مبدأشناسی

نویسنده : سیّد محمّد شفیعی مازندرانی

معنای معلول

واژه «معلول »** همان.*** در معنای فلسفی عبارت است از: چیزی که در پیدایش و به دست آوردن «هستی» خود مدیون عامل دیگر باشد؛ پس «معلول» یعنی اثر وجودی علت ». واژه «معلول» غالباً در کنار واژه «علّت» قرار می گیرد و معنای هر یک از این دو، در تبیین معنی دیگری مؤثر است. به طور کلی «معلول» آن است که همه صفات و خصائص «ممکن الوجود» را می توان بدان نسبت داد.
مسأله «معلولیتِ» پدیده ها مورد توجه پیشوای جهان امامت نیز قرار گرفته است، در «نهج البلاغه» می خوانیم: «کلُّ قائمٍ فی سِواهُ مَعلُولٌ؛** نهج البلاغه، خطبه 186.*** همه پدیده هامعلول» هستند»، و نیاز به «وجود دهنده حقیقی» دارند، و «علت حقیقی» نیز، همان است که ندای آسمانی (...اللَّهُ خَلِقُ کُلِ ّ شَیْ ءٍ ...)** رعد / 16.*** گویای مصداق آن است.

معنای امتناع

واژه «امتناع »** علّامه مصباح یزدی، آموزش فلسفه.*** معنای فلسفی آن محال، یافت نشدنی و غیر قابل پیدایش می باشد، لذا «امتناع» اگر به ماهیّت و چیزی نسبت داده شود، آن راممتنع الوجود» گویند که به نوبه خود به «ممتنع الوجود بالذات» و «ممتنع الوجود بالغیر » تقسیم می گردد؛ مصداق اولی عبارت است از: فرض وجود شریک، نظیر، مانند و شبیه پروردگار متعال و مصداق دومی نیز عبارت است از: پدیده ای که عامل پیدایش آن فراهم نباشد.

معنای دور

کلمه «دور» در اصطلاح فلسفه عبارت است از توقّف داشتن چیزی در باب «پیدایش» خود به چیزی دیگری که خود آن شی ء مورد اتّکا (تکیه گاه) نیز در آفرینش و «تحقّق» خود به همان شی ء اول تکیه داشته باشد، مثلاً: گفته شود «الف» معلول وجودب» می باشد، در حالی که «ب» نیز معلول وجود «الف» است. در وجود و تحقّق «دور» فرق نمی کند میان دو طرف «دور» عامل دیگری فاصل باشد یا نباشد.