مبدأشناسی

نویسنده : سیّد محمّد شفیعی مازندرانی

برهان امکان و وجوب

در بحث قبل برخی از امتیازها و ویژگیهای «جهان بینی الهی» را خاطرنشان کردیم، یکی از امتیازهای این جهان بینی «اعتقاد به وجود مجرد» (غیر مادی ) **صدرالمتألهین،عرشیه» ص 225؛ آموزش فلسفه؛ دروس فلسفه، علامه مصباح یزدی؛ شرح منظومه، ملّا هادی سبزواری،ص 157. ***برتر (وجود پروردگار) در پهن دشت هستی است. برای اثبات وجود مجرّد براهین و دلایل مختلفی اعم از «فلسفی» (عقلی )، «علمی »، «فطری» و «نقلی» در دست است که یکی از آن براهین قابل توجه و مهم، برهانی به نام «برهان امکان و وجوب» می باشد.
برهان «امکان و وجوب» به عنوان یکی از مهمترین براهین اثبات وجود خدا، در بیشتر کتب فلسفی به چشم می خورد. نکته قابل ذکر اینکه قبل از توضیح برهان فوق، برخی واژه های فلسفی مورد نیاز در این بحث، باید توضیح داده شود؛ واژه هایی از قبیل « امکان »، «وجوب »، «علت »، «معلول »، «امتناع »، «دور» و «تسلسل ».

معنای امکان

واژه «امکان» و سایر واژه های فوق، در عرف مردم و نیز در سائر علوم دارای معانی و کاربردهای گوناگونی است، ولی امکان در «فلسفه» به ماهیّتی گفته می شود که هیچ یک از دو طرف «وجود» و «عدم» بر دیگری ترجیح نداشته و در حالت تعادل و تساوی به سر برد و ترجیح هر یک از دو طرف آن، نیازمند «علّت» باشد؛ موجودی را که دارای این صفت باشد، طبق نظر متکلّمین و فلاسفه «اصالة الماهوی» و «ممکن الوجود» می خوانند، ولی تعریف «ممکن» و «امکان» از نظر متکلّمین و فلاسفه «اصالة الوجودی» آن است که وجودش وابسته به «غیر» باشد، و عناوین و صفاتی از قبیل حادث »، «پدیده »، «وابسته »، «غیر قائم بالذّات »، «معلول »، «محتاج » و «وجود غیر اصیل» بر آن اطلاق می گردد.

معنای وجوب

واژه «وجوب» در فلسفه عبارت است از: ماهیّت و چیزی که «هستی» و «وجود بالفعل» آن غیر قابل انکار بوده، نیستی و «عدم» در آن راه ندارد. این گونه از «هستی» در نوع خود به «واجب غیری» و «واجب ذاتی» تقسیم می گردد، زیرا به واجبی که حقیقت وجودی آن دارای صفات ممکن الوجود نباشد، «واجب الوجود» گویند؛ وجودی که از چیزی نشأت نیافته و مصداق آن جز وجود پروردگار متعال نمی باش. ولی به وجودی که در پرتو «علّت» و «عاملی» ضرورت وجودی یافته باشد، «واجب غیری» گویندوجودی که در پرتو غیر خود پدید آمده است ). قسم اول را «واجب حقیقی »، «واجب بالذات» و «علت العلل» و قسم دوم را «واجب بالعرض» و «واجب تبع» می نامند. تفاوت اساسی میان «واجب حقیقی» و «واجب غیری» همان «فقر ذاتی واجب غیری» است؛ در واقع، واجب غیری عین فقر و «ربط» و «تعلّق» است نه دارای فقر. واجب غیری وجود و وجوبش از «غیر» می باشد، لکن واجب حقیقی عین غنا و هستی می باشد.