فهرست کتاب


چهل داستان و چهل حدیث از امام هادی علیه السلام

عبداللّه صالحی‏

پنج درس ارزشمند و آموزنده

1 یکی از اصحاب حضرت ابوالحسن، امام هادی صلوات اللَّه علیه به نام اسحاق بن ابراهیم حکایت کند:
روزی به محضر مبارک آن حضرت شرفیاب شدم، شخصی را دیدم که در مجلس حضرت اظهار داشت: مدّتی است که مبتلا به سردرد شدیدی گشته ام.
امام علیه السلام فرمود: ظرفی را با مقداری آب بردار و این آیه شریفه قرآن را بر آن بخوان:
أوَلَمْ یَرَ الَّذینَ کَفَرُوا انَّ السَّمواتِ وَ الْأرْضَ کانَتا رَتْقاً فَفَتّقْنا هُما وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ کُلَّ شَیٍ حَیٌّ أفَلا یُؤْمِنُونَ.** سوره انبیاء: آیه 30.***
و سپس آن را بیاشام، که انشاءاللّه سردرد برطرف خواهد شد.** بحارالأنوار: ج 92، ص 51، ح 7.***
2 روزی از روزها امام علیّ هادی صلوات اللَّه علیه در جمع بعضی از اصحابش که در منزل آن حضرت حضور داشتند، چنین فرمود: اسم اعظم خداوند متعال، دارای هفتاد و سه حرف می باشد که آصف بن برخیا - وصیّ حضرت سلیمان علیه السلام - یک حرف از مجموع آن ها را می دانست و زمین برایش کوچک شد، به طوری که توانست در کمتر از یک لحظه عرش بلقیس را نزد حضرت سلیمان علیه السلام آورد.
ولیکن نزد ما اهل بیت رسالت هفتاد و دو حرف موجود است و یک حرف آن نزد خداوند متعال محفوظ می باشد.** بحارالأنوار: ج 27، ص 26، ح 3.***
3 هنگامی که خداوند متعال نوزادی به حضرت ابوالحسن، امام هادی علیه السلام عطا نمود، عدّه ای از اصحاب، خدمت حضرت آمدند تا تهنیت و تبریک گویند.
وقتی بر حضرت وارد شدند، او را شادمان و مسرور نیافتند؛ علّت را جویا شدند؟
امام علیه السلام فرمود: به نوزاد امیدی ندارم، چون که او عدّه بسیاری را گمراه می گرداند.
پس پیش گوئی حضرت و علّت ناراحتی آن بزرگوار تحقّق یافت و این نوزاد همان جعفر کذّاب شد.** عیون المعجزات: ص 135.***
4 ابوهاشم جعفری حکایت کند:
روزی در محضر شریف امام هادی علیه السلام شرفیاب شدم، کودکی وارد شد و شاخه گلی را تقدیم آن حضرت کرد.
امام علیه السلام آن شاخه گل را گرفت و بوئید و بر چشم خود نهاد و بوسید؛ و سپس آن را به من اهداء نمود و اظهار داشت:
هر که شاخه گلی را ببوید و بر چشم خویش بگذارد و ببوسد و سپس صلوات بر محمّد و آلش فرستد، خداوند متعال حسنات بی شماری را در نامه اعمالش ثبت می نماید؛ و نیز بسیاری از خطاها و لغزش هایش را مورد عفو قرار می دهد.** کافی: ج 6، ص 525، ح 5، حلیة الأبرار: ج 5، ص 37، ح 3.***
5 یکی از اهالی کوفه در شهر سامراء خدمت حضرت ابوالحسن، امام علیّ هادی علیه السلام شرفیاب شد و اظهار داشت:
یاابن رسول اللّه! من از دوستان و علاقه مندان به شما و اجدادتان می باشم، و دارای قرض سنگینی هستم و چون توان پرداخت آن را ندارم به قصد شما آمده ام.
امام هادی علیه السلام فرمود: همین جا بِایست تا چاره ای بیندیشم.
پس از گذشت لحظاتی، مقدار سی هزار دینار از طرف متوکّل - خلیفه عبّاسی - برای حضرت آوردند.
حضرت سلام اللَّه علیه آن پول ها را از مأمور متوکّل گرفت و بی درنگ و بدون آن که محاسبه نماید، تمامی آن سی هزار دینار را تحویل آن شخص کوفی داد.
پس آن مرد کوفی مقدار ده هزار دینار از آن ها را برداشت و اظهار نمود: یاابن رسول اللّه! من بیش از ده هزار دینار نیاز ندارم، چون به همان مقدار بدهکار هستم و برای من همین مقدار کافی است.
ولی امام علیه السلام از پس گرفتن آن بیست هزار دینار خودداری و امتناع نمود.
لذا آن مرد کوفی تمامی آن هدیه را گرفت و گفت: خداوند بهتر می داند که چه کسانی را امام و حجّت خود بر انسان ها قرار بدهد، و سپس عازم شهر کوفه شد.** ینابیع المودّة: ج 3، ص 128.***

منقبت دهمین ستاره هدایت

فتاده مرغ دلم ز آشیان در این وادی - که هر کجا رود افتد به دام صیّادی
دلا دل از هم بر گیر و خلوتی بپذیر - مدار از همه عالم امید امدادی
مگر ز قبله حاجات و کعبه مقصود - ملاذ حاضر و بادی علیّ الهادی
شَها تو شاهد میقات لی مع اللّهی - تو شمع جمع شبستان ملک ایجادی
صحیفه ملکوتی و نسخه لاهوت - ولیّ عرصه ناسوت بهر ارشادی
مقام باطن ذات تو قاب قوسین است - به ظاهر از چه در این خاکدان اجسادی
کشیدی از «متوکّل» شدائدی که به دهر - ندیده دیده گردون ز هیچ شدّادی
گهی بِه برکه درّندگان، گهی به زندان - گهی به بزم می و ساز یاغی عادی
ز سوز زهر و بلاهای دهر، جان تو سوخت - که بر طریقه آباء و اجدادی ** اشعار از شاعر محترم: مرحوم آیة اللَّه کمپانی «ره».***

چهل حدیث گهربار منتخب

قالَ الإمامُ أبو الحسن، علیّ الهادی صلوات اللّه و سلامه علیه:
1 مَنِ اتَّقیَ اللَّهَ یُتَّقی ، وَمَنْ أطاعَ اللّهَ یُطاعُ، وَ مَنْ أطاعَ الْخالِقَ لَمْ یُبالِ سَخَطَ الْمَخْلُوقینَ، وَمَنْ أسْخَطَ الْخالِقَ فَقَمِنٌ أنْ یَحِلَّ بِهِ سَخَطُ الْمَخْلُوقینَ.** بحارالأنوار: ج 68، ص 182، ح 41، أعیان الشّیعة: ج 2، ص 39.***
ترجمه :
فرمود: کسی که تقوی الهی را رعایت نماید و مطیع احکام و مقرّرات الهی باشد، دیگران مطیع او می شوند.
و هر شخصی که اطاعت از خالق نماید، باکی از دشمنی و عداوت انسان ها نخواهد داشت؛ و چنانچه خدای متعال را با معصیت و نافرمانی خود به غضب درآورد، پس سزاوار است که مورد خشم و دشمنی انسان ها قرار گیرد.
2 قالَ علیه السلام : مَنْ أنِسَ بِاللَّهِ اسْتَوحَشَ مِنَ النَّاسِ، وَعَلامَةُ الْأُنْسِ بِاللّهِ الْوَحْشَةُ مِنَ النّاسِ.** عُدّة الداعی مرحوم راوندی: ص 208.***
ترجمه :
فرمود: کسی که با خداوند متعال مونس باشد و او را أنیس خود بداند، از مردم احساس وحشت می کند.
و علامت و نشانه أنس با خداوند وحشت از مردم است یعنی از غیر خدا نهراسیدن و از مردم احتیاط و دوری کردن .
3 قالَ علیه السلام :السَّهَرَ أُلَذُّ الْمَنامِ، وَالْجُوعُ یَزیدُ فی طیبِ الطَّعامِ.** بحارالانوار: ج 84 ص 172 به نقل از أعلام الدین دیلمی.***
ترجمه :
فرمود: شب زنده داری، خواب بعد از آن را لذیذ می گرداند؛ و گرسنگی در خوشمزگی طعام می افزاید یعنی هر چه انسان کمتر بخوابد بیشتر از خواب لذت می برد و هر چه کم خوراک باشد مزّه غذا گواراتر خواهد بود .
4 قالَ علیه السلام : لا تَطْلُبِ الصَّفا مِمَّنْ کَدِرْتَ عَلَیْهِ، وَلاَ النُّصْحَ مِمَّنْ صَرَفْتَ سُوءَ ظَنِّکَ إلَیْهِ، فَإنَّما قَلْبُ غَیْرِکَ کَقَلْبِکَ لَهُ.** بحار الأنوار: ج 75، ص 369، ح 4، أعلام الدّین: ص 312، س 14.***
ترجمه :
فرمود: از کسی که نسبت به او کدورت و کینه داری، صمیّمیت و محبّت مجوی.
همچنین از کسی که نسبت به او بدگمان هستی، نصیحت و موعظه طلب نکن، چون که دیدگاه و افکار دیگران نسبت به تو همانند قلب خودت نسبت به آن ها می باشد.
5 قالَ علیه السلام : الْحَسَدُ ماحِقُ الْحَسَناتِ، وَالزَّهْوُ جالِبُ الْمَقْتِ، وَالْعُجْبُ صارِفٌ عَنْ طَلَبِ الْعِلْمِ داعٍ إلَی الْغَمْطِ وَالْجَهْلِ، وَالبُخْلُ أذَمُّ الْأخْلاقِ، وَالطَّمَعُ سَجیَّةٌ سَیِّئَةٌ.** بحارالأنوار: ج 69، ص 199، ح 27.***
ترجمه :
فرمود: حسد موجب نابودی ارزش و ثواب حسنات می گردد.
تکبّر و خودخواهی جذب کننده دشمنی و عداوت افراد می باشد.
عُجب و خودبینی مانع تحصیل علم خواهد بود و در نتیجه شخص را در پَستی و نادانی نگه می دارد.
بخیل بودن بدترین اخلاق است؛ و نیز طَمَع داشتن خصلتی ناپسند و زشت می باشد.
6 قالَ علیه السلام : الْهَزْلُ فکاهَةُ السُّفَهاءِ، وَ صَناعَةُ الْجُهَّالِ.** الدرّة الباهرة: ص 42، س 5، بحارالأنوار: ج 75، ص 369، ح 20.***
ترجمه :
فرمود: مسخره کردن و شوخی های - بی مورد - از بی خردی است و کار انسان های نادان می باشد.
7 قالَ علیه السلام : الدُّنْیا سُوقٌ رَبِحَ فیها قَوْمٌ وَ خَسِرَ آخَرُونَ.** أعیان الشّیعة: ج 2، ص 39، تحف العقول: ص 438.***
ترجمه :
فرمود: دنیا همانند بازاری است که عدّه ای در آن برای آخرت سود می برند و عدّه ای دیگر ضرر و خسارت متحمّل می شوند.
8 قالَ علیه السلام : النَّاسُ فِی الدُّنْیا بِالْأمْوالِ وَ فِی الْآخِرَةِ بِالْأعْمالِ.** أعیان الشّیعة: ج 2، ص 39، بحارالأنوار: ج 17.***
ترجمه :
فرمود: مردم در دنیا به وسیله ثروت و تجمّلات شهرت می یابند ولی در آخرت به وسیله اعمال محاسبه و پاداش داده خواهند شد.
9 قالَ علیه السلام : مُخالَطَةُ الْأشْرارِ تَدُلُّ عَلی شِرارِ مَنْ یُخالِطُهُمْ.** مستدرک الوسائل: ج 12، ص 308، ح 14162.***
ترجمه :
فرمود: همنشین شدن و معاشرت با افراد شرور نشانه پستی و شرارت تو خواهد بود.
10 قالَ علیه السلام : أهْلُ قُمْ وَ أهْلُ آبَةِ مَغْفُورٌلَهُمْ ، لِزیارَتِهِمْ لِجَدّی عَلیّ ابْنِ مُوسَی الرِّضا عَلَیْهِ السَّلامُ بِطُوس، ألا وَ مَنْ زارَهُ فَأصابَهُ فی طَریقِهِ قَطْرَةٌ مِنَ السَّماءِ حَرَّمَ جَسَدَهُ عَلَی النَّارِ.** عیون أخبار الرّضا علیه السلام : ج 2، ص 260، ح 22.***
ترجمه :
فرمود: أهالی قم و أهالی آبه یکی از روستاهای حوالی ساوه آمرزیده هستند به جهت آن که جدّم امام رضا علیه السلام را در شهر طوس زیارت می کنند.
و سپس حضرت افزود: هر که جدّم امام رضا علیه السلام را زیارت کند و در مسیر راه صدمه و سختی تحمّل کند خداوند آتش را بر بدن او حرام می گرداند.
11 عَنْ یَعْقُوبِ بْنِ السِّکیتْ، قالَ: سَألْتُ أبَاالْحَسَنِ الْهادی علیه السلام : ما بالُ الْقُرْآنِ لا یَزْدادُ عَلَی النَّشْرِ وَالدَّرْسِ إلاَّ غَضاضَة؟
قالَ علیه السلام : إنَّ اللَّهَ تَعالی لَمْ یَجْعَلْهُ لِزَمانٍ دُونَ زَمانٍ، وَلالِناسٍ دُونَ ناسٍ، فَهُوَ فی کُلِّ زَمانٍ جَدیدٌ وَ عِنْدَ کُلِّ قَوْمٍ غَضٌّ إلی یَوْمِ الْقِیامَةِ.** أمالی شیخ طوسی: ج 2، ص 580، ح 8.***
ترجمه :
یکی از اصحاب حضرت به نام ابن سِکیّت گوید: از امام هادی علیه السلام سؤال کردم: چرا قرآن با مرور زمان و زیاد خواندن و تکرار، کهنه و مندرس نمی شود؛ بلکه همیشه حالتی تازه و جدید در آن وجود دارد؟
امام علیه السلام فرمود: چون که خداوند متعال قرآن را برای زمان خاصّی و یا طایفه ای مخصوص قرار نداده است؛ بلکه برای تمام دوران ها و تمامی اقشار مردم فرستاده است، به همین جهت همیشه حالت جدید و تازه ای دارد و برای جوامع بشری تا روز قیامت قابل عمل و اجراء می باشد.
12 قالَ علیه السلام :الْغَضَبُ عَلی مَنْ لا تَمْلِکُ عَجْزٌ، وَ عَلی مَنْ تَمْلِکُ لُؤْمٌ.** مستدرک الوسائل: ج 12، ص 11، ح 13376.***
ترجمه :
فرمود: غضب و تندی در مقابل آن کسی که توان مقابله با او را نداری، علامت عجز و ناتوانی است، ولی در مقابل کسی که توان مقابله و رو در روئی او را داری علامت پستی و رذالت است.
13 قالَ علیه السلام : یَاْتی عَلماءُ شیعَتِنا الْقَوَّامُونَ بِضُعَفاءِ مُحِبّینا وَ أهْلِ وِلایَتِنا یَوْمَ الْقِیامَةِ، وَالْأنْوارُ تَسْطَعُ مِنْ تیجانِهِمْ.** بحارالأنوار: ج 2، ص 6، ضمن ح 13.***
ترجمه :
فرمود: علماء و دانشمندانی که به فریاد دوستان و پیروان ما برسند و از آن ها رفع مشکل نمایند، روز قیامت در حالی محشور می شوند که تاج درخشانی بر سر دارند و نور از آن ها می درخشد.
14 قالَ علیه السلام : لِبَعْضِ قَهارِمَتِهِ: اسْتَکْثِرُوا لَنا مِنَ الْباذِنْجانِ، فَإنَّهُ حارٌّ فی وَقْتِ الْحَرارَةِ، بارِدٌ فی وَقْتِ الْبُرُودَةِ، مُعْتَدِلٌ فِی الْأوقاتِ کُلِّها، جَیِّدٌ عَلی کلِّ حالٍ.** کافی: ج 6، ص 373، ح 2، وسائل الشّیعة: ج 25، ص 210، ح 31706.***
ترجمه :
به بعضی از غلامان خود فرمود: بیشتر برای ما بادمجان پخت نمائید که در فصل گرما، گرم و در فصل سرما، سرد است.
و در تمام دوران سال معتدل می باشد و در هر حال مفید است.
15 قالَ علیه السلام : التَّسْریحُ بِمِشْطِ الْعاجِ یُنْبُتُ الشَّعْرَ فِی الرَّأسِ، وَ یَطْرُدُ الدُّودَ مِنَ الدِّماغِ، وَ یُطْفِی ءُ الْمِرارَ، وَ یَتَّقِی اللِّثةَ وَ الْعَمُورَ.** بحارالأنوار: ج 73، ص 115، ح 16.***
ترجمه :
فرمود: شانه کردن موها به وسیله شانه عاج، سبب روئیدن و افزایش مو می باشد، همچنین سبب نابودی کرم های درون سر و مُخ خواهد شد و موجب سلامتی فکّ و لثه ها می گردد.
16 قالَ علیه السلام : اُذکُرْ مَصْرَعَکَ بَیْنَ یَدَیْ أهْلِکَ لا طَبیبٌ یَمْنَعُکَ، وَ لا حَبیبٌ یَنْفَعُکَ.** أعلام الدّین: ص 311، س 16، بحارالأنوار: ج 75، ص 369، ح 4.***
ترجمه :
فرمود: بیاد آور و فراموش نکن آن حالت و موقعی را که در میان جمع اعضاء خانواده و آشنایان قرار می گیری و لحظات آخر عمرت سپری می شود و هیچ پزشکی و دوستی و ثروتی نمی تواند تو را از آن حالت نجات دهد.
17 قالَ علیه السلام : إنَّ الْحَرامَ لایَنْمی، وَإنْ نَمی لا یُبارَکُ فیهِ، وَما أَنْفَقَهُ لَمْ یُؤْجَرْ عَلَیْهِ، وَ ما خَلَّفَهُ کانَ زادَهُ إلَی النّارِ.** کافی: ج 5، ص 125، ح 7.***
ترجمه :
فرمود: همانا اموال حرام، رشد و نموّ ندارد و اگر هم احیاناً رشد کند و زیاد شود برکتی نخواهد داشت و با خوشی مصرف نمی گردد.
و آنچه را از اموال حرام انفاق و کمک کرده باشد أجر و پاداشی برایش نیست و هر مقداری که برای بعد از خود به هر عنوان باقی گذارد معاقب می گردد.
18 قالَ علیه السلام : اَلْحِکْمَةُ لا تَنْجَعُ فِی الطِّباعِ الْفاسِدَةِ.** نزهةالنّاظر و تنبیه الخاطر: ص 141، ح 23، أعلام الدّین: ص 311، س 20.***
ترجمه :
فرمود: حکمت اثری در دل ها و قلب های فاسد نمی گذارد.
19 قالَ علیه السلام : مَنْ رَضِیَ عَنْ نَفْسِهِ کَثُرَ السّاخِطُونَ عَلَیْهِ.** بحارالأنوار: ج 69، ص 316، ح 24.***
ترجمه :
فرمود: هر که از خود راضی باشد بدگویان او زیاد خواهند شد.
20 قالَ علیه السلام : اَلْمُصیبَةُ لِلصّابِرِ واحِدَةٌ وَ لِلْجازِعِ اِثْنَتان.** أعلام الدّین: ص 311، س 4، بحارالأنوار: ج 75، ص 369.***
ترجمه :
فرمود: مصیبتی که بر کسی وارد شود و صبر و تحمّل نماید، تنها یک ناراحتی است؛ ولی چنانچه فریاد بزند و جزع کند دو ناراحتی خواهد داشت.
21 قالَ علیه السلام : اِنّ لِلَّهِ بِقاعاً یُحِبُّ أنْ یُدْعی فیها فَیَسْتَجیبُ لِمَنْ دَعاهُ، وَالْحیرُ مِنْها.** تحف: ص 357، بحارالأنوار: ج 98، ص 130، ح 34.
***
ترجمه :
فرمود: برای خداوند بقعه ها و مکان هائی است که دوست دارد در آن ها خدا خوانده شود تا آن که دعاها را مستجاب گرداند که یکی از بُقْعه ها حائر و حرم امام حسین علیه السلام خواهد بود.
22 قالَ علیه السلام : اِنّ اللَّهَ هُوَ الْمُثیبُ وَالْمُعاقِبُ وَالْمُجازی بِالْاَعْمالِ عاجِلاً وَآجِلاً.** تحف: ص 358، بحارالأنوار: ج 59، ص 2، ضمن ح 6.***
ترجمه :
فرمود: همانا تنها کسی که ثواب می دهد و عِقاب می کند و کارها را در همان لحظه یا در آینده پاداش می دهد، خداوند خواهد بود.
23 قالَ علیه السلام : مَنْ هانَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ فَلا تَأمَنْ شَرَّهُ.** تحف العقول: ص 383، بحارالأنوار: ج 75، ص 365.***
ترجمه :
فرمود: هرکس به خویشتن إهانت کند و کنترل نفس نداشته باشد خود را از شرّ او در أمان ندان.
24 قالَ علیه السلام : اَلتَّواضُعُ أنْ تُعْطَیَ النّاسَ ما تُحِبُّ أنْ تُعْطاهُ.** محجّة البیضاء: ج 5، ص 225.***
ترجمه :
فرمود: تواضع و فروتنی چنان است که با مردم چنان کنی که دوست داری با تو آن کنند.
25 قالَ علیه السلام : اِنّ الْجِسْمَ مُحْدَثٌ وَاللَّهُ مُحْدِثُهُ وَ مُجَسِّمُهُ.** بحارالأنوار: ج 57، ص 81، ح 51، به نقل از توحید شیخ صدوق.***
ترجمه :
فرمود: همانا اجسام، جدید و پدیده هستند و خداوند متعال به وجود آورنده و تجسّم بخش آن ها است.
26 قالَ علیه السلام : لَمْ یَزَلِ اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَیْئیٌ مَعَهُ، ثُمَّ خَلَقَ الْاَشْیاءَ بَدیعاً، وَاخْتارَ لِنَفْسِهِ أحْسَنَ الْأسْماء.** بحارالانوار: ج 57، ص 83، ح 64، به نقل از احتجاج طبرسی.***
ترجمه :
فرمود: خداوند از أزَل، تنها بود و چیزی با او نبود، تمام موجودات را با قدرت خود آفریده، و بهترین نام ها را برای خود برگزید.
27 قالَ علیه السلام : اِذا قامَ الْقائِمُ یَقْضی بَیْنَ النَّاسِ بِعِلْمِهِ کَقَضاءِ داوُد علیه السلام وَ لا یَسْئَلُ الْبَیِّنَةَ.** بحارالأنوار: ج 50، ص 264، ح 24، به نقل از مناقب و خرائج.***
ترجمه :
فرمود: زمانی که حضرت حجّت (عجّ) قیام نماید در بین مردم به علم خویش قضاوت می نماید؛ همانند حضرت داود علیه السلام که از دلیل و شاهد سؤال نمی فرماید.
28 قالَ علیه السلام : مَنْ اَطاعَ الْخالِقَ لَمْ یُبالِ بِسَخَطِ الْمَخْلُوقینَ وَ مَنْ أسْخَطَ الْخالِقَ فَقَمِنٌ أنْ یَحِلَّ بِهِ الْمَخْلُوقینَ.** بحارالأنوار: ج 50، ص 177، ح 56، و ج 71، ص 182 ح 41.***
ترجمه :
فرمود: هرکس مطیع و پیرو خدا باشد از قهر و کارشکنی دیگران باکی نخواهد داشت.
29 قالَ علیه السلام : اَلْعِلْمُ وِراثَةٌ کَریمَةٌ وَالْأدَبُ حُلَلٌ حِسانٌ، وَالْفِکْرَةُ مِرْآتٌ صافَیةٌ.** بحارالأنوار: ج 71، ص 324، مستدرک الوسائل: ج 11، ص 184، ح 4.***
ترجمه :
فرمود: علم و دانش بهترین یادبود برای انتقال به دیگران است، ادب زیباترین نیکی ها است و فکر و اندیشه آئینه صاف و تزیین کننده اعمال و برنامه ها است.
30 قالَ علیه السلام : الْعُجْبُ صارِفٌ عَنْ طَلَبِ الْعِلْمِ، داعٍ إلیَ الْغَمْطِ وَ الْجَهْلِ.** بحارالأنوار: ج 75، ص 369، س 4.***
ترجمه :
فرمود: خودبینی و غرور، انسان را از تحصیل علوم باز می دارد و به سمت حقارت و نادانی می کشاند.
31 قالَ علیه السلام : لا تُخَیِّبْ راجیکَ فَیَمْقُتَکَ اللَّهُ وَ یُعادیکَ.** بحارالأنوار: ج 75، ص 173، ح 2.***
ترجمه :
فرمود: کسی که به تو امید بسته است ناامیدش مگردان، وگرنه مورد غضب خداوند قرار خواهی گرفت.
32 قالَ علیه السلام : مَا اسْتَراحَ ذُو الْحِرْصِ.** نزهةالنّاظر و تنبیه الخاطر: ص 141، ح 21، مستدرک الوسائل: ج 2، ص 336، ح 11.***
ترجمه :
فرمود: شخص طمّاع و حریص نسبت به اموال و تجمّلات دنیا هیچگاه آسایش و استراحت نخواهد داشت.
33 قالَ علیه السلام : الْعِتابُ مِفْتاحُ التَّقالی، وَالعِتابُ خَیْرٌ مِنَ الْحِقْدِ.** نزهةالنّاظر: ص 139، ح 12، بحارالأنوار: ج 78، ص 368، ضمن ح 3.***
ترجمه :
فرمود: (مواظب باش که) عتاب و پرخاش گری، مقدّمه و کلید غضب است، ولی در هر حال پرخاش گری نسبت به کینه و دشمنی درونی بهتر است (چون کینه، ضررهای خظرناک تری را در بردارد).
34 قالَ علیه السلام : الْغِنی قِلَّةُ تَمَنّیکَ، وَالرّضا بِما یَکْفیکَ، وَ الْفَقْرُ شَرَهُ النّفْسِ وَ شِدَّةُ القُنُوطِ، وَالدِّقَّةُ إتّباعُ الْیَسیرِ وَالنَّظَرُ فِی الْحَقیرِ.** الدّرّةالباهرة: ص 14، نزهةالناظر: ص 138، ح 7، بحار: ج 75، ص 109، ح 12.***
ترجمه :
فرمود: بی نیازی و توانگری در آن است که کمتر آرزو و توقّع باشد و به آنچه موجود و حاضر است راضی و قانع گردی، ولیکن فقر و تهی دستی در آن موقعی است که آرزوهای نفسانی اهمیّت داده شود، امّا دقّت و توجّه به مسائل، اهمیّت دادن به امکانات موجود و مصرف و استفاده صحیح از آن ها است، اگر چه ناچیز و کم باشد.
35 قالَ علیه السلام : الْاِمامُ بَعْدی الْحَسَنِ، وَ بَعْدَهُ ابْنُهُ الْقائِمُ الَّذی یَمْلَأُ الْاَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً کَما مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً.** بحارالأنوار: ج 50، ص 239، ح 4، به نقل از إکمال الدین صدوق.***
ترجمه :
فرمود: امام و خلیفه بعد از من (فرزندم) حسن؛ و بعد از او فرزندش مهدی موعود علیهما السلام می باشد که زمین را پر از عدل و داد می نماید، همان طوری که پر از ظلم و ستم گشته باشد.
36 قالَ علیه السلام : إذا کانَ زَمانُ الْعَدْلِ فیهِ أغْلَبُ مِنَ الْجَوْرِ فَحَرامٌ أنْ یُظُنَّ بِأحَدٍ سُوءاً حَتّی یُعْلَمَ ذلِکَ مِنْهُ.** بحارالأنوار: ج 73، ص 197، ح 17، به نقل از الدّرّةالباهرة: ص 42، س 10.***
ترجمه :
فرمود: در آن زمانی که عدالت اجتماعی، حاکم و غالب بر تباهی باشد، نباید به شخصی بدگمان بود مگر آن که یقین و معلوم باشد.
37 قالَ علیه السلام : إنَّ لِشیعَتِنا بِوِلایَتِنا لَعِصْمَةٌ، لَوْ سَلَکُوا بِها فی لُجَّةِ الْبِحارِ الْغامِرَةِ.** بحارالأنوار: ج 50، ص 215، ح 1، س 18، به نقل از أمالی شیخ طوسی.***
ترجمه :
فرمود: همانا ولایت ما اهل بیت برای شیعیان و دوستانمان پناهگاه أمنی می باشد که چنانچه در همه امور به آن تمسّک جویند، بر تمام مشکلات (مادّی و معنوی) فایق آیند.
38 قالَ علیه السلام : یا داوُدُ لَوْ قُلْتَ: إنَّ تارِکَ التَّقیَّةَ کَتارِکِ الصَّلاةِ لَکُنتَ صادِقاً.** وسائل الشّیعة: ج 16، ص 211، ح 21382، مستطرفات السّرائر: ص 67، ح 10.***
ترجمه :
فرمود: به یکی از اصحابش - به نام داود صرّمی - فرمود: اگر قائل شوی که ترک تقیّه همانند ترک نماز است، صادق خواهی بود.
39 قالَ: سَألْتُهُ عَنِ الْحِلْمِ؟ فَقالَ علیه السلام : هُوَ أنْ تَمْلِکَ نَفْسَکَ وَ تَکْظِمَ غَیْظَکَ، وَ لا یَکُونَ ذلَکَ إلاَّ مَعَ الْقُدْرَةِ.** نزهةالنّاظر و تنبیه الخاطر: ص 138، ح 5، مستدرک الوسائل: ج 2، ص 304، ح 17.***
ترجمه :
یکی از اصحاب از آن حضرت پیرامون معنای حِلم و بردباری سؤال نمود؟
حضرت در پاسخ فرمود: این که در هر حال مالک نَفْس خود باشی و خشم خود را فرو بری و آن را خاموش نمائی و این تحمّل و بردباری در حالی باشد که توان مقابله با شخصی را داشته باشی.
40 قالَ علیه السلام : اِنّ اللَّهَ جَعَلَ الدّنیا دارَ بَلْوی وَالْاخِرَةَ دارَ عُقْبی، وَ جَعَلَ بَلْوی الدّنیا لِثوابِ الْاخِرَةِ سَبَباً وَ ثَوابَ الْاخِرَةِ مِنْ بَلْوَی الدّنیا عِوَضاً.** تحف: ص 358.***
ترجمه :
فرمود: همانا خداوند، دنیا را جایگاه بلاها و امتحانات و مشکلات قرار داد؛ و آخرت را جایگاه نتیجه گیری زحمات، پس بلاها و زحمات و سختی های دنیا را وسیله رسیدن به مقامات آخرت قرار داد و اجر و پاداش زحمات دنیا را در آخرت عطا می فرماید.