نامه های امام در نهج البلاغه

نویسنده : دکتر علی شیروانی

به نام خدای علی اعلی

بسم الله الرحمن الرحیم
این نوشتار در بردارنده هفتاد و نه نوشته و گفته از امیر مؤمنان علیه السلام است که سید رضی رضی الله عنه آنها را در بخش دوم نهج البلاغه (نامه ها) گرد آورده است، با ترجمه ای سلیس، خوشخوان، و همه فهم. این نامه ها و برنامه ها و سفارش ها برخی به دشمنان آن حضرت به ویژه معاویه در جریان جنگ صفین است، برخی به فرمانداران، و کارگزاران آن حضرت و برخی به صورت عهدنامه، و یا سفارشنامه و همگی خواندنی و به یاد ماندنی است.
برای کسانی که خواهان آشنائی با دنیای نهج البلاغه اند، نامه ها بهترین آغاز است امیر مؤمنان در نامه هایش با صراحت و روشنی سخن می گوید، مخاطب، او گاهی معاویه است و گاهی فرماندارانش و زمانی فرزندانش.
این نامه ها، برنامه هایی، زنده زندگی ساز و حرکت آفرین را در بر دارند، حرکتی از دنیا به سوی آخرت از هوا به سوی آسمان از خود به سوی خدا، یعنی از هیچ به سوی همه چیز از آن جا که امیر مؤمنان علیه السلام خود تجسم همه خوبی ها و ترک همه هواها و روهایی از همه علقمه ها و علاقه های پست مادی است، سخنش بر دل می نشیند و شور و هیجانی قدسی در خواننده پدید می آورد او از سر دلسوزی و مهربانی و خیرخواهی با ما سخن می گوید، که بالا می رویم و به قدسیان بپیوندیم، دل به متاع اندک دنیا خوش نداریم، و فریب این فریبکار را مخوریم و خود را برای حیاتی ابدی آماده سازیم، آزاد باشیم و آزادمنشانه زندگی کنیم و خود را عزیزتر از آن بدانیم که آن را به چند سکه زر و سیم بفروشیم.
در این نامه ها نگاهی به دیگر به زندگی عرضه شده است، امیر مؤمنان دست خواننده را می گیرد، و با خود به سوی ملکوت می برد و افقی گسترده را به رویش می گشاید، افقی به پهنای ابدیت، به ما می آموزد که هستی شما تا ابدیت گسترده است، یعنی نهایت ندارد، پایان نمی پذیرد و عمر دنیوی در این حیات ابدی، حتی کمتر از لحظه ای ناماندنی است، دامن سخن را برچینیم، و شما را با آموزهای آموزنده علی تنها بگذاریم که به حق دل آرام و آرامبخش دلهای پر اندوه انسان تنها و وامانده روزگار است.
پروردگارا! ما را به علی زنده بدار، با علی بمیران، با علی محشور ساز و او را مقتدایمان در دنیا و دستگیریمان در آخرت قرار ده و شفاعتش را در حق ما پذیرا باش آمین یا رب العالمین.
علی شیروانی، قم - حوزه علمیه، 19 / 8 / 80

1 - و من کتاب له علیه السلام الی اهل الکوفة، عند مسیره من المدینة الی البصرة

اما بعد فانی اخبرکم عن امر عثمان حتی یکون سمعه کعیانه ان الناس طعنوا علیه، فکنت رجلا من المهاجرین اکثر استعتابه، و اقل عتابه، وکان طلحة و الزبیر اهون سیرهما فیه الوجیف و ارفق حدائهما العنیف، وکان من عائشة فیه فلته غضب فاتیح له قوم فقتلوه و بایعنی الناس غیر مستکرهین و لامجبرین، بل طائعین مخیرین.
و اعلموا ان دار الهجرة قد قلعت باهلها، و قلعوا بها، و جاشت جیش المرجل، و قامت الفتنة علی القطب، فاسرعوا الی امیرکم، و بادروا جهاد عدوکم ان شاء الله عزوجل

1 - نامه از اوست به مردم کوفه هنگامی که از مدینه به بصره می رفت **در سال 36 هجری این نامه را امام حسن علیه السلام و عمار به کوفه بردند.

***