مبدأشناسی

نویسنده : سیّد محمّد شفیعی مازندرانی

5. مثلث هدایت

در «جهان بینی الهی» قانون زندگی از سوی خدا، وضع شده و توسط انبیا به بشر ابلاغ می شود و جز قانون او هیچ قانونی پذیرفته نیست؛ (... إِنِ الْحُکْمُ اِلاَّ لِلَّهِ... ). **انعام / 57 ؛ یوسف / 40 و 67 .*** البته مجریان راستین قانون خدا، همیشه در میان مردم، حضور دارند و «نبی »، «رسول» و «امام»** امام هفتم علیه السلام فرمود: «إنّ للَّهِ ِ عَلَی النّاسِ حُجَّتَیْنِ، حُجّةً ظاهِرَةً وَحُجَّةً باطِنَةً فَأَمّاالظّاهِرَةُ فَالرُّسُلُ وَالأَنبِیاءُ وَالأئِمّةُ وَأمّا الباطِنَةُ فَالْعُقُولُ» (تحف العقول، فصل امام هفتم علیه السلام ص 386).*** «حجّت »های خدایند و زمین هیچ گاه بدون یکی از این «حجتها» نخواهد بود و امروز که دردوران غیبت کبری» به سر می بریم و «امام زمان» (عج) طبق مصالح الهی در پس پرده غیبت است، از طریق وکلا و نایبان خود (ولایت فقیه )، جامعه را ارشاد و راهبری می کند. بنابراین مجریان راستین دین (امام، رسول و نبی) فرستادگان خداوندند؛ و مسؤولیت اجرای احکام دین و هدایت جامعه را بر عهده دارند؛ (لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ ا لْکِتَبَ وَا لْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ...)؛** حدید / 25. ***«ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم، و با آنها کتاب (آسمانی) و میزان (شناسایی حق از باطل و قوانین عادلانه) نازل کردیم تا مردم قیام به عدالت کنند».

6. قانون ثابت

ادیان آسمانی از راه «وحی» به بشریّت ابلاغ شده اند و چون از علم مطلق پروردگار حکیم نشأت گرفته، کلیات و اصول آن ثابت و لایتغیّرند، ولی احکام هر دینی، قلمرو اجرایی خاصّ داشته و با آمدن دین جدید، اعتبار عملی و مشروعیّت و حجّیت خود را از دست داده است. گرچه «اصول دین» در همه ادیان آسمانی مشترکند، لکن در بسیاری از «شرایع» و «فروع دین» هر کدام محدود و مختصّ به زمانی یا مکانی بوده اند.
مثلاً: بخشنامه های مختلفی که از سوی فرد یا هیأت تصمیم گیری برای واحد اجرایی منظور می گردند، می توانند مسأله فوق را تبیین نمایند. اسلام آخرین دین خدا و به عنوان برترین آیین از سوی پروردگار حکیم جهت رستگاری و هدایت جوامع بشری ، منظور گشته است، چنانکه امام صادق علیه السلام فرمود: «حلال محمد حلال ابداً الی یوم القیامة وحرامه حرام ابداً الی یوم القیامة ».** اصول کافی، ج 1، ص 58، حدیث 19.*** بنابراین اجتهاد مستمر صاحبنظران و فقهای اسلام در باب کشف قوانین مورد احتیاج بشری، جز تطبیق «فروع» بر «اصول» و«استنباط» فروع از اصول نیست؛ اصولی که از سوی خدا، توسط رهبران الهی در اختیار بشر، قرار گرفته اند.** عن الرضا علیه السلام قال: «علینا القاء الاصول الیکم وعلیکم التفرّع». وعن الصادق علیه السلام قال: «انّما علینا ان نلقی الیکم الاُصول وعلیکم أن تفرّعوا» (بحارالأنوار، ج 2، ص 245). ***لذا این مسأله به معنی بازسازی معرفت دینی و نیز نسبیّت احکام اسلام و همچنین استغنای بشر از وحی نمی باشد، زیرا نسبیّت در قوانین «اخلاقی » ، «سیاسی »، «اجتماعی » و «عبادی» اسلام راه ندارد و قانون اسلامی، مطلق، شامل، ثابت و جاودانه خواهد بود و احکام حکومتی و ولایی طبق صلاحدید ولیّ فقیه (به عنوان نایب عام امام معصوم غایب «عج»)، در «چارچوب» مجوّزهای شرع صادر می شود. همچنین مسأله شوری در اسلام (...وَأَمْرُهُمْ شُورَی بَیْنَهُمْ...)** شوری / 38.*** و (...وَشَاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ...)،** آل عمران / 159. ***مربوط به امور مردمی است، نه مربوط به امور الهی و «قرآن کریم» بر این حقیقت دلالت دارد، پس فقط مسائل مربوط به امور روزمره مردم، مسائلی که در تیررس عقل بشر قرار دارند، مشمول این آیه اند.

7. طرق دستیابی به واقعیت (ابزار شناخت)

در بحث گذشته اشاره شد که ابزار شناخت در جهان بینی مادی (علمی) فقط حس و تجربه است و در جهان بینی فلسفی عقل و تفکّر بشری، ولی در جهان بینی وَحْیانی این ابزار متعددند که اهمّ آنها عبارتند از :
1 - حواس ظاهری. حواس ظاهری، نردبان دریافت برخی از حقایقند. بنابر این به گفته برخی از حکما: «من فقد حسّاً فقد علماً».** ر . ک: امام خمینی، مصباح الهدایه، ص 20.***
2 - مشاهدات باطنی و مکاشفات نفسانی. این مسأله هنگامی میسّر است که روح آدمی از اشتغالات روحی، «فارغ» باشد و این فراغت به گفته فقیه، فیلسوف و عارف نامدار معاصر، «امام خمینی»(ره) از چند راه حاصل می شود :
الف - گاهی بر اثر امور هولناکی که در زندگی رخ می دهد، انقطاع حاصل می شود و در آن صورت آدمی به قدر لیاقت خود از حقایق و اسرار عالم آگاهی می یابد؛
ب - از راه تصرّفات باطنی و اشاره «وَلیّ اللَّه» (انسان کامل) در روح دیگران؛** انّ علیّاًعلیه السّلام مرّ برجل یخبط: هو هو، فقال: «یا شابّ، لو قرأت القرآن لکان خیراً لک .فقال: انّی لا اُحسنه ولوددتُ أن اُحسن منه شیئاً. فقال: اُدْنُ منّی، فدنا منه، فتکلّم فی اُذُنه بشی ء خفیّ، فصوّر اللَّه القرآن کلّه فی قلبه فحفظ کلّه»، امیرالمؤمنین علیه السلام جوانی را در حال زمزمه کردن دید، او را نزد خود فراخواند و فرمود: «چرا با کلمات قرآن، ترنّم نمی کنی؟ پاسخ داد: خیلی دوست دارم لکن قرآن بلد نیستم. امام علیه السلام سر خود را به گوش او نزدیک کرد و چیزی خواند، در این حال آن جوان، حافظ تمام قرآن گشت». (بحار الانوار، ج 42، ص 17) .
امام خمینی(ره) پیرامون درک چگونگی ذات حق و اینکه درباره درک چگونگی ذات حق، فکر و اندیشه خویش را به کار نگیریم و قائل به تعطیل شویم و یا آنکه به توان عقلی و تفکر و اندیشه خود متکی باشیم و یا آنکه، نظر سومی که نه به تعطیل می انجامد و نه به آزادی و تشبیه منجر می گردد، نظر سوم را تأیید می کند.
وی می نویسد: «فقط در محدوده مجوزهای قرآنی می توان عقل را بکار گرفت و در مواردی باید توقف کرد زیرا کنه ذات حق، غیب الغیوب است و بشر را بدان، راهی نیست» (مصباح الهدایه، ص 25 و 28).***
ج - از راه کمالاتی که نفس از طریق ریاضت کسب کرده است؛** قابل ذکر است که این مشاهدات گاهی نسبت به جمیع حقایق از ازل تا ابد است و گاهی به بخشی از حقایق محدود می شود. (امام خمینی، آداب الصلاة، ص 286 و 344 ؛ امام خمینی، سرّ الصلاة، ص 18 - 20).***
هنگامی که ابو علی سینا با ابو سعید ابوالخیر ملاقات کرد (اولی یک فیلسوف و دومی یک عارف است) پس از ملاقات آن دو، شاگردان از «ابو علی سینا» سؤال کردند که: «ابو سعید ابوالخیر» را چگونه یافتی ؟ او در پاسخ گفت: «آنچه را که ما از راه اندیشه و تعقّل و استدلالهای عقلی می دانیم، او از راه صفای باطن می بیند ». همچنین از «ابو سعید» پرسیدند: «ابن سینا» را چگونه یافتی ؟ پاسخ داد: «آنچه را که ما از راه بیداری فطرت، صفای نفس و شهود باطن می بینیم، او می داند ».** آیت اللَّه مصباح یزدی، تفسیر معارف قرآن، ج 1، ص 84.***
د - رؤیاهای صادقه، از طریق رؤیا می توان به برخی از حقایق دست یافت؛ یعنی به آگاهی ها و اطلاعات لازم پیرامون بعضی حقایق نائل آمد؛** رؤیا به نوبه خود سه گونه است :
الف - رؤیای پریشان، ب - رؤیای قابل تفسیر و تعبیر، ج - رؤیای صادقه.
اولی ارزش ندارد، دومی دارای تعبیر و نشان دهنده وقوع واقعه ای است، ولی سومی طبق آنچه که در عالم رؤیا مشاهده شده، اتفاق می افتد و یا اتفاق افتاده است.***
ه - عقل و ادراکات عقلی؛** ر . ک: امام خمینی(ره)، صحیفه نور، ج 14، ص 134.***
و - وحی و مکتب انبیا، بسیاری از حقایق جهان آفرینش را فقط از راه «وحی» می توان به دست آورد، گرچه عقل نیز از دیدگاه وحی دارای اهمّیت ویژه است.** ر . ک: امام خمینی، آداب الصلاة، ص 263 - 280.*** در جهان بینی اسلامی به عقل و استدلال ها و نگرش عقلی بهای لازم داده شده است.
عقل در جهان بینی اسلام به عنوان «حجّت باطنی» و «شرع باطن» مورد توجه قرار دارد. سخن معروف امام هفتم که فرمود: «إنّ للَّه علی الناس حجّتین حجّةً ظاهرةً وحجّةً باطنةً ... وَامّا الباطِنةُ فَالعقولُ » **ابن شعبه، تحف العقول، باب امام هفتم، ص 386.*** مؤیّد همین مطلب است، همچنانکه از امیرالمؤمنین نیز منقول است: «ألعقل شَرعٌ للأنسان مِن الباطن والشَّرع عقلٌ من خارج ؛** ر . ک: «ابن سینا»، تدابیر المنازل او السیاسات الأهلیّة، ص 14.*** عقل، شرع باطنی برای انسان و شرع، نیز عقل ظاهری می باشد».
هر یک از طرق فوق را که به عنوان ابزار درک و شناخت برشمردیم، می تواند بشر را در راستای درک حقایق مختلف و شناخت «هستی»، در محدوده توان و کاربرد خود یاری و کمک کند، زیرا هر حقیقتی، وسیله شناخت مخصوص به خود را می طلبد و نظریه های افراطی و تفریطی در این باره هیچ کدام قابل قبول به نظر نمی رسد؛ زیرا «هر بامی نردبان مخصوص به خود دارد».