مبدأشناسی

نویسنده : سیّد محمّد شفیعی مازندرانی

حد و مرز خداشناسی

ما به قدر توان دسترسی خود به حقایق، مکلفیم که بدان معتقد باشیم. در باب خداشناسی تنها از طریق «عقل» و «شرع» بدین حقیقت دست می یابیم که «هستی» را «هستی بخشی» دانا و تواناست، اما اینکه ذات آن هستی بخش چگونه ذاتی است، مسأله در توان فهم و درک ما نیست؛ ما فقط می دانیم که «ذات خدا» غیر از ذات مادی است و صریحاً اعلان می کنیم که خدا را جز از «طریق خدا و تعالیم انبیا» نمی توان شناخت.
از امام محمد باقر علیه السلام سؤال کردند: آیا جایز است بگوییم «انّه موجود؛ خدا موجود است»، امام باقر علیه السلام پاسخ داد: «نعم، تخرجه من الحدّین؛ حدّ الابطال وحدّ التّشبیه؛ **برقی ، المحاسن ، کتاب مصابیح الظلم، ج 1، ص 240، ح 220 . ***آری، باید در این رابطه به گونه ای بیندیشی که به انکار ذات او نظر ندهی و به چیزی از مخلوق شبیه ندانی».
انسان تنها به کمک «حس» و «اندیشه»، موفق به شناخت خدا نخواهد شد، بنابر این راه صحیح و دقیق خداشناسی راهی است که راهیان حق ما را به آن راهنمایی کرده ان؛ چنانکه در حدیث آمده است: «اعرفوا اللَّه باللَّه ؛** کلینی، اصول کافی، ج 1، ص 85، ح 1. ***یعنی خدا را به وسیله خدا بشناسید». در همین رابطه وقتی از امیرالمؤمنین علیه السلام می پرسند: چگونه خدایت را شناختی ؟ جواب دهد: «همان گونه که او خود را به من شناسانده است ». باز سؤال شد: او خود را چگونه به شما شناسانده است ؟ پاسخ داد: «او شبیه و مانند ندارد و به وسیله حواس نیز ادراک نمی شود و هستی او قابل قیاس با وجود انسان نیست » ، **«سئل امیرالمؤمنین صلوات اللَّه علیه: بما عرفت ربّک ؟ فقال: بما عرّفنی نفس.قیل وکیف عرّفک نفسه ؟ فقال: لا تشبهه صورة ولا یحسّ بالحواس ولا یقاس بالقیاس » ؛ (المحاسن البرقی، کتاب مصابیح الظلم، ج 1، ص 239، ح 217). ***و افزود: «او با آنکه از لحاظ چگونگی وجود با ما فاصله دارد، به ما نزدیک است، و در عین نزدیکی نیز از ما دور است. هیچ چیز از او برتر و بر او مقدم نیست. او بیرون از اشیاست، نه همانند بیرون بودن اشیایی مادی از یکدیگر، و داخل همه چیز است نه بسان دخول چیزی مادی در چیز دیگر. منزه است از آنکه این چنین باشد و کسی هم همچون او نیست و او سرآغاز همه چیز است ». **«روی عطیة العوفی عن ابن عباس قال: سأل رجل أمیرالمؤمنین فقال له: هل رأیت ربک ؟ فقال: «أنا اعبد من لا أری» وفی روایة: «ما کنت لأعبد رباً لم أره ». فقال: وکیف رأیته أو کیف تراه ؟ فقال: «لا تدرکه العیون بمشاهدة العیان وانّما تدرکه القلوب بحقائق الایمان، قریب من الاشیاء غیر ملابس، بعید منها غیر مباین، متکلم بغیر رؤیة، مرید لا بهمة ، صانع لا بجارحة، لطیف لا یوصف بالجفا، کبیر لا ینعت بالجفا، بصیر لا بحاسةرحیم لا برأفة أو برقة، تعنوا الوجوه لعظمته، وتوجل القلوب من مخافته؛ ابن عباس می گوید: مردی از امیرالمؤمنین علیه السلام در باب رؤیت ذات خدا گفت و شنودی کرد (در بحث رؤیت خدا گذشت ) در پایان آن امام علیه السلام خاطرنشان کردند :
خدا به مخلوقات نزدیک است ولی این نزدیکی از نوع تقرب بدون اتصال ظاهری است، و دور است بدون مفارقت آنچنانی خدا سخنگو است بدون نیاز به اندیشه، اراده کننده است بدون خواست و سنجش های فکری، انجام دهنده است بدون نیاز به ابزار، لطف کننده است بدور از جفاپیشگی ها و نارواها، بزرگی است که نمی توان از طریق رؤیت وی را ستودبیننده ای است بدون نیاز به ابزار رؤیت، مهربانی است بدون نیاز به دل، دل ها در برابر عظمتش خاضع و قلب ها از هیبتش، هراسناک اند»، (تذکرة الخواص، سبط ابن جوزی، چاپ مکتبة النینوی، ص 157).***
حقیقت مورد نظر را می توان در شعر فیلسوف و عارف معروف «میرفندرسکی» به تماشا نشست، آنجا که می گوید :
نیست حدّی و نشانی کردگار پاک را - نی برون از ما و نی بی ما و نی با ماستی - قابل ذکر است که در این مجموعه، پیرامون صفات ثبوتیّه و سلبیّه و همچنین صفات ذات و صفات فعل خدا و هزاران مسائل پیچیده عقیدتی در این زمینه را بحث نکرده ایم بلکه آنچه شرح داده شد، حدّ و مرز خداشناسی برای عموم مردم است؛ حد و مرزی که اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السّلام به ما نشان داده اند؛ ما در این گونه مسائل به آنچه خدا از ما خواسته و رهبران آسمانی از ما انتظار دارند و به ما تعلیم داده اند، اعتقاد داریم و بر این باوریم که بدون هدایت رهبران الهی و تنها به کمک علم و عقل به سرچشمه «معرفت» نمی توان دست یافت.

آیا خدا را می توان دید؟

«عن الصادق علیه السلام ... سئل عن اللَّه تبارک وتعالی هل یری فی المعاد فقال سبحان اللَّه وتعالی عن ذلک علوّاً کبیراً ان الابصار لا تدرک الّا ماله لون وکیفیة واللَّه خالق الالوان والکیفیّة؛ از امام صادق علیه السلام سؤال شد: آیا می توان ذات خدا را در قیامت مشاهده کرد ؟ فرمود: چیزی قابل رؤیت است که دارای رنگ خاص و کیفیت معیّنی باشد، و ذات خدا از این صفات منزّه است ».** فیض کاشانی، النوادر، باب الرؤیه، ص 50.***
ذات خداوند متعال به هیچ وجه و در هیچ عالم و برای هیچ کس، اعم از انسان و فرشته قابل رؤیت نخواهد بود؛ حتی در رؤیا و روز رستاخیز و قیامت نیز نمی توان ذات خدا را مشاهده کرد.
تردیدی نیست همچنانکه خاطرنشان کردیم، انسان با توجه به محدودیت ابزار حسی، فکری، عقلی و حالات روحی، بر چیزی که همچون خود او محدود باشد و در تیررس ابزار ادراک وی قرار گیرد، می تواند «احاطه» پیدا کند و زوایای وجود آن را «درک» نماید و آن را ببیند، بنابراین انسان که موجود محدود است، چگونه می تواند ذات نامحدود خدا را درک کند ؟ روح انسان هر چند مجرّد است و از خدا نشأت یافته، ولی مانند خود انسان، محدود و مخلوق است، بنابراین هیچ مخلوقی، مطلق و نامحدود نمی باشد و روح آدمی، چون موجود محدود است و این محدودیت در خواب و بیداری و در دنیا و آخرت، به قوت خود باقی است، هیچ وقت ذات نامحدود را درک نخواهد کرد و عقل سلیم نیز بر این حقیقت گواهی می دهد که شی ء محدود یارای درک حقیقت ذات نامحدود و مطلق را ندارد. در قرآن تصریح شده است که: (لَّاتُدْرِکُهُ الْأَبْصَرُ وَهُوَ یُدْرِکُ الْأَبْصَرَ... )،** انعام / 103.*** این آیه به طور کلّی رؤیت خداوند را منتفی می داند و آیه (... لَنْ تَرَینِی... )** اعراف / 143.*** برای همیشه مسأله رؤیت را نفی می کند. در نتیجه: آنان که به رؤیت خدا در قیامت، اعتقاد دارند، این گونه آیات را چگونه تفسیر می کنند.
فردی از امیرالمؤمنین علیه السلام پرسید: «کیف یحاسب اللَّه الخلق ولا یرونه؛ چگونه خدا در قیامت از همه حسابرسی به عمل می آورد، در حالی که خلق او را نمی بینند ؟ امام پاسخ داد: کما یرزقهم ولا یرونه؛ همچنانکه آنان را رزق و روزی می دهد، در حالی که او را نمی بینند».** طبرسی، مجمع البیان، ذیل آیه 62 سوره انعام: (... وَهُوَ أَسْرَعُ ا لْحَسِبِینَ ).***
وهابیها به پیروی از «ابن تیمیّه» احادیثی را درباره فرود آمدن خدا بر آسمان دنیا نقل می کنند که ندا در می دهد: «هل من مستغفر ؟ »** آلوسی، تاریخ نجد، ص 90؛ ابن تیمیه، رساله العقیدة الحمودیه.
مسأله رؤیت ذات حق از مسائل بسیار غامضی است که حتی اندیشمندانی چون محمد غزالی نیز نتوانستند به حل آن بپردازند، وی پس از قلم فرسایی ها و بررسی ها در باب توحید ، می نویسد: «خدا فقط در دنیا دیده نمی شود ولی در قیامت قابل رؤیت است و آیه «لن ترانی» اختصاص به نفی رؤیت در دنیا دارد» (احیاء علوم الدین، ج 1، ص 108، ط دارالمعرفة).*** و همچنین بر این باورند که خداوند متعال در محشر، حاضر می شود و همگان با دیدگان ظاهر او را می بینند، و نیز معتقدند که خدا به هر کسی که بخواهد، به گونه جسمانی نزدیک می شود. پیروان «ابن تیمیه» به این نکته توجه نکرده اند که ذات خداوند مادّی نیست تا برای او آمدن و حاضر شدن یا نیامدن و حاضر نشدن، نزدیک شدن و دور گشتن زمانی و مکانی مطرح باش. بنابراین مراد از آیه (وَجَآءَ رَبُّکَ... )** فجر / 23.*** که وهّابی ها به آن تمسّک جسته اند، حضور و ظهور نشانه های قیامت کبری و حسابرسی موعود و مقصود از آیه (... نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ ا لْوَرِیدِ)؛** ق / 16.*** «من از رگ گردن شما، به شما نزدیکترم» نیز بیان حضور همیشگی انسان در پیشگاه خداست؛ این نزدیکی و قرب، قرب معنوی است نه مادی، زیرا ذات حق امر مادی نیست.

خدا در کجاست ؟

در پاسخ این مسأله که «خدا در کجاست» دیدگاهها و نظریه های ضد و نقیضی به چشم می خورد؛ بعضی خدا را در آسمان، بعضی او را در دل انسانها، و بعضی هم او را در ماورای عالم طبیعت ساکن می دانند. امّا باید گفت این گونه جوابها بیانگر آن است که «بی نیاز بودن خداوند از مکان» آن گونه که باید، برای جواب دهندگان فوق حل نشده است.
در قرآن می خوانیم: (... وَهُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ مَا کُنتُمْ... ) ،** حدید / 4.*** (... نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ ا لْوَرِیدِ) ، **ق / 16.*** (... فَأَیْنَمَا تُوَلُّواْ فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ) ،** بقره / 115. ***دقت در آیات فوق این نکته اساسی را خاطرنشان می کند که هیچ چیز و هیچ جا از حیطه قدرت حضرت احدیت بیرون نیست و او سراسر پهنه آفرینش، از جمله انسان را زیر نظر دارد، و همه پیدایش ها و آفرینش ها به امر او انجام می پذیرد، مکان نیز از جمله مخلوقات اوست. آیا می توان پذیرفت که ذات خدا متکی بر مخلوق خود باشد ؟ و در «ظرفی» که خود آن را آفریده است، جا بگیرد ؟ وانگهی، احتیاج و نیازمندی به مکان از خواص مادّه و مادیّات است و مجردّات و موجودات غیر مادّی در محدوده مکان و زمان نمی گنجند، و ذات لایزال الهی، ذاتی است بی چون، مطلق، نامحدود و بی نیاز. فرض نیاز به مکان برای خدا با حقیقت مطلق و ذات نامحدود آن بزرگ و نامتناهی منافات دارد، زیرا «احتیاج به زمان و مکان» دلیل بر نیازمندی و نشانه محدودیت و غیر مطلق بودن ذات اوست؛ (سُبْحَنَهُ وَتَعَلَی عَمَّا یَقُولُونَ عُلُوًّا کَبِیرًا ).** اسراء / 43.***
آری، چیزی که نیازمند به مکان است، موجود محدود خواهد بود. بر این اساس ذات خدا را نمی توان در مکانی جست و جو کرد؛ هر کجا که باشیم و در هر مکانی که به سر ببریم، تحت قدرت گسترده خداوند و زیر نظر پروردگار متعال قرار داری. مجموعه جهان آفرینش لحظه ای از منظر خدا غایب نمی باشد و «فقر ذاتی جهان آفرینش» گواه بر این حقیقت است که جهان هستی لحظه ای از ریسمان محکم لطف حق، جدا نخواهد بود که: «اگر نازی کند از هم فرو ریزند قالبها».