چهل داستان و چهل حدیث از امام جعفر صادق علیه السلام

نویسنده : عبداللّه صالحی

کینه توزانِ نیرنگ باز

بسیاری از محدّثین و مورّخین آورده اند، که ربیع بن یونس از طرف منصور عبّاسی استاندار شهر مدینه بود؛ پسر ربیع که فضل نام دارد حکایت کند:
منصور خلیفه عبّاسی - در سال 147 - پس از مراسم حجّ وارد مدینه منوّره شد و به پدرم، ربیع گفت: هر چه زودتر جعفر بن محمّد علیه السلام را با حالتی توهین آمیز احضار کن، می خواهم او را به قتل برسانم.
پدرم ربیع گوید: خود را به حال فراموشی زدم؛ ولی منصور دومرتبه پیام شدیدی بر احضار آن حضرت برایم فرستاد و من نیز اهمال کردم و خود را به فراموشی زدم تا شاید پشیمان گردد.
ولیکن منصور در مرتبه سوّم رسماً نامه ای را برایم فرستاد، با تهدید بر این که اگر چنان کاری را انجام ندهم، مورد تهدید و خطر قرار خواهم گرفت.
به همین جهت ناچار شدم و حضرت را نزد خود آوردم؛ و اظهار داشتم: منصور چنین تصمیم شومی را در حقّ شما دارد، از خداوند طلب کن که از شرّ او در أمان باشی.
امام صادق علیه السلام با شنیدن چنین مطلبی، لب به سخن گشود و اظهار نمود: «لاحُوْلَ وَلاقُوّةَ إلاَّ بِاللَّه».
و هنگامی که حضرت بر منصور وارد شد، منصور با حالت تندی و درشتی با وی سخن گفت؛ و سپس حضرت را مورد خطاب و سرزنش قرار داد و اظهار داشت: دشمنان و مخالفین ما در عراق تو را به عنوان امام و رهبر خود برگزیده اند، خدا مرا هلاک کند اگر تو را نکشم و از بین نبرم.
حضرت صادق علیه السلام اظهار داشت: آنچه برایت گفته اند دروغ است، مگر نمی دانی که حضرت سلیمان مورد لطف قرار گرفت شکر و سپاس انجام داد و حضرت ایّوب مبتلی گردید و صبر و شکیبائی نشان داد، حضرت یوسف مورد ظلم قرار گرفت و عفو و بخشش کرد.
چون منصور چنین کلماتی را شنید، غضب خود را فرو نشاند؛ و آن گاه امام علیه السلام را نزد خود دعوت کرد و ضمن عذرخواهی و پوزش، گفت: ساحت شما از آنچه گفته اند پاک است؛ ولی فلانی گزارشاتی را برای ما مطرح کرده است، که خواستم شکّ و شبهه برطرف شود.
حضرت فرمود: او را احضار نما تا ثابت شود.
هنگامی که آن شخص وارد مجلس شد، منصور دوانیقی به او گفت: مگر تو این مطالب و گزارشات را بر علیه جعفر بن محمّد حکایت نکرده ای؟
آن شخص اعتراف کرد و گفت: بلی، من گفته ام.
امام علیه السلام فرمود: او را بر آنچه می گوید، قسم دهید.
همین که طبق روش خاصّی قسم خورد، ناگهان به دَرَک، واصل شد و پس از آن منصور، حضرت صادق علیه السلام را مورد احترام و تکریم قرار داد؛ و روانه منزلش نمود.
و از آنجا که دشمنان و منافقان کینه توز نمی توانند لحظه ای آرام بنشینند، در نهایت منصور دوانیقی، حضرت صادق آل محمّد صلوات اللّه و سلامه علیه را به وسیله انگور زهرآلود مسموم کرده و به شهادت رسانید.
و یکی دو روز پس از مسموم شدن حضرت، هنگامی که بعضی از اصحاب به ملاقات آمدند، دیدند که آن امام مظلوم در بستر قرار گرفته؛ و رنگ چهره مبارکش زرد و بیش از حدّ، لاغر و ضعیف گردیده است، به همین جهت بسیار گریستند.
و همچنین مرحوم کلینی رحمة اللّه علیه امام موسی کاظم علیه السلام روایت کرده است:
چون پدرم به شهادت نائل آمد او را پس از غسل، با دو لباس و پارچه ای که در ایّام حجّ با آن ها احرام می بست، کفن کردم.
و نیز عمامه ای را که از جدّش، امام سجّاد علیه السلام به ارث برده بود بر سرش بستم؛ و سپس جسد مطهّرش را در پارچه ای بُرد یمانی پوشاندم.
و بعد از آن، بدن مقدّس و مطهّر حضرت صادق آل محمّد صلوات اللّه علیهم را پس از وداع با قبر جدّ بزرگوارش، رسول خدا صلی الله علیه و آله ، در قبرستان بقیع - کنار مرقد شریف پدر و جدّ و عمویش - دفن کردند.**اعیان الشّیعة: ج 1، ص 666، إعلام الوری طبرسی: ص 270، دلائل الإمامة: ص 328، ح 285، ارشاد شیخ مفید: ص 272، بحارالأنوار: ج 47، ص 174 با تفاوت مختصر.***
«صَلَواتُ اللَّهِ وَسَلامُهُ عَلَیْهِ یَوْمَ وُلِدَ وَ یَوْمَ اسْتُشْهِدَ وَ یَوْمَ یُبْعَثُ حَیّاً، جَعَلَنَا اللَّهُ مِنْ مُحِبیهِمْ وَ مَوالیهِمْ، وَ رَزَقَنَا اللَّهُ فِی الدُّنْیا زیارَتَهُمْ وَ فِی الْآخِرَةِ شَفاعَتَهُمْ، آمین.»

در رثای ششمین اختر ولایت علیه السلام

کباب از ظلم منصور است، قلب مصطفی امشب - به جنّت اشک ریزان گشته از غم، مرتضی امشب
شب مرگ فضیلت باشد امشب، ای مسلمانان - زمین و آسمان، یکسر شده ماتم سرا امشب
یتیم و بی پدر گردید امشب موسی جعفر - به سوزد تا سحر، چون شمع از این ماجرا امشب
نهد سر بر سر زانوی غم، صدّیقه اطهر - به نالد در عزایش از جگر، شیر خدا امشب
خدا می داند و قلب امام هفتمین ما - که چون شد قامت سروش، از این ماتم دوتا امشب

پنج درس آموزنده و ارزشمند

1 مرحوم قطب الدّین راوندی روایت کرده است:
روزی از امام جعفر صادق علیه السلام سؤال کردند: روزگار خود را چگونه سپری می فرمائی؟
حضرد در جواب فرمود: عمر خویش را بر چهار پایه و رکن اساسی سپری می نمایم:
می دانم آنچه که روزی برای من مقدّر شده است، به من خواهد رسید و نصیب دیگری نمی گردد.
می دانم دارای وظائف و مسئولیّت هائی هستم، که غیر از خودم کسی توان انجام آن ها را ندارد.
می دانم مرا مرگ در می یابد و ناگهان بدون خبر قبلی مرا می رباید؛ پس باید هر لحظه آماده مرگ باشم.
و می دانم خدای متعال بر تمام امور و حالات من آگاه و شاهد است و باید مواظب اعمال و حرکات خود باشم.**مستدرک الوسائل: ج 12، ص 172، ح 15.***
2 در روایات متعدّدی وارد شده است:
هرگاه که امام جعفر صادق علیه السلام در باغستان و مزرعه، بیل در دست داشته و مشغول کشاورزی و کارگری می بود؛ و اصحاب و دوستان، حضرت را با آن حالت مشاهده می کردند، عرضه می داشتند: یاابن رسول اللّه! چرا در این موقعیت خود را به زحمت انداخته اید؟!
اجازه فرمائید تا ما کمک کنیم و شما استراحت نمائید؟
حضرت در جواب می فرمود: مرا به حال خود وا گذارید، من علاقه مندم که خداوند مرا در حالتی مشاهده نماید که با دست خود زحمت می کشم و کار می کنم و جسم خود را برای بدست آوردن روزی حلال به زحمت و مشقّت انداخته ام.**کافی: ج 5، ص 76، بحارالأنوار: ج 47، ص 57، وافی: ج 17، ص 30 و 36.***
3 بعضی از بزرگان همانند مرحوم إربلی حکایت کرده اند:
روزی مگسی بر صورت منصور دوانیقی نشست و منصور با دست خود آن را دور ساخت، مگس بار دیگر برگشت و بر همان جای اوّل نشست و باز منصور آن را دور کرد.
و این کار چند مرتبه تکرار شد تا آن که منصور به خشم آمد، در همان حال، امام جعفر صادق علیه السلام وارد شد.
منصور گفت: یاابن رسول اللَّه! خداوند متعال برای چه مگس را آفریده است؟
حضرت در پاسخ فرمود: برای آن که به وسیله آن، جبّاران را ذلیل و متواضع گرداند.**کشف الغمّة: ج 2، ص 373.***
4 مرحوم نراقی در کتاب ارزشمند خود آورده است:
شخصی نزد امام جعفر صادق علیه السلام حضور یافت؛ و عرضه داشت: یاابن رسول اللّه! پدرم پیر و ضعیف گشته است به طوری که همانند بچّه کوچک باید در خدمت او باشم؛ و نیز او را برای قضاء حاجت بغل می کنم.
حضرت فرمود: چنانچه توان داشته باشی باید این کار را ادامه دهی؛ و نیز باید با کمال ملاطفت و مهربانی برایش لقمه بگیری و دهانش بگذاری.
و انجام این امور فردای قیامت، راه ورود به بهشت را برایت آسان می گرداند.**جامع السّعادات: ج 2، ص 265.***
5 صفوان جمّال حکاین کند:
روزی در خدمت آن حضرت بودم، که فرمود: ای صفوان! آیا تعداد سفیران و پیامبرانی را که خداوند متعال برای هدایت بندگان؛ مبعوث گردانیده است، می دانی؟
عرض کردم: خیر، نمی دانم.
امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند یک صد و بیست و چهار هزار پیغمبر بر انگیخت و به همان تعداد نیز وصیّ و جانشین منصوب و معرّفی کرده، که تمامی آن ها اهل صدق حدیث و ادای امانت و زاهد در امور دنیا بوده اند.
سپس حضرت در ادامه فرمایش خود افزود: خداوند متعال پیغمبری بهتر و با فضیلت تر از حضرت محمّد مصطفی صلی الله علیه و آله نفرستاد.
و نیز جانشینی بهتر و با فضیلت تر از جانشین آن بزرگوار یعنی؛ حضرت امیرالمؤمنین امام علیّ بن ابی طالب علیه السلام معرّفی نکرده است.**بحارالأنوار: ج 16، ص 352، به نقل از اختصاص شیخ مفید.***