مبدأشناسی

نویسنده : سیّد محمّد شفیعی مازندرانی

معنای وجوب

واژه «وجوب» در فلسفه عبارت است از: ماهیّت و چیزی که «هستی» و «وجود بالفعل» آن غیر قابل انکار بوده، نیستی و «عدم» در آن راه ندارد. این گونه از «هستی» در نوع خود به «واجب غیری» و «واجب ذاتی» تقسیم می گردد، زیرا به واجبی که حقیقت وجودی آن دارای صفات ممکن الوجود نباشد، «واجب الوجود» گویند؛ وجودی که از چیزی نشأت نیافته و مصداق آن جز وجود پروردگار متعال نمی باش. ولی به وجودی که در پرتو «علّت» و «عاملی» ضرورت وجودی یافته باشد، «واجب غیری» گویندوجودی که در پرتو غیر خود پدید آمده است ). قسم اول را «واجب حقیقی »، «واجب بالذات» و «علت العلل» و قسم دوم را «واجب بالعرض» و «واجب تبع» می نامند. تفاوت اساسی میان «واجب حقیقی» و «واجب غیری» همان «فقر ذاتی واجب غیری» است؛ در واقع، واجب غیری عین فقر و «ربط» و «تعلّق» است نه دارای فقر. واجب غیری وجود و وجوبش از «غیر» می باشد، لکن واجب حقیقی عین غنا و هستی می باشد.

معنای علّت

معنای فلسفی واژه «علّت »** ر . ک: علّامه مصباح یزدی، آموزش فلسفه. ***عبارت است از: عامل و مبدأ پیدایش. قابل ذکر است که «علّیّت» گویای سنخیّت و ارتباط و وابستگی ویژه ای میان دو چیز می باشد که یک طرف آن را «علّت» و طرف دیگر آن را «معلول » می گویند، از ویژگیهای «علت »، «مبدئیّت »، «تأثیر بخشی» و «وجود دهی» است.
« علت» به دو دسته «علّت تامّه» و «علّت ناقصه» تقسیم می شود؛ «علت تامّه» در پیدایش اثر و «معلول» خویش به تنهایی کفایت می کند، لکن «علت ناقصه» نیازمند به همکاری سایر عوامل است و به تنهایی در پیدایش معلول خویش کافی نیست.
همچنین «علت» به «علت حقیقی» (علت العلل) و غیر حقیقی تقسیم می شود؛علت حقیقی» آن است که «مفیض» و «موجد» موجودات است، لذا در آغاز و استمرار وجود اثر و معلول خود حضور دارد، ولی «علت غیر حقیقی» که از آن به «معدّ» نیز تعبیر می شود، تنها در «حدوث» معلول نقش دارد، نه در «استمرار» وجود آن، چون مفیض و موجد نیست، بلکه مثل «معمار» و «بنّا»ست که پس از احداث ساختمان نسبت به دوام و استمرار آن نقشی ندارد. از زاویه دیگر «علت» به علت های مادی صوری غایی و فاعلی تقسیم می شود و در تحقق هر چیز «مادی» این چهار نوع «علت» حضور واقعی دارند.

معنای معلول

واژه «معلول »** همان.*** در معنای فلسفی عبارت است از: چیزی که در پیدایش و به دست آوردن «هستی» خود مدیون عامل دیگر باشد؛ پس «معلول» یعنی اثر وجودی علت ». واژه «معلول» غالباً در کنار واژه «علّت» قرار می گیرد و معنای هر یک از این دو، در تبیین معنی دیگری مؤثر است. به طور کلی «معلول» آن است که همه صفات و خصائص «ممکن الوجود» را می توان بدان نسبت داد.
مسأله «معلولیتِ» پدیده ها مورد توجه پیشوای جهان امامت نیز قرار گرفته است، در «نهج البلاغه» می خوانیم: «کلُّ قائمٍ فی سِواهُ مَعلُولٌ؛** نهج البلاغه، خطبه 186.*** همه پدیده هامعلول» هستند»، و نیاز به «وجود دهنده حقیقی» دارند، و «علت حقیقی» نیز، همان است که ندای آسمانی (...اللَّهُ خَلِقُ کُلِ ّ شَیْ ءٍ ...)** رعد / 16.*** گویای مصداق آن است.