آیین زندگی از دیدگاه امام رضا (علیه السلام)

نویسنده : محسن کتابچی

مقدمه

زندگی مادی امروز از یک طرف انسان را به صورت ابزار و از طرف دیگر به صورت حیوان در آورده است. آثار و نتایج شوم و تلخ ناشی از این امر، در ملتهایی که به آخرین مرحله تمدن مادی رسیده اند، به وضوح دیده می شود. آمارهای وحشتناک تخلفات و جنایات در این ملتها، می تواند دورنمایی از حقیقت این تراژدی را نشان دهد.
یگانه عاملی که می تواند آدمی را از ضایعه ماده پرستی برهاند و کیان و شخصیت او را از خطر خود بیگانگی مصون دارد، برخورداری از حیات طیبه است.
از بررسی دقیق منابع اسلامی بر می آید، راه تحصیل حیات طیبه در این جهان معلول چهار عامل است:
1 - سلامت جسم
2 - سلامت روح (آرامش خیال)
3 - مساعد بودن شرایط همزیستی (همسر و فرزند و همنشین شایسته)
4 - حسن عاقبت
آدمی در سفر حیات با موانع و گردنه های زیادی مواجه است و این موانع او را از هر سو به گمراهی می کشاند. انسان از هر گردنه ای بگذرد، خطری دیگر با قیافه ای جدید عرض اندام می کند. هیچکس در این سفر نمی تواند بدون راهنما باشد، تنها کسانی می توانند در این سفر پرخطر راهنمای انسان باشند که به همه مقتضیات جسمی و روانی و نیازمندیها و خواهشهای طبیعی این اعجوبه آفرینش آشنایی کامل داشته باشند تا بتوانند او را به درک صحیح از اصول مسلم نظام آفرینش نایل کرده به شاهراه زندگی شرافتمندانه و آزاد رهنمون سازند.
آری، تنها پیشوایان راستین دین مقدس اسلام، نمونه و شاخص چنین امری هستند.
معمولا این بزرگواران با پرستش خداوند متعال به همه بندگی ها پشت پا زدند و در کوتاهترین مدت، بزرگترین مواهب الهی را که لایق یک انسان پاکباز است، به دست آوردند. پیروی از تعالیم حیاتبخش این وارستگان می تواند آب زندگانی را در کام انسان زلال و گوارا سازد و زندگی جاودانه ای را برای او به ارمغان آورد.
هر که می خواهد از حیات طیبه برخوردار باشد. باید این راه قدسی را بپیماید تا حقیقت انسانیتش بشکفد و رشد یابد و به معراج رسد. چه در غیر این صورت حیات واقعی ممکن نیست و کسی که برنامه و نقشه زندگی خود را با تعالیم این بزرگواران ترسیم نکند، نه تنها بدبخت است، بلکه صلاحیت زندگی هم ندارد، تعالیمی که از پیشوایان دین برای سعادت انسانها وضع شده است، اگر چه قسمتی از تمایلات آزاد آدمی را محدود می کند ولی در واقع همین قوانین ضامن حفظ آزادی واقعی بشر و حفظ آن از خطر هرج و مرج و نابودی است.
نخستین شرط آزادی محدودیت است، زندگی تعادل نیروهای متخالف است. همچنان که معلق بودن زمین در فضا، نتیجه تعادل نیروهای متخالف می باشد.(1)
زیباترین و عمیق ترین حالتی که ممکن است به ما دست دهد، روحانیت بذر است. روحانیت بذر هر علم حقیقی را می افشاند. کسی که از این حالت بی خبر باشد و نتواند واله و شیدا شود و به حالت جذبه و شور در آید. بتی بیجان است. به راستی چیزی وجود دارد که درکش برای ما مقدور نیست و به صورت برترین دانشها و درخشنده ترین زیبایی ها تجلی می کند و استعدادهای محدود و ناقص جزبه ظاهر بسیار مقدماتی آن را درک نمی تواند کرد. این علم و این احساس، در درون ایمان واقعی نهفته اند.(2)
قرآن می فرماید:
من عمل صالحاً من ذکر او انثی وهو مؤمن، فلنحیینه حیوة طیبة.(3)
هر کس عمل صالح انجام دهد و (نیکوکاری کند) در حالی که مومن باشد، خواهد مرد (باشد) و خواه زن، ما او را به (داشتن) حیات طیبه، (زندگی خوش و صاف و بی کدورت) زنده خواهیم کرد.
نکته جالب در این آیه کریمه، این است که قرآن کریم مردم بی ایمان و بدکار را زنده و حساس نمی خواند. می فرماید کسانی که نیکوکاری کنند و ایمان و علاقه به معنویت داشته باشند، ما آنها را زنده می کنیم و از مردگی خارج می سازیم، آن وقت می فهمند که زندگی بی معنا و بی هدف نیست، می فهمند سعادت واقعیت دارد، می فهمند که می شود در این دنیا طوری زندگی کرد که کدورتی از رنج و ناراحتی وجود نداشته باشد.(4)
کتابی را که در برابر خود گشوده اید، رهنمودهای امام هشتم (علیه السلام) در زمینه حیات طیبه است. امید است مطالعه و دقت در سخنان گوهر بار آن حضرت، چنان توفیقی را برایمان فراهم آورد که بتوانیم تمایلات مادی و معنوی خود را با تعالیم ارزشمند آن حضرت تطبیق داده، آنها را از فناپذیری مصون داشته و به آن رنگ جاودانگی بخشیم و از این طریق فضای زندگی خود را روشن و با طراوت سازیم.
اصفهان - محسن کتابچی

اصول حیات طیبه در کلام امام رضا (علیه السلام)

1 - برخورداری از سلامت عقل
2 - داشتن روح تعبد (بندگی خداوند)
3 - داشتن اسوه و الگوی تمام عیار هدایت (قبول ولایت)

1 - برخورداری از سلامت عقل