «امر بین الامرین» مورد ارزیابی قرار می گیرند. در این راستا بررسی ابعاد مختلف «آزادی» می تواند به روشن شدن بحث کمک کند، بنابراین برای بیان عدم آزادی، یعنی «جبر» نخست قلمرو و محدوده آزادی و دیدگاههای مختلف پیرامون آن را به بحث می گیریم: