چهل داستان و چهل حدیث از امام جعفر صادق علیه السلام

نویسنده : عبداللّه صالحی

فرخنده میلاد هشتمین ستاره فروزنده

از پشت پرده تا مه من آشکار شد - ماه و فلک ز مِهر رُخَش شرمسار شد
خورشید طلعتی است ز نور جمال او - شش آفتاب از پی او آشکار شد
نور ششم، امام ششم، حجّت ششم - کز پنج حجّت او خلف و یادگار شد
شش حجّت از قفای وی و پنج او جلو - او در میانه مرکز هفت و چهار شد
گویند مجتمع نشود لیل با نهار - آن روی بین که مجمع لیل و نهار شد
آن فخر ممکنات که بر جمله کائنات - مهر ولای او سبب افتخار شد
سبط رسول، جعفر صادق که ذات او - مرآت ذات حضرت پروردگار شد
آن مظهر صفات جلال و جمال حقّ - کز او بنای دین خدا استوار شد
رونق گرفت مذهب و ملّت ز مذهبش - شرع نبیّ ز همّت او پایدار شد**اشعار از شاعر محترم: آقای ذاکر.***
نور جمال صادق، چون از افق برآمد - شد صبح عالم، آراش بر شام تیره فایق
از شرق و غرب بگذشت، نهور فضائل او - چون آفتاب علمش، طالع شد از مشارق
تن پیکر فضایل، جان گوهر معانی - دل منبع عنایات، رخ مطلع شوارق
همچون صدف ز دریا، درهای حکمت اندوخت - چون گوهر وجودش شایسته بود و لایق
بر پایه کمالش، محکم اساس توحید - از پرتو جمالش، روشن دل خلایق
خورشید برج ایمان، شمشاد باغ امکان - گنجینه کمالات، سرچشمه حقایق
افکار تابناکش، روشن تر از کواکب - اندیشه های پاکش، خرّم تر از حدایق **اشعار از شاعر محترم: آقای دکتر رسا.***
بشارت بر وقوع نور هدایت
حضرت جوادالأئمّة علیه السلام به نقل از پدران بزرگوارش صلوات اللّه علیهم، حکایت فرماید:
روزی امام حسین علیه السلام در حضور جمعی از اصحاب، بر جدّش رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد شد.
حضرت رسول صلوات اللّه علیه به او خطاب نمود و اظهار داشت: خوش آمدی، ای فرزندم! ای کسی که زینت بخش آسمان ها و زمین هستی.
و آن گاه ضمن بیان مطالبی مهمّ و طولانی پیرامون یکایک ائمّه اطهار علیهم السلام و بشارت بر ولادت آن ها، فرمود:
خداوند متعال در صُلب حضرت باقرالعلوم علیه السلام نطفه ای قرار می دهد، که طیّب و مبارک و - از هر نوع گناه و پلیدی - تزکیه شده است.
سپس افزود: جبرئیل امین علیه السلام به من خبر داد که این نطفه را خداوند متعال طیّب آفریده است و نام مبارک - او جعفر می باشد، که به راستی هدایت گر و نجات بخش این امّت خواهد بود.**حدیث بسیار طولانی است، که در إکمال الدین: ص 264، ح 11، عیون اخبارالرضا علیه السلام : ج 1، ص 59، إعلام الوری: ج 2، ص 185، س 20 می باشد.***
همچنین ابوبصیر حکایت نماید:
در آن روزی که امام موسی کاظم علیه السلام در مسیر راه مکّه به مدینه، متولّد شد، من نیز همراه قافله حضرت صادق آل محمّد صلوات اللَّه علیهم بودم.
حضرت ضمن فرمایشاتی اظهار نمود: هر یک از ائمّه اطهار علیهم السلام دارای علامت و نشانه خاصّی است که دیگر انسان ها محروم هستند.
و سپس افزود: در آن شبی که مقدّر شده بود، نطفه من منعقد گردد، فرشته ای از سوی خداوند نزد پدرم حضرت باقرالعلوم علیه السلام آمد و ظرف آبی را که بسیار گوارا، از شیر سفیدتر و از عسل شیرین تر و از یخ سردتر بود تحویل پدرم داد و گفت: آن را بیاشام و سپس با همسر خود هم بستر شو، و در همان شب، نطفه من با استفاده از آن شراب بهشتی منعقد گردید.
و آن گاه حضرت در ادامه فرمایشات خود افزود: چون نطفه امام و حجّت خدا مدّت چهار ماه در رحم مادر تکامل یابد، فرشته ای بر بازوی راست آن طفل معصوم می نویسد: وَتَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صِدْقاً وَ عَدْلاً.**سوره أنعام: آیه 115.***
و هنگامی که طفل متولّد شود، سر به سوی آسمان بلند نماید و شهادت به وحدانیّت خداوند تبارک و تعالی دهد.
و در این حالت فرشته ای دیگر از عرش الهی، آن طفل معصوم را با نام خود و نام پدرش مورد خطاب قرار می دهد: تو برگزیده من هستی، تو بهترین مخلوق و نگه دارنده اسرار من می باشی؛ و همانا رحمت و بهشت من برای تو و دوستداران تو خواهد بود.
و بعد از آن، خداوند متعال تمام علوم اوّلین و آخرین را به او عطا می فرماید و در شب های قدر، فرشته روح بر او وارد می گردد.**بصائرالدّرجات: جزء نهم، باب 12، ص 129، دلائل الإمامة: ص 303، ح 258، محاسن برقی: ص 314، بحارالأنوار: ح 48، ص 2، ح 2 و 3 با تفاوت مختصر.***
و در روایات بسیاری آمده است که جدّ بزرگوارش، حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرمود: هنگامی که فرزند باقرالعلوم، به نام جعفر متولّد شد، او را لقب صادق دهید.
و در روایات و تواریخ نزد عامّه و خاصّه، آن حضرت علیه السلام به صادق آل محمّد صلوات اللَّه و سلامه علیهم اجمعین معروف و مشهور می باشد.

سرچشمه اندوه و خنده

محمّد بن مسلم - که یکی از راویان حدیث و از اصحاب امام محمّد باقر و امام جعفر صادق علیهما السلام است - حکایت کند:
روزی محضر مبارک ابوجعفر امام محمّد باقر علیه السلام نشسته بودم، که فرزندش حضرت صادق علیه السلام ، در حالی که کودکی خردسال بود و کلاهی منگوله دار بر سر نهاده بود و چوبی در دست گرفته و بازی می کرد، وارد شد.
امام باقر علیه السلام او را در آغوش گرفت و فرمود: پدر و مادرم فدایت؛ و سپس به من خطاب نمود و اظهار داشت:
ای محمّد بن مسلم! این کودک بعد از من امام و پیشوای تو خواهد بود، و تو باید علوم خود را از او بهره مند شوی، سوگند به خدای یکتا! که او همان صادقی است، که رسول خدا صلی الله علیه و آله او را توصیف نموده و بشارتش را داده است.
و به درستی که پیروان و شیعیان او در دنیا و آخرت مورد حمایت خداوند متعال خواهند بود و دشمنانش ملعون و مغضوب می باشند.
در همین لحظه، حضرت صادق خندید و رنگ چهره اش سرخ گردید، آن گاه امام باقر علیه السلام متوجّه من شد و فرمود: آنچه می خواهی از او سؤال کن، که جواب کافی دریافت خواهی کرد.
گفتم: یاابن رسول اللَّه! خنده از کجا سرچشمه می گیرد؟
آن کودک لب به سخن گشود و فرمود: ای محمّد بن مسلم! سر چشمه اندیشه و عقل انسان از قلب است، غم و اندوه از کبد، تنفّس از ریه؛ و خنده از طحّال بر می خیزد.
و من چون چنین پاسخ صریح و صحیحی را از آن کودک خردسال عزیز - یعنی حضرت صادق آل محمّد علیهم السلام - شنیدم، از جای خود برخاستم و پیشانی او را بوسیدم.**بحارالأنوار: ج 47، ص 15، ح 12 به نقل از کفایةالأثر: ص 321.***

یک جهان در یک جسم

روزی یک نفر نصرانی به محضر مبارک امام جعفرصادق علیه السلام شرفیاب شد و پیرامون تشکیلات و خصوصیّات بدن انسان سؤال هائی را مطرح کرد؟
امام جعفر صادق علیه السلام در جواب او اظهار داشت:
خداوند متعال بدن انسان را از دوازده قطعه ترکیب کرده و آفریده است، تمام بدن انسان دارای 246 قطعه استخوان، و 360 رگ می باشد.
رگ ها جسم انسان را سیراب و تازه نگه می دارند، استخوان ها جسم را پایدار و ثابت می دارند، گوشت ها نگه دارنده استخوان ها هستند، و عصب ها پی نگه دارنده گوشت ها می باشند.
سپس امام علیه السلام افزود:
خداوند دست های انسان را با 82 قطعه استخوان آفریده است، که در هر دست 41 قطعه استخوان وجود دارد و در کف دست 35 قطعه، در مچ دو قطعه، در بازو یک قطعه؛ و شانه نیز دارای سه قطعه استخوان می باشد.
و همچنین هر یک از دو پا دارای 43 قطعه استخوان است، که 35 قطعه آن در قدم و دو قطعه در مچ و ساق پا؛ و یک قطعه در ران.
و نشیمن گاه نیز دارای دو قطعه استخوان می باشد.
و در کمر انسان 18 قطعه استخوان مهره وجود دارد.
و در هر یک از دو طرف پهلو، 9 دنده استخوان است، که دو طرف 18 عدد می باشد.
و در گردن هشت قطعه استخوان مختلف هست.
و در سر تعداد 36 قطعه استخوان وجود دارد.
و در دهان 28 عدد تا 32 قطعه استخوان غیر از فکّ پائین و بالا، موجود است.**بحارالأنوار: ج 47، ص 218، به نقل از مناقب ابن شهرآشوب: ج 3، ص 379.***
و معمولاً انسان ها تا سنین بیست سالگی، 28 عدد دندان دارند؛ ولی از سنین 20 سالگی به بعد تعداد چهار دندان دیگر که به نام دندان های عقل معروف است، روئیده می شود.