مبدأشناسی

نویسنده : سیّد محمّد شفیعی مازندرانی

تفاوت اساسی جهان بینی و ایدئولوی

تفاوت اساسی میان جهان بینی و ایدئولوژی آن است که پرسشهای اصولی و اساسی انسان در باره هستی و ابعاد مختلف آن را دانش «جهان بینی» پاسخ می دهد.
مثلاً: آیا آفرینش جهان هدفی دارد ؟ مبدأ اصلی پیدایش ما و جهان چیست ؟ سر منزل قافله پدیده ها کجاست ؟ سرانجام زندگی و عاقبت کاروان آفرینش چگونه خواهد بود ؟ و هزاران پرسش دیگر.
ولی پرسش هایی در باب اینکه: «چه کنیم تا سعادتمند شویم ؟» «چگونه از زندگی بهره مند شویم تا رستگار گردیم ؟» و سؤالهای فراوان دیگر در باب ارزش ها، بایدها و نبایدهای پیرامون مدیریّت محیط کوچک (خانه داری) و مدیریّت محیط بزرگ سیاستمداری) و اخلاق (نظام سلوک فردی و اجتماعی) را ایدئولوژی آدمی پاسخ می دهد.
آری، «جهان بینی» با «هست ها» سروکار دارد، ولی «ایدئولوژی» با «بایدها» و «نبایدها»؛ به عبارت دیگر: حکمت نظری و حکمت عملی و به تعبیر امروز جهان بینی و ایدئولوژی، هر دو از یک مقوله اند، یعنی هر دو از مقوله معرفت و حکمتند، لکن تفاوتهایی اساسی میان آن دو در کار است که بعضی از آنها عبارتند از :
1 - موضوع حکمت نظری، هستی عینی و خارجی است، چیزی که در «خارج از ذهن» و در متن حقیقت و واقعیت جهان وجود دارد، ولی موضوع حکمت عملی چیزی است که در «ظرف ذهن» می تواند موجود باشد، زیرا علم به ارزش ها و چگونه عمل کردن ها و چگونه خودداری نمودن ها، علم به بایدها و نبایدهاست که ظرف و جایگاهی جز ذهن ندارد.
2 - تمام دانشهای اصولی، از قبیل ریاضیات، طبیعیات، الهیات در حیطه جهان بینی جای دارند، ولی مدیریّت خرد (مدیریّت در محیط کوچک، یعنی سیاست در منزل و خانه داری) و مدیریّت کلان (مدیریت جامعه و مردم داری و سیاستمداری) و اخلاق مربوط به ایدئولوژی می باشد.
3 - ایدئولوژی، مولود و زائیده جهان بینی است، پس جهان بینی «اصل» است و ایدئولوژی «فرع» بر آن و طبق اصطلاح جدید، جهان بینی «زیربنا» و ایدئولوژی «روبنای» آن است.

فواید پرداختن به بحث «جهان بینی »

پرداختن به بحث «جهان بینی» آدمی را به مباحث اساسی سرنوشت ساز رهنمون می شود، زیرا اولاً: دستیابی و انتخاب بهترین «جهان بینی» مرهون این گونه بحث هاست. ثانیاً: طهارت باطن وجود انسان به نوع «جهان بینی» و «ایدئولوژی» او (اصول عقیدتی و فروع آن) بستگی دارد. لذا در بینش اسلامی** فیلسوف و عارف بزرگ، «سید حیدر آملی » می نویسد: «مقصود و غرض اساسی نهضت انبیا و اولیا در جامعه بشری آن است که،بشر را به کمال برسانند. کمالی که آدمی استعداد و قابلیّت دستیابی به آن را در سرشت خود دارا می باشد. انبیا از این راه او را از مدار تاریکی ها و ظلمات و جهل و نادانی دور می سازند. انبیا می دانند که: مقصود فوق، جز در پرتو تقویت دو نیروی «علمی» و «عملی» یعنی حکمت نظری و حکمت عملی (اصول دین و فروع دین) حاصل نمی آید. آنان به اصول عقاید و تقویت مباحث آن همت می گمارند، تا از این راه باطن آدمی را از کثافات و خرافات و عقاید ناستوده، تطهیر کنند و نیز فروع دین را مورد توجه خویش قرار می دهند تا ظواهر زندگی را از رفتار و اعمال ناروا پاک نمایند »
ر . ک: (سید حیدر آملی، اسرار الشریعه، چاپ جدید، ص 67).*** «کفر» از جمله نجاسات محسوب می شود و «ایمان» یکی از مطهّرات است.** ر . ک: رساله عملیّه مراجع تقلید، مبحث نجاسات و مطهّرات در اسلام.***
چنانکه صادق آل محمّدعلیه السلام می فرماید: «وجدت علم الناس کلّهم فی أربع: أوّلها أن تعرف ربک. والثانی أن تعرف ما صنع بک. والثالث أن تعرف ما أراد منک. والرابع أن تعرف ما یخرجک عن دینک؛** شیخ مفید، ارشاد، چاپ مؤسسه اعلمی بیروت، ص 282 .*** اساس تمام دانشها در چهار معرفت یافت می شود :
1 - خدا را بشناسی؛ 2 - بدانی که چه اسراری را در وجود تو نهاده است؛ 3 - هدف و مقصود آفرینش خود را بشناسی؛ 4 - دریابی که چه چیزی تو را از دین و عقاید تو، دور می سازد».

انواع جهان بینی

رفتار گوناگون انسانها گواه بر وجود بینش های عملی (ایدئولوژی) مختلف در جامعه است، همچنانکه ایدئولوژی های گوناگون دلیل بر وجود جهان بینی های مختلف در میان انسانهاست. البته تعدّد و اختلاف «جهان بینی »ها نیز از گوناگونی پایه ها و ابزارهای مختلف معرفت و شناخت هستی و ابعاد آن نشأت می گیرد. معروف ترین «جهان بینی» ها عبارتند از :
1 - جهان بینی علمی (جهان بینی تجربی)؛
2 - جهان بینی فلسفی (جهان بینی عقلی)؛
3 - جهان بینی توحیدی (جهان بینی الهی، جهان بینی دینی، مذهبی و وحْیانی) .** البتّه مجموع «جهان بینی»ها را از جهتی می توان به «جهان بینی مادّی» و «جهان بینی الهی» تقسیم نمود.***