مبدأشناسی

نویسنده : سیّد محمّد شفیعی مازندرانی

برهان هدایت و تفاوت آن با برهان نظم

تردیدی نیست که «برهان نظم»، غیر از «برهان هدایت» است.
مطالعه احوال موجودات نشان می دهد که ساختمان واحدهایی که اجزای جهان را تشکیل می دهند، حساب شده است؛ هر چیزی جایی دارد و برای آن آفریده شده است و هدفی از این قرار گرفتن ها، در کار بوده است. جهان مانند کتابی** آفرینش همه تنبیه خداوند دل است - دل ندارد که ندارد به خداوند اقرار
این همه نقش عَجَب بر دَر ودیواروجود - هرکه فکرت نکند نقش بُوَد بر دیوار
(گلستان سعدی)*** است که مؤلف حکیم و آگاهی، آن را تألیف کرده است و هرکس می تواند نظم دقیق حاکم بر آن و آثار و علایم به کار گرفتن تدبیر و اراده در کار خلقت را استنباط کند (برهان هدایت ). البته برهان نظم که مربوط به تشکیلات و سازمان مادی و جسمانی این عالم است، غیر از «برهان هدایت» است که اثبات می کند اشیا از یک نیروی مرموز، یعنی هدایت داخلی برخوردارند به گونه ای که گویا اشیا دارای بینشی هستند.** ر . ک: علّامه شهید مرتضی مطهری، شرح منظومه، ج 2، ص 44.*** بر این اساس برهان نظم به هماهنگی و نظم ظاهر اشیا و برهان هدایت از وجود «دستی باشعور» و حکیم که داخل اشیا را به هم ربط می دهد و به سوی مقصود «هدایت» می کند، حکایت دارد.

برهان نظم در قرآن

آیات گوناگونی در قرآن، آدمی را به وجود نظم در پدیده های مختلف جهان آفرینش توجه می دهند، از جمله :
(وَالشَّمْسُ تَجْرِی لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا ذَا لِکَ تَقْدِیرُ ا لْعَزِیزِ ا لْعَلِیمِ)؛** یس / 38.*** «خورشید در مدار و حوزه خاص خود (مستقر) حرکت می کند تا هنگامی که مدتش سرآید و این اندازه گیری از سوی خدای توانا و حکیم است».
(وَا لْقَمَرَ قَدَّرْنَهُ مَنَازِلَ حَتَّی عَادَ کَالْعُرْجُونِ ا لْقَدِیمِ)؛** یس / 39.*** «برای سیر ماه، منزلها مقدّر داشته ایم، تا آنکه مانند شاخه های خرما نمودار گردد (مانند هلال و مُحاق در اوّل و پایان ماه )».
(لَا ا لشَّمْسُ یَنبَغِی لَهَآ أَن تُدْرِکَ ا لْقَمَرَ وَلَا الَّیْلُ سَابِقُ النَّهَارِ وَکُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ)** یس / 40. ***«نه خورشید را شاید که به ماه رسد و نه شب بر روز سبقت گیرد و هر یک بر مدار معیّنی شناورند».
در آیات فوق، به طور آشکار، اولاً، سخن از نظم حاکم بر گردش خورشید و ماه است ثانیاً، سخن از اثر وجودیِ نظمِ حاکم بر جهان می باشد. (پیدایش شب و روز ). ثالثاً ، سخن از پدید آورنده نظم است؛ ناظمی که حکیمانه عمل می کند و مبدأ همه آفرینش اوست.

نظم جهان از دیدگاه صاحبنظران

« انیشتین» می گوید: «در میان متفکران جهان، کسی را نمی توان یافت که به گونه ای دارای ایمان مذهبی نباشد. ایمان به یک نظام مطمئن که از عقل کل سرچشمه گرفته است. همین ایمان است که در تلاش خستگی ناپذیرشان به آنان توان می بخشد و آنها را وامی دارد تا همواره در جهت کشف قوانین و روابط منظم پدیده های جهان بیندیشد ».** اثبات وجود خدا، به قلم چهل تن از دانشمندان بزرگ معاصر، ص 52 و 66.***
یکی از اندیشمندان می گوید: «در عالم مجهول، نیروی عاقل و قادری وجود دارد که جهان گواه بر وجود اوست ».** همان*** همچنین می نویسد: «... اگر ما منکر خدا باشیم و در عین حال نظم و ترتیب و پیش بینی در امور طبیعی را قبول کنیم، بزرگترین تضادها را قائل شده ایم و این بر خلاف منطق و عقل سلیم است ». **همان، ص 52 و66.***
« نیوتن» می گوید: «از سه راه به وجود خدا پی می بریم :
1 - کرات آسمانی همیشه در حال حرکت اند و برای هریک از آنها مدار و مسیری خاص است و اصطکاک ندارند و چنان با نظم خاصّی در حرکتند که تضادی در کار آنها نیست.
2 - ممکن نیست سازنده دستگاه چشم، از قانون نور، انتشار و انعکاس آن باخبر نباشد.
3 - ممکن نیست سازنده گوش، از قوانین امواج صوتی باخبر نباشد ».
وی همچنین می گوید: «بدون تردید نمی توانیم جمیع حرکات کواکب را صرفاً ناشی از نیروی جاذبه بدانیم، پس واجب است که در گردش آنها، دست خدا، در کار باشد ».** اثبات وجود خدا، به قلم چهل تن از دانشمندان بزرگ معاصر، ص 108.***