فهرست کتاب


آیه های زندگی برای بیداری

حسین اسکندری‏

159. جز با تسلیم در برابر فرمانهای خدا نمیرید

یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله حق تقاته و لا تموتن الا و انتم مسلمون.
آل عمران: 102
ای کسانی که ایمان آورده اید، آنچنان که شایسته ترس از خدسات از او بترسید و جز بر مسلمانی نمیرید.
مسلمون از ماده سلم و اسلام و کلمه اسلام از باب افعال و تسلیم از باب تفعیل و استسلام از باب استفعال - همه به معنای این است که کسی یا چیزی در برابر کسی دیگر چنان باشد که هرگز او را نافرمانی نکند و او را از خود دور نسازد؛ و اسلام انسان در برابر خدای تعالی یعنی پذیرش هر آنچه حضرت حق بخواهد و گردن نهادن به هر سرنوشتی که خدای سبحان برایش مقرر کند، چه سرنوشت تکوینی، که همان قدر و قضای الهی است و چه سرنوشت تشریعی، که اوامر و نواهی و در حقیقت دین خداست؛ و این حقیقت مشترک همه ادیان الهی و توحیدی است. قرآن می فرماید: ان الدین عند الله الاسلام؛) (872) یعنی دین در نزد خدای سبحان یکی است و اختلافی در آن نیست و شرایع پیامبران صرفا از نظر مقدار و کیفیت مختلف اند، اما از نظر حقیقت یکی اند: حقیقت مشترک همه آنها تسلیم خدا شدن در عمل به شرایع و قوانین الهی و اطاعت او در آنچه در هر عصری با زبان پیامبرش از بندگانش می خواهد؛ و این یعنی اسلام، یعنی تسلیم حق شدن و اعمال حق انجام دادن. آنگاه قرآن می فرماید: بلی من اسلم وجهه لله و هو محسن.(873) یا اسلمت وجهی لله و من اتبعن.(874) در این آیات، خداوند اسلام را متعلق به وجه کرده است، یعنی با وجهش اسلام بیاورد و تسلیم شود؛ و وجه هر چیز آن طرف است که رو به ما باشد و رو به رو قرار گیرد. اگر به معنای همین چهره بگیریم، باز تاکیدی برای معنای اسلام است؛ چون چهره و صورت محل اجتماع بیشتر حواس انسان است و اگر چهره انسان تسلیم خدا باشد، یعنی با شنوایی و بینایی و چشایی و بویایی و لامسه تسلیم شده است و علاوه بر آن، با زبان و قلب رو آورده و در حقیقت با همه بدن تسلیم حق شده است. مضاف بر این، تسلیم شدن با چهره بر اقبال و خضوع توأم با عشق و دلباختگی در برابر اوامر پروردگار دلالت دارد.(875)

مراتب اسلام

البته مراتب اسلام و تسلیم شدن در برابر حضرت حق به حسب شدت و ضعف مختلف است: بعضی از مسلمانان در برابر تکالیف دشوار تسلیم می شوند و برخی تا جایی مسلم و تسلیم اند که تکالیف آسان و بی دردسر باشد. بنابراین می توان گفت اسلام مراتبی دارد: مرتبه اول همان پذیرش ظاهری فرمانهای الهی و جاری کردن شهادتین که به زبان است، اگر چه قلب موافق نباشد؛
مرتبه بالاتر اسلام تسلیم و انقیاد قلبی در برابر نوع اعتقادات حق و در پی آن اعمال صالح است، گر چه گاهی گناهی هم از او سر زند؛
در مرتبه بالاتر، شهوتها و خواسته های حیوانی و دنیوی همگی رام شخص مسلم می شود و چنان خدا را بندگی می کند که گویا او را می بیند و خلاصه از سر تا پا تسلیم خدا می شود؛
در مرتبه چهارم، مسلم دایما و قلبا و به طور شایسته مشغول وظیفه بندگی است و خود را چون عبد مملوک در برابر پروردگار می بیند و اراده و رضای مولا و محبوب خود را بر هر چیز دیگری ترجیح می دهد و می داند که هیچ موجودی و هیچ سببی در برابر خدا استقلال ندارد و خدا را مالک حقیقی و منشأ همه اثرها و سببها می داند.(876)
از این جا می توان فهمید اسلامی که خداوند در این آیه خواسته و فرموده: فلا تموتن الا و انتم مسلمون همین اسلام مرتبه چهارم است. فرموده است که همواره بر این اسلام باشید تا مرگتان در حال اسلام و تسلیمتان در برابر حضرت حق واقع شود. این همان امری است که ابراهیم فرزندانش را به آن سفارش کرد: و وصی بها ابراهیم بنیه و یعقوب یا بنی ان الله اصطفی لکم الدین فلا تموتن الا و انتم مسلمون.(877) این تسلیمی عاشقانه و انتخاب است و این زیباترین معنای واژه عشق و شوریدگی است.

160. پیامبر و اهل بیتش وسایل الهی اند، با آنان به خدا تقرب جویید

یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و ابتغوا الیه الوسیله و جاهدوا فی سبیله لعلکم تفلحون.
مائده: 35
ای کسانی که ایمان آورده اید، از خدا بترسید و وسیله ای برای تقرب به او بجویید و در راهش جهاد کنید. باشد که رستگار گردید.
الوسیلة از ماده وسل به معنای تقرب و نزدیکی؛ و نیز توصل از روی رغبت است.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در آغاز حدیثی طولانی، که درباره وسیله و اهمیت و تجسم آن در قیامت است، فرموده اند: اگر خواستید از خداوند برای من چیزی بخواهید، وسیله را بخواهید. وسیله درجه من در قیامت است که هزار پله دارد و مابین هر پله فاصله ای به اندازه یک ماه دویدون یک اسب تندرو است... ندا می آید: این درجه محمد است... و علی پیشاپیش من در حرکت است و پرچم من به دست اوست... ندایی از جانب خدا می آید که: ... هذا حبیبی محمد و هذا ولیی علی طوبی لمن احبه... پس رضوان، خازن زیباروی بهشت، کلیدهای بهشت را به من می دهد و من آنها را به برادرم، علی بن ابی طالب، می دهم و مالک خازن زشت روی جهنم...(878)
امام علی (علیه السلام) نیز در تفسیر این آیه فرمودند: انا وسیلته (من وسیله خدایم.)(879) رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز فرمودند: الائمه من ولد الحسین من اطاعهم فقد اطاع الله و من عصاهم فقد عصی الله عزوجل هم العروة الوثقی و هم الوسیلة الی الله عزوجل.(880) (امامان، از نسل حسین اند. هر که از آنان پیروی کند به تحقیق که خدا را بندگی کرده است؛ و هر کس نافرمانی شان کند به تحقیق که نافرمانی خدا را کرده است. آنان دستگیره های محکم هدایت و وسیله تقرب به خدای عزوجل اند.)
خرما نتوان خورد از این خار که کشتیم - دیبا نتوان یافت از این پشم که رشتیم
بر لوح معاصی خطر عذری نکشیدیم - پهلوی کبایر حسناتی ننوشتیم
ما کشته نفسیم و بس آوخ که بر آید - از ما به قیامت که چرا نفس نکشتیم
افسوس بر این عمر گرانمایه که بگذشت - ما از سر تقصیر و خطا در نگذشتیم
نیا که در او مرد خدا گل نسرشته است - نامرد که ماییم چرا دل بسرشتیم
ایشان چو ملخ در پس زانوی ریاضت - ما مور میان بسته دوران بر در و دشتیم
پیری و جوانی چو شب و روز بر آمد - ما شب شد و روز آمد و بیدار نگشتیم
واماندگی اندر پس دیوار طبیعت - حیف است دریغا که در صلح بهشتیم
تا چند بر این کنگره چون مرغ توان بود - یک روز نگه کن که بر این کنگره خشتیم
ما را عجب ار پشت و پناهی بود امروز - کامروز کسی را نه پناهیم نه پشتیم
گر خواجه شفاعت نکند روز قیامت - شاید که ز مشاطه برنجیم که زشتیم
باشد که عنایت برسد ور نه مپندار - با این عمل دوزخیان کاهل بهشتیم
سعدی مگر از خرمن اقبال بزرگان - یک خوشه ببخشند که ما دانه نکشتیم(881)