چهل داستان و چهل حدیث از امام جعفر صادق علیه السلام

نویسنده : عبداللّه صالحی

در رثای ششمین اختر ولایت علیه السلام

کباب از ظلم منصور است، قلب مصطفی امشب - به جنّت اشک ریزان گشته از غم، مرتضی امشب
شب مرگ فضیلت باشد امشب، ای مسلمانان - زمین و آسمان، یکسر شده ماتم سرا امشب
یتیم و بی پدر گردید امشب موسی جعفر - به سوزد تا سحر، چون شمع از این ماجرا امشب
نهد سر بر سر زانوی غم، صدّیقه اطهر - به نالد در عزایش از جگر، شیر خدا امشب
خدا می داند و قلب امام هفتمین ما - که چون شد قامت سروش، از این ماتم دوتا امشب

پنج درس آموزنده و ارزشمند

1 مرحوم قطب الدّین راوندی روایت کرده است:
روزی از امام جعفر صادق علیه السلام سؤال کردند: روزگار خود را چگونه سپری می فرمائی؟
حضرد در جواب فرمود: عمر خویش را بر چهار پایه و رکن اساسی سپری می نمایم:
می دانم آنچه که روزی برای من مقدّر شده است، به من خواهد رسید و نصیب دیگری نمی گردد.
می دانم دارای وظائف و مسئولیّت هائی هستم، که غیر از خودم کسی توان انجام آن ها را ندارد.
می دانم مرا مرگ در می یابد و ناگهان بدون خبر قبلی مرا می رباید؛ پس باید هر لحظه آماده مرگ باشم.
و می دانم خدای متعال بر تمام امور و حالات من آگاه و شاهد است و باید مواظب اعمال و حرکات خود باشم.**مستدرک الوسائل: ج 12، ص 172، ح 15.***
2 در روایات متعدّدی وارد شده است:
هرگاه که امام جعفر صادق علیه السلام در باغستان و مزرعه، بیل در دست داشته و مشغول کشاورزی و کارگری می بود؛ و اصحاب و دوستان، حضرت را با آن حالت مشاهده می کردند، عرضه می داشتند: یاابن رسول اللّه! چرا در این موقعیت خود را به زحمت انداخته اید؟!
اجازه فرمائید تا ما کمک کنیم و شما استراحت نمائید؟
حضرت در جواب می فرمود: مرا به حال خود وا گذارید، من علاقه مندم که خداوند مرا در حالتی مشاهده نماید که با دست خود زحمت می کشم و کار می کنم و جسم خود را برای بدست آوردن روزی حلال به زحمت و مشقّت انداخته ام.**کافی: ج 5، ص 76، بحارالأنوار: ج 47، ص 57، وافی: ج 17، ص 30 و 36.***
3 بعضی از بزرگان همانند مرحوم إربلی حکایت کرده اند:
روزی مگسی بر صورت منصور دوانیقی نشست و منصور با دست خود آن را دور ساخت، مگس بار دیگر برگشت و بر همان جای اوّل نشست و باز منصور آن را دور کرد.
و این کار چند مرتبه تکرار شد تا آن که منصور به خشم آمد، در همان حال، امام جعفر صادق علیه السلام وارد شد.
منصور گفت: یاابن رسول اللَّه! خداوند متعال برای چه مگس را آفریده است؟
حضرت در پاسخ فرمود: برای آن که به وسیله آن، جبّاران را ذلیل و متواضع گرداند.**کشف الغمّة: ج 2، ص 373.***
4 مرحوم نراقی در کتاب ارزشمند خود آورده است:
شخصی نزد امام جعفر صادق علیه السلام حضور یافت؛ و عرضه داشت: یاابن رسول اللّه! پدرم پیر و ضعیف گشته است به طوری که همانند بچّه کوچک باید در خدمت او باشم؛ و نیز او را برای قضاء حاجت بغل می کنم.
حضرت فرمود: چنانچه توان داشته باشی باید این کار را ادامه دهی؛ و نیز باید با کمال ملاطفت و مهربانی برایش لقمه بگیری و دهانش بگذاری.
و انجام این امور فردای قیامت، راه ورود به بهشت را برایت آسان می گرداند.**جامع السّعادات: ج 2، ص 265.***
5 صفوان جمّال حکاین کند:
روزی در خدمت آن حضرت بودم، که فرمود: ای صفوان! آیا تعداد سفیران و پیامبرانی را که خداوند متعال برای هدایت بندگان؛ مبعوث گردانیده است، می دانی؟
عرض کردم: خیر، نمی دانم.
امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند یک صد و بیست و چهار هزار پیغمبر بر انگیخت و به همان تعداد نیز وصیّ و جانشین منصوب و معرّفی کرده، که تمامی آن ها اهل صدق حدیث و ادای امانت و زاهد در امور دنیا بوده اند.
سپس حضرت در ادامه فرمایش خود افزود: خداوند متعال پیغمبری بهتر و با فضیلت تر از حضرت محمّد مصطفی صلی الله علیه و آله نفرستاد.
و نیز جانشینی بهتر و با فضیلت تر از جانشین آن بزرگوار یعنی؛ حضرت امیرالمؤمنین امام علیّ بن ابی طالب علیه السلام معرّفی نکرده است.**بحارالأنوار: ج 16، ص 352، به نقل از اختصاص شیخ مفید.***

در مدح و عظمت صادق آل محمّد علیه السلام

ای مهر تو بهترین علایق - جان ها به زیارت تو شایق
ما را نبود به جز خیالت - یاری خوش و همدمی موافق
بیماری روح را دوا نیست - جز مهر تو ای طبیب حاذق
ای نور جمال کبریائی - ای نور تو زینت مشارق
روزی که دمید نور خلقت - رخسار تو بود صبح صادق
از جلوه تو، تبارک اللّه - فرمود به خلقت تو خالق
حسن تو خود از جمال زهرا ست - ای زاده بهترین خلایق
بر تخت کمال و تاج عصمت - آخر که بود به جز تو لایق
تفسیر کلام ایزدی بود - گفتار تو ای امام صادق
باشد سخن تو جاودانی - بوده است چو با عمل مطابق
افسوس شدی شهید، آخر - از حیله ناکس منافق
از داغ تو شد جهان عزادار - زیرا به تو عالمی است عاشق **اشعار از شاعر محترم: آقای حسان.***